کد خبر: ۲۵۲۸۴۱
تاریخ انتشار: ۱۷ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۱۵:۱۸
خانم غسال ایرانی در گفتگویی روایتی تکان دهنده از مرگ یک دختر بچه ساله تعریف کرد.
به گزارش رکنا، یک غسال خانم در برنامه ای روایت تکان دهنده خود را از مواجهه با مرگ یک دختر بچه شش ساله تعریف کرد.

او که ایام نوروز چند روزی را شیفت بود،در مورداین اتفاق که در همان ایام نوروز برایش افتاده بود گفت:«روز یازدهم فروردین، قرار بود با سنگ نیلوفر کار کنیم.سنگ به جایی گفته می شود که میت را برای انجام کارهای تطهیر و تغسیل روی آن قرار می دهند.هر سنگ نام یک گل دارد مثلا زنبق،بنفشه،لاله و نیلوفر.بالا سر هر سنگ یک گروه چهارنفره کار می کنند که هر کدام وظیفه ای خاص بر عهده دارند.آن روز نام من را که قرار بود بالای سر سنگ نیلوفر کار کنم صدا زدند.من هم آماده پوشیدن چکمه و دستکش شده بودم که دیدم جنازه ای که روی سنگ منتقل کردند بزرگ نبود و حدس زدم11 یا 12 سال سن داشته باشد.»

مرگ دخترک دست تپلی
این خانم غسال در ادامه گفت:«اموات باید قبل از شستشو مانع زدایی شوند ویکی از این موانع لاک است.به من گفتند که این دختربچه لاک دارد و بعد از پاک کردن لاکش از من خواستند یک بار دیگر چک کنم.

وقتی بالای سرش رفتم دیدم یک دختر بچه حدودا شش ساله است و شوکه شدم.فرشته کوچکی دیدم که سفید و تپلی بود.دستش را که در دستم گرفتم ناخواآگاه یاد بچه خودم افتادم و حس مادرانه ام زنده شد.

گاهی عده ای فکر می کنند که آدم ها در این شغل قصی القلب می شوند اما حس مادرانه یک زن همیشه زنده است.دستانش را نوازش می کردم و ناخودآگاه همان تکه کلامی که به فرزند خودم می گویم به او می گفتم.

قربان صدقه اش می رفتم و می گفتم قربونت برم دست تپلی،خدا به داد دل مادرت برسد.تا پایان کار تطهیر همانطور با او صحبت می کردم.بعد دیدم که روی سرش جای بخیه است.

ناظر شرعی که آمد گفت جراحی مغز انجام داده است و زیر عمل جراحی طاقت نیاورده است.»

فرشته کوچکم سارا
کار تطهیر که تمام شد،او را کفن کردیم و حالا باید روی کفنش چیزی می نوشتم،پرسیدم چه بنویسم که به من گفتند هر چه دوست داری بنویس.من هم نوشتم : فرشته کوچکم سارا .


نام:
ایمیل:
* نظر:
تازه‌های کسب و کار
عکس خبری