کد خبر: ۲۵۲۰۹۸
تاریخ انتشار: ۳۱ فروردين ۱۴۰۰ - ۱۴:۲۲
یکی از مشکلات منطقه کم خردی ولیعهد سیاست نابلد عربستان. جوان مجنون مسلکی که هم عربستان، هم ایران و هم سایر کشورهای مسلمان منطقه را دچار گرفتاری های روز افزون کرد. خیالات دوستی با ترامپ و امتیاز دادن به کوشنر او را متوهم کرده بود که می تواند، قطب خاورمیانه شود اما با کدام پشتوانه انسانی؟! حالا گویا سرش به سنگ خورده و قرار است مسلمانان منطقه آب خوش ازگلویشان پایین برود. ایران نیز از این رویکرد استقبال کرده، یعنی آیا آرامش بازخواهد گشت.
توافق با عربستان مهمتر از برجام و معاهده با چین

تندروها و تندروی ها وقتی جوانه می زنند، که خردمندان با نا اهلان مماشت کنند.  هم در ایران و هم در عربستان، به عنوان دو قطب مذهبی و سیاسی منطقه خاورمیانه، نتیجه مماشات عاقلان با اشرار قوت گرفتن دشمن ها شد.

عربستان در یک بازی باخت - باخت یک رهبر دینی و مرجع تقلید اقلیت شیعیان آن کشور را اعدام کرد. کاری که هیچگاه حکمرانان عاقل دست به انجام آن نمی زدند. این طرف در ایران جماعتی نادان به رهبری یک «جودو» دوست و به فرمان عوامل دشمن، به کنسولگری عربستان حمله کردند تا شعله جنگ بین دو محور شیعه و سنی بالا بگیرد.

لجاجت حاکم عربستان- ولیعهد بن سلمان- فاجعه ای دیگر را رقم زد حمله نظامی به یمن. کشوری بی دفاع که مردم آن در حالت عادی برای تامین نان شب هم مشکل داشتند، حالا درگیر تهیه توپ و تفنگ و ساختن موشک و پهپاد شده است. مردمی که تنها گذاشتن آنها مردانگی نبود.

حالا گویا عمو ترامپ رفته و جوانک عربستانی تازه دارد معنی بازی سیاست را می فهمد. آمریکا تا ابد برده دلارهای سعودی نخواهد ماند. حتی خوش رقصی های ولیعهد برای نتانیانهو نیز سبب نخواهد شد، کاخ سفید خودش را فنای این پسر بیش فعال و نا آشنا با الفبای سیاست بکند.

در گوش تندروهای ایران و عربستان خوانده اند که آمریکا یعنی نوکری اسراییل. برخی همچون بن سلمان نابخرادانه تصور می کنند که کاخ سفید و کنگره آمریکا صبح به صبح دستور جلسات خود را از تل آویو دریافت می کنند. دوست ندارند واقعیت ها را ببینند، اما زمانه نشان داه است که واقعیت ها خود را به همه تحمیل خواهند کرد.

ندیدن خورشید در روز روشن توسط کسی که خواب است یا اصلا نابینا است، دلیل بر نبودن خورشید نیست. واقعیت وجودی خورشید و حاکمیت روز خود را بر زندگی منکران یا نفی کنندگان نیز خواهد افکند.

بن سلمان بعد از 5 سال خونریزی، جنگ های نیابتی و حتی مستقیم با ایران، اکنون به آن نتیجه رسیده است که خروجی این جاه طلبی جز حقارت چزی نیست. در این فضایی که او هم از غضب ایران می ترسد و هم از قدرت دیپلماسی ایران در مذاکرات هستهای واهمه دارد، بهترین زمان است که توافقی جامع بر مبنای برد - برد با اولویت منافع اقتصادی نه مباحث ایدلئولوژیک منعقد گردد.

حتما باید به گونه ای باشد که عربستان از این قرارداد بیشتر از زمانی که با ایران در مخاصمه است بهره ببرد و صد البته ما بیاد بیشتر از عربستانی ها از مواهب توافق جدید بهره مند گردیم. اما باید به خوبی بدانیم همیشه در بر روی یک پاشنه نخواهد چرخید!

یعید است در هیچ زمانه ای دیگر در تاریخ عربستانی ها تا این حد در موضع ضعف قرار گرفته باشند. بی اعتباری فزاینده هم نزد حکومت ها و هم نزد ملت ها از یک سو رسوایی های قتل و جنون بن سلمان در قضیه یمن، قاشقچی و شیخ نمر از دیگر سو و بی نتیجه ماندن دلبری های شاهزاده در رقص شمشیر برای صهیونیست ها، همه و همه نشان می دهد با یک فرصت شناسی و تمرکز بر خواسته های استراتژیک می توان هم ایران و هم منطقه را برای ده ها سال از جنگ های مستقیم و نیابتی بی ثمر نجات داد.

هر چند مطالب بسیاری در مورد تندروهای داخلی وجود دارد که بعضا پاس های گل به دشمنان خارجی می دهند، اما باید دانست این جماعت پرنفوذ به خصوص در دستگاه های امنیتی، هنگامی که با خواست قطعی حاکمیت مواجهه می شوند به سوراخی می خزند و به جز دو سه تا از پیاده نظام ها بقیه خفقان می گیرند.

شاید توافق با عربستان در این شرایط و حل مشکلات فیمابین و بهره مندی متقابل ایران و عربستان و سایر کشورهای منطقه از خروجی این توافق بسیار مهم تر از برجام و توافق با اروپایی ها و چینی ها باشد.

در این بین عراق به عنوان میانجی می تواند یکی از انتخاب های خوب باشد. باید قبول کرد وزن سیاسی عراق هم در منطقه و هم در جهان اسلام بسیار سنگین تر از کشورهای دیگری همچون عمان و حتی ترکیه و پاکستان هست.

عراق به لحاط اینکه خود به نوعی درگیر جنگ نیابتی با ایران در منطقه شده است و از دیگر سو به دلیل پیوندهای مذهبی و مرزهای گسترده با ایران و عربستان،  از آرامش بین دو قطب خاورمیانه بیشتر از بقیه منفعت خواهد برد.

در پایان باید این را قبول کنیم در صورتی می توانیم به صلحی پایدار فکر کنیم که طرف مقابل ما نیز در این بازی برنده باشد، هر چند از سر استیصال و شکست به پای میز مذاکره آمده باشد. البته واضح و مبرهن است، در همان میز مذاکره باید به طرف مقابل هم ثابت کنیم تنها در صورتی به برد می تواند فکر کند، که ما نیز از بازی به اندزه خودمان منفعت ببریم و بعد از سوت پایان بازی ، احساس شادی بعد از بردن در ما ایجاد شده باشد.
نام:
ایمیل:
* نظر:
تازه‌های کسب و کار
عکس خبری