آیتالله غروی، عضو شورای عالی حوزههای علمیه: از تصمیم مسئولین نظام حمایت کنیم/ نباید اختلاف و دوقطبی در جامعه پدید بیاوریم
، یک عضو شورای عالی حوزههای علمیه سراسر کشور با تأکید بر اینکه باید از تصمیم مسئولین نظام حمایت کنیم، گفت: درست است که بحمدالله با مدیریت فرمانده کل قوا از وضعیت خوب نظامی برخوردار شدیم؛ دشمن را به نحوی ادب کردیم و تا اندازهای دشمن متوجه شد که اشتباه کرده، اما خلأهایی هم در زمینه هواپیما و جنگهای الکترونیک داشتیم. واقعیتی است که باید توجه داشته باشیم. جنگ تا چه زمانی ادامه پیدا کند؟ تا زمانی که خیال کنیم آمریکا نابود شده؟ این واقعبینانه است؟! بالأخره باید تدبیر کنیم. باید واقعیتها، منافع ملت و تابآوری جامعه خودمان را در نظر بگیریم. آیا مصلحت این است که زیرساختهای آب و برق و مراکز تسلیحاتی و نظامی ما را بزنند؟! یعنی این طرح که مقاومت تا جایی که هرچه پیش بیاید، آخرش مبهم است و در نتیجه عقلایی نیست.
مشروح گفتوگوی جماران با آیتالله سید محمد غروی را در ادامه میخوانید:
با توجه به جنگ اخیر و خسارتهای گستردهای که به کشور وارد شد، ارزیابی شما از اهداف آمریکا و اسرائیل از این حمله چیست؟
آمریکا و صهیونیسم بزرگترین جنایات عصر حاضر را بر ملت ما تحمیل کردند. این شوخی نیست که رهبر ما که در تاریخ اسلام و ایران از هر جهت نمونه بود و همچنین نیروهای نظامی و سیاسی ما را شهید کردند. حقیقت این است که سالیان سال ما را تحت فشار تحریمها گذاشتند و پیشبینی میکردند که این تحریمها فشار بر ایران وارد بیاورد و یا ایران را در برابر مقاصد آنها تسلیم کند و یا اینکه فشار اقتصادی بر مردم زمینه شورشهایی را پدید بیاورد؛ و در نهایت آنها به مقاصد خودشان دست پیدا کنند.
سالیان سال این هدف را دنبال و بزرگترین تحریمها بر ایران تحمیل کردند. فشارهای بسیار سنگینی بر ملت و نظام ما وارد آوردند. در مقاطع مختلف کارشکنیهایی داشتند که به نظام ما آسیب وارد شود. حرکتهای تند در داخل کشور مورد حمایت آنها قرار میگرفت و گاهی حتی حرکتهای تند وابسته به آنها بود.
خلف وعدههایی پدید آمد. برجام را ملاحظه کنید؛ آنچه را که باید انجام میدادند، انجام ندادند و در نهایت ترامپ از این قرارداد خارج شد. بعد با توجه به بدعهدیهای آنها دو مرحله مذاکره غیرمستقیم انجام شد، ولی جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان را بر ملت ما تحمیل کردند و دیدیم چه جنایاتی انجام دادند. هدف این بود که ایران اسلامی را سرنگون کنند. یعنی بر اساس تبلیغات رسانههای مختلف و شبکههای مجازی احساس کردند در داخل زمینهای برای شورش هست. هدف این بود که ظرف حداکثر یک هفته نظام از بین برود و بعد آنها از مرزهای مختلف وارد شوند و ایران را تجزیه کنند. میخواستند ایران اسلامی با آن قدرت در خاورمیانه نباشد و در نتیجه به طور کلی مقاومت نابود شود؛ چرا که مقاومت را نشأت گرفته از ایران تلقی میکردند.
به هیچ وجه باور نداشتند که اینطور نیروهای نظامی ما ورود پیدا کنند، به خودشان ترس و هراس راه ندهند و با استفاده از انواع موشکها و پهپادها برابر آنها ایستادگی کنند. به هیچ وجه چنین پیشبینی نمیکردند. در نهایت مجبور شدند بعضی کشورها را برای آتشبس واسطه کنند. چون نه تنها به اهدافشان نرسیدند، ادامه این وضعیت برای آنها مشکل بود. تنگه هرمز هم ابزاری بود برای اینکه آنها و بعضی کشورهای دیگر را تحت فشار قرار دهیم.
درست است که بحمدالله با مدیریت فرمانده کل قوا از وضعیت خوب نظامی برخوردار شدیم؛ دشمن را به نحوی ادب کردیم و تا اندازهای دشمن متوجه شد که اشتباه کرده، اما خلأهایی هم در زمینه هواپیما و جنگهای الکترونیک داشتیم. واقعیتی است که باید توجه داشته باشیم. جنگ تا چه زمانی ادامه پیدا کند؟ تا زمانی که خیال کنیم آمریکا نابود شده؟ این واقعبینانه است؟! بالأخره باید تدبیر کنیم. باید واقعیتها، منافع ملت و تابآوری جامعه خودمان را در نظر بگیریم. آیا مصلحت این است که زیرساختهای آب و برق و مراکز تسلیحاتی و نظامی ما را بزنند؟! یعنی این طرح که مقاومت تا جایی که هرچه پیش بیاید، آخرش مبهم است و در نتیجه عقلایی نیست.
ما شروعکننده جنگ نبودیم و درعینحال هم مدعی هستیم نسبت به خسارتهای مختلف مادی و معنوی که بر ما وارد شد. بهترین راه این است که تجارب گذشته را مورد توجه قرار دهیم و اصول مذاکره را طرح کنیم. یعنی اینطور نیست که دست از غنیسازی برداریم یا آنچه غنیسازی شده را دست آنها دهیم. اگر بنا بود تسلیم شویم، روز اول تسلیم شده بودیم. در نتیجه بنا بر این شد که تضمینهایی از دشمن گرفته شود. همچنین بنا شد برخی از اموال ما که بلوکه شده آزاد شود و محاصره دریایی را نیز بردارند. مهم این است که تا ۶۰ روز مذاکره هیچ چیزی را از دست ندادهایم و میلیاردها دلار بلوکه شده را هم به دست آوردهایم.
مسئولین ما انقلابی و معتقد به نظام و رهنمودهای رهبری شهید و رهبری جدید هستند و یک تصمیم همهجانبه گرفتهاند. یعنی شورای عالی امنیت ملی، نیروهای نظامی و نیروهای سیاسی ما تصمیمی گرفتهاند که در واقع برای ملت اصلح و به نفع مردم، کشور و نظام ما است. خدای نکرده اینچنین نباشیم که سوپر انقلابی شویم و برخوردهای ما زمینهای شود برای اینکه شقاقی در کشور پدید آید. این جمعبندی توسط دلسوزان نظام انجام گرفته و باید از آن حمایت کرد.
باید توجه داشته باشیم کسانی که امروز در عرصه کشور تصمیمگیرنده هستند سوابق بسیار خوبی دارند و اینطور نیست که بخواهند کاری بر خلاف مصالح کشور، مردم و نظام انجام دهند؛ آن هم با نظارت و اشراف مقام معظم رهبری. به فرض اگر نقدی هست، معنا ندارد که آن را با مردم طرح و دل مردم را خالی کنیم؛ یا اختلاف و دوقطبی در جامعه پدید بیاوریم، این غلط است. اگر این کارها توسط برخی نمایندگان دلسوز یا افراد سیاسی صورت بگیرد، صحیح نیست.
کسی ادعا نکرده که اینها مقام عصمت دارند، ولی اینطور نیست که عمدا اشتباه کنند یا بدون اینکه اطراف مسأله را ببینند، تصمیمی بگیرند. در نتیجه باید از دولت و تصمیمی که توسط شورای عالی امنیت ملی گرفته شده حمایت کرد. در عین حال منافات ندارد که نیروهای نظامی ما دست به ماشه و مردم هم در صحنه مراقب باشند که اگر دشمن باز بدعهدی کرد، همان آش و همان کاسه است. ممکن است دشمن باز حرکتی انجام دهد، ما هم تنگه هرمز را داریم و همچنین زمینه میشود برای اینکه نیروهای نظامی ما کارهای جدید انجام دهند. در نتیجه نباید طوری برخورد شود که وحدت به وجود آمده از بین برود.
با این جنگ و حرکت انقلابی که توسط نیروهای نظامی ما انجام گرفت و با استقامتی که دولت و مجلس ما نشان دادند، یک عده از کسانی که خاکستری هستند و تحت القائات شبکههای خارجی احساس خوبی نسبت به نظام نداشتند، احساسشان عوض شد. احساس کردند این نظام محکم و مستحکم است و میتواند در مقابل دشمنان برای حفظ و حراست از ایران مقاومت کند. در نتیجه بسیاری از افرادی که حتی در اعتراضات حضور داشتند، هویت فردی، اجتماعی و ملی خودشان را بهتر از پیش به دست آوردند و احساس قوت و قدرت کردند. باید این را حفظ کنیم.
اشاره داشتید که مذاکره تصمیم نظام است. اما چه توصیهای دارید به افرادی که بعضا تندروی دارند و حتی در خیابان به مسئولین ناسزا میگویند؟
من اعتقادم این است که اکثریت قاطع این تندرویها از عدم آگاهی، دلواپسی و وسواس بیش از اندازه است. به عبارت دیگر بسیاری از کسانی که اظهار ناراحتی و دلشوره دارند و مسائلی را مطرح میکنند، دلسوز نظام هستند ولی باید بفهمند که مسئولین بیش از ما امتحان دادهاند و خطرات مختلف را پشت سر گذاشتهاند. اینها پای نظام ایستادهاند و باید به اینها اعتماد کرد؛ برای اینکه اطلاعات وسیعتر و گستردهتری دارند. در نتیجه توصیه ما به همه کسانی که دلسوز و دغدغهمند هستند این است که کاری نکنید کشور به سوی دوقطبی کشیده شود و زمینهای به وجود آید که نظام قدرت و وحدت خودش را از دست دهد. این میتواند زمینه شود برای اینکه دشمن به ما آسیب برساند. در نتیجه خواهش ما از عزیزان این است که تقوای الهی داشته باشند.
واقعا تکان خوردم از شعارهایی که علیه وزیر محترم امور خارجه یا بعضی مسئولین دیگر میدهند؛ اینها چند سال است روی مین دارند حرکت میکنند. ما در وضعیت خاصی به سر میبریم. اینکه یک عدهای کفن بپوشند، داد بزنند و گاهی به افراد یا نهادها اهانت کنند، کارهای صحیحی نیست؛ باید در مقابل خدا جوابگو باشند. باید توجه داشته باشند که هر چیزی حساب و کتابی دارد. برخی از افراد اطلاعات ناقصی دارند و در نتیجه واقعبینانه رفتار نمیکنند و حرف نمیزنند. آنها هم باید یک مقدار به خودشان بیایند. من در کل به این حرکات بدبین نیستم ولی این حرکات را در مسیر اهداف دشمن میبینم.
اگر مقام معظم رهبری شهید زنده بودند اجازه نمیدادند که چنین زمینههایی فراهم شود و راضی نبودند به اینکه در واقع اینچنین عمل شود. اگر نظراتی دارند، از راه خودش به مسئولین منتقل کنند؛ نه اینکه دولت، مجلس، رئیس مجلس یا شورای عالی امنیت ملی را تضعیف کنند.
با توجه به اینکه کشورهای منطقه و جهان از این توافق استقبال کردهاند، مهمترین اقداماتی که در دو حوزه سیاست داخلی و خارجی باید صورت بگیرد، چیست؟ از این فرصت چگونه باید استفاده کرد؟
یکی از کارهایی که باید انجام دهیم این است که ارتباطات سیاسی با کشورهای مختلف را زیاد و به آنها منتقل کنیم که آمریکا و رژیم صهیونیستی چه جنایتهایی انجام دادهاند. الآن ما از نظر سیاسی و نظامی دست برتر را داریم. این زمینه است برای اینکه ارتباطات سیاسی داشته باشیم و مسائلی که پیش آمده را منتقل کنیم. بسیاری از کشورها خبر ندارند یا تبلیغات دشمن بهگونهای بوده که همه حقایق برای آنها روشن نشده است. واقعا ترور رهبر و سایر مسئولین ما چیز سادهای نیست؛ باید این را تبیین کنیم. یعنی حق و حقوق خودمان را اثبات و بعد مطالبه کنیم.
باید حقوقدانان ما در داخل کارهای قضایی بینالمللی انجام دهند و از طریق دیپلماسی این موارد منتقل شود. یعنی به روشهای مختلف نسبت به جنایاتی که بر ما وارد شده، احقاق حق کنیم. به اعتقاد بنده در عین حال که مذاکره الآن لازم است، باید بتوانیم با زبان دیپلماتیک این مسائل را پیش ببریم.
در مسائل داخلی چطور؟
مسائل داخلی هم انشاءالله حل شود. حقیقت این است که دولتمردان دارند کارهای خودشان را انجام میدهند. دیگران هم باید در مسائل سیاسی متعادل عمل کنند؛ بهگونهای که بتوانند وحدت ملی را حفظ کنند.