کد خبر: ۶۹۷۴۷
تاریخ انتشار: ۱۱ آذر ۱۳۹۲ - ۰۶:۰۹
میراث مدرس برای مجلس؛

سیما پروانه گهر در سایت خانه ملت نوشت:

جایگاه سیدحسن مدرس در نقل تاریخ سیاسی ایران بیشتر متکی بر رویکرد ایدئولوژیستی وی در پیوند سیاست و دیانت بوده و وجه بسیار مهم و الگومدارانه پارلمانتاریستی شخصیت مدرس در سایه قرار گرفته است.

 

سالروز شهادت سیدحسن مدرس در تقویم جمهوری اسلامی ایران به عنوان «روز مجلس» نامگذاری شده است. این نامگذاری البته هر ساله با برگزاری مراسمی در راستای یادبود این شهید بزرگوار تداوم می‌یابد و هر ساله جمله تاریخی وی مبنی بر «دیانت ما عین سیاست ما و سیاست ما عین دیانت ماست» نقل قول می‌شود، اما جایگاه آیت الله سیدحسن مدرس در نقل تاریخ سیاسی ایران بیشتر متکی بر همین منبع ایدئولوژیستی بوده و وجه بسیار مهم و الگومدارانه پارلمانتاریستی وی در سایه قرار گرفته است. مدرس اگر چه در تمام مدت کسوت نمایندگی در جهت تحقق ایدئولوژی پیوستگی دین با سیاست گام برداشت -که بعد از بهمن ۵۷ این ایدوئولوژی در راس نشست و پیروز شد- اما در این بین با گذشت بیش از ۷۰ سال از سالروز شهادت وی هنوز درس‌هایی از کسوت نمایندگی مدرس به عنوان وکیل ملت برای همتایان امروزی‌اش قابل بهره برداری است. الگو و میراثی که باید همواره در قلب تپنده دموکراسی یعنی مجلس مورد دقت قرار گیرد.

 
مدرس مصداق بارز مفهوم نقش نظارتی مجلس است
 
 
در انتخابات دور دوم مجلس شورای ملی که استبداد صغیر انجام گرفت، مراجع نجف بر اساس فصل دوم متمم قانون اساسی بیست نفر از مجتهدان طراز اول از جمله سید حسن مدرس را به مجلس شورای ملی معرفی کردند تا پنج نفر از میان آنان برگزیده شود. مجلس شورای ملی در جلسه ۷ شعبان ۱۲۹۸، مدرس و ۴ نفر دیگر را برای انجام وظایف به عنوان مجتهدانی که وظیفه تطبیق نظارتی دارند، انتخاب نمودند. مدرس در این کسوت در ۲۰۰ جلسه نخست حضور خود در تهران سکوت کرده و به دور از حاشیه و قیل و قال سیاسی به تهیه گزارش‌های نظارتی می‌پردازد و از جلسه ۲۰۰ تا ۳۲۶ بیش از ۶۰ نطق ایراد می‌کند که ۱۵ مورد آن درباره موضوعات اقتصادی، ۱۱ مورد در خصوص مسائل سیاسی و ۵ مورد نیز درباره مسائل فرهنگی و ۲۹ نطق نیز در خصوص مسائل قضایی و حقوقی است. نوع موضع گیری مدرس و نطق‌های تند و شدید وی در پایان عمر مجلس دوم در برابر اولتیماتوم دولت روسیه برای اخراج مورگان شوس‌تر آمریکایی که در ‌‌نهایت به بهای انحلال این مجلس توسط ناصر الملک نایب السلطنه تمام می‌شود، به خوبی گویای تداوم رویکرد نمایندگی و وکیل حقیقی مردم بودن، مدرس به جای سیاستمداری و سیاست زدگی است. این برگ از الگوی مدرس برای وکلا مسیر روشنی در جهت اهمیت برتری دادن نظارت معقولانه و قانون مدار و مبتنی بر روشن بینی است.
 
مدرس به کسوت نمایندگی اعتبار می‌دهد نه کسوت نمایندگی به مدرس!
 
 
بعداز سه سال تعطیلی قهری مجلس، مدرس با کسب حدود یک چهارم کل آراء تهران به عنوان نماینده مردم راهی مجلس می‌شود. این دور از مجلس نیز مصادف با آغاز جنگ جهانی اول است. هنگامی که نیروهای متفق با نقض بی‌طرفی وارد خاک ایران می‌شوند و تهران در معرض اشغال نیروهای نظامی روس قرار می‌گیرد، مدرس به همراه گروهی از ملیون و نمایندگان مجلس در آبان ۱۲۹۴ به قم و کرمانشاه مهاجرت می‌کند. این الگوی تاریخی نشان می‌دهد که جایگاه وکیل ملت بودن برای مدرس جایگاه خدمت است و اوست که با عملکرد و رفتاری مسئولانه به اینجایگاه ارزش و اعتبار می‌دهد.
 
اخلاق سیاسی مقدم بر ژست سیاسی
 
 
پی گیری در کار‌ها و سازش ناپذیری مدرس با تمایلات افسارگسیخته رضاخان برای اعطای امتیاز به انگلیس، نشانگر بعد مهم شخصیت مدرس به عنوان یک نماینده ضد استعمار و استبداد است. مدرس نماد پایمردی در برابر تهدید و تحدید است کما اینکه در آن زمان که رضاخان شاه شد و صدا از کسی بر نمی‌خواست، مدرس آشکارا فریاد می‌زد: «من با این دستگاه از اساس مخالفم». وی در پاسخِ پیغام رضاخان که باید دست از سیاست بردارد، می‌گوید مبارزه سیاسی به ویژه با دستگاه وی فریضه اوست. مدرس هرگز جایگاه خود را در مجلس سد یا همواری برای حرکت خود در جهت منافع کشور نمی‌بیند. در مجلس چهارم لیدر اکثریت نمایندگان است و در مجلس پنجم لیدر اقلیت اما این تغییر جایگاه تغییری در رفتار و منش وی نمی‌دهد.
 
نگاه مدرس محدود به دوره‌های نمایندگی‌اش در مجلس نیست
 
 
امروزه به خصوص از جانب برخی افراد بسیار تلاش می‌شود تا چهره‌ای خشک و متعصب و رادیکال از مدرس ارائه شود. این در حالی است که مدرس هرگز نه افراطی بود نه افراطیون در هر قطب او را دوست داشتند. اگر چه مدرس سیاست را از علوم نظری می‌داند، اما تاریخ گواهی می‌دهد که مدرس برای عقیده و نظر هر کسی ارزش خاص قائل است و اعتقاد دارد در کار سیاست واپس نگری و محدود بودن اندیشه و تفکر سیاسی در مقطع زمانی مشخص تنگ نظری سیاسی است. از دیدگاه مدرس، سیاستمداری که تا یک قرن بعد از خود را مورد توجه قرار می‌دهد و فعل و انفعالات آن را در نظر می‌گیرد، می‌تواند مفید باشد. برای تفهیمِ بیشترِ فلسفه سیاسیِ خود در یکی از نطق‌های خویش برای مجلسیان ـ که درک سخن برایشان مشکل بود ـ به سادگی بیان می‌دارد: «اگر کاری را بدون تحقیق و از روی شبهه، دولت و وزرا انجام دادند، نه تنها ضرر اساسی برای ما دارد، بلکه ضرر کلی برای استقلال و آزادی اولادان ما تا پنج هزار سال بعد دارد» که تا پنج هزار سال بعد قدم به عرصه وجود می‌گذارند. او تنها نسبت به نسل زمان خود احساس مسئولیت نمی‌کند؛ بلکه بار سنگین و توان فرسای دفاع از حقوق فردی و اجتماعی فرزندان پنجاه قرن بعد این سرزمین را بر دوش دارد.
 
مدرس «اراده ملت» را در کارنامه نمایندگان مجلس جایگزین جایگاه «قبله عالم» می‌کند
 
مسائل سیاسی اجتماعی ایران را می‌توان با مرز «نمایندگی مجلس مدرس» به خوبی از یکدیگر تفکیک کرد. تا پیش از ورود مدرس به مجلس هیچ قدرتی قادر نبود به حریم شاه و درباریان نزدیک او حمله کند یا کوچک‌ترین مخالفتی با روش استبدادی آنان ابراز دارد؛ حتی پس از پیروزی مشروطیت، همچنان شاه عظمت و قدرت حاکمیتِ مطلقِ خود را حفظ کرده و در قانون اساسی سلطنت ودیعه‌ای الهی قلمداد شده بود که به شخص پادشاه تفویض شده است. مدرس این قانون هزاران ساله را می‌شکند و «اراده ملت» را در کارنامه نمایندگان جایگزین جایگاه «قبله عالم» می‌کند. وی در این باره می‌گوید: «ما بر هر کس قدرت داریم... ما قدرت داریم پادشاه را عزل کنیم؛ رئیس الوزرا را عزل کنیم؛ قدرتی که مجلس دارد هیچ نیرویی نمی‌تواند در مقابلش بایستد». مدرس بنیان گذار مکتب سیاسی جدیدی در عصر خود است که قدرت حاکمیت حق مسلم ملت‌ها توصیف می‌شود.
 
مدرس قهرمان مبارزه با استعمار است اما معنی دیپلماسی را به خوبی می‌داند
 
مدرس نماد مبارزه با استعمار است. در مجلس مانع از انعقاد قرارداد ننگین ۱۹۱۹ می‌شود اما مدرس هرگز تندرو و یکجانبه نگر نیست. سید شهید مفهوم دیپلماسی و رایزنی با دیگر کشور‌ها را به خوبی و در جایگاه خود می‌داند، اما هرگز مرز این مقوله را با زیر سوال بردن عزت و استقلال ایران گم نمی‌کند. نمونه کامل دیپلمات شخصیت انقلابی مدرس در زمانی است که مدرس به همراه جمعی از نمایندگان مجلس در آبان ۱۲۹۴ به کرمانشاه و قم مهاجرت کرده و در آنجا وزیر عدلیه و اوقاف دولت موقت می‌شود، اما پس از ناکامی دولت موقت، مهاجران ناگزیر به خاک عثمانی می‌روند. در تمام مدت جنگ، مدرس در خاک عثمانی می‌ماند و چندین بار با سلطان عثمانی و مقامات درجه اول آن کشور مذاکراتی می‌کند.
 
مدرس بدی یک دولت را به دولت بعد نمی‌کشاند، اما همواره ناظر دولت‌ها است
 
در اوایل ۱۲۹۷ کشور به دلیل ضعف صمصام السلطنه درگیر مشکلات جدی می‌شود که در این بین تحصن جمعی از روحانیون در ‌‌نهایت منجر به عزل صمصام و رییس الوزرایی وثوق السلطنه می‌شود. در این بین مدرس هر آنچه در توان دارد برای کمک و مشاوره دادن به وثوق انجام می‌دهد و تثبیت می‌کند که نماینده مجلس نباید در قامت «منتقد همیشگی» فرو رود. در مقابل نیز آن زمان که زانوان وثوق در برابر قرارداد ۱۹۱۹ سست می‌شود و مدرس منافع ملت را در خطر می‌بینند، منتقد‌ترین منتقد وثوق السلطنه می‌شود. در ‌‌نهایت نیز همین مخالفت و ایستادگی قرارداد ۱۹۱۹ را نقش برآب می‌کند.
 
مدرس با بی‌قانونی سر سازگاری ندارد
 
با روی کار آمدن دولت سید ضیاالدین طباطبایی به برکت کودتا، مدرس به زندان می‌رود و ۹۰ روز حکومت سید ضیا را در زندان می‌گذارند. آغاز مجلس چهارم پس از آزادی مدرس است، اما سید شجاع بدون هراس از زندان هرآنچه در توان دارد برای رد اعتبار نامه نزدیکان سید ضیا در مجلس انجام می‌دهد. از اساس مدرس در مجلس چهارم لیدر اکثریت است و در این دوره است که مقابل رضاخان سردارسپه که وزیر جنگ است، قرار می‌گیرد و در ۱۲ مهر ۱۳۰۱ پشت تریبون مجلس، تلویحا به لزوم استیضاح این وزیر اشاره می‌کند. بعد از آن نیز مدرس با وجود فشارهای بسیاری که بر روی اوست و نگرانی‌های جدی که از روی کار آمدن مستوفی الممالک –که با حمایت سوسیالیست‌ها روی کار آمده - دارد، دولت مستوفی را در زمینه سیاست خارجی استیضاح می‌کند که این استیضاح و درس منجر به کناره گیری مستوفی در پی طرح مسائلی از قبیل رشوه می‌شود. رضاخان با نگاه به این اهمیت و تاثیرگذاری مدرس است که با تمام قوا سعی در جابه جایی آراء برای ممانعت از ورود مدرس به مجلس پنجم می‌کند، اما در ‌‌نهایت کارگر نمی‌افتد. بدون شک رضاخان به خوبی تقابل و ناسازگاری مدرس را با رویه بی‌قانونی خود فهمیده است.
 
مدرس با سوءاستفاده از دموکراسی مخالف است نه خود آن
 
در مجلس پنجم رضا خان لایحه تغییر حکومت سلطنتی به جمهوریت را به مجلس ارائه می‌دهد. مدرس بدون شک فردی نیست که با مبانی جمهوریت و دموکراسی تعارض و تضاد داشته باشد- کما اینکه دیگر رفتارهای سیاسی و فعالیت مستمر وی در جایگاه نمایندگی مجلس خود گویای این امر است- اما به خوبی می‌داند که مفهوم و نوع حکومت جمهوری بیش از آنکه ارمغانی برای ملت و مردم و کشور داشته باشد، محملی برای تثبیت دیکتاتوری سردار سپه است. از این حیث در مخالفت با این لایحه نطق‌های تند می‌کند و در ‌‌نهایت نیز سیلی از نزدیکان و حامیان سردار سپه در مجلس می‌خورد که آن سیلی بر صورت سید شهید، پرده از ماهیت جمهوری برخواسته از تفکر سردار سپه بر می‌دارد. در پی این وقایع سردارسپه به ناچار به قم رفته و کسب تکلیف می‌کند و در آنچه پاسخ می‌شنود که برای احترام به مقام روحانیت از فکر جمهوریت منصرف گردید.
 
مدرس جز با قانون با هیچ کس و هیچ چیز عقد اخوت نمی‌بندد
 
شاید برای ما عجیب باشد که بدانیم روزگاری سرنوشت و سیاست به شکلی در هم تنیده است که مدرس بنا به شرایط زمان از رضاخان برای رسیدن به جایگاه فرماندهی کل قوا حمایت کرده است. در آن زمان بیم آن می‌رفته است که نوع و شیوه اجرایی منعطفانه قاجار پیشرفت کشور را تحت خطر قرار دهد و در این شرایط است که رضا خان متوسل به مدرس – که به تنهایی و با وجود لیدر اقلیت بودن خود در مجلس یک فراکسیون است! - شده و مدرس نیز از وی حمایت می‌کند. اما مدرس مرد مصلحت و منفعت نیست و در نهم آبان ماه ۱۳۰۴ زمانی که طرح نمایندگان مجلس مبنی بر خلع ید قاجاریه و واگذاری حکومت موقتی به رضاخان سردار سپه مطرح می‌شود، به دلیل هوشمندی سیاسی و آنکه به خوبی افق پیش روی سپردن حکومت به رضاخان را می‌داند با این طرح مخالفت می‌کند، اگر چه راه به جایی نمی‌برد. حتی زمانی که سردار سپه در راس کار است و مدرس در کسوت نمایندگی مجلس ششم باز در نطق‌های تند بدون هراس از دیکتاتوری که مجلس را در راس امور نمی‌داند، از دخالت نظامیان در انتخابات مجلس انتقاد می‌کند. در پی همین نطق است که مدرس مورد تیراندازی و سوءقصد قرار گرفته اما به گفته خودش –که در پاسخ به تلگراف تصنعی رضاخان پاسخ می‌دهد- به کوری چشم دشمنان زنده می‌ماند! رضاخان آن زمان که می‌بیند که مدرس را به هیچ طریقی نمی‌تواند با خود همراه کند، در صندوق رای انتخابات مجلس هفتم دست برده و حتی از تک رای خود مدرس نیز نمی‌گذرد!
پس از آن است که رضا خان به حذف مدرس از مجلس رضایت نداده و وی را در زندانی در خواف به مدت ۹ سال زندانی و از آنجا به کاشمر تبعید می‌کند و در سحرگاه ۱۰ آذر در زندان شهربانی کاشمر نام مدرس در تاریخ سیاسی این کشور به طور عام و تاریخ پارلمان به طور خاص جاودانه می‌شود. نامی که امروز نه تنها بر تالار مهمی در مجلس شورای اسلامی است که الگویی برای ایفای نقش نمایندگی مجلس است.
 
نظام پارلمانتاریستی در ایران مدیون مدرس است
 
معمارکبیر انقلاب اسلامی ایران علاقه خاصی به مرحوم مدرس داشت و از این لحاظ مجلس و پارلمان در ذهن و دیدگاه‌های امام خمینی بسیار برجسته است. امام نظام پارلمانتاریستی را به نظام ریاستی ترجیح می‌دهد و تلاش می‌کند که انتخابات مجلس به نحو آزاد برگزار بشود. رهبر معظم انقلاب نیز بدون شک با توجه به علاقه و احترامی که برای مدرس است-کما اینکه بار‌ها در سخنان خود تاکید دارد که مجلسی‌ها هم چون مدرس باید شجاع باشند اینکه در برابر انحرافات و کجی‌ها و کاستی‌ها عرض اندام بکنند- به مجلس جایگاه در راس امور بودن را می‌بخشد. جایگاهی که شاید در تمامی دوره‌ها فراز و فرودهایی را تجربه می‌کند اما هیچ کس در هیچ جایگاهی توان زیر سوال بردن و بازپس گیری آن را ندارد.
 
نمایندگی مدرس، آبروی تاریخ مجلس شورای ملی است
 
 
از زمان صدور فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ نزدیک به ۱۰۵ سال می‌گذرد. یعنی بیش از یک قرن است که ما در ایران مجلس داریم. نظام پارلمانتاریستی به منظور تحدید استبداد متکی بر پایه‌های اصیل شریعت مقدس از‌‌ همان ابتدا مستظهر به حمایت علما، روحانیت و روشنفکران بود. البته مجالس ۱۵ سال آخر دوران ۱۵۱ ساله قاجارعملا به پایگاه فراماسون‌ها تبدیل شده بود و تنها معدودی از نمایندگان مثل آیت الله شهید مدرس هستند که به کالبد وارداتی مجلس در ایران روح اصالت می‌دمد و مانع از انعقاد قراردادهای ننگینی هم چون قرارداد ۱۹۱۹- قرارداد واگذاری یکجای مالکیت و سرقفلی ایران را در حوزه‌های مالی و نظامی به انگلستان- می‌شوند.
در این بین در دوران اختناق و دیکتاتوری پهلوی اول، نمایندگان به شدت تحت فشار بودند. خان مست قدرت می‌تازد و در این بین تنها یک نفر می‌تواند شیرینی رویاهای دیکتاتور را بر هم می‌زند و درهمین راستا با حمایت و هدایت مستقیم انگلیسی‌ها دستور شهادت مدرس صادر می‌شود. اگر چه در سال‌های بین ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ که رضا خان در تبعید است و محمد رضا هنوز جامه دیکتاتوری پدر را بر تن نکرده، مجلس سرمنشا خدمات بزرگی از قبیل مخالفت با اعطای امتیاز نفت شمال به روس‌ها بر اساس تعهدی که قوام السلطنه به آن‌ها داده بود و یا تصویب قاطع طرح ملی شدن صنعت نفت در ۲۹ اسفند ۱۲۲۹ است، اما پس از کودتا ی آمریکایی ۲۸ مرداد و شروع دوران پهلوی دوم، باز مجلس در ایران به محاق می‌رود.
پس از انقلاب اسلامی ایران در ادوار مختلف مجلس شورای اسلامی نیز برخی فراز و نشیب‌ها را پشت سرگذاشته است، اما بدون شک ساختار مجلس در ایران روز به روز در حال تکامل است و مایه برکات زیادی برای فرهنگ سیاسی ایران شده است. امروز اما رفتار مدرس گونه البته با نگاه و هوشمندی مدرس با شرایط زمانی از جانب وکلای ملت ضروری است و اهمیت بسیاری دارد. مجلس همواره می‌تواند در هر قدمی این اصل مهم را در جامعه تثبیت کند. بدون شک کارکرد و فعالیت مجلس به عنوان قلب تپنده جریان دموکراسی در جامعه، بدون حضور وکلایی که میراث دار به حق مردانی چون سید حسن مدرس باشند، نخل بر بحر کاشتن است./
 
گزارش از سیما پروانه گهر
نام:
ایمیل:
* نظر:
عکس خبری