کد خبر:۳۲۹
۱۶:۰۳
۱۴۰۵/۰۳/۲۷

جهان روایت‌ها: ایران در کشاکش حقیقت مجازی و بازنمایی جهانی

جهان روایت
ایران امروز در شرایط پیچیده و بی‌سابقه‌ای از نظر ارتباطات فرهنگی قرار دارد. از یک سو، فضای داخلی تحت تأثیر شبکه‌های اجتماعی سیال و پیام‌رسان‌های گوناگون دچار دگرگونی عمیق در مفاهیم هویت، حقیقت و اقتدار شده است.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی اعتدال،

طاهره جهان پرور در یاداشتی نوشت: ایران امروز در شرایط پیچیده و بی‌سابقه‌ای از نظر ارتباطات فرهنگی قرار دارد. از یک سو، فضای داخلی تحت تأثیر شبکه‌های اجتماعی سیال و پیام‌رسان‌های گوناگون دچار دگرگونی عمیق در مفاهیم هویت، حقیقت و اقتدار شده است. از سوی دیگر، فضای بین‌المللی و تصویری که از ایران در رسانه‌های جهانی ساخته می‌شود، آمیزه‌ای از بازنمایی‌های سیاسی، تقابل‌های فکری و روایت‌های انسانی است. تحلیل این وضعیت بدون بهره‌گیری از نظریه‌های علم ارتباطات، به سطحی‌نگری محکوم خواهد بود.
در نظریه کلاسیک «دروازه‌بانی» که توسط یکی از پیشگامان روان‌شناسی اجتماعی مطرح شد، رسانه‌های اصلی تعیین می‌کنند چه خبری به مخاطب برسد. اما در ایران امروز، با افول تدریجی رسانه‌های جمعی سنتی، عملاً ده‌ها هزار دروازه‌بان جدید در شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌های داخلی و خارجی ظاهر شده‌اند. هیچ رویدادی - از مسائل اقتصادی تا رویدادهای اجتماعی - بدون تفسیرهای موازی و متضاد باقی نمی‌ماند.
بر اساس نظریه «کانون‌های بسیار»، مخاطب ایرانی دیگر مصرف‌کننده منفعل نیست؛ او خود تولیدکننده و گزینشگر کانال‌های خبری است. این امر به شکل‌گیری «حباب‌های تصفیه‌شده» انجامیده که در آن هر قشر اجتماعی - از حامیان نظام تا منتقدان - روایت خود را حقیقت مطلق می‌پندارد. نتیجه فرهنگی این وضعیت، بحران حقیقت و نسبی‌گرایی هنجاری است: دیگر هیچ مرجع فراقشری برای تأیید «واقعیت» وجود ندارد. این وضعیت، دوقطبی‌های موجود در ایران را حادتر کرده، زیرا هر قطب شبکه ارتباطی خود را ساخته است.
نظریه «استفاده و کام‌یابی» بیان می‌کند که مخاطبان بر اساس نیازهای خود سراغ رسانه می‌روند. برای ایرانیان خارج از کشور که شمار آنها میان چهار تا شش میلیون نفر برآورد می‌شود، رسانه‌های داخلی و برون‌مرزی کارکردهای متفاوتی دارد: نخست، نیاز به تعلق هویتی مانند تماشای فیلم‌های فارسی و موسیقی سنتی؛ دوم، نیاز به اعتراض یا توجیه که به مصرف خبری گزینشی می‌انجامد؛ سوم، نیاز به سرمایه فرهنگی برای گفتگو با جامعه میزبان.
در داخل ایران نیز، نسل جوان یک «مخاطب ترکیبی» است. او همزمان سریال‌های نمایش خانگی را می‌بیند، ویدیوهای کوتاه را دنبال می‌کند و در پیام‌رسان‌ها اخبار سیاسی می‌خواند. این سبک زندگی ارتباطی به ظهور فرهنگ آمیخته انجامیده است: سبکی از هویت که نه سنتی است و نه کاملاً مدرن، بلکه عناصری از هر دو را به شکلی نوآورانه درهم می‌آمیزد. برای نمونه، نوجوان ایرانی ممکن است هم مداحی‌های فضای مجازی را دنبال کند و هم از موسیقی زیرزمینی لذت ببرد. این نه «شکاف نسلی» که «چندگانگی هنجاری» نام دارد.
از منظر بین‌المللی، تصویر ایران اغلب بر اساس نظریه «ساخت‌گرایی اجتماعی» تحلیل می‌شود. رسانه‌های غربی «ایران» را به عنوان یک برساخته معنایی با محوریت «تهدید» یا «شکنندگی» بازنمایی می‌کنند. رویدادهای اخیر از طریق دریچه «تقابل تمدن‌ها» کدگذاری می‌شوند. همان‌گونه که نظریه‌پرداز مشهور شرق‌شناسی نشان داد، شرق به ندرت اجازه یافته است خود را روایت کند.
اما نظریه «ارتباطات میان فرهنگی» به ما یادآوری می‌کند که ایران می‌تواند از «بازتاب معکوس» بهره ببرد. ایرانیان خارج از کشور در اروپا و آمریکا امکان نقش‌آفرینی به عنوان «سفیر فرهنگی» را دارند: نه برای دفاع از سیاست‌های داخلی ایران، بلکه برای ارائه روایت چندلایه از فرهنگ ایرانی - از شعر حافظ و سینمای کیارستمی تا دستاوردهای علمی - که در برابر روایت یک‌بعدی «حکومت سرکوبگر» قرار می‌گیرد. مشکل کنونی این است که در دو سال اخیر، به دلیل تشدید تقابل‌های سیاسی، صدای این گروه فرهنگی تا حد زیادی خاموش یا به حاشیه رفته است.
یکی از نظریه‌پردازان مطرح علم ارتباطات در نظریه «مارپیچ سکوت» می‌گوید افراد از ابراز عقیده اقلیت هراس دارند مبادا منزوی شوند. در ایران امروز، این مارپیچ در هر دو سطح داخلی و خارجی وجود دارد: در داخل، بسیاری از شهروندان معتدل از اظهار نظر در فضای مجازی خودداری می‌کنند، زیرا هم از حمله حامیان نظام بیم دارند و هم از تخریب توسط مخالفان. در خارج نیز، ایرانیان مهاجر میانه‌رو اغلب از ورود به بحث‌های قطبی درباره ایران پرهیز می‌کنند. این سکوت، فضای گفتگو را به افراطیون واگذار می‌کند.
راهکار فرهنگی کوتاه‌مدت، تقویت «دیپلماسی عمومی» با تکیه بر رسانه‌های شخصی است. تجربه ایران در افغانستان با زبان و فرهنگ مشترک، در عراق با محوریت زیارت و اقتصاد، و حتی در کشورهای همسایه شمالی می‌تواند زمینه‌ساز ساخت روایت مشترک باشد. به جای جنگ روایت‌ها بر سر «حقیقت واحد»، می‌توان بر «حقایق چندگانه» در قالب پروژه‌های مشترک فرهنگی مانند برنامه تبادل استاد و دانشجو و جشنواره‌های فیلم آنلاین میان ایران و ایرانیان خارج از کشور تأکید کرد.
شرایط کنونی ایران با نرخ بالای مهاجرت نخبگان، رشد مصرف ابزارهای فیلترشکن، و فرسایش اعتماد عمومی، نشانه یک «بحران ارتباطات» است، نه صرفاً بحران اقتصادی یا سیاسی. نظریه‌پردازانی چون هابرماس بر «کنش ارتباطی» و کاستلز بر «جامعه شبکه‌ای» تأکید دارند که جوامعی می‌توانند در عصر اطلاعات تاب‌آور باشند که «فضای عمومی» گفتگوی غیرتحمیلی داشته باشند. این فضا در ایران امروز شکننده، اما نابود نشده است. از پادکست‌های تحلیلی گرفته تا کانال‌های میانه‌رو، هنوز امکان بازسازی یک «ما»ی فرهنگی فراتر از سیاست روزمره وجود دارد. وظیفه اصلی کنونی، حفظ کانال‌های ارتباطی میان درون و برون ایران است، پیش از آنکه مارپیچ سکوت به دیوارهای صوتی غیرقابل نفوذ بدل شود.

گزارش خطا
ارسال پیام
captcha
جدیدترین اخبار