کد خبر: ۶۶۵۰۰
تاریخ انتشار: ۱۹ مهر ۱۳۹۲ - ۱۱:۵۹
»

پی گیری بازگرداندن بخشهایی از قسمتهای جداشده از فارس در کنار خلیج فارس که تا سال ۱۳۴۲ جزئی از این استان بوده است و ساحلی شدن این استان دارای، دلائل قوی و محکمی است که باعث شده تا این موضوع به یک موضوع ملی تبدیل و نه تنها در این دولت بلکه در همه دولتهای بعد از انقلاب مطرح بوده است. ورود نهادهای تصمیم گیر کلان امنیتی در سطح ملی در کنار هیئت دولت نشان از اهمیت بالای این موضوع دارد. در این مختصر نوشته با اشاره به حقایق موجود به دلایل و منافع این طرح اشاره خواهد شد.


حقایق موجود:
۱- دسترسی به آبهای آزاد بین المللی و حمل و نقل ارزان دریائی روزبروز براهمیت دریاها می افزاید.
۲- استفاده از ذخائر غذائی و معدنی دریاها بعد دیگری از اهمیت دریاها است.
۳- محدودیت دسترسی به آب، نیاز به شیرین کردن آب دریاها را بوجود آورده است.
۴- استان فارس تا سال 134۲ یک استان ساحلی بوده و از طریق بخش گاوبندی (شهرستان پارسیان فعلی) به خلیج فارس اتصال داشته است.
۵- استانهای ساحلی کشور، از جمله هرمزگان دارای عمق کافی سرزمینی نیستند، بدین لحاظ از ساحل خود بخوبی استفاده نمیکنند.
۶- با جدائی فارس از خلیج فارس، نام این خلیج، به یک اسم فاقد وجه تسمیه تبدیل شده است.
۷- تامین امنیت در بخشی از ساحل جنوبی کشور، حد فاصل بوشهر تا بندرعباس کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
۸- بخشی از ساحل در جنوب فارس مورد استفاده اقتصادی قرار نمی گیرد.
۹- در استان فارس در مکانیابی واحدهای تولیدی آب بر(با مصرف بالای آب) دقت کافی نشده است.
۱۰- با تسریع در خصوصی سازی و کاهش تصدی دولت، توزیع فرصتهای شغلی به سمت استانی شدن پیش می رود.
۱۱- با تشدید در رقابت های صنعتی، نقش هزینه های حمل و نقل در رقابتی تر شدن صنایع پررنگ تر می شود.
۱۲- جهت گیری توسعه صنعتی آینده کشور، به سمت توسعه صنایع وابسته به مواد اولیه و بازار مصرف خارجی است.
۱۳- حمل و نقل دریایی ارزان ترین شیوه حمل و نقل است.
۱۴- استان فارس با گذشت زمان جایگاه خود را در بین استانهای جنوبی از دست داده است.
۱۵- کریدورهای مهم حمل و نقل کشور(بندرعباس و ماهشهر به داخل کشور) جنوبی - شمالی است تا شرقی – غربی
۱۶- از جنوب به شمال فارس و در ادامه تا شمال کشور، استعداد ایجاد یک کریدور هوایی و زمینی جاده ای و ریلی وجود دارد.
دلایل بازگشت بخشهایی از پارسیان به فارس و ساحلی شدن این استان:
اگر بر الحاق بخشی از پارسیان به استان فارس اصراری وجود دارد، برای این اصرار دلایل محکم و مستندی وجود دارد که به طور اختصار به این دلایل اشاره خواهد شد.

الف- دلایل امنیتی:

در فاصله 800 کیلومتری بندربوشهر تا بندرعباس در ساحل خلیج فارس، هیچگونه کانون امنیتی وجود ندارد. لذا در این فاصله، که همجوار با حوزه پارس جنوبی است، کشور با تهدیدات نظامی، مواجهه است. حضور قدرتمندانه استان توانمندی مثل استان فارس در این فاصله درکنار استانهای موجود، این خلا را پر می کند. پیش بینی یگانهای نظامی دریائی برای استان فارس و استقرار واحدهای ستادی این یگانها در شیراز و یگانهای عملیاتی آنها در جنوبی ترین نقطه این استان در کنار یگانهای نظامی دریائی در سایر استانهای ساحلی، نقطه امیدی برای دفاع از مرزهای دریائی است.

ب – دلایل سیاسی:

یکی از دلایل محکم و قوی برای این الحاق، وجه تسمیه پیداکردن نام خلیج فارس است (قبلا نام کشور پارس بوده و بعد از تغییر نام کشور، خلیج فارس در کنار استان فارس قرار داشته است). در گذشته استان فارس به عنوان استان هفتم کشور مشتمل بر استانهای فعلی فارس، بوشهر، کهگیلویه و بویر احمد، بخشهایی ازهرمزگان و کشور بحرین بوده است و بدلیل ارتباط با خلیج فارس، یکی از استانهای ساحلی بوده است. اگرچه در فرآیند تغییر نام کشور، اسم خلیج فارس وجه تسمیه خود را از دست نداده است ولی با گذشت زمان و جدا شدن استانهای جنوبی از استان فارس، عملا بین استان فارس و خلیج فارس جدایی ایجاد شده است. این جدائی شیطنت هائی را بدنبال داشته است. برای اینکه شیطنت نامگذاری خلیج فارس به نام جعلی خلیج و یا خلیج عربی کمرنگ و از بین برود و بین استان فارس و خلیج فارس فاصله ای نباشد و به تبع آن خلیج فارس یک اسم با مسمی باشد، می بایست دوباره زمینه بازگشت بخش هایی از ساحل خلیج فارس، به استان فارس فراهم، و به این ترتیب استان فارس دوباره یک استان ساحلی گردد.

ج- دلائل اجتماعی و فرهنگی:

1- وابستگی سیاسی گذشته به استان فارس: تابعیت سیاسی بخش گاوبندی سابق (پارسیان فعلی) به استان فارس تا سال 134۲ به عنوان یک بخش از استان فارس و همجواری این واحد تقسیماتی با شهرستانهای فعلی لامرد و مهر در جنوب فارس و عدم وجود مسیرهای ارتباطی مناسب زمینی برای ارتباط با بندرعباس و شهرستانهای شرقی استان هرمزگان، سبب شده تا از نظر فرهنگی و اجتماعی، آداب و رسوم و خلق و خوی اهالی سواحل این محدوده به مردم جنوب فارس شباهت زیادی داشته باشد.

۲-  سفرهای اقتصادی و گردشگری به فارس: شهرهای جنوبی فارس، شهر شیراز و بیشترشهرستانهای  استان فارس،  از دیرباز محل مراجعه اهالی خطه ساحلی جنوب فارس برای رفع نیازهای آنان بوده است.

شهرت و آوازه شیراز در زمینه پزشکی باعث شده تا اهالی سواحل جنوب فارس حتی آنهائی که از این مناطق جلای وطن نموده و برای کار و فعالیت راهی کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس شده اند، برای رفع نیازهای درمانی خود به شیراز تردد نمایند.

نیازهای اقتصادی نیز، اهالی سواحل جنوب فارس را به شیراز و سایر شهرهای فارس کشانده است، بگونه ای که بخش عمده ای از نیازهای اقتصادی آنان از فارس تامین می شود.

این اهالی در فصل تابستان که حرارت هوا در آن مناطق تاب و توان مردم را تحلیل می برد، برای تغییر ذائقه و دسترسی به هوای مناسب تر راهی شیراز و سایر شهرهای خوش آب و هوای فارس می شوند. به عبارت دیگر، شهر شیراز منطقه ییلاقی مردم ساحل جنوبی فارس است. درست است که زندگی عشایری در جوامع امروزی چندان نمودی ندارد و حتی خود عشایر نیز از ییلاق و قشلاق سنتی استفاده نمی کنند، ولی زندگی ییلاقی و قشلاقی به شکل جدید آن بین سواحل جنوبی فارس و شیراز، در حال توسعه است.

در نتیجه این ارتباطات، بخش قابل توجهی از اهالی ساحل جنوب فارس که در هر سال، سفرهای زیادی به شیراز داشته و مدت زمان این سفرها تحت تاثیر نیازهای درمانی، گردشگری و اقتصادی، بیشتر از یک روز است، با خرید واحد مسکونی دوم، برای خود در شیراز، یک مکان زندگی ییلاقی فراهم کرده اند.

د- دلایل اقتصادی:

در حالیکه در شرایط فعلی، سواحل جنوبی فارس در استان هرمزگان یکی از صدها منطقه ساحلی این استان است و هیچگونه نقشی به عنوان مبدا صادراتی و وارداتی ندارد، در صورت تداوم ارتباط سیاسی با استان فعلی هیچ اتفاق اقتصادی در این مناطق رخ نخواهد داد. با الحاق ساحل جنوبی فارس به استان فارس، این ساحل تنها منطقه ساحلی و تنها مبدا صادراتی و وارداتی فارس خواهد شد. اگر هیچ دلیل دیگری برای توجه فارس به این ساحل پس از الحاق وجود نداشته باشد، همین یک دلیل کافی است تا این نقطه یک نقطه نورچشمی فارس باشد.

مزایای بازگشت بخشهایی ازپارسیان به استان فارس و ساحلی شدن این استان:

برای بازگشت بخشهایی از پارسیان به استان فارس مزیت های زیادی وجود دارد که در اینجا به بخشی از آنها اشاره خواهد شد.

۱- همراستا شدن سفرهای اداری مردم سواحل جنوب با سفرهای گردشگری و اقتصادی آنان

 اگر مقصد سفرهای اداری مردم که فعلا به بندرعباس انجام می شود با سفرهای درمانی، گردشگری و اقتصادی آنان که به شیراز انجام میشود، در یک راستا قرار گرفته و با الحاق این بخشها به استان فارس به یک مسیر کشانده شود، قطعا صرفه جوئی زیادی در هزینه ها و وقت خانوارهای ساکن در سواحل جنوب را بهمراه خواهد داشت. علاوه بر اینها این همراستا شدن سفرها تعداد سفرها را کاهش داده و تلفات جانی و مالی کمتری را نیز بدنبال خواهد داشت.

۲- شکل گیری بنادر صادراتی و وارداتی با ظرفیت بالای تخلیه و بارگیری در سواحل جنوب فارس –
این مناطق در شرایط فعلی به عنوان دروازه واردات و صادرات بحساب نمی آیند. اگر این مناطق به فارس ملحق شود، به دروازه ورودی و خروجی کالا از فارس به خارج و بالعکس تبدیل خواهد شد. ایفای این نقش مستلزم احداث بنادر با ظرفیت بالای بارگیری و تخلیه کالا است.

۳- شکل گیری کریدور جنوبی- شمالی از جنوب تا مرکز و شمال استان فارس

در شرایط فعلی کریدورهای مهم کشور جنوبی – شمالی کشور در چند کریدور خلاصه میشوند. در کنار کریدورهای جدیدی که در آینده شروع خواهد شد، به کریدور دیگری که از جنوب فارس شروع و تا شیراز و بخشهای شمالی کشور ادامه خواهد یافت، میتوان اشاره کرد. این کریدور که هم زمینی و هم هوائی است میتواند با خطوط هوائی، جاده ای و ریلی پوشش داده شده و حجم قابل توجهی از بار و مسافر را از خود عبور دهد. فعال شدن این کریدور باعث افزایش فعالیتهای مرتبط با بخش خدمات در استان فارس شده و رونق زیادی به بخشهای کشاورزی و صنعت  فارس می بخشد.

۴- امکان توسعه صنایع انرژی بر، آب بر و وابسته به حمل و نقل در جنوب استان فارس
محدودیت دسترسی به آب، عدم دسترسی به حمل و نقل ارزان دریائی و مشکلات دسترسی به مواد اولیه و بازار مصرف خارجی باعث میشود تا بخشهای میانی و شمالی فارس امکانی برای توسعه صنایع آب بر، انرژی بر و وابسته به حمل و نقل نداشته باشند. الحاق بخشهایی از ساحل به فارس باعث میشود تا این صنایع در جنوب فارس توسعه یافته و عقب افتادگی فارس در این زمینه مرتفع شود. این امکان باعث رشد سریع اشتغال، درآمد و تنوع تولیدات صنعتی در فارس خواهد شد. منافع این ظرفیت ایجاد شده به همه شهرستانهای فارس تسری خواهد یافت.

۵- توسعه ظرفیتهای اداری، اقتصادی، اجتماعی و دانشگاهی شیراز و استان فارس

با ساحلی شدن فارس، امکان استقرار بخشهایی ازشرکت نفت فلات قاره، سازمان بنادر و کشتیرانی، شیلات دریائی، نیروی دریائی سپاه و ارتش، رشته ها و مراکز مرتبط با دریاها و اقیانوسها و ... در استان فراهم شده و خود همین توسعه های اداری، اشتغال و درآمد زیادی در استان فارس (شیراز و ساحل متصل شده به استان فارس) ایجاد میکند و جایگاه اداری و اقتصادی فارس در بین استانهای کشور نیز ارتقاء خواهد یافت.

۶- امکان تاسیس منطقه آزاد تجاری – صنعتی فارس در ساحل جنوب فارس

در حال حاضر در بیشتر استانهای ساحلی از جمله هرمزگان، سیستان و بلوچستان، خوزستان، گیلان و مازندران مناطق آزاد تجاری - صنعتی وجود دارد و بوشهر نیز پیگیر تاسیس یک منطقه آزاد تجاری صنعتی در حوالی شهر بوشهر است. اگر فارس ساحلی نباشد، شانسی برای داشتن منطقه آزاد تجاری – صنعتی ندارد. در شرایطی که هرمزگان دو منطقه آزاد تجاری صنعتی در کیش و قشم دارد، ساحل جنوب فارس بدون الحاق به فارس نمی تواند به یک منطقه آزاد تجاری – صنعتی تبدیل شود. با ساحلی شدن فارس، امکان احداث این منطقه در ساحل جنوب فارس وجود دارد.

۷- کاهش فشار بر منابع آبی در بخشهای میانی و شمالی فارس

اگرچه استان فارس در همه بخشها امکان توسعه دارد ولی به علت کم آبی امکان سرمایه گذاری در همه بخشها را ندارد. در بخشهای جنوبی اگر چه محدودیت دسترسی به آبهای سطحی و آبهای زیرزمینی وجود دارد ولی این کمبود با شیرین کردن آب دریا قابل جبران است. این محدودیت در بخشهای مرکزی و شمالی بمراتب بیشتر است. هدایت فعالیتهای آب بر به بخشهای جنوبی استان و در کنار ساحل باعث میشود تا آب موجود در بخشهای میانی و شمالی استان برای فعالیتهای کشاورزی و خدماتی مورد استفاده قرار گیرد.

۸- تقویت امنیت مرزهای دفاعی جنوب کشور حدفاصل بوشهر تا بندرعباس

در فاصله ۸۰۰ کیلومتری بندرعباس تا بوشهر مرزهای کشور دارای پوشش امنیتی مناسبی نیستند. ساحلی شدن فارس باعث میشود تا در بین این دو نقطه یکی از استانهای توانمند کشور در کنار استانهای موجود، متولی تامین امنیت دریائی کشور شود. حضور فارس در کنار دریا، نه تنها منجر به پر کردن خلا مرزی در ساحل این محدوده میشود، بلکه باعث تقویت امنیت کل خلیج فارس خواهد شد.

۹- برخورد با شیطنت نامگذاری جعلی برای خلیج فارس

با اتصال فارس به خلیج فارس بهانه ای برای استفاده از عنوانهای جعلی برای خلیج همیشه فارس باقی نخواهد ماند.

۱۰- تقویت جایگاه استانهای جنوبی کشور در تصمیم گیری های ملی

قرارگرفتن فارس با داشتن ۱۸ نماینده در مجلس و تعداد قابل توجه مدیر ملی در کنار استانهای ساحلی جنوبی کشور نه تنها مزاحمتی برای استانهای ساحلی موجود ندارد، بلکه باعث تقویت جایگاه ساحل نشینان جنوب در مراکز تصمیم گیری کشور خواهد شد. فارس میتواند با نقش محوری خود جمع متفرق این استانها را به سمت همگرائی برده و با استفاده از جایگاهی که در مراکز قانونگذاری و اجرائی دارد، بر توان اثرگذاری این استانها بیافزاید. همراهی فارس با استانهای ساحلی جنوب باعث سوق دادن بخش قابل توجهی از امکانات کشور به مناطق جنوبی خواهد شد.

۱۱- تقویت فعالیتهای گردشگری در ساحل جنوبی فارس

ساحل جنوب با الحاق به فارس به یکی از مهمترین مقاصد گردشگری فارسی ها خصوصا در فصول سرد سال تبدیل خواهد شد. با توانی که در فارس برای سرمایه گذاری در این محدوده وجود دارد، نقش این نقطه به یک نقش ملی و شاید فراملی تبدیل خواهد شد. تبدیل شدن به یک قطب گردشگری اثرات زیادی روی اشتغال و درآمد این مناطق خواهد گذاشت.

۱۲- تقویت جایگاه دفاعی دریائی کشور

در جریان جنگ تحمیلی،  فارس اگرچه بار زیادی از جنگ را در حوزه های زمینی و هوائی بر دوش کشید، ولی این استان نقش کمتری  را در دفاع از دریاها داشت. حضور فارس در کنار دریا و استقرار نیروی دریائی در فارس باعث خواهد شد تا این استان در جهت تقویت جایگاه دفاعی دریائی کشور نقش موثرتری را برعهده بگیرد.

۱۳- بهره گیری بیشتر کشور از امکانات اقتصادی، امنیتی و سیاسی دریاهای آزاد

ساحلی شدن استان فارس، باعث بهره گیری بیشتر کشور از ذخایر و امکانات غذائی دریاها خواهد شد. این یک واقعیت تلخ است که کشور ما به اندازه سهمش از امکانات و ذخائر غذائی دریائی استفاده نمی کند. بسیج امکانات و دانشگاههای فارس در تقویت ابعاد علمی استفاده از دریا، این امکان را فراهم میکند تا به شکل موثرتری  بتوان از توانمندیهای دریا استفاده کرد. ساحلی نبودن استان فارس زمینه را برای دایرکردن رشته های مرتبط با دریا در دانشگاههای فارس فراهم نکرده و هیچ صنعت مرتبط با دریا در این استان شکل نگرفته است، در حالیکه تاسیس این رشته ها و این صنایع در دانشگاههای توانمند فارس و محیط های  دارای استعداد فارس، قرین به صواب خواهد بود.

۱۴- تبدیل سواحل جنوب فارس به یک کانون توسعه ملی

الحاق سواحل جنوب فارس به استان فارس زمینه شکل گیری کانون جدیدی از رشد و توسعه را بین بندرعباس و بندر بوشهر ایجاد می کند. همان تاثیری که بعد از جنگ، ایجاد دومین کریدور جنوب- شمال بر روی توسعه بندرعباس و شهرهای واقع در مسیر این کریدور گذاشت، این الحاق نیز با ایجاد یک کریدور جدید، همان تاثیر را بر روی سواحل ملحق شده و شهرهای واقع در این کریدور خواهد گذاشت. در حال حاضر در فاصله 800 کیلومتری بین بندرعباس و بندر بوشهر هیچ کانون توانمند و قوی توسعه نداریم. هرکدام از بنادر خمیر، چارک، لنگه،  پارسیان، عسلویه، کنگان و دیر در حکم کانون های قوی توسعه ظاهر نشده اند. خدماتی که در این بنادر ارائه می شود، بیشتر جنبه محلی و منطقه ای دارد و این بنادر بیشتر سرویس دهنده به یک و یا چند شهرستان هستند، در حالیکه اگر سواحل جنوب به فارس ملحق شود این سواحل نه تنها به استان فارس، بلکه به استانهای دیگر نیز سرویس خواهد داد. با این اقدام عملا یک خط ترانزیتی جدید از جنوب به شمال به موازات خطوط ترانزیتی موجود شکل خواهد گرفت، در این صورت سواحل در این محدوده از یک کانون توسعه محلی به یک کانون توسعه ملی تبدیل خواهد شد.

۱۵- کمک به توسعه بخشهای شرقی هرمزگان

هرمزگان با سواحل طولانی ناچار به توزیع امکانات خود در یک محدوده وسیعی از ساحل است. ورود فارس به محدوده سواحل جنوبی خود و سرمایه گذاری در این محدوده و اثری که بصورت شعاعی توسعه این منطقه بر روی بخشهای غربی هرمزگان خواهد گذاشت باعث میشود تا هرمزگان خیلی نگران توسعه بخشهای غربی خود نباشد و امکانات خود را برای توسعه شرق هرمزگان بکارگیرد.

۱۶- توسعه سرمایه گذاری خارجی در کشور

مردم فارس با حضورطولانی در کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس دارای تمکن بالایی هستند. ساحلی شدن فارس و مطرح شدن فرصتهای جدید سرمایه گذاری در این استان باعث میشود تا این افراد سرمایه های خود را وارد استان و کشور نموده و از این طریق فرصتهای شغلی توسعه بیشتری یابد.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: