حباب هوش مصنوعی، 3 هزار میلیارد دلار را یک شبه پودر کرد!
بازارهای سهام آمریکا و چین در معاملات پنجشنبه و جمعه با موجی از فروش سهام شرکتهای فناوری و هوش مصنوعی مواجه شدند؛ اتفاقی که بار دیگر پرسشهایی درباره پایداری رونق اقتصادی ناشی از هوش مصنوعی و میزان واقعی سودآوری سرمایهگذاریهای عظیم در این صنعت مطرح کرده است. با این حال، کاهش ارزش سهام شرکتهای هوش مصنوعی لزوماً به معنای کاهش ظرفیت این فناوری برای افزایش بهرهوری و رشد اقتصادی نیست.
بازارهای سهام آمریکا در معاملات پنجشنبه ۵ نوامبر ۲۰۲۶ یکی از روزهای سنگین نزولی خود را تجربه کردند. شاخص نزدک بیش از ۵.۵ درصد، شاخص S&P 500 حدود ۴.۴ درصد و داوجونز بیش از ۳.۴ درصد کاهش یافتند. همزمان، سهام شرکتهای فعال در صنعت نیمهرساناها نیز با فشار فروش قابلتوجهی مواجه شد و شاخص این صنعت بیش از ۱۲ درصد افت کرد.
این موج نزولی در معاملات روز جمعه به بازارهای آسیایی نیز سرایت کرد و بورسهای چین، هنگکنگ، ژاپن و کره جنوبی را تحت تأثیر قرار داد. شاخص CSI 300 چین حدود ۱.۵ درصد و شاخص شانگهای حدود ۱.۱ درصد کاهش یافتند.
هوش مصنوعی در مرکز نگرانی سرمایهگذاران
گزارش رسانههای بینالمللی نشان میدهد که نگرانی درباره ارزشگذاری شرکتهای هوش مصنوعی و چشمانداز سودآوری آنها از مهمترین عوامل شکلگیری موج اخیر فروش بوده است.
رویترز در گزارش خود به فشار فروش در سهام شرکتهای نیمهرسانا، نتایج و چشمانداز برخی تولیدکنندگان تراشه و نگرانی درباره آینده سرمایهگذاری در زیرساختهای هوش مصنوعی اشاره کرده است.
بلومبرگ نیز تغییر انتظارات سرمایهگذاران درباره شرکتهای فناوری و احتمال افزایش محدودیتهای سیاسی و قانونی بر توسعه مراکز داده در آمریکا را از عوامل مؤثر بر تشدید نگرانیهای بازار دانسته است.

از سوی دیگر، فایننشال تایمز به احتمال گسترش موج فروش و نقش معاملات اهرمی و فروش اجباری سهام در تشدید افت بازارها پرداخته است.
در مجموع، به نظر میرسد سرمایهگذاران در حال بازنگری در انتظارات خود از سرعت رشد صنعت هوش مصنوعی هستند؛ انتظاراتی که طی سالهای اخیر به افزایش چشمگیر ارزش بازار شرکتهای فعال در این حوزه منجر شده بود.
فاصله میان ارزش اقتصادی هوش مصنوعی و ارزش بورسی شرکتها
یکی از مهمترین ابعاد تحولات اخیر، ضرورت تفکیک دو مفهوم است که گاهی در تحلیلهای اقتصادی با یکدیگر اشتباه گرفته میشوند: ارزش اقتصادی فناوری هوش مصنوعی و ارزش بازار شرکتهایی که در این صنعت فعالیت میکنند.
هوش مصنوعی ظرفیت قابلتوجهی برای افزایش بهرهوری نیروی کار، کاهش هزینههای تولید، بهبود تخصیص منابع، تسریع نوآوری و افزایش ظرفیت تولید اقتصادها دارد. این ظرفیتها میتوانند در بلندمدت به رشد اقتصادی منجر شوند.
با این حال، تحقق چنین منافعی به معنای آن نیست که تمام شرکتهای فعال در این صنعت الزاماً به سودآوری مورد انتظار سرمایهگذاران دست خواهند یافت.
بخشی از شرکتهای فناوری بر اساس فرض رشد بسیار سریع تقاضا برای خدمات هوش مصنوعی، افزایش مستمر درآمدها و سودآوری فوقالعاده در آینده ارزشگذاری شدهاند. در چنین شرایطی، حتی اگر هوش مصنوعی در اقتصاد واقعی موفق باشد، ممکن است درآمد و سود برخی شرکتها نتواند انتظارات بسیار بالای بازار سرمایه را برآورده کند.
به بیان دیگر، ممکن است یک فناوری از نظر اقتصادی بسیار ارزشمند باشد، اما سهام شرکتهای فعال در آن فناوری بیش از ارزش قابل توجیه خود قیمتگذاری شده باشند.
آیا سرمایهگذاری در زیرساختهای هوش مصنوعی بیش از اندازه بوده است؟
یکی دیگر از محورهای نگرانی بازارها، حجم عظیم سرمایهگذاری شرکتهای بزرگ فناوری در مراکز داده، تراشههای پیشرفته، تجهیزات پردازشی و زیرساختهای انرژی است.
شرکتهای بزرگ فناوری در سالهای اخیر میلیاردها دلار برای توسعه ظرفیت پردازشی هوش مصنوعی هزینه کردهاند. این سرمایهگذاریها با این انتظار انجام شده که تقاضا برای خدمات هوش مصنوعی بهسرعت افزایش یابد و درآمدهای آینده بتواند هزینههای انجامشده را جبران کند.
اما اکنون پرسش مهمی در برابر سرمایهگذاران قرار گرفته است: آیا رشد تقاضای واقعی برای خدمات هوش مصنوعی با سرعت توسعه زیرساختهای آن تناسب دارد؟

اگر ظرفیت ایجادشده سریعتر از تقاضای واقعی رشد کرده باشد، بخشی از سرمایهگذاریها ممکن است با بازدهی کمتر از انتظار مواجه شوند. چنین وضعیتی میتواند سودآوری شرکتهای فناوری را تحت فشار قرار دهد و ارزش سهام آنها را کاهش دهد.
این مسئله بهویژه برای شرکتهایی اهمیت دارد که بخش بزرگی از ارزش بازار آنها بر اساس درآمدهای پیشبینیشده در سالهای آینده شکل گرفته است.
چرا ریزش بازار آمریکا به چین سرایت کرد؟
بازار سرمایه چین نیز از تحولات والاستریت تأثیر پذیرفت. دلیل این موضوع را باید در پیوندهای گسترده زنجیره تأمین جهانی فناوری جستوجو کرد.
بسیاری از شرکتهای چینی در تولید تجهیزات ارتباطی، قطعات الکترونیکی، نیمهرساناها و سختافزارهای مورد استفاده در مراکز داده فعالیت میکنند. بنابراین، کاهش انتظارات درباره رشد صنعت هوش مصنوعی در آمریکا میتواند چشمانداز فروش و سودآوری بخشی از شرکتهای چینی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
از سوی دیگر، افت سهام شرکتهای فناوری در آمریکا موجب افزایش احتیاط سرمایهگذاران بینالمللی در بازارهای آسیایی شده است.
البته بازار چین علاوه بر عوامل خارجی، با مسائل داخلی خود نیز مواجه است و نمیتوان تمام کاهش قیمت سهام این کشور را صرفاً به تحولات والاستریت نسبت داد.
آزمون بزرگ اقتصاد هوش مصنوعی
آنچه در روزهای اخیر در بازارهای سهام آمریکا و چین اتفاق افتاده، میتواند نشانه ورود صنعت هوش مصنوعی به مرحلهای جدید از ارزیابی اقتصادی باشد؛ مرحلهای که در آن، صرف برخورداری از فناوری پیشرفته برای جلب اعتماد سرمایهگذاران کافی نیست و شرکتها باید توانایی خود را در تبدیل نوآوری به درآمد، سود و بازدهی واقعی سرمایه نشان دهند.
در واقع، مسئله اصلی این نیست که آیا هوش مصنوعی میتواند اقتصاد جهان را متحول کند یا خیر؛ بلکه این است که چه میزان از ارزش اقتصادی مورد انتظار این فناوری در چه زمانی و از طریق کدام شرکتها محقق خواهد شد.
اگرچه اصلاح ارزش سهام شرکتهای فناوری میتواند برای سرمایهگذاران زیانآور باشد، اما نباید آن را بهمعنای شکست اقتصادی هوش مصنوعی تلقی کرد. حتی ممکن است این اصلاح، زمینه را برای تفکیک شرکتهای دارای مدل تجاری پایدار از شرکتهایی که عمدتاً بر انتظارات خوشبینانه بازار تکیه کردهاند، فراهم کند.
از این منظر، ریزش اخیر بازارهای سهام را میتوان آزمونی برای انتظارات شکلگرفته پیرامون انقلاب هوش مصنوعی دانست؛ آزمونی که نتیجه آن نهتنها برای بازار سرمایه، بلکه برای آینده سرمایهگذاری، بهرهوری و رشد اقتصادی جهان نیز اهمیت خواهد داشت.