کد خبر: ۶۱۱۶۳
تاریخ انتشار: ۱۰ مرداد ۱۳۹۲ - ۰۵:۲۶
محمد ایمانی امروز (پنجشنبه) در ستون یادداشت روز روزنامه کیهان در مطلبی با عنوان«اسرائیل نمی‌تواند بماند» نوشت:

سپتامبر 2012 هنگامی که باراک اوباما در مجمع عمومی سازمان ملل از حل چالش اسرائیل و فلسطین به واسطه مذاکره سخن گفت، با واکنش قابل تامل یک سیاستمدار بازنشسته اسرائیلی مواجه شد. این سیاستمدار گفته بود «فلسطینی‌ها نباید اوباما را دستپاچه کنند.

آنها باید با اسرائیلی‌ها بنشینند و با آنها تمرین کنند و مثل گوسفند و گرگ برای ناهار تصمیم بگیرند»! ازسرگیری مذاکرات میان تزیپی لیونی وزیر دادگستری اسرائیل و صائب عریقات نماینده تشکیلات خودگردان با میزبانی آمریکا، تداعی‌کننده همان صحنه‌ای است که سیاستمدار بازنشسته صهیونیست ترسیم کرده است.

آخرین دور مذاکرات بی‌سرانجام، 3 سال پیش (سال 2010) به خاطر دور تازه شهرک‌سازی صهیونیست‌ها در قدس شرقی و کرانه باختری با بن‌بست مواجه شد. اما اکنون جان کری برای دو طرف فلسطینی- صهیونیست مراسم افطار! برگزار می‌کند و وعده می‌دهد که دور تازه مذاکرات ممکن است حدود 9 ماه طول بکشد. باراک اوباما هم در بیانیه‌ای از طرفین خواسته همچنان مذاکره کنند «تا شاید بتوان به هدف تشکیل دو کشور دست یافت».

نزدیک 4 دهه است که طیفی از اعراب و سازمان فتح به میانداری آمریکا با اشغالگران سرزمین فلسطین مذاکره می‌کنند و هر بار امتیازی می‌دهند بی آنکه کمترین امتیازی کسب کنند. سهم یاسر عرفات از همه مذاکرات و امتیازاتی که داد، سم ایدزی بود که در جان وی وارد کردند و مرگ او را رقم زدند. سنگ بنای مذاکرات سازش، با مذاکره کمپ‌دیوید میان بگین و انور سادات و میزبانی کارتر در سال 1978 گذاشته شد. این آغاز خیانت علنی به آرمان فلسطین بود.

پس از آن مذاکرات سازش در مادرید (1991)، اسلو (1993)، کمپ‌دیوید (2000)، طابای مصر (2001)، ژنو (2003)، آناپولیس (2007) و واشنگتن (2010) از سوی دولت‌های کلینتون و بوش و اوباما پی گرفته شده و با سناریوهای فریبی نظیر طرح صلح عربستان (سال 2002) و «نقشه راه» گروه چهارجانبه (2003) همراه بوده است. اما دریغ از اینکه یک وجب از سرزمین فلسطین که از دریای مدیترانه تا رود اردن را شامل می‌شود، به صاحبان آن بازگردانده شود.

 آیا قرار است 9 ماه دیگر روند مذاکرات مادرید و اسلو و کمپ‌دیوید و طابا و ژنو و آناپولیس و واشنگتن تغییر کند؟ چرا باید فلسطینی‌ها به این مذاکرات امید داشته باشند؟ حق با عبدالباری عطوان سردبیر فلسطینی نشریه القدس العربی بود که چند ماه پیش نوشت «ابومازن وقتی اعلام می‌کند که نمی‌خواهد به زادگاهش صفد بازگردد و آن را خاک اسرائیل می‌داند، در واقع برای رضایت اشغالگران، از اصول اساسی ملت فلسطین عقب‌نشینی و آنها را تحقیر می‌کند.

اما او اگر می‌خواهد در پایتخت اردن بقیه عمر را سپری کند حق ندارد از جانب 6 میلیون آواره فلسطینی سخن بگوید. او 20 سال است که امتیاز می‌دهد اما فقط توهین نصیبش شده است. او وقتی می‌خواهد یکی از ما نباشد، نباید از جانب ما سخن بگوید».

تاریخ تحولات 35 سال گذشته سند معتبری برای این ادعاست که دلال‌ها و شرخرهای سیاسی نمی‌توانند از طرف ملت فلسطین، این سرزمین شریف را بفروشند که اگر چنین بود ضرورت نداشت هر چند وقت یک بار، خیمه مذاکره برپا کنند. بیداری و مقاومت اسلامی در همین 3 دهه موجب شده تا فلسطین لقمه‌ای گلوگیر برای صهیونیسم شود.

همین روزها روزنامه آلمانی دی‌سایت با اشاره به تقسیم منطقه غرب آسیا توسط انگلیس و فرانسه پس از جنگ اول جهانی نوشت «مارک سایکس دیپلمات و نظامی انگلیسی زمانی خطی از عکا در فلسطین تا کرکوک در عراق کشید. او به اتفاق فرانسوا ژرژپیکو، باقی مانده امپراتوری عثمانی را میان خود تقسیم کردند. اما حالا بحران به شکلی شگفت اوج گرفته است. غرب امروز دیگر نمی‌تواند مانند دوره سایکس- پیکو خطی روی شن بکشد و قلمرو مشخص کند. این یک نوستالژی نیست. نظم تحمیل شده غرب و دوره استعمار در حال فروپاشی است».

65 سال پس از اشغال فلسطین و تلاش منحصر به فرد برای اعتبار بخشیدن به رژیم جعلی صهیونیستی، مسئله نه تنها حل نشده و رژیم اسرائیل جا نیفتاده بلکه بحران مشروعیت و اقتدار عمیق‌تر از همیشه سر برآورده است. سپتامبر سال گذشته متیو گولد سفیر انگلیس در تل‌آویو ضمن مصاحبه با شبکه 10 تلویزیون رژیم صهیونیستی گفت «اسرائیل در حال نابودی است.

جایگاه اسرائیل در دنیا هر روز ضعیف‌تر می‌شود. این روند سرعت تازه‌ای به خود گرفته است. منظور من افراد عادی نیستند بلکه نمایندگان پارلمان و شخصیت‌های مهم جهان هستند که یک به یک از تایید اسرائیل منصرف می‌شوند». حق با سفیر انگلیس بود. یک ماه پس از سخنان وی یعنی در اکتبر 2012 فیلیپ جرالدی افسر سابق سیا درباره این سؤال که چرا از اسرائیل متنفر است؟ در آنتی‌وار نوشت «زمانی که افسر سیا بودم سفرهای متعددی به اسرائیل داشتم و با خیلی‌ها ملاقات کردم. من دوستان یهودی دارم اما هیچ کدام این مسائل حقیقت را که دولت‌های اسرائیل بخشی از پروژه جنایتکارانه بلندمدت هستند و سلسله‌ای از رؤسای جمهور و نخست‌وزیران جنایتکار، زمام امور آن را برعهده داشته‌اند، تغییر نمی‌دهند.

نظام اسرائیل، نسبت به معیارهای بین‌المللی یاغی و دستانش آغشته به خون اشغالگری و شکنجه است. بدتر از آن این که اسرائیل، کشورم آمریکا را به بازی گرفته و خسارت‌های وحشتناکی به دولت و ملت آمریکا تحمیل کرده است. من این جنایت را نمی‌توانم ببخشم یا از آن چشم‌پوشی کنم». همان زمان گوشه‌ای از گزارش 16 نهاد اطلاعاتی آمریکا منتشر شد که تاکید می‌کرد «اسرائیل بزرگترین خطر برای منافع آمریکاست و روابط واشنگتن با 57 کشور اسلامی را به خطر انداخته است. آمریکا باید با تحولات فعلی برای خاورمیانه بدون اسرائیل آماده شود».

در چنین شرایطی بود که یوری آونری نویسنده و عضو سابق پارلمان رژیم صهیونیستی نطق ریاکارانه اوباما را مورد اعتراض قرار داد و در کانتر پانچ نوشت «اوباما از دو طرف اسرائیلی و فلسطینی صحبت کرد اما از آن دو، به زعم اوباما فقط اسرائیل است که رنج می‌برد! چه غمناک! نه اشغالی وجود دارد و نه شهرک‌سازی و نه کودکان کشته شده فلسطینی.

 اوباما با تزویر سخن گفت. فلسطینی‌ها البته می‌توانند دولت خودشان را داشته باشند اما نباید تحمیل یا آمریکا را دستپاچه کنند. آنها باید مثل بچه آدم با اسرائیلی‌ها بنشینند و تمرین کنند. گوسفند عاقل باید با گرگ عاقل بنشینند و برای ناهار تصمیم بگیرند. بیگانه‌ها نیز نباید دخالت کنند! به راستی که نطق اوباما تهوع‌آور بود. قهرمان غم‌انگیز و تراژیک ماجرا محمود عباس است که حاضر است ریسک‌های بزرگی بکند».

آونری حاصل این زورگویی یک‌سویه را سر برآوردن مقاومت حزب‌الله و جهاد اسلامی و حماس توصیف می‌کند و می‌نویسد؛ «سال 1982 وقتی شارون وارد خاک لبنان شد، من در خودروی پشت سر سربازهایمان بودم. شارون درباره شیعیان دقت نکرد. آنها منکوب شده بودند اما ما اشغال لبنان و پذیرایی از خود را طولانی کردیم و شیعیان لبنان برای اولین بار شورش کردند. ما 18 سال ماندیم و حزب‌الله جای امل را گرفت و به یک جنبش قدرتمند رزمنده و مورد تحسین توده‌های عرب تبدیل شد. آنها تشکر بزرگی به اسرائیل بدهکارند(!)... اجازه دهید جمهوری اسلامی را فراموش نکنیم.

 سازمان سیای آمریکا و ام‌آی‌سیکس انگلستان سال 1951 علیه نهضت نفت و محمد مصدق کودتا کردند و نفت را به بریتانیای منفور بازگرداندند. سرویس شاباک ما شیوه‌های شکنجه را به ساواک آموزش دادند اما حاکم منفور ایران در سال 1979 سرنگون شد و ادبیات اعتراض به شیطان بزرگ و شیطان کوچک (اسرائیل) رایج شد. اسرائیل بدین ترتیب نقش مهمی در بیداری اسلامی داشته است».

واقعیت این است که بلوغ بیداری اسلامی به مقاومت اسلامی انجامیده است. تهاجم 8 روزه رژیم صهیونیستی به غزه (اواخر آبان سال گذشته) به موازات فاش کردن فرتوتی اسرائیل، برگ‌های برنده رو نشده در جبهه مقاومت اسلامی را خاطرنشان کرد. همان زمان واشنگتن‌پست نوشت «جنگ‌های اسرائیل ناامیدکننده است و 30 سال است که اسرائیل دیگر نمی‌تواند از این طریق مشکلات خود را حل کند». روزنامه هاآرتص نیز معتقد بود «ما باید از ستون ابرها [نام عملیات حمله به غزه] پایین بیائیم، پیش از آن که تجربه شکست در 2 جنگ قبلی (2006 و 2008) تکرار شود. این نخستین بار از سال 1948 است که به تل‌آویو حمله [موشکی] می‌شود.

حتی عبدالناصر هم از عهده چنین کاری برنیامده بود». در آن جنگ به روایت روزنامه لیبراسیون «حماس برای اولین بار موفق شد رعب و هراس را به دل اسرائیل و ساکنان تل‌آویو بیندازد». رزمندگان مقاومت اسلامی در فلسطین این بار از موشک‌های 75 کیلومتری فجر رونمایی کرده بودند و همین امر صهیونیست‌ها را وادار به پذیرش آتش‌بس کرد.

 همان ایام حسن عصفور تحلیلگر فلسطینی در فلسطین الیوم نوشت «همه می‌دانند که من در گذشته مطالبی را در انتقاد از ایران نوشته‌ام اما اینها مانع از این نمی‌شود که چشم بر واقعیت ببندم؛ ایران اکنون مایه فخر و غرور فلسطینی‌ها شده و سزاوار قدردانی است. این قدردانی با هر موشکی که به سوی اشغالگران شلیک می‌شود و آنها را وادار به خزیدن در پناهگاه می‌کند، بیشتر می‌شود».

با این وصف واقعیت مهم دیگری که نباید از نظر دور داشت نقش پنهان رژیم صهیونیستی در دامن زدن به جنگ سوریه از یک سو و آشوب در مصر از سوی دیگر است. صهیونیست‌ها در واقع بدین ترتیب کوشیدند ضمن متلاطم کردن کشورهای همسایه، برای خود حاشیه امنیت دست و پا کنند. آنها به سیاست تفرقه بینداز و نابود کن توسل جستند. با این حال نقش‌آفرینی خیره‌کننده ارتش سوریه- با مساعدت ارتش حزب‌الله و مشورت ایران- در پاکسازی تدریجی گروه‌های مسلح تروریستی از مناطق القصیر، الخالدیه و بخش‌هایی از منطقه حمص، بار دیگر ورق پیروزی را به نفع محور مقاومت برگردانده است.

 آنچه امسال به موضوع روز قدس اهمیت دوچندان می‌بخشد، همین تلاش پرحجم عبری- غربی- عربی (ارتجاع) برای فراموشاندن و از خاطر بردن نقش غده سرطانی صهیونیستی در بحران‌ها و اختلافات و درگیری‌های منطقه‌ای است. امام خمینی(ره) به عنوان مبدع ایده بلند روز قدس فرمودند روز قدس روز اسلام است و اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود. فردا فرصتی مهم برای بالا گرفتن پرچم اتحاد و مقاومت و پیروزی به نام اسلام و امت اسلامی است.

یادداشتی که در ادامه می آید به تحلیل نحوه چینش اعضای کابینه دکتر روحانی و مسائل پیرامون ان، به قلم دکتر حمید حسینی(عضو اتاق ایران)و با عنوان «کابینه راستگویان و شایستگان بهترین کابینه بعد از انقلاب»منتشر شده در روزنامه امروز آرمان :
 
جناب دکتر روحانی از همان ابتدا اعلام کردند که به دنبال فرهنگ پویا، اقتصاد شکوفا و سیاست راهگشاست و برای آنکه بتواند به این خواسته عمل کند از همان روز اول بحث شایسته‌سالاری و بحث دولت فراجناحی و اعتدال را مطرح کرد. او اعتقاد داشت با توجه به برخی تندروی‌ها که کشور به آن گرفتار شده، چاره‌ای جز برگشت به اعتدال، جذب سرمایه‌های اجتماعی و جلب اعتماد بیشتر مردم وجود ندارد که این جلب اعتماد باید هم خارج و هم داخل کشور را پوشش بدهد.

 برای اینکه جناب آقای روحانی به اهدافش برسد، ایشان تعهد دارد و جامعه نیز انتظار دارد که مجموعه‌ای از بهترین و شایسته‌ترین افراد برای حضور در کابینه معرفی شوند. انصافا افرادی که تا به حال برای کابینه معرفی شده‌اند، بهترین و کارآمدترین و باصلاحیت‌ترین افرادی بوده‌اند که می‌توانستند در این مسئولیت قرار بگیرند.

 اگر همه وزارت نفت را بررسی کنید، فردی بهتر از آقای زنگنه پیدا نمی‌کنید، در وزارت آموزش و پرورش بهتر از آقای دکتر نجفی نیست، برای وزارت مسکن کسی بهتر از آقای آخوندی پیدا نمی‌شود، در وزارت کشاورزی کسی شایسته‌تر از جناب حجتی نیست یا در وزارت خارجه کسی به توانمندی آقای ظریف سراغ نداریم. با این اوصاف خوشبختانه دولت شایستگان در حال شکل‌‌گیری است.

 اما قاعدتا عده‌ای منافعشان در این نیست که این دولت شکل بگیرد. موفقیت این دولت یعنی پیروزی جریان اعتدال و اگر این گفتمان جا بیفتد دیگر جایی برای افراطیون باقی نمی‌ماند. لذا منافع افراطیون ایجاب می‌کند که فضا را مشوش کنند و بحث‌هایی مطرح کنند که برای مردم فایده و اهمیت ندارد و به هر شکلی که می‌توانند شروع به سنگ‌اندازی می‌کنند که البته خود بهتر می‌دانند این کارها فایده ندارد. پذیرش واقعیت‌‌ها برای برخی که در چند سال گذشته سمت‌های گوناگونی در اختیار داشتند و واگذاری مسئولیت، برایشان بسیار سخت است.

 آنها که می‌دانند در مجلس تیغشان برش ندارد چون امیدی به مجلس ندارند، طوری رفتار می‌کنند و فشار می‌آورند که خود دکتر روحانی، بعضی افراد را معرفی نکند و می‌خواهند کابینه را به طرفی ببرند که حامیانش را از دست بدهد.

 این کابینه حسن زیاد دارد اما نقطه ضعفش این است که به جناح خاصی وابسته نیست و از افرادی از جناح راست سنتی، اصلاح‌طلبان و اعتدال‌گرایان تشکیل می‌شود. اگر گروه‌های فشار بتوانند طوری رفتار کنند که یکی از گروه‌های نزدیک به دکتر روحانی در کابینه سهم نداشته باشند، قطعا می‌توانند دولت را در آینده زمینگیر کنند پس سعی می‌کنند با این طور جنجال‌سازی‌ها فضا را به سمتی ببرند که دکتر روحانی کوتاه بیاید اما با توجه به سابقه‌ای که از دکتر روحانی سراغ داریم به نظر می‌رسد ایشان اهل کوتاه‌آمدن نیست و به زودی دولت شایستگان و نهضت راستگویان تشکیل می‌شود.

مجلس با توجه به سابقه‌ای که دارد از گزینه‌های کابینه دکتر روحانی استقبال خواهد کرد. حال ممکن است برخی نمایندگان در مجلس که حدود 70-60نفر هستند با کل کابینه مخالفت کنند اما بیشتر نمایندگان مجلس از این کابینه استقبال خواهند کرد و به اعتقاد من هر کدام از اعضای کابینه حدود 170 تا 180 رای را به خود اختصاص خواهند داد.در ترکیب اصلی کابینه وزارت هنوز وزیر اقتصاد و رئیس بانک مرکزی مشخص نشده است.

اسم‌هایی مطرح شده ولی نمی‌توان با آن قاطعیتی که از حضور آقای زنگنه و حجتی صحبت می‌شد از حضور رئیس بانک مرکزی یا دیگر افراد تیم اقتصادی کابینه صحبت کرد. تیم اقتصادی ترکیبی است از معاون اول، رئیس بانک مرکزی، وزیر اقتصاد و رئیس سازمان برنامه، اگر آقای سیف بیاید یک بحث است، اگر آقای قاسمی بیاید یک بحث دیگری است، اگر یک اقتصاددان بیاید باز هم متفاوت است اما ترکیب تا اینجا نشان داده که دکتر روحانی هم انسان پیچیده‌ای است و هم اهل مشورت است و سعی دارد کابینه خوبی تشکیل بدهد.

 باید به دکتر روحانی اعتماد کرد و اجازه داد کابینه کار خود را شروع کند چرا که این کابینه یکی از بهترین کابینه‌های بعد از انقلاب است. ما هم سعی کردیم در لیست‌هایی که به عنوان اعضای کابینه پر کردیم بهترین‌ها را برای حضور در کابینه معرفی کنیم یا در نوشتن برنامه‌ها یا برنامه‌های مشابه. قرار نیست هر کس به دولت علاقه دارد در دولت حضور داشته باشد، گاهی درنهاد‌های خصوصی نیز می‌توان به دولت کمک کرد.

امیر دبیری مهر در مقاله ای برای ستون یادداشت روز روزنامه تهران امروز با عنوان «روز قدس؛ خاستگاه بیداری اسلامی» به بررسی تاثیرات روز بزرگ قدس بر تحولات منطقه‌‌ای و جهانی پرداخته و نوشت:

پرسش اساسی این نوشتار این است که روز جهانی قدس که به ابتکار امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران برای آخرین جمعه ماه مبارک رمضان نام‌گذاری شد در 4 دهه اخیر چه نقشی در تحولات جهان اسلام با محوریت موضوع فلسطین ایفا کرده است ؟ آیا این روز صرفا یک روز نمادین و تبلیغی بوده است یا توانسته منشا تحرکات و اثرات عملی در کشورهای اسلامی در قبال تحولات فلسطین و جهان اسلام باشد؟ آیا این روز در شکل‌گیری انتفاضه‌های فلسطینی به‌عنوان محور مقاومت اسلامی در فلسطین و دیگر موفقیت‌های مقاومت اسلامی نقش محوری و اساسی داشته یا خیر؟

ودر نهایت تظاهرات گسترده مسلمانان در سراسر جهان در این روز چه پیام و پیامدهای محسوس و عینی دارد؟ برای پاسخ به این پرسش‌ها باید کمی به عقب بازگردیم، به حدود 34 سال پیش. امام خمینی(ره) در سا ل1358 در پیامی تاریخی ضمن نامیدن آخرین جمعه ماه مبارک رمضان به نام روز قدس، خواستار «همبستگی بین‌المللی مسلمانان در حمایت از حقوق قانونی مردم مسلمان فلسطین» شدند.

ایشان سپس در سخنرانی‌های دیگری از روز قدس با تعابیر مکمل دیگری یاد کردند مانند: روز مقابله مستضعفان با مستکبران، روز جدا شدن منافقان از متعهدان، روز اعلام وجود ملت‌های مستضعف در برابر مستکبران، روز قیام ملت‌ها علیه جرثومه‌های فساد، روز نجات قدس و لبنان، روز احیای اسلام و اجرای قوانین اسلامی در کشورهای اسلامی،روز حکومت اسلامی، روز خروج مسلمانان از انزوا، روزایستادگی در برابر اجانب با تمام قوت و قدرت، روز جدایی حق از باطل (صحیفه نور، جلد 8، صفحه 233و234)

این تعابیر امام خمینی(ره) نشان می‌دهد که ایشان هرچند روز قدس را به بهانه همبستگی بین‌المللی مسلمانان در حمایت از مردم فلسطین پایه‌گذاری کردند اما این روز در واقع آغازی است بر یک نهضت بزرگ جهانی ومقاومت بین‌المللی علیه برخی دولت‌ها و سیاست‌ها و مواضع و رویکردها که مبتنی و متکی بر سرکوب مظلومان و مستضعفان بر اساس قاعده مذموم و نکوهیده «الحق لمن غلب» است. رویکردی که در ادبیات مدرن نام و نقاب واقع‌گرایی در روابط بین‌الملل را به خود گرفت و براین اساس حق را به صاحب قدرت می‌دهد نه صاحب حق و برای حق اصالت ذاتی قائل نیست.

امام خمینی(ره) با نام‌گذاری روز قدس علیه چنین جریان و طرز تفکری اعلام موجودیت و مقاومت جهانی کردند و رمز مانایی و ماندگاری روز جهانی قدس در 34 سال اخیر نیز را باید در همین حق‌طلبی جست‌وجو کرد؛ حق‌طلبی‌ای که با پیروزی انقلاب اسلامی و شکل‌گیری جمهوری اسلامی نشان داد هرچند آرمان‌گرایانه است ولی بر واقعیت بیرونی تاثیرگذار و حتی تعیین‌کننده است. در واقع آنچه که به عنوان مقاومت اسلامی در خاورمیانه و جهان اسلامی در 4 دهه اخیر شکل گرفته و روزبه‌روز قدرتمند‌تر شده است پیامدهای عینی این نوع نگاه به جهان و مسائل آن است.

در اینجا به چند پیامد عینی شکل‌گیری گفتمان مقاومت اسلامی که مدیون نام‌گذاری روز قدس است نگاهی اجمالی می‌افکنیم.

1 - موفقیت حزب‌الله لبنان در آزاد ‌سازی جنوب لبنان از دست رژیم اشغالگر قدس بعد از حدود 20 سال اشغال و تجاوز به جنوب لبنان

2 - پیروزی قاطع حزب‌الله لبنان بر اسرائیل در جنگ 33 روزه در سال 2006 میلادی

3 - شکست سخت اسرائیل از نیروهای مقاومت اسلامی در غزه در اواخرسال 2008 میلادی موسوم به جنگ 22 روزه غزه

4 - ناکامی تجاوز اسرائیل به غزه در سال 2012 میلادی موسوم به جنگ 9 روزه

5 - پیروزی حماس در انتخابات سراسری غزه در سال 2006

6 - شکل‌گیری جنبش‌های اسلامی علیه حکام مستبد و وابسته در کشورهای تونس، مصر، بحرین و لیبی در 3 سال اخیر که منجر به بیداری اسلامی یا بهار عربی شده است.

7 - شکل‌گیری انتفاضه‌های فلسطینی در سال‌های 1987 در پی کشته‌شدن چند فلسطینی و سال 2000در پی ورود شارون به مسجد الاقصی

8 - بی‌نتیجه ماندن مذاکرات سازش در کنفرانس مادرید در 1991، پیمان اسلو در 1993، شرم الشیخ در 1999، کمپ دیوید در 2000، نقشه راه برای صلح در 2002و آناپولیس در 2007 به این دلیل که حقوق مسلم مردم فلسطین در آنها نادیده گرفته شد و آگاهی عمومی نیز در این خصوص ایجاد شد.

بنابراین می‌توان تاثیر روز قدس بر تحولات منطقه‌‌ای و جهانی را در دو سطح مورد بررسی قرارداد.

1 - تاثیر بر فلسطین:

ماجرای فلسطین از سال 1917یعنی سال صدور اعلامیه بالفور و اتخاذ سیاست رسمی بریتانیا در حمایت از ایجاد وطن برای یهودیان تاکنون حکایتگر یک نقشه شوم وظالمانه است و آن هم بی‌وطن کردن یک ملت صاحب وطن یعنی فلسطینی‌ها به منظور وطن دار کردن یک قوم پراکنده یعنی یهودی‌ها در سراسر جهان است.

در این حدود100 سال اخیر بخشی از یهودیان در نقشه‌ای بریتانیایی و سپس آمریکایی به هرقیمتی شده اعم از جنگ و توافقنامه‌های بین‌المللی تلاش کرده‌اند به‌تدریج با اشغال و تصرف سرزمین مادری فلسطینیان نه تنها برای اقامت و سکنای خود جایی باز کنند بلکه سیر تحولات فلسطین از 1948 به بعد نشان داده که درصد و سهم سرزمینی اشغالگران رو به افزایش و سهم و درصد سرزمینی مالکان اصلی این سرزمین رو به کاهش بوده و در حال حاضر به کمتر از 15 درصد از فلسطین رسیده است. آیا این آمار به روشنی و آشکارا نشان‌دهنده ظلمی بزرگ به یک ملت مظلوم نیست ؟

 وآیا اگر در برابر این انحراف بزرگ و تجاوز علنی به‌حقوق بشر در فلسطین اعتراض نشود این خطر وجود ندارد که نمونه دومی در آینده بشریت رخ دهد؟ این تعدی به‌حقوق فلسطینی‌ها به حدی آشکار و ظالمانه است که حتی امروز در درون قوم یهود نیز جنبش‌هایی علیه صهیونیست‌های زیاده‌خواه شکل گرفته است و در مرحله اول خواستار جداشدن حساب صهیونیست‌ها از یهودیان در افکار عمومی هستند.امام خمینی با درک چنین واقعیتی روز قدس را اعلام کردند و در واقع بزرگ‌ترین خدمت را به آزادیخواهان و مدافعان حقیقی حقوق بشر ارائه کردند.

 همین موضع‌گیری صحیح و عدالت‌خواهانه که از‌قضا خلاف همه نقشه‌های پشت پرده سیاستمداران وابسته به لابی صهیونیستی بود موجب شده امروز در جهان بسیاری از روشنفکران، نویسندگان، هنرمندان و سیاستمداران مستقل و آزادیخواه با افتخار از ملت مظلوم فلسطین دفاع ‌کنند و خواستاربازگشت میلیون‌ها آواره فلسطینی به سرزمین مادری و برگزاری رفراندوم تحت‌نظر سازمان ملل برای تعیین رژیم سیاسی حاکم بر این کشور شوند تا نظامی دموکراتیک مبتنی بر رای واقعی مردم در این کشور حاکم گردد.

2 - تاثیر بر جهان اسلام و خاورمیانه:

همانطور که در پیام‌ها و عبارات امام خمینی به مناسبت روز جهانی قدس آمده است نگاه امام به قدس و فلسطین حکایت از یک جریان بزرگ جهانی داشت که همواره با زورمداری و قلدر‌مآبی سعی می‌کنند منافع خود را به هر قیمتی تامین کند و سپس برای اقدامات متجاوزانه خود متقلبانه مشروعیت ایجاد کند؛ مسئله‌ای که بارها در تاریخ روابط بین‌الملل مشاهده می‌شود.

کشورگشایی آلمان نازی در جنگ‌های جهانی دوم که جان بالغ بر 50 میلیون انسان را به فنا داد نمونه آشکاری از این سیاست‌های نابخردانه در نیمه اول قرن بیستم است و درنیمه دوم قرن بیستم شاخص‌ترین وبرجسته‌ترین نمونه و مصداق آن قصه پرغصه فلسطین است اما منحصر به فلسطین نیست.

جلوگیری از شکل‌گیری حکومت‌های مردم‌‌سالار در خاورمیانه در دهه‌های اخیر، حمایت غرب از کودتاهای نظامی که آخرین آن تحولات اخیر مصر است، حمایت از دولت‌های ارتجاعی و خانوادگی، مقابله با جنبش‌های آزادی‌بخش و عدم حمایت از روشنفکران و نویسندگان مستقل و متعهد و ایجاد محدودیت برای رسانه‌های مستقل و روشنگر و اعمال تحریم‌های بی‌رحمانه غذایی و دارویی علیه ملت‌های روبه پیشرفت و مستقل، مهم‌ترین سیاست‌های متخذه از سوی غرب در دهه‌های گذشته بوده که روز قدس فرصتی و بهانه‌ای است برای اعتراض به این سیاست‌ها و برقراری مناسباتی عادلانه، آزاد و روبه پیشرفت با محوریت منافع و خواسته‌های مردم خاورمیانه و جهان اسلام، نه منافع و سیاست‌های دول بیگانه و خارجی.

 روز قدس با استمرار سالانه جلوی فراموشی این آرمان‌های انسانی و اسلامی و اخلاقی را می‌گیرد واجازه نمی‌دهد این اهداف مقدس در پیچ و خم هیاهوهای جهانی فراموش شود، و بعد از حدود 35 سال دیگر به آیینی جهانی و میعادگاهی فرامرزی برای فریاد علیه ظلم و تجاوز و تعدی و دفاع از مظلومان و مستضعفان عالم تبدیل شده است، همان چیزی که امام خمینی انتظار داشت و آرزو می‌کرد.

در ادامه مقاله امروز روزنامه رسالت را به قلم صالح اسکندری و با عنوان«گلایه از اطرافیان رئیس جمهور منتخب» می خوانید:

کمی ناشکیبایی است در هنگامه تنفیذ و تحلیف رئیس جمهور منتخب کام خودمان و ایشان را تلخ کنیم و لب به گلایه از اظهارات برخی اطرافیان حجت الاسلام دکتر روحانی بگشاییم که گفته اند دولت جدید که بیاید با رسانه ها و مطبوعات چه می کنیم و با حزب اللهی ها در نمازجمعه اگر علیه شخصی شعار دادند، چه می کنیم و در سیاست خارجی چه ها می کنیم و با این صد میلیارد دلار سالانه درآمد نفتی چه معجزه هایی می کنیم، دستورات دولت قبل را کان لم یکن می کنیم و کذا و کذا ... .

ما باور و فهممان از شعار اعتدال دکتر روحانی این است که ایشان با شناخت دقیق از "پیچ تاریخی" که کشور عزیزمان به لحاظ داخلی و منطقه ای در آن قرار دارد آمده است که با احتیاط بیشتری فرمان لوکوموتیو انقلاب را به دست بگیرد تا از این گردنه حساس بگذریم.شاید اقتضای این پیچ تاریخی مثل هر پیچ دیگری این باشد که سرعت لوکوموتیو انقلاب را کمتر کنیم اما این بدان معنا نیست که عده ای بخواهند ترمز قطار را بکشند و یا بدتر "دنده عقب" بروند. اعتدال از منظر ما یعنی آرمان گرایی واقع بینانه.

یعنی پیگیری آرمان ها با در نظر گرفتن واقعیات. رهبر معظم انقلاب در دیدار دانشجویان تفسیر روشنی از این مسئله ارائه فرمودند.  ایشان به عنوان نمونه رسیدن به جامعه ای «عادلانه، پیشرفته و معنوی» را از آرمانهای اصلی و درجه یک نظام اسلامی می دانند. در مقابل "تحریم ها" را نیز به عنوان یک چالش در مسیر نیل به هدف و آرمان مثال زدند.

معظم له در تبیین نسبت بین این آرمان و واقعیت فرمودند: "ما آرمانگرایی را صددرصد تأیید می کنیم، دیدن واقعیتها را هم صددرصد تأیید
می کنیم. آرمانگرایی بدون ملاحظه‌ واقعیتها، به خیال پردازی و توهّم خواهد انجامید. وقتی شما دنبال یک مقصودی، یک آرمانی حرکت
می کنید، واقعیتهای اطراف خودتان را باید بسنجید و بر طبق آن واقعیتها برنامه‌ریزی کنید. بدون دیدن واقعیتهای جامعه، تصور آرمانها خیلی تصور درست و صحیحی نخواهد بود، چه برسد به دستیابی به آرمانها."

روشن است که آرمان دولت یازدهم رسیدن به جامعه ای «عادلانه، پیشرفته و معنوی» است و با شناختی که از دکتر روحانی وجود دارد و اقبال و اعتماد ملت به ایشان مطمئنا وی و دولتش در این مسیر گام بر خواهد داشت. یکی از واقعیت های امروز کشور ما نیز علاوه بر دهها واقعیت دیگر مسئله تحریم هاست. در مسیر رسیدن به این آرمان به طور منطقی سه راه می توان در پیش گرفت.

راه اول بی توجهی و کم اعتنایی است. یعنی صورت مسئله را پا ک کردن که "اینقدر قطعنامه بدهید تا قطعنامه دانتان پاره شود"! البته نتیجه آن چیزی نبود جز تصویب چند قطعنامه جدید.

راه دوم این است که فقط این واقعیت را دید و از واقعیات دیگر غفلت کرد و آنقدر موضوع تحریم ها را بزرگ کرد که همه چیز و حتی حیات و ممات ایران در گرو رفع تحریم ها و یا برقراری رابطه با آمریکا باشد. در این مسیر تنها عامل رسیدن به جامعه ای «عادلانه، پیشرفته و معنوی» برطرف شدن تحریم ها به هر قیمتی است. در واقع پیشرفت کشور متغیری از رابطه با آمریکا است و همه امکانات و منابع باید بسیج شوند تا این رابطه برقرار شود و اگر اینطور نشد چرخ پیشرفت کشور می خوابد.

راه سوم که به نظر با معنای اعتدال و جهت گیری های دکتر روحانی تا کنون سازگار تر است برخورد عقلانی با واقعیت تحریم و دیدن واقعیت های دیگر کشور در مسیر تشکیل جامعه ای پیشرفته و معنوی است. دکتر روحانی اعلام کرده است که در یک مواجهه حرفه ای با پرونده هسته ای با کمترین امتیازدهی ممکن به دنبال آن است که پرونده را از شورای امنیت به آژانس بین المللی انرژی اتمی برگرداند و سطح تحلیل سیاسی این پرونده را به سطوح تحلیل حقوقی و تکنیکی تقلیل دهد.

از سویی به زعم ایشان حل مسئله تحریم ها به معنای نادیده گرفتن سایر واقعیات کشور نیست. بالاخره بخش مهمی از پیشرفت های سالهای اخیر با تکیه بر توانمندی های بومی در حوزه های نیروی انسانی متخصص، امکانات زیربنایی و زیرساخت ها، خودکفایی در بسیاری از عرصه های اقتصادی و صنعتی، پیشرفت های علمی در حوزه علوم استراتژیک، همسایگان منطقه ای و شرکای تجاری جدید نظیر چین و روسیه و... به دست آمده است.

 این واقعیات را باید در کنار مسئله تحریم ها به طور همزمان دید و الا دچار بخشی نگری و سطحی اندیشی می شویم.متاسفانه برخی اطرافیان آقای رئیس جمهور منتخب تصویر وارونه ای از کشور را برای ایشان منعکس می کنند. این در حالی است که فهم ایشان به مراتب دقیق تر از مشاورین است. گواه این مدعا هم اینکه بین اظهارات اولیه و حین مناظرات با موضع گیری های اخیر فاصله افتاده است. شعار تشکیل دولت فراجناحی به حاشیه رانده شده است.

 تحقق این شعار به واقع بینی آرمانگرایانه دولت روحانی کمک فراوانی می کرد. نگاه جریانات کارگزاران و اصلاح طلب به دولت یازدهم نه در افق استراتژیک ومعتدلی است که رئیس جمهور منتخب در ذهن می پروراند بلکه آنها این دولت را مجالی برای جمع کردن غنیمت های دوران نبرد سیاسی و سهم خواهی های بی پایان خود می دانند. مثل روز روشن است علی رغم همه این سماح و تساهلی که دکتر روحانی در برخورد با این جریانات دارد اما آنها راضی نخواهند شد و هر روز مطالبه جدیدتری را طلب می کنند تا این دولت آنقدر نحیف و لاغر شود که به قول خودشان ظرف چهار سال مجالی برای روی کار آمدن یک دولت اصلاح طلب تمام عیار فراهم گردد.

 این گروه ها گلوله برفی دکتر روحانی را آنقدر دست به دست می کنند تا آب شود و چیزی از آن باقی نماند آن وقت در این نبرد زمستانه نوبت گلوله های برفی باران روحانی است.

همان بلایی که سر آقای هاشمی رفسنجانی در جریان انتخابات مجلس ششم آوردند.مآلا باید گفت این گلایه اگر چه کمی کاممان را تلخ کرد اما شیرینی تبریک صمیمانه ما به خاطر تنفیذ منصب ریاست جمهوری ملت مسلمان ایران توسط مقام عظمی ولایت به جناب دکتر حسن روحانی حلاوتی وصف ناشدنی دارد که ایشان را در این مسیر دشوار ثابت قدم، بصیر و موید به تاییدات نایب برحق امام زمان (عج) می نماید.

روزنامه جمهوری اسلامی (پنجشنبه) ستون سرمقاله خود را به «تحلیل سیاسی هفته»اختصاص داد:

بسم‌الله الرحمن الرحیم
هفته جاری از هر جهت به لحاظ قدر و ارزش، از والایی و اعتبار ویژه‌ای برخوردار بود. شبهای نزول قرآن را در این هفته پشت سر گذاشتیم، در حالی که ملت ایران در سوگ شهادت جانسوز آئینه صفات کبریائی، دروازه حکمت نبوی، تجسم ایمان، تجلی عدالت، یاور مظلومان و پدر یتیمان و مظهر تام و تمام فضائل،‌ مولی‌الموحدین حضرت علی‌بن‌ابیطالب(ع) داغدار بود.

شب‌های قدر با همه عظمت و جلالش به پایان رسید و هر کس به فراخور حال خود، توشه و بهره‌ای از رحمت الهی چید تا ذخیره و سرمایه‌ای برای سایر اوقات و ماههای سال باشد. در این روزها و شب‌ها فرصتی پیش آمد تا عذر تقصیر از گناهان را به پیشگاه الهی عرضه بداریم و توفیق طاعت و بندگی را طلب نمائیم.

شب‌های قدر که به پایان می‌رسد، گویی ماه ضیافت الهی به پایان خود نزدیک می‌شود و باید کم کم با این ماه پرفیض وداع کرد. صدای برچیده شدن سفره معنوی این ماه،‌ از امروز در گوش‌ها و ضمیر جان‌ها شنیده می‌شود، پس باید از این روزهای پایانی باقیمانده، حداکثر استفاده را کرد و خود را در جمع کسانی قرار داد که در زیر آبشار رحمت الهی، از آلودگی‌ها پاک شده و حساب خود را با خدای خویش صاف کرده‌اند.

در هفته پایانی ماه مبارک رمضان، همچنین بانگ آزادی قدس شریف، پرصلابت‌تر از همیشه به گوش می‌رسد و ملتهای مسلمان، خود را برای گرامیداشت روز جهانی قدس و حمایت از ملت مظلوم فلسطین آماده می‌کنند. فردا نیز در ایران اسلامی، همه در پاسخ به ندای بنیانگذار جمهوری اسلامی در صفوفی یکپارچه به خیابانها خواهند آمد و با حضور پرشکوه خود در راهپیمایی اعلام می‌کنند که ستاره بخت رژیم صهیونیستی روبه افول است و قدس شریف در آینده‌ای نه چندان دور به آغوش اسلام باز خواهد گشت.

فردا، ملت ایران همچون سالهای گذشته با رژیم از درون پوسیده صهیونیستی اتمام حجت خواهد کرد و خون تازه‌ای را به رگهای ملت مبارز و مظلوم فلسطین تزریق می‌کند. در این راهپیمایی مردم مسلمان ایران همپای دیگر مسلمانان جهان،‌ با محکوم کردن مذاکرات ذلت‌بار سازش، بار دیگر بر تداوم مبارزه با رژیم صهیونیستی و پیگیری راه انتفاضه تا سرنگونی رژیم غاصب صهیونیستی تاکید خواهند کرد.

در صحنه بین‌المللی نیز این هفته رویدادهای متعددی را شاهد بودیم. در سوریه، ادامه پیشروی ارتش، معادلات در صحنه جنگ را به سرعت به نفع حکومت بشار اسد تغییر می‌دهد. این هفته، استان حمص صحنه عملیات ارتش علیه شورشیان بود و نیروهای دولتی بر شهر مهم و استراتژیک "الخالدیه" تسلط یافتند.

پیروزی‌های چشمگیر ارتش موجب شده است تا جبهه مخالفان دچار دودستگی و سردرگمی شود. به همین دلیل، تشکیلات وابسته به مخالفان اعلام کرد بدون هیچ پیش شرطی حاضر است در مذاکرات ژنو شرکت کند. این درحالی است که این گروه پیشتر شروطی را مطرح کرده بود از جمله اینکه باید اینگونه اجلاس‌ها برای کناره‌گیری بشار اسد تضمین بدهد. رسانه‌های غربی نیز اکنون اذعان می‌کنند که حکومت بشار اسد بحران را پشت سرگذاشته است. این رسانه‌ها تاکید می‌کنند بشار اسد سالها در قدرت باقی خواهد ماند.

این هفته بحران مصر با حضور گسترده مخالفان و حامیان مرسی در خیابانها و وقوع درگیری‌های خونین عمیق‌تر شد به گونه‌ای که بسیاری از ناظران از خطر سقوط مصر در ورطه جنگ داخلی سخن به میان آوردند. در جریان درگیری‌ها?ی که در روز شنبه گذشته میان دو طرف در گرفت نزدیک به 80 نفر کشته و صدها نفر نیز زخمی شدند. مسئولان اخوان‌المسلمین اعلام کرده‌اند در جریان ناآرامی‌هایی که از زمان برکناری مرسی رخ داده است بیش از 300 نفر از حامیان این گروه کشته شده‌اند.

 در تازه‌ترین تحول، روز سه شنبه این هفته، "کاتر?ن اشتون" مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا با مرسی دیدار کرد و با وی گفتگویی دو ساعته صورت داد. روز گذشته نیز هیاتی از اتحادیه آفریقا با مرسی دیدار کرد. این رخدادها می‌تواند سرآغاز گشایشی در بحران سیاسی مصر و شرایط پیچیده این کشور ایجاد کند، به خصوص اینکه دو طرف، یعنی ارتش مصر و حزب اخوان المسلمین به این دیدارها واکنش مثبتی نشان داده‌اند.

این هفته، عراق شاهد انفجارها و خشونت‌های تازه بود که در نتیجه آن دهها نفر دیگر کشته و شمار بیشتری مجروح و مصدوم شدند. حملات تروریستی اخیر عراق عمدتاً در مناطق شیعه نشین بود و بیشتر قربانیان را نیز شیعه‌ها تشکیل می‌دادند. در پی وقوع این حوادث، گروه تروریستی القاعده مسئولیت تمامی این حملات را به عهده گرفت. این گروه در بیانیه‌ای تحت عنوان "دولت اسلامی عراق و شام" تهدید کرد حملات روزهای آینده بسیار خونبارتر خواهد بود و عملیات "دروی سربازان" را آغاز خواهد کرد.

این اولین بار است که پس از سه ماه، القاعده مسئولیت انفجارها را برعهده می‌گیرد. این گروه جنایتکار همچنین مسئولیت حمله هفته گذشته به دو زندان در عراق را که به کشته شدن دهها زندانبان و فرار نزدیک به هزار زندانی منجر شد، برعهده گرفت. در همین حال، "عزت الدوری" از عناصر ارشد رژیم صدام که فراری است در اطلاعیه ای، از اقدامات القاعده تمجید کرد و به این وسیله آشکارا بر همدستی بعث و تکفیری‌ها تأکید گذاشت. عراق اکنون صحنه توطئه‌ای شوم است که طی آن تلاش می‌شود اوضاع امنیتی و سیاسی این کشور هرچه بیشتر آشفته شود تا به این وسیله دولت تحت نفوذ شیعیان زیر فشار بیشتری قرار گرفته و به شرایط بعثی‌ها و تکفیری‌ها و حامیان خارجی آنها تن دهد.

این هفته، مجلس فرمایشی بحرین با تصویب مصوبه‌ای تظاهرات در منامه، پایتخت این کشور را ممنوع اعلام کرد. این تازه‌ترین تلاش رژیم آل خلیفه برای متوقف ساختن قیام آزادی خواهانه ملت بحرین است که از سه سال پیش آغاز شده است و مردم مبارز این کشور با وجود انواع فشارها و سرکوب‌ها، از مبارزه دست برنداشته‌اند.

در پی صدور این مصوبه مجلس بحرین، روز گذشته هزاران نفر درخیابانهای منامه دست به اعتراض زدند و با سر دادن شعارهای ضد آل خلیفه، این مصوبه را به تمسخر گرفتند. دور تازه تظاهرات که تحت عنوان "جنبش تمرد" آغاز شده است با الگو گرفتن از جنبش تمرد مصر صورت می‌گیرد. تظاهر کنندگان خواستار سرنگونی رژیم آل خلیفه و خروج نیروهای اشغالگر سعودی از کشورشان شده‌اند. در سه سال گذشته، رژیم آل خلیفه به منظور سرکوب قیام حق طلبانه و عدالت خواهانه ملت بحرین به هر ابزاری متوسل شده است. این رژیم حتی از نیروهای سعودی نیز برای سرکوب ملت خود کمک گرفت. با اینحال این تلاش‌های مذبوحانه نتوانسته است شعله‌های قیام ملت بحرین را خاموش کند.

دکترجعفر خیرخواهان در یادداشتی با عنوان«تدبیر و امید یعنی سیاست‌گذاری خوب و روحیه کارآفرینی»برای ستون سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد نوشت:

دولتی که در روزهای آینده قدرت را در دست می‌گیرد با شعار تدبیر و امید توانست آرای مردم را به دست آورد. در این مطلب کوتاه به تشریح این دو شعار پرداخته و تدبیر و امید را به معنای سیاست‌گذاری خوب و روحیه کارآفرینی می‌گیریم. اگر بخواهیم دو کلید اصلی برای پیشرفت کشور نام ببریم، قطعا سیاست‌گذاری خوب و روحیه کارآفرینی است.

سال‌هایی که پشت سر گذاشتیم ملت و اقتصاد ایران در چرخه وعده‌های تمام‌نشدنی برخی دولتمردان گرفتار و قفل شد. کسانی از راه رسیدند که سراب را به جای آب نشان می‌دادند و در توهمات خودساخته فرو رفته بودند. دولت‌هایی که به راه‌حل‌ها و مُسکن‌های مقطعی و کوتاه مدت دل بسته بودند.

نتیجه کار به ناامیدی کارآفرینان و سرمایه‌گذاران، و توقف تولید و ثروت‌آفرینی منتهی شد. این چرخه معیوب و باطلی است که افراد را فقیر، بنگاه‌ها را مستاصل و کشور را توسعه نیافته نگه می‌دارد.

انیشتین زمانی گفته بود نداشتن سلامت عقل یعنی انجام یک کار تکراری و انتظار نتیجه متفاوت داشتن. واقعیت این است که ساختار فکری و طرز فکر ما عقب‌مانده است و باید تغییر کند، چرا که مسوول شکست‌های گذشته ما است. باید نگاه خود را به جهان پیرامونی تغییر دهیم. در همه این سال‌هایی که نفت داشتیم اتکا به درآمد نفت، اقتصاد کشور را وابسته و ضعیف کرد و دولتی به وجود آورد که فاقد کاردانی بوده است. دولتی که توان سیاست‌گذاری خوب را ندارد، دولتی که مملکت‌داری بلد نیست. اما با این حال همیشه انتظار نتایج متفاوتی از این دولت داشته‌ایم.

اگر می‌خواهیم موفق شویم در نخستین گام باید دستگاه ذهنی ما تغییر کند. با رهایی اقتصاد از رانت نفتی، دولتی نداشته باشیم که به جای ایجاد و خلق فرصت‌های جدید، دائم برای کارآفرینان چالش و دردسر ایجاد کند. موانع و قفل‌های پیش روی دولت آتی تنها به این خلاصه نمی‌شود که رشد نقدینگی زیاد و کسری بودجه وحشتناک و سیستم اینترنت کند و مسدود و محیط کسب و کار بد است. آنچه از همه اینها مهم‌تر است دستگاه‌های فکری است که در ذهن تک‌تک ما شکل گرفته است.

ما حالا دیگر کمتر به همدیگر اعتماد می‌کنیم. ما به چارچوب ذهنی حاصل جمع صفر و اقتصاد رانتی عادت کرده‌ایم؛ یعنی فکر می‌کنیم اگر صد تومان گیر کسی بیاید صد تومان کمتر گیر من می‌آید. این باعث می‌شود تا مردم به همدیگر بدبین شده، کوتاه‌مدت فکر کنند و حاضر به فداکاری برای رسیدن به منافع پایدار بلندمدت نباشند. متاسفانه این مدل ذهنی بر عملکرد کسب و کار تاثیر منفی می‌گذارد و هزینه‌های معاملاتی را بالا می‌برد که در نهایت بر میزان سود، سهم بازار، و توانایی امضای یک قرارداد تاثیر می‌گذارد.

با توجه به این فرضیات، سیاست‌های خوبی که دولت برای تقویت روحیه کارآفرینی باید بیندیشد چیست؟
این سیاست‌ها در جهت تغییر در نگرش‌ها و باورها است، یعنی چیزهایی که دیده شدنی نیستند، اما بسیار مهم هستند. به این منظور انجام کارهای زیر پیشنهاد می‌شود:

1- به شغل کارآفرینی و نه رانت‌جویی بها داده شود. تصور جامعه به کارآفرین تغییر کند و ارج و منزلت داشته باشد چون این کارآفرین است که بهره‌وری جامعه را بالا می‌برد. او فرصت‌ها و ارزش‌های اقتصادی را در جاهایی می‌بیند که دیگران نمی‌بینند. پس باید الگوهای موفق کارآفرینی در معرض دید و معرفی به مردم قرار بگیرد تا سایرین هم از آنها سرمشق بگیرند.

2- ترویج فرهنگی که در آن شکست خوردن و ورشکست شدن بد تلقی نشود. بلکه شکست خوردن فرصتی برای یادگیری و مقدمه‌ای برای پیروزی انگاشته شود. در این محیط جدید باید ارزش شکست خوردن در فعالیت اقتصادی درک شود. به این منظور باید اعتماد در جامعه تقویت شده و نهادهایی به وجود آیند که کارآفرینان با اطمینان بیشتر حاضر به ریسک کردن شوند و اگر موفق نشدند خانه خراب نشوند.

3- فرهنگ بازی حاصل جمع صفر برچیده شود (یعنی فرهنگ ثابت دیدن مقدار کیک اقتصادی و دعوا بر سر آن و ایجاد انحصارات و سیاست‌های ضد منافع اجتماعی). اینها باعث ضعیف شدن توان اقتصاد می‌شود. فرهنگ نفتی باعث شده است تا همیشه بخشی از جامعه (فرودستان) بر علیه بخش دیگر (فرادستان) شورانده شود، اما در نهایت دودش به چشم همه رفته است.

 پس باید سیاست‌ها به نحوی طراحی شود که نگاهی فراگیر داشته و باندی و جناحی عمل کردن محدود و متوقف شود. در این محیط جدید موانع ورود و رشد برای همه بنگاه‌های کوچک و بزرگ برداشته شود و مردم از هر مسلک و مشربی بتوانند با هم کار کنند. همه اینها نیازمند تغییر در دستگاه فکری و چارچوب ذهنی همه ما به ویژه سیاستگذاران است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
عکس خبری