کد خبر:۷۴۳
۱۳:۵۶
۱۴۰۵/۰۸/۱۶

تحلیل هوش مصنوعی از نسخه امروز پزشکیان برای بحران انرژی!

امروز تصویری از مسعود پزشکیان منتشر شد که کمتر از یک رئیس جمهور در ایران مشاهده شد است. پای تابلو و قلم به دست. از همین رو تصویر را به هوش مصنوعی دادیم تا آن را تحلیل کند. شلوار جین، تابلوی تدریس، یک قلم در دست و نوشته ها و چارتی به فارسی و انگلیسی و اما تحلیل هوش مصنوعی چه بود؟
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی اعتدال،

این تصویر، از منظر تحلیل رسانه‌ای و ارتباطات سیاسی، ظرفیت بسیار بیشتری از یک عکس خبری معمولی دارد. در نگاه نخست، با تصویری از رئیس‌جمهور ایران در حال توضیح یا مشارکت در یک جلسه تخصصی روبه‌رو هستیم؛ اما اگر اجزای تصویر را جداگانه بررسی کنیم، می‌توان چند لایه متفاوت از پیام‌های مدیریتی، سیاسی و ارتباطی را در آن تشخیص داد.

نکته مهم این است که باید میان دو موضوع تفاوت قائل شویم:

1-      واقعیت‌های قابل مشاهده: آنچه مستقیماً در تصویر دیده می‌شود؛ مانند حالت ایستادن پزشکیان، تخته هوشمند، نوشته‌ها، نمودارها و فضای جلسه.

2-     برداشت‌های تحلیلی: پیام‌هایی که از کنار هم قرار گرفتن این عناصر می‌توان استخراج کرد.

با این تفکیک، می‌توان تصویر را از چند زاویه بررسی کرد.

۱. ترکیب‌بندی تصویر و جایگاه رئیس‌جمهور

اولین نکته قابل توجه، نحوه قرار گرفتن رئیس‌جمهور در کادر تصویر است.

پزشکیان در قسمت چپ تصویر ایستاده و تخته هوشمند بزرگ بخش عمده فضای سمت راست را اشغال کرده است. این ترکیب‌بندی اهمیت دارد؛ زیرا در بسیاری از عکس‌های رسمی جلسات دولتی، رئیس‌جمهور در مرکز تصویر، پشت میز ریاست یا در کنار سایر اعضای جلسه قرار می‌گیرد. در این تصویر، او پشت میز ریاست نیست، روی صندلی ننشسته و در موقعیت تشریفاتی متعارف قرار ندارد. در عوض، ایستاده است و در کنار یک ابزار آموزشی و تحلیلی دیده می‌شود.

 

پزشکیان + بهینه سازی + مصرف + سوخت + انرژی

این ترکیب‌بندی سه پیام احتمالی دارد:

§         تأکید بر مشارکت مستقیم رئیس‌جمهور در فرایند بررسی موضوع.

§          نمایش یک فضای کاری و کارشناسی به جای یک جلسه صرفاً تشریفاتی.

§          انتقال این تصور که موضوع انرژی در سطح عالی دولت در حال بررسی و پیگیری است.

 ۲. زبان بدن و حالت چهره پزشکیان

یکی از مهم‌ترین بخش‌های تصویر، زبان بدن رئیس‌جمهور است.

پزشکیان با پیراهن آبی روشن و شلوار تیره ایستاده است. لباس او رسمی اما فاقد تشریفات متعارف کت‌وشلوار و کراوات است. این انتخاب پوشش، در کنار محیط کاری تصویر، فضای نسبتاً غیرتشریفاتی ایجاد می‌کند. دست راست او وسیله‌ای شبیه قلم یا ماژیک در اختیار دارد و دست چپش در حالتی باز و نیمه‌افراشته قرار گرفته است. این وضعیت معمولاً در ارتباطات انسانی با توضیح دادن، تأکید بر یک نکته یا همراهی با گفت‌وگو ارتباط دارد.

از منظر ارتباطات غیرکلامی، چند نکته قابل بررسی است:

الف) حالت دست‌ها

دست چپ باز است و انگشتان آن حالت طبیعی دارند. این حالت می‌تواند با توضیح دادن یا تأکید بر یک موضوع سازگار باشد. دست راست نیز قلم را نگه داشته و این موضوع با حضور در یک جلسه مبتنی بر تخته و نمودار تناسب دارد.

ب) حالت چهره

چهره پزشکیان جدی و نسبتاً آرام است. لبخند مشخصی دیده نمی‌شود و نگاه او به سمت مقابل یا محدوده‌ای نزدیک به دوربین قرار دارد. این حالت، در فضای تصویری یک جلسه تخصصی، بیشتر تداعی‌کننده تمرکز و جدیت است تا یک موقعیت تبلیغاتی یا مراسم رسمی. بااین‌حال، از یک فریم ثابت نمی‌توان درباره میزان رضایت، نگرانی، عصبانیت یا اعتمادبه‌نفس واقعی فرد قضاوت قطعی کرد.

ج) فاصله فیزیکی با تخته

پزشکیان در فاصله نزدیکی از تخته قرار گرفته، اما مقابل آن نایستاده است. بنابراین هم شخصیت اصلی تصویر باقی می‌ماند و هم محتوای فنی و نمودارهای پشت سرش قابل مشاهده هستند. این موضوع برای انتقال هم‌زمان پیام شخصیتی و پیام تخصصی اهمیت دارد.

 ۳. تخته هوشمند؛ مهم‌ترین عنصر معنایی تصویر

مهم‌ترین عنصر این عکس نه خود رئیس‌جمهور، بلکه تخته هوشمند پشت سر اوست. چرا؟

زیرا اگر تصویر را بدون تخته در نظر بگیریم، صرفاً با عکسی از پزشکیان در یک جلسه دولتی مواجه هستیم؛ اما وجود تخته، نمودارها و نوشته‌های انگلیسی و فارسی، ماهیت متفاوتی به عکس می‌دهد. تخته هوشمند دارای زمینه آبی و خطوط شبکه‌ای است و روی آن نوشته‌ها و نمودارهایی با دو رنگ سفید و نارنجی دیده می‌شود.

نمودار+ E5 + پزشکیان

در سمت چپ تخته عبارت انگلیسی زیر به‌وضوح قابل تشخیص است:  Focus PDCA  این عبارت یکی از مهم‌ترین سرنخ‌های فنی موجود در تصویر است. PDCA مخفف چهار مرحله مدیریتی زیر است:

       Plan برنامه‌ریزی
         Do
اجرا
   Check
بررسی و ارزیابی
       Act
اقدام اصلاحی و بهبود

این چرخه در مدیریت کیفیت، بهبود مستمر، بهره‌وری سازمانی و اصلاح فرایندها کاربرد دارد. وجود این عبارت در تصویری از جلسه مدیریت مصرف سوخت و انرژی، از نظر مفهومی قابل توجه است؛ زیرا مدیریت مصرف انرژی فقط با صدور بخشنامه یا درخواست کاهش مصرف محقق نمی‌شود. به یک نظام مستمر برای شناسایی مشکلات، اجرای راهکارها، سنجش نتایج و اصلاح سیاست‌ها نیاز دارد. البته باید تأکید کرد که صرف وجود عبارت PDCA روی تخته به معنای اجرای واقعی این نظام در دستگاه‌های اجرایی نیست. چرخه PDCA و ارتباط آن با مدیریت انرژی

چهار مرحله این چرخه را می‌توان به مسئله انرژی ایران مرتبط کرد:

مرحله

کاربرد در مدیریت انرژی

برنامه‌ریزی

شناسایی نقاط اتلاف انرژی و تعیین اهداف کاهش مصرف

جرا

اجرای طرح‌های اصلاحی در صنایع، ساختمان‌ها و دستگاه‌های دولتی

ارزیابی

اندازه‌ گیری میزان کاهش مصرف و مقایسه با اهداف

اقدام اصلاحی

اصلاح سیاست‌ها و گسترش راهکارهای موفق

 

PDCA

اهمیت این الگو در آن است که به جای برخورد مقطعی با بحران انرژی، یک نظام یادگیری و اصلاح مستمر ایجاد می‌کند. برای مثال، اگر یک کارخانه پتروشیمی با اصلاح تجهیزات و مدیریت فرایند بتواند مصرف گاز خود را ۱۰ درصد کاهش دهد، باید این نتیجه اندازه‌گیری شود، عوامل موفقیت آن مشخص شود و در صورت امکان، همان الگو در واحدهای مشابه اجرا شود. این دقیقاً همان منطق بهبود مستمر است که PDCA دنبال می‌کند.

نمودار+ E5 + پزشکیان

یکی دیگر از قسمت‌های جالب تصویر، نوشته نارنجی‌رنگی است که در سمت چپ تخته دیده می‌شود. عبارت ابتدایی ظاهراً «5E» است که عبارتند از :

 Education            آموزش

مصرف‌کننده باید بداند چگونه و در کجا انرژی را هدر می‌دهد و چه روش‌هایی برای کاهش اتلاف وجود دارد.

Engineering        مهندسی

با آموزش صرف نمی‌توان مصرف انرژی یک ساختمان فرسوده، نیروگاه کم‌بازده یا کارخانه دارای تجهیزات قدیمی را اصلاح کرد. بهینه‌سازی واقعی به اصلاح فناوری، تجهیزات و فرایندهای تولید نیاز دارد.

Enforcement       اعمال مقررات و ضمانت اجرا

در مواردی که انگیزه اقتصادی کافی برای کاهش مصرف وجود ندارد، دولت باید از ابزارهای قانونی، نظارتی و تنظیم‌گری استفاده کند.

Encouragement   تشویق و ایجاد انگیزه

مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان باید از کاهش مصرف انرژی منفعت اقتصادی داشته باشند. تخفیف، مشوق مالی، تسهیلات و سازوکارهای پاداش‌دهی می‌توانند در این زمینه مؤثر باشند.

Evaluation           ارزیابی

سنجش نتایج اقدامات، اندازه‌گیری میزان کاهش مصرف انرژی و بررسی اثربخشی سیاست‌ها برای اصلاح و بهبود مستمر برنامه‌ها.

این 5  مفهوم از منظر سیاست‌گذاری عمومی بسیار مهم هستند؛ زیرا نشان می‌دهند که اصلاح الگوی مصرف انرژی صرفاً یک موضوع فرهنگی نیست.

 

 ۵. نمودار سمت راست؛ ساختار سازمانی و سلسله‌مراتب اجرایی

در قسمت راست تخته، یک نمودار سازمانی با خطوط ارتباطی و چند کادر مستطیلی دیده می‌شود.  در بخش بالایی نمودار، یک کادر اصلی وجود دارد که به نظر می‌رسد به استانداران اشاره می‌کند. از آن چند مسیر به کادرهای پایین‌تر منشعب شده‌اند.

در یکی از کادرهای پایین‌تر واژه‌ای شبیه «کارگروه» قابل تشخیص است. در بخش‌های دیگر نیز کادرهایی وجود دارند که احتمالاً به سطوح اجرایی و عملیاتی مربوط می‌شوند. با توجه به موضوع جلسه و گزارش رسمی منتشرشده، می‌توان این نمودار را در ارتباط با ساختار اجرایی مدیریت مصرف انرژی تفسیر کرد.  در واقع، مسئله‌ای که دولت با آن روبه‌روست، فقط تعیین یک هدف ملی برای کاهش مصرف نیست؛ بلکه باید مشخص شود چه نهادی مسئول اجرای برنامه است، چه نهادی بر عملکرد آن نظارت می‌کند و چه کسی در برابر عدم تحقق اهداف پاسخگو خواهد بود.

این موضوع از چند جهت اهمیت دارد:

- استانداران باید مسئولیت هماهنگی در سطح استان را بر عهده بگیرند.
-
کارگروه‌های تخصصی باید ارتباط میان دستگاه‌های اجرایی، صنایع و مصرف‌کنندگان را برقرار کنند.
-
صاحبان فرایندهای تولیدی باید در تصمیم‌گیری و اجرای برنامه‌ها مشارکت داشته باشند.
-
عملکرد دستگاه‌ها باید قابل اندازه‌گیری و ارزیابی باشد.

نکته قابل توجه این است که نمودار سمت راست، برخلاف نوشته‌های انگلیسی سمت چپ، بیشتر بر ساختار سازمانی و تقسیم وظایف تمرکز دارد. به عبارت دیگر، می‌توان دو بخش تخته را مکمل یکدیگر دانست: بخش چپ درباره ابزارهای سیاست‌گذاری و مدیریت است و بخش راست درباره سازمان‌دهی و اجرای سیاست‌ها. این ترکیب از منظر مدیریت دولتی قابل توجه است.

 ۶. ارتباط تصویر با بحران انرژی ایران

اگر عکس را از فضای جلسه خارج کنیم و در چارچوب اقتصاد ایران قرار دهیم، اهمیت آن بیشتر آشکار می‌شود. ایران با وجود برخورداری از منابع عظیم نفت و گاز، با چالش‌های جدی در تأمین پایدار انرژی مواجه است. این مسئله فقط به میزان تولید مربوط نمی‌شود؛ بلکه مصرف، شدت انرژی، فناوری تولید، فرسودگی تجهیزات، ساختار قیمت‌گذاری و کیفیت مدیریت منابع نیز در آن نقش دارند. در چنین شرایطی، مدیریت مصرف انرژی به یکی از موضوعات مهم سیاست‌گذاری اقتصادی تبدیل شده است.

اما یک مسئله اساسی وجود دارد: آیا دولت می‌خواهد با ابزارهای محدودکننده، مصرف را کاهش دهد یا قصد دارد ساختار اقتصادی و فنی مصرف انرژی را اصلاح کند؟

این دو رویکرد تفاوت بسیار زیادی دارند.

در رویکرد نخست، دولت هنگام کمبود انرژی به سراغ محدودیت مصرف، قطع برق و گاز یا اعمال سهمیه‌بندی می‌رود.

در رویکرد دوم، دولت تلاش می‌کند با اصلاح تجهیزات، فناوری، قیمت‌گذاری، بهره‌وری و انگیزه‌های اقتصادی، مصرف انرژی را به شکل پایدار کاهش دهد.

محتوای تخته هوشمند، به‌ویژه PDCA و محورهای  آموزش، مهندسی، نظارت و تشویق، بیشتر با رویکرد دوم سازگار است.

البته این فقط یک برداشت از چارچوب ارائه‌شده در تصویر است و برای ارزیابی عملکرد واقعی دولت باید نتایج اجرایی را بررسی کرد.

7 . پیام سیاسی تصویر؛ رئیس‌جمهور در جایگاه مدیر اجرایی

از منظر ارتباطات سیاسی، این تصویر را می‌توان تلاشی برای نمایش چهره‌ای متفاوت از رئیس‌جمهور در یک موقعیت مدیریتی دانست. در تصاویر معمول جلسات دولتی، رئیس‌جمهور اغلب در جایگاه ریاست جلسه قرار می‌گیرد و سایر اعضا در اطراف او حضور دارند. در این تصویر، اما تخته هوشمند و ابزارهای مدیریتی نقش برجسته‌ای دارند.  این ترکیب می‌تواند چند پیام سیاسی منتقل کند: 

نخست، نمایش مدیریت کارشناسی: دولت می‌خواهد نشان دهد که مسائل اقتصادی و زیرساختی را در قالب چارچوب‌های فنی و مدیریتی بررسی می‌کند.

دوم، تأکید بر پیگیری مستقیم: حضور رئیس‌جمهور در کنار نمودارها و نوشته‌های تخصصی، می‌تواند این پیام را منتقل کند که موضوع انرژی در سطح بالای دولت مورد توجه قرار دارد.

سوم، فاصله گرفتن از تشریفات اداری: فضای تصویر بیشتر به یک کارگاه مدیریتی شباهت دارد تا جلسه‌ای رسمی با میزهای بزرگ و صندلی‌های تشریفاتی.

چهارم، نمایش اهمیت تصمیم‌گیری مبتنی بر داده و فرایند: استفاده از تخته هوشمند و نمودارهای ارتباطی، نوعی پیام درباره ضرورت سازمان‌دهی و نظام‌مند کردن تصمیمات دولتی منتقل می‌کند.

البته باید میان پیام رسانه‌ای تصویر و واقعیت عملکرد دولت تفاوت قائل شد. تصویر می‌تواند نوعی روایت از مدیریت ارائه دهد، اما به‌تنهایی نشان نمی‌دهد که آیا ساختار اجرایی کشور واقعاً بر اساس این مدل عمل می‌کند یا خیر.

جلسه هماهنگی و بهینه_سازی مصرف سوخت و انرژی01

 8. تحلیل رسانه‌ای؛ چرا این عکس از یک عکس معمولی ارزش خبری بیشتری دارد؟

این تصویر از نظر ارزش رسانه‌ای چند ویژگی مهم دارد.

اول اینکه رئیس‌جمهور در حالتی غیرمتعارف نسبت به تصاویر رسمی دولتی دیده می‌شود.

دوم اینکه محتوای تخته هوشمند بخشی از اطلاعات جلسه را آشکار می‌کند. مخاطب فقط چهره افراد حاضر را نمی‌بیند، بلکه می‌تواند درباره چارچوب فکری و مدیریتی جلسه نیز کنجکاو شود.

سوم اینکه نوشته‌های انگلیسی و فارسی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. این موضوع به تصویر حالتی کارشناسی و مدیریتی می‌دهد.

چهارم اینکه عکس دارای عناصر روایی است. مخاطب می‌تواند از روی آن یک داستان مدیریتی بسازد: رئیس‌جمهور، مسئله انرژی، برنامه‌ریزی، ساختار اجرایی و راهکارهای اصلاح مصرف.

9. تناقض احتمالی میان مدیریت مصرف و حمایت از تولید

یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که در تحلیل اقتصادی این عکس باید به آن توجه کرد، تعارض احتمالی میان دو هدف دولت است:

( 1 کاهش مصرف انرژی

 (2 حفظ و افزایش تولید صنعتی

این دو هدف در ظاهر مکمل یکدیگر هستند، اما در عمل ممکن است تعارض‌هایی میان آنها ایجاد شود. برای مثال، اگر دولت برای کاهش مصرف گاز، محدودیت‌های یکسانی برای همه صنایع اعمال کند، ممکن است واحدهایی که فناوری قدیمی دارند یا فرایند تولید آنها به انرژی بیشتری نیاز دارد، آسیب بیشتری ببینند.

در مقابل، اگر سیاست‌های حمایتی بدون توجه به بهره‌وری اجرا شوند، ممکن است انگیزه‌ای برای اصلاح فناوری و کاهش شدت انرژی ایجاد نشود. راه‌حل اقتصادی این مسئله، طراحی سازوکارهای تفکیک‌شده است.

این دقیقاً همان جایی است که مدیریت انرژی از یک سیاست عمومی ساده به یک مسئله پیچیده اقتصادی تبدیل می‌شود.

 10. نقاط قوت و ضعف احتمالی چارچوب مدیریتی قابل مشاهده در تصویر

اگر بخواهیم چارچوب ترسیم‌شده روی تخته را از منظر مدیریت عمومی ارزیابی کنیم، می‌توان نقاط قوت و چالش‌های آن را چنین دسته‌بندی کرد؛ یک ضعف مهم که در عکس نیز نمی‌توان برای آن پاسخی پیدا کرد، مسئله سنجش عملکرد است.

نقاط قوت

چالش‌ها و ابهامات

1 استفاده از چرخه PDCA و رویکرد بهبود مستمر

1 نبود اطلاعات کافی درباره شاخص‌های ارزیابی عملکرد

2 توجه به آموزش و فرهنگ‌سازی مصرف انرژی

2 دشواری تغییر رفتار مصرف‌کنندگان

3 توجه به مهندسی، فناوری و بهینه‌سازی تجهیزات

3 نیاز به سرمایه‌گذاری سنگین و تأمین منابع مالی

4 تأکید بر نظارت، قانون‌گذاری و ضمانت اجرا

4 احتمال افزایش بوروکراسی و تعدد نهادهای مسئول

5استفاده از مشوق‌های اقتصادی برای اصلاح الگوی مصرف

5 ضرورت تأمین منابع مالی پایدار برای مشوق‌ها

6 تشکیل کارگروه‌های استانی و توزیع مسئولیت اجرایی

6 خطر تفاوت کیفیت اجرا و نظارت در استان‌های مختلف

 

برای مثال، اگر قرار باشد استانداران مسئول مدیریت مصرف انرژی شوند، باید شاخص‌های مشخصی برای ارزیابی عملکرد آنها وجود داشته باشد. صرف تشکیل کارگروه، برگزاری جلسه و صدور بخشنامه نمی‌تواند نشانه موفقیت سیاست باشد. شاخص‌هایی مانند کاهش شدت انرژی، کاهش تلفات شبکه، کاهش مصرف گاز به ازای هر واحد تولید، کاهش مصرف انرژی ساختمان‌های دولتی و کاهش قطعی انرژی صنایع، می‌توانند مبنای ارزیابی قرار گیرند.

 11. یک نکته بسیار مهم: جای خالی اقتصاد انرژی در تصویر

از منظر یک تحلیلگر اقتصادی، یکی از مهم‌ترین نکاتی که در این عکس جلب توجه می‌کند، غیبت آشکار مفاهیم اقتصادی در بخش قابل مشاهده تخته است.

در این تصویر، مفاهیم مدیریتی، سازمانی، آموزشی و مهندسی حضور پررنگی دارند؛ اما مفاهیمی مانند هزینه فرصت، قیمت‌گذاری انرژی، بهره‌وری سرمایه، بازده سرمایه‌گذاری، شدت انرژی و تحلیل هزینه ـ فایده به‌وضوح دیده نمی‌شوند.

12. تحلیل کیفیت بصری و جزئیات فنی عکس

از نظر عکاسی نیز تصویر چند ویژگی قابل توجه دارد:

- زاویه دوربین: تقریباً روبه‌رو و کمی متمایل به سمت رئیس‌جمهور است.
-
عمق تصویر: حضور تخته هوشمند در پس‌زمینه، فضای سه‌بعدی مناسبی ایجاد کرده است.
-
نورپردازی: نور نسبتاً یکنواخت است و جزئیات چهره و لباس پزشکیان به‌خوبی دیده می‌شود.
-
رنگ‌بندی: آبی غالب تصویر در کنار رنگ نارنجی نوشته‌ها، تضاد بصری مناسبی ایجاد کرده است.
-
کادربندی: رئیس‌جمهور در سمت چپ و نمودارها در سمت راست قرار گرفته‌اند؛ بنابراین نگاه مخاطب میان شخصیت اصلی و محتوای جلسه حرکت می‌کند.

یک نکته دیگر نیز وجود دارد: تخته هوشمند تقریباً نیمی از فضای بصری عکس را در اختیار دارد و این باعث می‌شود که تصویر، برخلاف بسیاری از عکس‌های سیاسی، فقط بر شخصیت رئیس‌جمهور متکی نباشد.

البته نوشته‌های تخته در بعضی قسمت‌ها به دلیل فاصله، کیفیت تصویر و دست‌خط، کاملاً خوانا نیستند.

 13. جمع‌بندی نهایی؛ این عکس چه چیزی درباره رویکرد دولت به بحران انرژی می‌گوید؟

اگر بخواهم تمام اجزای تصویر را در یک چارچوب واحد تحلیل کنم، به این نتیجه می‌رسم که عکس سه پیام اصلی دارد:

پیام اول: عبور از مدیریت مقطعی بحران انرژی به سمت مدیریت فرایندی.

وجود عبارت Focus PDCA نشان می‌دهد که چارچوب مورد استفاده در تخته، دست‌کم در سطح مفهومی، بر برنامه‌ریزی، اجرا، ارزیابی و اصلاح مستمر تأکید دارد.

پیام دوم: تلاش برای ایجاد ساختار اجرایی و توزیع مسئولیت.

نمودار سمت راست تخته، با تأکید بر ساختار سازمانی و ارتباط میان سطوح اجرایی، این برداشت را تقویت می‌کند که دولت به دنبال تبدیل سیاست‌های ملی به برنامه‌های اجرایی در سطح استان‌هاست.

پیام سوم: استفاده هم‌زمان از ابزارهای فرهنگی، فنی، حقوقی و اقتصادی.

چهار واژه Education، Engineering، Enforcement و Encouragement نشان می‌دهند که اصلاح مصرف انرژی صرفاً با توصیه اخلاقی به مردم دنبال نمی‌شود و قرار است ابزارهای متنوع‌تری به کار گرفته شوند.

اما مهم‌ترین پرسشی که این تصویر ایجاد می‌کند، پرسشی فراتر از فضای جلسه است:

آیا دولت می‌تواند چارچوب‌های مدیریتی و کارشناسی ترسیم‌شده روی تخته را به تغییر واقعی در ساختار مصرف انرژی و افزایش بهره‌وری اقتصاد ایران تبدیل کند؟

 

گزارش خطا
ارسال پیام
captcha
جدیدترین اخبار