، دیپلمات باسابقه و سفیر پیشین ایران در انگلیس درباره احتمال توافق ایران و آمریکا می گوید: چشمانداز حصول یک توافق جامع در مقطع کنونی بسیار بعید به نظر میرسد. به نظر میرسد آنچه در قالب «آتشبسهای موقت» (مانند بازههای زمانی مسابقات جام جهانی یا دورههای ۶۰ روزه) دیده میشود، بیشتر نوعی فریب راهبردی از سوی طرف مقابل برای خرید زمان و تداوم فشارها بر جبهه مقاومت در لبنان و مناطق دیگر است. در همین حال، باید به تحرکات مشکوک برخی جریانهای نفوذی در داخل کشور نیز توجه داشت که با هدف ایجاد یأس، تفرقهافکنی و حمله به نهادهای تصمیمگیر، سعی در برهم زدن وحدت ملی دارند. این در حالی است که حضور آگاهانه مردم در صحنه و حفظ همبستگی داخلی، همچنان اصلیترین مانع در برابر تحقق اهداف دشمن است. مسئولین امر نیز با درایت در حال مدیریت همزمان دو عرصه «دیپلماسی» و «میدان» هستند تا ضمن صیانت از منافع ملی، از بروز بحرانهای ناخواسته جلوگیری کنند.
پرونده هسته ای ایران، علاوه بر ابعاد فنی و حقوقی، بهشدت تحت تأثیر ملاحظات سیاسی و راهبردی قرار دارد
سیدجلال ساداتیان در گفت وگو با خبرنگار شفقنا در خصوص آینده پرونده هستهای ایران و احتمال دستیابی به توافق با ایالات متحده اظهار داشت: واقعیت آن است که پرونده ایران، علاوه بر ابعاد فنی و حقوقی، بهشدت تحت تأثیر ملاحظات سیاسی و راهبردی قرار دارد. از یک سو، ایالات متحده با رویکردی که تا حدی با اهداف اسرائیل همراستا شده، در پی آن است که بر تحولات منطقه، منابع انرژی و بهویژه نفت ایران و منطقه تسلط بیشتری پیدا کند. در نگاه برخی تحلیلگران، این رویکرد در نهایت با هدف مهار رقبای راهبردی آمریکا، از جمله چین، دنبال میشود تا از این طریق، فشار بیشتری بر اقتصاد این کشور وارد و امکان امتیازگیری در حوزههایی مانند تایوان و بازارهای جهانی فراهم شود. با این حال، تا اینجای کار این راهبردها به نتیجه نرسیده است. دلیل اصلی این ناکامی آن است که ایران نیز در ابعاد نظامی، موشکی و پهپادی، توانسته پاسخهای مؤثری ارائه دهد و حتی با حمله به برخی پایگاههای آمریکا در منطقه، معادلات را پیچیدهتر کند. همچنین تسلط ایران بر تنگه هرمز، که از آن بهعنوان یکی از شریانهای حیاتی اقتصاد جهانی یاد میشود، موجب نگرانی جدی طرف مقابل شده است.
وی افزود: این وضعیت، طرف آمریکایی را در موقعیتی عصبی و ناپایدار قرار داده است. از همین رو، در مقاطعی شاهد تهدیدهای متناقض از سوی واشنگتن بودهایم؛ تهدیداتی از جنس فشار حداکثری، اعلام مهلتهای یکهفتهای یا یکماهه برای پاسخ ایران، و در مواردی حتی اعلام آتشبسهای موقت. این تناقضها نشان میدهد که آمریکا از یک سو بهدنبال حفظ وجهه خود بهعنوان قدرت برتر است و از سوی دیگر، در برابر واقعیتهای میدانی با محدودیتهای جدی مواجه شده است. در برخی تحلیلها، حتی این احتمال مطرح شده که تهدیدهای تلویحی مرتبط با سلاح هستهای نیز بخشی از همین تلاش برای اعمال فشار و زمینهسازی روانی بر افکار عمومی جهانی باشد؛ به این معنا که چنین القا شود ایران با اقدامات خود امنیت انرژی جهان را تهدید کرده و بنابراین باید از طریق فشارهای شدیدتر مهار شود. در حالی که جمهوری اسلامی ایران بارها و بهصورت صریح اعلام کرده است که راهبردی برای دستیابی به سلاح هستهای ندارد و بر حق خود برای غنیسازی در چارچوب مصارف صلحآمیز، مطابق با تعهدات و حقوق مندرج در پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای، تأکید دارد.
پرونده هستهای ایران همچنان محل مناقشه خواهد بود
رسیدن به توافق، در گروی تغییرات اساسی در رویکرد طرف آمریکایی و پذیرش واقعیتهای جدید منطقهای است
ساداتیان با بیان اینکه از منظر ایران، غنیسازی اورانیوم برای مقاصدی مانند کشاورزی، بهداشت، درمان و تأمین سوخت نیروگاهها، یک حق مشروع و قانونی است و تهران حاضر نیست این حق را بهصورت کامل کنار بگذارد گفت: در واقع، ایران بر این باور است که پس از خروج یکجانبه آمریکا از برجام و عدم ایفای تعهدات از سوی اروپا، اقدامات ایران بیشتر جنبه واکنشی و تدافعی داشته است. با وجود این، در برخی مذاکرات اخیر، ایران حتی آمادگی خود را برای پذیرش برخی محدودیتهای زمانی در زمینه غنیسازی، برای نمونه در یک بازه پنجساله، نشان داده بود؛ اما طرف مقابل بر مطالبهای فراتر، یعنی «غنیسازی صفر درصدی»، اصرار دارد. بدیهی است چنین خواستهای عملاً به معنای کنار گذاشتن کامل پرونده هستهای از سوی ایران خواهد بود؛ امری که از نظر تهران قابل پذیرش نیست. در همین چارچوب، خواستههای ایران نیز مشخص و روشن است. ایران تأکید دارد که اگر قرار است تردد در تنگه هرمز با سهولت بیشتری انجام شود، ابتدا باید به تنشها و جنگها در منطقه، از جمله در لبنان، پایان داده شود. همچنین، ایران بر توقف حملات به مراکز غیرنظامی، برداشته شدن تحریمها و آزادسازی داراییها و ذخایر مالی بلوکهشده خود در خارج از کشور تأکید دارد. در مجموع، به نظر میرسد پرونده هستهای ایران همچنان محل مناقشه خواهد بود و رسیدن به توافق، در گروی تغییرات اساسی در رویکرد طرف آمریکایی و پذیرش واقعیتهای جدید منطقهای است.
برآوردهای پنتاگون حاکی از آن است که واشینگتن از ورود به یک جنگ کلاسیک با ایران اجتناب دارد
وی تصریح کرد: در شرایط فعلی، پرونده مذاکرات میان ایران و ایالات متحده با پیچیدگیهای بیسابقهای روبهرو است. ایران خواستههای مشخصی از جمله آزادسازی داراییهای بلوکهشده و رفع تحریمها را مطرح کرده است. با این حال، طرف مقابل نه تنها در مسیر گفتگوهای سازنده گام برنمیدارد، بلکه با طرح ادعاهای غیرمنطقی، از جمله مطالبه خسارت برای حملات منطقهای از محل داراییهای ایران، عملاً در مسیر لجبازی و تنشزایی حرکت میکند. این در حالی است که تلاشهای دیپلماتیک از سوی مقامات عالیرتبه پاکستان، از جمله نخستوزیر، فرمانده ارتش و وزرای خارجه و کشور این کشور، برای میانجیگری و نزدیک کردن دیدگاههای طرفین در جریان است. با وجود تبادل پیامهای مکتوب پس از مذاکرات اخیر، کماکان فاصله معناداری میان خواستههای دو طرف وجود دارد. از سوی دیگر، علیرغم تهدیدات مکرر آمریکا مبنی بر حمله نظامی و بمباران زیرساختهای ایران، برآوردهای پنتاگون حاکی از آن است که واشینگتن از ورود به یک جنگ کلاسیک (اعم از هوایی یا دریایی) با ایران اجتناب دارد، چرا که هزینههای نظامی و تبعات آن برای آمریکا بسیار سنگین خواهد بود. با این وجود، تحرکات اخیر نظامی علیه رادارهای مستقر در قشم و ایجاد تنش در کشورهای حاشیه خلیج فارس، نشاندهنده استمرار رویکرد تقابلی است.
جریانهای تندرو در آمریکا و رژیم صهیونیستی به دنبال تخریب مسیر گفتگوها هستند
احتمال استفاده از تهدید هستهای توسط دولت ترامپ
ساداتیان با اشاره به اینکه یکی از تحولات مهم در این میان، سفر وزیر کشور پاکستان به تهران برای ابلاغ پیام «مهم» فرمانده ارتش پاکستان به مقامات عالیرتبه ایران است گفت: اگرچه محتوای دقیق این پیام محرمانه است، اما گمانهزنیهای تحلیلی حاکی از آن است که این پیام ممکن است مرتبط با تهدیدات احتمالی آمریکا برای استفاده از تسلیحات هستهای باشد. ایالات متحده با هدف فضاسازی علیه برنامه هستهای ایران، تلاش دارد افکار عمومی جهانی را متقاعد کند که اقدامات تهران به معنای دستیابی قریبالوقوع به سلاح هستهای است؛ ادعایی که بسترساز فشارهای بیشتر علیه ایران شده است. تحلیلگران بر این باورند که جریانهای تندرو در آمریکا و رژیم صهیونیستی به دنبال تخریب مسیر گفتگوها هستند تا اجازه ندهند مذاکرات به نتیجهای ملموس برسد. از این منظر، احتمال استفاده از تهدید هستهای توسط دولت ترامپ، بهویژه در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا، به عنوان یک ابزار راهبردی برای کسب پیروزی سیاسی یا فرار از بنبستهای داخلی مطرح است؛ سناریویی که در صورت وقوع، یک جنایت جنگی بزرگ محسوب میشود.
چشمانداز حصول یک توافق جامع در مقطع کنونی بعید به نظر میرسد
وی افزود: در نهایت، چشمانداز حصول یک توافق جامع در مقطع کنونی بسیار بعید به نظر میرسد. به نظر میرسد آنچه در قالب «آتشبسهای موقت» (مانند بازههای زمانی مسابقات جام جهانی یا دورههای ۶۰ روزه) دیده میشود، بیشتر نوعی فریب راهبردی از سوی طرف مقابل برای خرید زمان و تداوم فشارها بر جبهه مقاومت در لبنان و مناطق دیگر است. در همین حال، باید به تحرکات مشکوک برخی جریانهای نفوذی در داخل کشور نیز توجه داشت که با هدف ایجاد یأس، تفرقهافکنی و حمله به نهادهای تصمیمگیر، سعی در برهم زدن وحدت ملی دارند. این در حالی است که حضور آگاهانه مردم در صحنه و حفظ همبستگی داخلی، همچنان اصلیترین مانع در برابر تحقق اهداف دشمن است. مسئولین امر نیز با درایت در حال مدیریت همزمان دو عرصه «دیپلماسی» و «میدان» هستند تا ضمن صیانت از منافع ملی، از بروز بحرانهای ناخواسته جلوگیری کنند.
ضرورت همافزایی دیپلماسی، اقتدار میدانی و انسجام ملی در صیانت از منافع ملی
این کارشناس مسائل منطقه با بیان اینکه دستیابی به اهداف کلان امنیت و منافع ملی، مستلزم پیوند ناگسستنی میان «دیپلماسی فعال» و «اقتدار میدانی» است اظهار داشت: این راهبرد به معنای استمرار گفتگوها در کنار حفظ حداکثری آمادگی رزمی (حفظ دست بر ماشه) برای مقابله با هرگونه تهدید احتمالی است. علاوه بر این، حضور آگاهانه مردم در صحنه و دیپلماسی عمومیِ کنشگر در سطح جهانی، اضلاع جداییناپذیر این پازل راهبردی محسوب میشوند. لازم است تمامی این مؤلفهها بهصورت متوازن و هماهنگ، تحت مدیریت نهادهای مسئول و تصمیمگیر، بهویژه «شورای عالی امنیت ملی»، هدایت و اجرا شوند. در این میان، آسیبشناسی برخی رفتارهای ناهنجار که در قالب شعارهای ساختارشکنانه و تفرقهافکنانه ظهور میکنند، ضروری است؛ چرا که این اقدامات -صرفنظر از آنکه ریشه در منافع باندی، جناحی و یا اهداف نفوذی داشته باشند- با نصایح و هشدارهای صریح رهبری و رئیسجمهور مبنی بر ضرورت حفظ وحدت، همدلی و پرهیز از تفرقه در تضاد هستند.
دشمن در پی تضعیف اراده ملی و شکستن مقاومت مردم بوده است
صیانت از سرمایه عظیم اجتماعی یک ضرورت اجتنابناپذیر است
وی ادامه داد: دشمن با بهرهگیری از امکانات وسیع تبلیغاتی و نظامی، همواره در پی تضعیف اراده ملی و شکستن مقاومت مردم بوده است؛ با این حال، فرهنگ غنی و تمدنساز ملت ایران تاکنون مانع از تحقق این اهداف شده است. از این رو، صیانت از این سرمایه عظیم اجتماعی یک ضرورت اجتنابناپذیر است. در نهایت، شایسته است ضمن قدردانی از مسئولینی که با درایت و هوشمندی، ابعاد مختلف موضوع، از جمله دیپلماسی و میدان را بهموازات یکدیگر مدیریت میکنند، بر تقویت روحیه امید به آینده در میان آحاد جامعه تأکید ورزیم. تداوم حضور فعال مردم در عرصههای مختلف، در کنار تدبیر مسئولان و حفظ انسجام داخلی، ضامن عبور کشور از چالشهای پیشرو و تأمین منافع ملی خواهد بود.