کد خبر: ۹۹۴۴۵
تاریخ انتشار: ۰۷ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۱:۳۹

شفقنا به نقل از روزنامه آلمانی فرانکفورترآلگماینه نوشت:


ظاهرا همه چیز کاملا به آرامی گذشت و روز جمعه گذشته آن به اصطلاح عملیات انتقال قدرت از یک پادشاه مرده به یک پادشاه جدید و زنده در عربستان سعودی به طور کامل انجام گرفت. شاهزاده سلمان تنها چند ساعت پس از درگذشت برادرش  ملک عبداله لباس ولیعهدی را از تن خارج کرد و بر تخت نشست و در اولین اقدام خود ولیعهد از پیش تعیین شده را نیز معرفی کرد و بدین ترتیب حتی کسی که پس از مرگ پادشاه جدید نیز بر تخت خواهد نشست مشخص گردید اما همه این تغییر و تحولات و جابجایی ها به معنی تغییرات در سیاست های عربستان سعودی نیست. زیرا عربستان سعودی را می توان بزرگ ترین سرزمین پدیده های تغییرناپذیر عنوان کرد. عربستان تنها کشوری است که به هیچ روی از باورهای وهابی خود عدول نمی کند و در عین حال تنها این عربستان است که یک پنجم ذخایر نفتی شناخته شده جهان را در اختیار داشته و این قدرت را دارد که بهای نفت را به صورتی هدفمند تغییر دهد. این که عربستان هم ادعای رهبری جهان اسلام را داشته و هم انبوه دلارهای نفتی را در خزانه خود دارد، برای همه دنیا در حکم یک فاجعه است زیرا این کشور در واقع صادرکننده برداشتی غلط و خشونت طلبانه از اسلام است که حاصل و نتیجه آن چیزی به غیر از تکثیر آن هیولاهای تروریست چیز دیگری نمی تواند باشد و نیست.

عربستان سعودی پس از مرگ جمال عبدالناصر رییس جمهور مصر در پایان دهه شصت به ناگاه در جایگاه تنها قدرت واقعی جهان عرب سر برآورد و به عنوان بزرگترین صادر کننده نفت به یکی از مهم ترین شرکا و متحدان اقتصاد جهانی بدل شد. اگرچه که حکومت این کشور در داخل با روش هایی قرون وسطایی و واپسگرایانه با مردم برخورد می کند و نمونه آن را در هفته های اخیر در مورد آن وبلاگ نویس شاهد بودیم، اما ایالات متحده آمریکا و کشورهای اروپایی ادعا دارند که به دلیل همان دو مورد پیش گفته درباره قدرت سیاسی و اقتصادی ریاض، تصمیم گرفته اند که همچنان به همکاری های خود با عربستان ادامه دهند.

غالب کارشناسان معمولا بر این عقیده اند و پیش بینی کرده و می کنند که رژیم عربستان سعودی به شدت از سوی آن ایدئولوژی ارتجاعی وهابی مورد تهدید قرار دارد و تضادهای داخلی حاصل از آن در نهایت به فروپاشی درونی این رژیم منجر خواهد شد. این مساله اما در مورد دیگران صدق نمی کند. حسنی مبارک رییس جمهور سابق مصر بر اثر قیام عمومی در کشور سرنگون شد و بشار اسد همچنان درگیر یک جنگ نفس گیر داخلی است و صدام حسین دیکتاتور سابق عراق هم با حمله و مداخله نیروهای بیگانه از تخت به زیر کشیده شد اما قدرت منطقه ای عربستان همچنان برای سال ها پایدار باقی خواهد ماند و این در حالیست که حتی چالش های عظیم داخلی و خارجی نیز به راحتی نمی تواند تغییری در این رژیم ایجاد کند.

بر این اساس می توان گفت که رژیم حاکم بر عربستان سعودی همچنان بدون تغییر مهم ترین بازیگر جهان عرب باقی خواهد ماند اما نباید فراموش کرد که نفوذ این رژیم به عنوان یک قدرت منطقه ای به شدت کاهش یافته است. حکومت ریاض تنها در به اصطلاح جبهه غرب یعنی در مصر موفق شد که با پشتیبانی از کودتای نظامیان رییس جمهور اسلام گرا اما نامطلوب خود یعنی محمد مرسی را سرنگون کند و یکی از دوستان خود یعنی ژنرال عبدالفتاح السیسی را جانشین وی سازد. رژیم ریاض در سه جبهه دیگر اما با خطرهای بزرگی روبرو است. عربستان سعودی در جنوب فروپاشی دولت یمن را می بیند و دم نمی تواند بزند زیرا این مساله در واقع پیامد شکست سیاست های عربستان محسوب می شود. در شرق مرزهای خود شاهد نفوذ رو به افزایش ایران به عنوان قدرت حامی شیعیان منطقه است و بالاخره و به ویژه در شمال گروهی به نام "داعش" را در برابر خود دارد که هدف بعدی خود را سرنگونی نظام پادشاهی عربستان سعودی اعلام کرده اند.

و عربستان سعودی تا به امروز هیچ پاسخی برای این چالش ها و خطرات پیدا نکرده است. دیپلماسی سعودی در یمن چنان بی برنامه است که که شورشیان حوثی به راحتی از خلاء قدرت در این کشور سود برده و خود این خلاء را پر می کنند. در همان حال ریاض که در تلاش برای نزدیک شدن به واشنگتن و تهران ناکام مانده رفته رفته نفوذ خود از بغداد گرفته تا دمشق و بیروت را از دست می دهد. افزون بر آن پادشاهی سعودی از سوی تروریست های داعش نیز به شدت تحت فشار قرار دارد. سالخوردگی دربار سعودی و حاکمیت مردان سالخورده بر این کشور مهم ترین دلیل این ناتوانی در سیاست های داخلی و خارجی به شمار می آید. پادشاه جدید 79 سال دارد و وزیر خارجه عربستان از چهل سال پیش در این پست است و هیچ یک از این مردان سالخورده نمی تواند دیدگاهی به روز و مناسب در مورد مشکلات امروز جهان داشته باشد. از سوی دیگر گروه داعش آن مشروعیت دروغین سعودی ها مبنی بر رهبری جهان اسلام را خدشه دار کرده و دربار سعودی برای کسب مشروعیتی تازه باید هر چه زودتر و به عنوان تنها راه حل از الگوهای داعش فاصله بگیرد.

البته ملک عبداله پادشاه تازه درگذشته عربستان تا حدودی چنین روندی را رهبری و دنبال می کرد. اما جانشینان او برای انجام سه وظیفه اصلی خود وقت چندانی ندارند. به باور کارشناسان امور عربستان این سه وظیفه به این صورت توصیف می شود: حاکمان عربستان باید آن پیوندهای خود که از سال 1744 میان آل سعود و خاندان عبدالوهاب برقرار است به سرعت بگسلند و به مردم حقوق و امکان مشارکت بیشتری بدهند. از سوی دیگر در سال های آینده باید حداقل چهار میلیون امکان شغلی جدید برای جوانان این کشور ایجاد شود. در همان حال باید امتیازهای غیرعادلانه چندهزار شاهزاده سعودی از بین برود و چنانچه این سه وظیفه و تکلیف عملی نشود بی تردید نارضایتی های مردم از دربار سعودی ابعادی مرگبار به خود خواهد گرفت و سرنوشتی نامعلوم در انتظار حاکمان ریاض خواهد بود.

عربستان سعودی از خارج از سوی دشمنان و مناقشات متعدد محاصره شده است و در داخل نسل جوان و تحول خواهی را در برابر خود دارد که خواهان تغییرات و اصلاحات سریع هستند و عقیده دارند که نسل حاکمان سالخورده در برابر آنان مانع تراشی می کنند اما انتصاب شاهزاده "محمد بن نایف" وزیر کشور پیشین به عنوان ولیعهد جدید عربستان نشان داد که خانواده آل سعود همچنان مانند گذشته برای حفظ ثبات و جنگ علیه ترور جایگاه مهم تری از خواست های جوانان قایل می شوند، خواست هایی که حداقل بخشی از آن در دوران ملک عبداله در قالب انجام برخی اصلاحات به آن عمل می شد. در عین حال یک خبر خوش هم به گوش می رسد: محمد بن نایف به عنوان مرد قدرتمند جدید عربستان اعلام کرده است که در مورد مساله ترور هیچ مسامحه ای وجود نخواهد داشت و وی با اصول ایدئولوژیک تروریسم نیز مبارزه خواهد کرد. این مساله می تواند عربستان سعودی را از داخل تقویت کند اما به هیچ عنوان اهمیت از دست رفته این کشور به عنوان یک قدرت غالب در منطقه را احیا نخواهد کرد.

نام:
ایمیل:
* نظر:
تازه‌های کسب و کار
عکس خبری