کد خبر: ۲۵۲۱۵۷
تاریخ انتشار: ۰۴ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۰۸:۲۹
امید کاجیان
به گزارش اعتدال روزنامه آرمان ملی نوشت: نگاهی به وقایع یکی دو روز گذشته می‌تواند تنها یک نکته را به مقامات کشورمان گوش‌زد کند؛ «مسیری که آنها می‌روند قطعا آن چیزی نیست که دوای درد مردم در چنین شرایطی باشد» تنها مرور بخشی از اتفاقات این یکی دوروزه بیانگر این موضوع است.
 پلان اول؛ دورگردانی چند جوان در اوج کرونا 
در اوج کرونــا و تــوصیه‌های مسئـولان و مقامات به عدم‌ایجاد هرگونه تجمع، ناگهان صحنه دورگــردانی و تحقیر افرادی که گفته می‌شود در ایام چهارشنبه‌سوری با ایجاد سروصدا مخــل آسایش مردم شده‌اند در مقابل دوربین‌ها و با حضور مامورین پلیس در شبکه‌های اجتماعی فراگیر می‌شود؛ صحنه‌هایی که متهمان به اخلال در آسایش مردم، باید در خیابان‌ها راه بروند و مانند آینه عبرت‌ها به نمایش دربیایند. اتفاقی که در مشهد رخ داد. نوع برخوردی که از دیدگاه بسیاری حتی در شرایط عادی هم ایراد دارد و ارائه تصویری ناخوشایند و بی‌مورد از خشونت پلیس و یا روش‌هایی منسوخ‌شده در جهان عصر حاضر است؛ حال آنکه این نمایش در اوج شیوع کرونا و خرده دائمی مسئولان بر اینکه مردم پروتکل‌ها را رعایت نمی‌کنند انجام شده است. این اقدام در حالی است که  چند روز قبل نیز پخش تصاویر ادعایی منتسب به تیراندازی گشت در مشهد به یک موتورسوار که البته تاریخ و چرایی آن مشخص نیست نیز سؤالاتی را به همراه داشت. این را باید درکنار یکی‌از وقایع و صحنه‌های دیگر چند وقت پیش بگذاریم، جوان مشهدی متهمی که بنابه هردلیلی، دست‌بسته به میله‌ها در ملأ عام با شوکر برقی و گاز فلفل آنقدر شکنجه شد که درنهایت جان باخت. هرچند متاسفانه از این نمونه صحنه‌ها بسیارند، نمونه‌اش اقدامات دیگر در زمین کشیدن و انداختن دختران  به ماشین گشت و... برخوردهای خارج از عرفی که وقتی گوشه‌هایی از آن در رسانه‌های اجتماعی منتشر می‌شود تنها یک اثر دارد. «افزایش خشم مردم» در کنار سایر مشکلات اقتصادی و سیاسی و اجتماعی امروز که وجود دارد.
 پلان دوم؛ تغییر یافتن عجیب اظهارات ماهی‌فروش هرمزگانی؟
احتمالا تا به امروز همه ما درددل‌های آن ماهی‌فروش اهل هرمز را شنیده‌ایم. ماهی‌گیری که با غمی از درون از گرانی‌ها می‌گوید؛ از گوشت 130هزار تومانی که نمی‌تواند بخرد، از دلی که لک‌زده برای خوردن میوه‌ها، وقتی انواع و اقسام آن را با حسرت نام می‌برد، کمتر کسی است که این‌ها را بشنود و بغض نکند. از اینکه حتی اگر ماهی‌هایش را بفروشد به زحمت بتواند مرغ بخورد. لحن این مرد آن‌گونه بود که همه او را صادق و پاک‌ترین کسی که وضع کشور را به تصویر می‌کشد معرفی کردند، وقتی از او سوال کردند زندگی را دوست داری با همان غم گفت: «زندگی خوبه باید هم به خاطر زن و بچه‌ام خوب باشه حتی اگر خود من دوست نداشته باشم زندگی را برای آنها باید ادامه بدهم.» اظهارات او چون از دل برمی‌آمد بر دل هم نشست اما ...همین دست به دست شدن گفته‌های او و تاثیرگذاری‌اش به آنجا انجامید که ناگهان فیلم عجیب دیگری از او منتشر شود. البته این‌بار در آن خبری از اظهاراتی که دیگر از دل بربیاید نیست... او در این فیلم جدید می‌گوید: «الحمدا... فراوونیه! همه چی خوبه شکر خدا و فیلم قبلی من را راضی نبودم پخش کنند و...» این در حالی است که قطع شدن چندباره فیلم دوم محسوس است و البته جملاتی که به نظر می‌رسد از پیش تعیین‌شده (!)... انتشار این فیلم دوم به هر بهانه و ازسوی هرکسی که باشد، اما باز هم درست یا غلط ماجرای بعضا اعترافات عجیب و غریبی که هر از گاهی در صدا و سیما هم می‌بینیم را تداعی می‌کند. هرچه بود نمایش اظهارات دوم این مرد برای خیلی‌ها این‌گونه معنا یافت که «حتی برای نداری هم باید بعدا پاسخگو باشی و حرفت را عوض کنی». موضوعی که قطعا مردم از آن استقبال نمی‌کنند.
 پلان سوم؛ اظهارات روحانی برای کاهش خوردن گوشت و مرغ 
هرازگاهی اظهارات مختلفی از افراد دعوت‌شده در صداو سیما می‌شنویم که مثلا در ارتباط با گرانی‌ها، مردم را توصیه به نخوردن گوشت و مرغ می‌کنند یا کم‌خوری یا خوردن سبزیجات و... اظهاراتی که همگی با حواشی بسیاری روبه‌رو شده و موج عظیمی از انتقادات را به همراه داشته است. پیش از این نیز بودند مسئولانی که از پشت تریبون‌ها مردم را به خوردن اشکنه دعوت می‌کردند و یا اینکه این اواخر یکی دیگر از چهره‌ها گفته است گوشت و مرغ که هیچ آب هم نباشد مردم باز هم پای این سیستم ایستاده‌اند و برایشان این چیزها مطرح نیست. اما گفته‌های حسن روحانی که به موازات گفته‌های همان ماهی‌فروش بیان شد. رئیس جمهور از این گفت که مردم بهتر است بتوانند رژیم غذایی خود را تغییر دهند و از مصرف گوشت و مرغ به سمت خوردن آبزیان حرکت و از این طریق پروتئین‌های بدنشان را تامین کنند. موجی از اعتراضات تازه را به همراه داشت. اینکه چرا مقام اجرائی کشور به جای تغییر وضعیت کنونی، می‌خواهد وضعیت مردم را با اوضاع بد فعلی تطبیق دهد باعث واکنش‌های بسیاری شد.
 پلان چهارم؛ بازهم ناکارآمدی واکسنی
محرومیت خودخواسته از ورود واکسن‌های معتبر به ایران، کندی در واکسیناسیون و... همه درحالی صورت می‌گیرد که بازهم وعده واکسیناسیون یک میلیون و چند صد هزار نفری که قرار بود در پایان سال 99 محقق شود و نشد و به پایان فروردین‌ماه حواله شد، رخ ندهد و به ماه اردیبهشت کشیده شود. مطمئنا که سیاست‌های ناکارآمد در واکسیناسیون مردم و سیاسی کردن این موضوع ازسوی مقامات کشورمان همانطورکه تاکنون پیامد بدی داشته در ادامه نیز خواهد داشت.
 پلان پنجم؛ اعتراضات مال‌باختگان بورس 
در این چندروز شاهد اعتراضات و شعارهایی ازسوی مال‌باختگان بورس هم بودیم. کسانی که با وعده‌های مسئولان در بورس سرمایه‌گذاری کردند و به امید گشایش اقتصادی پول گذاشتند و امروز در اوج تنگنای اقتصادی به خیابان‌ها آمدند. نشنیده‌شدن صدای منتقدان نیز قطعا کار را بغرنج‌تر می‌کند، عدم انعکاس این مسائل در رسانه‌ها یا واکنش منفعل نسبت به آن باعث تندتر شدن شعارها می‌شود. کم‌توجهی به صدای مردم ازسویی و از طرفی دیگر ندیدن مشکلات آنها یا اقداماتی مثل برخی خط‌ونشان کشیدن‌ها قطعا چیزی نیست که بتواند مسیر را به‌سمت‌و‌سوی بهبود سوق دهد. طی یکی دوروز گذشته همین چند پلان تلخ می‌تواند بیانگر این مطلب باشد  که  اگر «مسئولان» برای حل مشکلات مردم کاری عاجل نکنند، حداقل بهتر است بر نگرانی آنها نیفزاید.

نام:
ایمیل:
* نظر:
تازه‌های کسب و کار
عکس خبری