اعتدال: بانک مرکزی در گزارشی رسمی از نرخ تورم در فروردین سال 91، تورم دوازدهماهه فروردین را 8/21درصد اعلام کرد. این روزها بسیار درخصوص نرخ تورم شنیده میشود. در واقع هم نهادهای رسمی و هم رسانههای مختلف تلاش میکنند تا رقم اعلام شده از سوی خود را رقم صحیح و رسمی تورم موجود در کشور اعلام کنند و هریک، دیگری را متهم میکند به آنکه نرخ تورم اعلام شدهاش اشتباه است.
در واقع، فرمول تعیین نرخ تورم به این شکل است که شاخص قیمتها را با نمونهای از کالاهای موجود در سبد خانوار در سال حساب میکنند. در هر کشور، معمولا با توجه به شرایط فرهنگی و اقلیمی کالاهایی بیشتر مصرف میشود و کالاهایی کمتر، بنابراین برای محاسبه تورم باید توجه کرد که چه کالاهایی در زندگی افراد یک کشور اهمیت دارد.
فرض کنید شیر و گوشت و تخممرغ هریک میتواند در سبد مصرفی خانوار یک کشور اهمیت داشته باشد و براساس این اهمیت، به کالاها وزن میدهند و در نتیجه قیمت کالاها را براساس وزن آن محاسبه میکنند. برای تورم سالانه نیز مقایسه با شاخص در سال قبل اهمیت دارد. در سناریوی تورم چند مساله اهمیت دارد، یکی اینکه این وزنها چقدر درست ارایه شدهاند و از سوی دیگر ثبت قیمتها و همچنین کالاهایی که برای سبد تورم درنظر گرفته میشوند تا چه حد به واقعیتهای اقتصادی نزدیک هستند؟
در ایران معمولا قیمت تورم را مقامات رسمی اعلام میکنند که این نرخ اعلام شده با احساس شهروندان فرق دارد. معمولا شهروندان احساس میکنند بین قدرت خرید آنان و قیمتهای موجود در بازار با رقم تورم اعلام شده تفاوتهایی وجود دارد که البته این میتواند بیشتر ناشی از انتخاب سبد اشتباه، یا وزن و قیمتها از سوی مسوولان باشد.
درواقع بانک مرکزی یکسری فرم دارد که در آن سبد کالای خانوارها مشخص شده که آن را به صورت رندوم در میان بعضی خانوادهها پخش کرده و بعد طبق فرمولی که بالاتر توضیح داده شد نرخ تورم را حساب میکند اما مشکل آنجا هست که این فرمهای بانک مرکزی ثابت است و معمولا قیمت و وزن کالاها چندان تغییری نمیکند و میتواند قدیمی باشد و همین نیز سبب میشود تا بعضا نرخ تورم اشتباه محاسبه شود، درواقع متغیرهای تاثیرگذار معمولا با امروز حساب نمیشود و درنتیجه متفاوت میشود و نرخ رسمی اعلامشده با آن قیمتهایی که در جامعه احساس میکند یا دیگر نهادها عنوان میکند، متفاوت میشود و این نقطهضعف اساسی، محاسبه نرخ تورم نیز هست.
البته ضعفهای دیگری هم در غیرواقعیشدن محاسبه تورم دخیل هستند، بهطور مثال ما کالاها را بهصورت خورده میخریم و قیمت آن نیز بر مبنای خردهفروشی حساب میشود در حالی که قیمتها توسط مسوولان مربوطه به صورت عمده حساب شده که این خود نرخ تورم را پایینتر میآورد. نکته دیگر نوع واکنش روانی شهروندان است. بهطور مثال اگر بانک مرکزی نرخ تورم را 40درصد اعلام کند، مغازهها برای آنکه بتوانند سود کنند و به فعالیت خود ادامه دهند قیمتها را سریعا بالا میبرند و در نتیجه کالای فرضی صدتومانی را باید 140تومان خریداری کنیم.
این تاثیر روانی در شهروندان بازتاب مییابد و میتواند هرج و مرج را رقم زند، از این رو دولتها، معمولا نرخ تورم را پایینتر از واقعیت موجود اعلام میکنند. از طرفی مسوول اعلام نرخ تورم، بانک مرکزی است که براساس فرمها و روش کاری که برایش مشخص شده نرخ تورم را به طور مرتب اعلام میکند و در واقع آمار اعلام شده از سوی این نهاد است که نرخ رسمی تورم در کشور محسوب میشود؛ حتی اگر غلط باشد و نمیتوان رقمهای گفته شده از سوی رسانهها یا نهادهای دیگر را به عنوان سند رسمی محسوب کرد.
حتی اگر آمار غیردرست نیز اعلام کند باز بهتر از آن است که آمار از منابع دیگر منتشر شود و بهتر آن است که دولت از زیر مجموعه خود بخواهد تا در کنار و به موازات بانک مرکزی اقدام به ارایه آمار نکنند؛ امری که مسبوق به سابقه است و پیش از انقلاب نیز رویه بوده است. هنگامی که آمار از چند منبع اعلام شود دوگانگی به وجود میآید و در نتیجه اعتماد عمومی از بین خواهد رفت و میتواند تبعات منفی بسیاری به همراه داشته باشد.