کد خبر: ۸۶۵۷۵
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۱ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۰:۱۳
هیچگاه در جنگ حس کشتن نداشتیم به همین دلیل هم تعداد اسرای عراقی بسیار زیاد بود. به عنوان مثال فقط در عملیات «الی بیت المقدس» حدود 19هزار اسیر گرفتیم اما هرگز آنها را نکشتیم و در همان حال به آنها آب و دارو دادیم.

به گزارش ایسنا، جملات بالا بخشی از خاطرات سردار حسین علایی از فرماندهان دوران دفاع مقدس است که به موضوع نوع رفتار رزمندگان ایران با دشمن بعثی پرداخته است.

سردار علایی می‌گوید: خود من در اتاق فرماندهی یکی از این عراقی‌ها را بدون اینکه دستش بسته باشد نگه داشتم.از او می خواستم تا عربی به ما بیاموزد و گاهی هم صحبت‌های عراقی‌ها را برایمان ترجمه کند تا یاد بگیریم. این اسیر عراقی با ما زندگی می‌کرد و با ما غذا می‌خورد حتی در اتاق اسلحه نیز بود اما از آنجایی که این اعتماد دو طرفه بود هیچگاه مشکلی برایمان پیش نیامد.

در عملیات «والفجر8»( آزادسازی فاو) نیز رزمندگان ایرانی توانستند هواپیمایی را ساقط کنند. خلبان این هواپیما با چتر نجات از درون هواپیما به بیرون پرید و در حال پایین آمدن بود. برخی از رزمندگان ما از آن جایی که تاکنون چنین چیزی را ندیده بودند با این تصور که این چتر بمب است به و سوی او در آسمان شلیک می‌کردند که خیلی سریع جلوی شلیک آن‌ها را گرفتیم. خلبان این هواپیما که بارها ما را بمباران کرده بود بسیار قوی هیکل و درشت اندام بود. بسیار ترسیده بود. اما اولین سوالی که از او پرسیدم، این بود که «توبا این هیکل بزرگت چگونه در کابین هواپیما جا شدی؟» او جا خورد و بعد به او آب دادیم تا سرحال شود.

******

حدود 200 عراقی به دلیل جزر و مد آب در بستر رودخانه‌ای که باتلافی بود گیر کرده بودند و نمی‌توانستند بیرون بیایند. آنها در باتلاق فرو می‌رفتند و نمی‌توانستند حرکتی انجام دهند.ما می‌توانستیم همه آن‌ها را خلاص کنیم اما با این حال حتی یک نفر از رزمندگان ایران به طرف آنها شلیک نکرد و علیرغم اینکه به نیرو نیاز داشتیم اما تعدادی از آنها را در آن جا مستقر کردیم تا با طناب جان تک تک آنها را نجات دهند.

این مصداق‌ها نشان می‌دهد که حتی در شرایط خاص هم به عراقی‌ها تیر خلاصی شلیک نکردیم تا آنجا که من فرمانده بودم هیچگاه ندیدم کسی تیر خلاص شلیک کند. در حقیقت این رفتار نیروهای ایرانی برگرفته از عقیده امام(ره) بود که معتقد بودند: «عراقی‌ها فریب خورده‌اند و ما باید آنها را از دست صدام نجات بدهیم.»

سردار حسین علایی در کارنامه فعالیت‌های خود مسئولیت‌هایی همچون فرماندهی سپاه آذربایجان‌شرقی از ابتدای سال 1359، فرماندهی بسیج مستضعفین آذربایجان‌شرقی در زمان قبل از الحاق به سپاه از اواخر سال 1359، فرماندهی سپاه آذربایجان‌غربی در سال 1360، جانشینی واحد طرح و عملیات ستاد مرکزی سپاه در سال 1361،ریاست ستاد قرارگاه خاتم‌الانبیاء(ص) سپاه از اواخر سال 1362، تشکیل «قرارگاه نوح نبی(ع)» و تصدی فرماندهی آن از سال 1363، تأسیس نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سال 1364 و تصدی فرماندهی آن در دوران دفاع‌مقدس و تا سال 1369، قائم مقامی وزیر دفاع وقت از سال 1370 و ریاست ستاد مشترک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از سال 1376 تا 1379 را دارد.
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
|
-
|
۱۲:۲۳ - ۱۳۹۳/۰۵/۲۱
0
0
من هم توی جنگ بودم آقای عالایی شما را هم واقعا دوست دارم اما این چه حرفیه که ما اسیر عراقی را در اتاقی که اسلحه هم بود نگه میداشتیم ؟گیرم اون اسیر به هر دلیلی اقدام به استفاده از اون اسلحه یا اسلحه ها نکرد اما شما به عنوان یه فرد نظامی چگونه اصول اولیه نظامی گری را اینجور زیر سوال میبری ؟ بیان این حرف ها غیر از اینکه نشون بده ما در جنگ علی اصغری رفتار می کردیم چه نتیجه دیگری دارد بعدش هم آقای علایی لطفا بفرمایید که اون اسیر عراقی و اون سنگر فرماندهی کیلومتر ها از صحنه نبرد فاصله داشت تا ملت فکر نکنند ما در خط مقدم به دشمن خود اینجور سر سری رفتار می کردیم کدام اسیر نظامی است که در فکر خلاص کردن خودش نباشد مگر اینکه یا خیانتکار باشد یا امکان فرار برایش نباشد بی زحمت مثل فیلمهای سینمایی کارگردان های جبهه ندیده دشمن را در حد آدم های ترسو و بزدل بی دست و پا پایین نیارید
نام:
ایمیل:
* نظر:
عکس خبری