فرانسیس فوکویاما: توافق با ایران نشانه پایان جنگ است، نه تحقق اهداف آن
، فرانسیس فوکویاما، استاد دانشگاه استنفورد و از شناختهشدهترین اندیشمندان علوم سیاسی آمریکا، در یادداشتی با عنوان «هنر بیتوافقی» استدلال میکند که توافق در حال شکلگیری میان واشنگتن و تهران، بیش از آنکه یک دستاورد دیپلماتیک باشد، نشاندهنده عقبنشینی آمریکا از اهدافی است که در آغاز جنگ مطرح کرده بود. از نگاه او، اگرچه ترامپ این توافق را بهعنوان یک پیروزی معرفی میکند، اما نتیجه عملی آن بازگشت به شرایطی است که پیش از آغاز جنگ وجود داشت.
فوکویاما یادآوری میکند که دولت ترامپ جنگ را با مجموعهای از اهداف بلندپروازانه آغاز کرد: تغییر رفتار بنیادین جمهوری اسلامی، پایان برنامه هستهای، توقف حمایت ایران از متحدین منطقهای و حتی در مقاطعی طرح ایده تغییر حکومت. اما اکنون، پس از ماهها درگیری، هیچیک از این اهداف محقق نشدهاند. جمهوری اسلامی همچنان بر سر کار است، سپاه پاسداران نقش مسلط خود را حفظ کرده، برنامه هستهای ایران متوقف نشده و هیچ توافقی درباره پایان حمایت تهران از حزبالله، حوثیها یا سایر گروههای متحدش حاصل نشده است.
به اعتقاد او، مهمترین ضعف توافق این است که تقریباً همه مسائل اصلی به مذاکرات آینده موکول شدهاند. موضوعاتی مانند سرنوشت اورانیوم غنیشده، ادامه غنیسازی، نظارتهای بینالمللی و سایر اختلافات اساسی قرار است در طول آتشبس ۶۰ روزه مورد مذاکره قرار گیرند. فوکویاما معتقد است اگر ایران واقعاً آماده پذیرش این مطالبات بود، باید این تعهدات در متن توافق اولیه گنجانده میشد. از این رو، او احتمال دستیابی به توافقی جامع در آینده نزدیک را پایین ارزیابی میکند.
او همچنین توافق فعلی را با برجام مقایسه میکند و به این نتیجه میرسد که توافقی که ترامپ اکنون از آن دفاع میکند، در برخی زمینهها حتی ضعیفتر از توافق سال ۲۰۱۵ است؛ توافقی که خود ترامپ سالها آن را «فاجعهبار» توصیف میکرد. از نگاه فوکویاما، برجام محدودیتهای مشخص و قابل راستیآزمایی بر برنامه هستهای ایران اعمال میکرد، در حالی که چارچوب فعلی فاقد چنین ضمانتهایی است.
فوکویاما علت اصلی این تغییر موضع را فشارهای اقتصادی و سیاسی داخلی بر دولت آمریکا میداند. افزایش قیمت انرژی، نگرانی از تورم و تأثیر جنگ بر بازارهای جهانی باعث شده که کاخ سفید بیش از هر چیز به دنبال بازگشایی تنگه هرمز و پایان دادن به بحران باشد. به باور او، از آنجا که ترامپ تمایلی به گسترش جنگ و استفاده از نیروی زمینی نداشت، در نهایت ناچار شد به توافقی رضایت دهد که بخش بزرگی از مطالبات اولیه واشنگتن را کنار میگذارد.
او در پایان تأکید میکند که بازگشایی تنگه هرمز و کاهش تنشها بدون شک به سود اقتصاد جهانی خواهد بود، اما این موضوع نباید با موفقیت راهبردی آمریکا اشتباه گرفته شود. فوکویاما مینویسد، شاید حامیان سرسخت ترامپ این توافق را یک پیروزی بزرگ بدانند، اما برای بسیاری از ناظران، نتیجه چیز دیگری است: آمریکا پس از ماهها جنگ و صرف هزینههای سنگین، بدون دستیابی به اهداف اصلی خود به نقطهای نزدیک به وضعیت پیش از جنگ بازگشته است.
او در تندترین بخش مقاله، ترامپ را «رئیسجمهوری ناتوان و ناآگاه» (feckless and ignorant president) مینامد و استدلال میکند که توافق فعلی بیش از آنکه نماد قدرت آمریکا باشد، نشاندهنده محدودیتهای سیاستی است که جنگ را آغاز کرد، اما نتوانست اهداف اعلامشده خود را محقق سازد. از نگاه فوکویاما، در شرایط کنونی این ایران است که با حفظ رژیم، حفظ بخش عمدهای از برنامه هستهای و نگه داشتن اهرمهای منطقهای خود، دستاورد سیاسی بیشتری از این توافق کسب کرده است./جماران