اینفلوئنسرها مقصر نیستند، مشکل در ایران ضعف رسانههای رسمی است
، این روزها اصطلاح «انسانرسانه» در فضای رسانهای ایران بسیار شنیده میشود، مفهومی که برخی آن را معادل اینفلوئنسرها و فعالان شبکههای اجتماعی میدانند و برخی دیگر آن را پدیدهای نوظهور در عصر دیجیتال توصیف میکنند. در این میان، پرسشهای اساسی درباره تفاوت این مفهوم با «شهروند خبرنگار»، میزان تأثیرگذاری آن در وقایع مهم مانند جنگ و مراسمهای ملی و نیز چالش نبود تخصص حرفهای در میان این افراد، ذهن بسیاری از فعالان رسانهای را به خود مشغول کرده است.
در همین راستا، محمد سلطانیفر ـ استاد ارتباطات ـ در گفتوگویی با ایسنا، با نقد ریشهشناختی و مفهومی اصطلاح «انسانرسانه» و تأکید بر تحولات بنیادین وب ۲، انحصار رسانههای سنتی را شکستهشده خوانده و به تبیین الزامات جدید در عصر تولید محتوای همگانی پرداخته است.
سلطانیفر با نفی اصطلاح «انسانرسانه» آن را ترجمهای نادرست از مفاهیم غربی دانسته و تأکید کرده است که آنچه امروز در ایران رایج شده، نتیجه طبیعی تحولات وب ۲ و شکسته شدن انحصار رسانههای سنتی است؛ تحولی که به اعتقاد وی، همگان را به تولیدکننده محتوا تبدیل کرده و معیار توسعهیافتگی را از دانلود به آپلود تغییر داده است.
نقد اصطلاح «انسانرسانه»/ ترجمهای نادرست از مفاهیم غربی
دکتر سلطانیفر در ابتدای این گفتوگو با اشاره به پرسش مطرحشده درباره تفاوت «انسانرسانه» و «شهروند خبرنگار» اظهار کرد: این اصطلاحات، ترجمهشده از کشورهای غربی هستند و وقتی به فرهنگ ما وارد میشوند، یا ترجمه درستی برای آنها صورت نمیگیرد یا برداشت ناقصی از آنها داریم. به همین جهت باید مفاهیم را ابتدا در بستر کشور خودمان بازتعریف کنیم و سعی نکنیم معادل تحتاللفظی از ترجمههای گوگل یا سایر سیستمهای ترجمه را به کار ببریم که این خود اشتباه بزرگی است که رسانهایها در این قضیه مرتکب میشوند.
وی افزود: آنچه به عنوان «انسانرسانه» از آن یاد میشود، دقیقاً معادل این عبارت را نمیرساند؛ زیرا آنچه که بهعنوان انسانرسانه تعریف میشود، معادل رباتهایی است که جای انسانها را میگیرند و نقش آنان را ایفا میکنند.
دیگر نمیتوان توقع داشت فقط منِ صاحب رسانه تولید محتوا کنم
سلطانیفر در ادامه به سیر تحول رسانهها پرداخت و گفت: در گذشته، فقط گروهی متخصص حق داشتند در حوزه رسانه بنویسند و حرف بزنند و بقیه مردم، پذیرندگان محض آنچه رسانهها تولید میکردند، بودند. رسانهها در انحصار صاحبان خود بودند و کسی جز آنان نمیتوانست قلم بزند. اما با ظهور وب ۲ به بعد، خصوصیات جدیدی شکل گرفت که مهمترین آن، تولید محتوا توسط خود کاربران بود؛ بهگونهای که دیگر مخاطبمحوری معنا پیدا نکرد و کاربر جای مخاطب را گرفت.
وی تأکید کرد: دیگر نمیتوان توقع داشت فقط من که صاحبِ رسانه هستم یا تخصص آکادمیک در حوزه رسانه دارم، حق تولید محتوا داشته باشم و دیگران از این حق محروم باشند. شبکههای اجتماعی این حق را از همه ما سلب کرده و همگان را به تولیدکننده محتوا تبدیل کردهاند. جمعیت حدود ۹ میلیاردی جهان، از جمله ۸۴ میلیون نفر در ایران، همه میتوانند در جایگاه رسانه، مطلب تولید کنند و تولید محتوا انجام دهند.
مرگ انحصار رسانهای
این استاد ارتباطات با اشاره به ویژگیهای وب ۲ تصریح کرد: یکی از خصوصیات اصلی وب ۲، از بین بردن فاصلههاست. پیش از این، رسانهها بهعنوان واسطه میان مردم و مسئولان، مردم و سازمانها یا مردم و نهادها عمل میکردند، اما این واسطهگری با تکنولوژی وب ۲ از بین رفته است و مردم بدون واسطه میتوانند با یکدیگر مراوده داشته باشند. در نتیجه، پدیدهای شکل گرفته که میتوان آن را رسانههای مردمی نامید که تماماً توسط خود مردم اداره میشوند.
وی افزود: ما دیگر نمیتوانیم مطالبه کنیم که فقط کسانی که علم رسانه دارند یا تخصص آکادمیک دارند، حق رسانهای بودن دارند و دیگران فاقد این حق هستند؛ زیرا شبکههای اجتماعی این انحصار را شکستهاند. تکنولوژیهایی مانند موبایلهای مجهز به دوربین و ضبط صدا، زیرساخت وب، اینترنت و تمام پدیدههای نوین، همگی بهسمتی حرکت میکنند که همه انسانها را به تولیدکننده محتوا تبدیل کنند.
سلطانیفر با مقایسه تیراژ رسانههای سنتی و اینفلوئنسرها گفت: امروز شما میبینید افرادی که پیش از این هرگز روزنامهنگار نبودند، اما اکنون اینفلوئنسر شدهاند یا چهرههای ورزشی و هنری، تیراژهایی بسیار بیشتر از روزنامههای سنتی دارند. مثلاً لیدیگاگا ۶۰ میلیون مخاطب دارد، مارادونا ۱۱ میلیون و مسی ۱۲ میلیون مخاطب و در گذشته پرشمارترین روزنامههای جهان مانند یومیوری و آساهی در ژاپن ۱۱ تا ۱۲ میلیون تیراژ داشتند و بالاتر از آن نداشتیم. امروز این اعداد جابهجا شده است.
وی البته درخصوص تأثیرگذاری این افراد علامت سؤال گذاشت اما تاکید کرد که آنان حداقل مخاطب و تیراژ بالایی دارند.
توسعهیافتگی از دانلود تا آپلود
این استاد ارتباطات در ادامه به مفهوم توسعهیافتگی در عصر دیجیتال اشاره کرد و گفت: زمانی، توسعهیافتگی با تیراژ مطبوعات سنجیده میشد و گفته میشد اگر به ازای هر صد هزار نفر، تعداد معینی رسانه وجود داشته باشد، آن کشور توسعهیافته است. بعدها شاخص به پهنای باند و سرعت دانلود تغییر کرد اما امروز معیار توسعهیافتگی، قدرت آپلود است؛ نه دانلود. دانلود یعنی پذیرش محتوای تولیدشده توسط دیگران، اما آپلود به معنای تولید محتوای مستقل است. کشورهایی که قدرت آپلود بیشتری دارند، مانور بیشتری در مسیر توسعه دارند.
مشکل اصلی در ایران، ضعف رسانههای رسمی است
این استاد ارتباطات در واکنش به نقدهای مکرر خبرنگاران و رسانههای رسمی نسبت به اینفلوئنسرها که معتقدند این افراد جای آنان را گرفتهاند اظهار کرد: قبول ندارم که خبرنگار جایگاه خود را از دست داده باشد. خبرنگار حرفهای اگر رسانهای قدرتمند داشته باشد، هیچگاه جایگاه خود را از دست نمیدهد. مصاحبههایی که این افراد مانند آقای موگویی با مسئولان انجام میدهند، قطعاً هماهنگ شده و با پشتیبانی رسانههای رسمی صورت میگیرد.
وی افزود: اگر شما قدرت دارید، جای این افراد بنشینید و با مسئولان ارتباط برقرار کنید، بهجای انتقاد به فضایی که توسط دیگری شکل گرفته، توان خود را افزایش دهید. در بسیاری از نقاط دنیا نیز چنین وضعیتی وجود دارد؛ اما همچنان سیانان، بیبیسی و الجزیره جایگاه خود را دارند. مشکل اصلی در ایران، ضعف رسانههای رسمی است. خبرنگاران باید توان خود را بالا ببرند؛ دوران تکمحلهای بودن گذشته است. امروز یک رسانه باید ۱۰ برابر گذشته تلاش کند تا بتواند اعتبار کسب کرده و جایگاه خود را حفظ کند.
انتهای پیام