کد خبر: ۶۱۰۸۶
تاریخ انتشار: ۰۹ مرداد ۱۳۹۲ - ۰۱:۴۸
«هدیه مجلس به روحانی و ملت» از نگاه حسین شریعتمداری، در یادداشتی منتشر شده در ستون سرمقاله امروز (چهارشنبه) روزنامه کیهان را می خوانید:

با نزدیک شدن زمان معرفی اعضای کابینه به مجلس، گمانه‌زنی‌ها درباره ترکیب دولت آینده نیز به واقعیت نزدیکتر شده است تا آنجا که این روزها فهرست نهایی و یا تقریبا نهایی گزینه‌های آقای دکتر روحانی برای تصدی وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و معاونت‌های ریاست جمهوری یازدهم در بسیاری از محافل سیاسی بر سر زبان‌هاست.

آقای روحانی قرار است یک روز بعد از انجام مراسم تحلیف، یعنی 14‌مردادماه جاری وزرای پیشنهادی خود را به مجلس شورای اسلامی معرفی کند تا نمایندگان مردم نیز بعد از بررسی و تحقیق درباره آنها، نظر مثبت یا منفی خود را با دادن رأی اعتماد یا عدم اعتماد به دولت و ملت اعلام دارند.

با توجه به ترکیب کابینه پیشنهادی و برخی از شواهد موجود می‌توان حدس زد که آقای روحانی در انتخاب گزینه‌ها، اولا؛ از سوی اصحاب فتنه، مدعیان اصلاحات و کارگزاران به شدت تحت فشار بوده است و ثانیا؛ برای مقابله با سهم‌خواهی جریانات یاد شده، زحمت فراوانی را متحمل شده است.

توضیح بیشتر درباره این فشارها و مسائل پیرامونی آن را به بعد موکول می‌کنیم اما، چرا به این نکته که بیرون از موضوع اصلی یادداشت پیش‌روی است اشاره کرده‌ایم؟! پاسخ آن است که احساس می‌شود رئیس جمهور منتخب در انتخاب اعضای کابینه خود با مجموعه‌ای از «فشارها»، «انتظارها» و «رودربایستی‌ها» روبرو بوده است و برای خروج از این چنبره دست کمک به سوی مجلس شورای اسلامی و نمایندگان ملت دراز کرده است. بخوانید؛

1- حضور برخی از گزینه‌ها در فهرست اعضای کابینه آقای دکتر روحانی با مواضع بارها اعلام شده ایشان نه فقط همخوانی ندارد، بلکه در تضاد و تناقض نیز هست. رئیس جمهور منتخب، فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 را خیانت به نظام و مردم این مرز و بوم می‌دانند.

به عنوان مثال، ایشان درباره حرکت فتنه‌گران در 25 بهمن 88 به صراحت گفته بود «فتنه‌گران با شعارهای ضدانقلابی خود موجبات خوشحالی و بهره‌برداری آمریکا، رژیم صهیونیستی و ضد انقلاب را فراهم آوردند و موجب ناراحتی قاطبه مردم شریف ایران شدند» و تاکید کرده بود «در حالی که مردم در روز 22 بهمن به شکلی کاملا باشکوه، حمایت خود را از حرکت‌های آزادیخواهانه در منطقه اعلام کرده بودند، اقدامات نابخردانه و فتنه‌گرانه صورت گرفته در 25 بهمن، تنها به نفع استکبار و ضد انقلاب بود» آقای روحانی در ادامه از قوه قضائیه خواسته بود «نسبت به این حرکت ضد انقلابی اقدام نماید».

در فتنه 78 نیز آقای روحانی سخنران اجتماع پرشکوه مردم در روز 23 تیرماه 78 در دانشگاه تهران بود و از فتنه‌گران با عنوان اراذل و اوباش یاد کرده بود.

با این حساب، بسیار بعید است که حضور چند تن از اصحاب فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 در فهرست اعضای کابینه دکتر روحانی با میل و رغبت خود ایشان صورت گرفته باشد.
و یا به عنوان یک نمونه دیگر؛ آقای دکتر روحانی بارها بر ضرورت پیشرفت‌های علمی و دور بودن مراکز آموزشی از تنش‌ها و درگیری‌های خسارت‌آفرین تاکید داشته و دارند و از این روی معرفی یکی از کسانی که علاوه بر دست داشتن در فتنه 88، به هنگام مسئولیت قبلی خود نیز نقش تخریبی فراوانی در مراکز آموزشی داشته است، دور از انتظار و بیرون از خواست قلبی آقای روحانی به نظر می‌رسد.

و نمونه‌های دیگری از این دست که البته شامل تمامی وزرای پیشنهادی ایشان نمی‌شود و بسیار بعید و غیرقابل قبول خواهد بود اگر تصور شود که آقای روحانی با میل و رغبت خود به حضور وطن‌فروشان فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 در کابینه خویش تن داده باشد! و...
2- ترکیب کابینه پیشنهادی دکتر روحانی حاکی از آن است که ایشان در مقابل وزرای تحمیلی اصحاب فتنه، مدعیان اصلاحات و حزب کارگزاران مقاومت کرده و به تمامی آنچه مورد نظر آنها بود تن نداده است.

 زیرا جریانات مورد اشاره بارها بر تمامیت‌خواهی خود تاکید ورزیده و نشان داده‌اند بیرون از دایره بسته خویش حاضر به پذیرش هیچ فرد و جریانی نیستند بنابراین اگر انتخاب اعضای کابینه برعهده آنها بوده و قرار بود آقای روحانی در گزینش وزیران به دلخواه آنان عمل کند، برخی از وزرای پیشنهادی نمی‌توانستند و نباید در فهرست کابینه رئیس جمهور منتخب جایی داشته باشند. غرولند اخیر اصحاب فتنه و مدعیان اصلاحات علیه آقای روحانی که این روزها شتاب بیشتری گرفته است، شاهد دیگری بر صحت و درستی برداشت یاد شده است.

نمونه‌های فوق که ده‌ها نمونه دیگر نیز می‌تواند به آن اضافه شود، از وجود «فشارها»، «رودربایستی‌ها» و برخی انتظارات بی‌جا در چرخه گزینش اعضای کابینه رئیس جمهور منتخب حکایت می‌کند و این نتیجه قطعی را در پی دارد که دکتر روحانی از برخی گزینه‌های حاضر در فهرست وزرای پیشنهادی خویش رضایت ندارد.

اگر این برداشت را بپذیریم و با آن موافق باشیم که شواهد یاد شده تردیدی در صحت آن باقی نمی‌گذارد، می‌توانیم نتیجه بگیریم بزرگترین خدمت مجلس شورای اسلامی به ملت و رئیس جمهور منتخب، آن است که فهرست اعضای پیشنهادی کابینه را به نفع مردم و در جهت خواست و رغبت واقعی دکتر روحانی تغییر داده و اصلاح کند. این دقیقا همان انتظاری است که دکتر روحانی از نمایندگان مردم دارد ولی به دلیل پاره‌ای از ملاحظات و رودربایستی‌ها نمی‌تواند این خواسته قلبی خود را با صراحت و به طور علنی ابراز کند.

3- و اما، اکنون نوبت مجلس شورای اسلامی و نمایندگان مردم است که به وظیفه قانونی و تکلیف اسلامی، انقلابی و مردمی خود عمل کنند و کابینه دولت جدید را از حضور اصحاب وطن‌فروش فتنه 88 پاکسازی کرده و از این طریق علاوه بر کمک به رئیس جمهور منتخب و خدمت به مردم شریف این مرز و بوم، دست‌های آلوده مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس را که در پوشش اصحاب فتنه به سوی کابینه جدید دراز شده است با قاطعیت قطع کنند. چگونه؟!

الف: مطابق نص صریح قانون اساسی، اعضای کابینه در یک چرخه دو‌مرحله‌ای انتخاب می‌شوند. معرفی از سوی رئیس جمهور منتخب و تأیید صلاحیت آنها از سوی نمایندگان مجلس شورای اسلامی که با رأی اعتماد و یا عدم اعتماد به وزرای معرفی شده صورت می‌پذیرد.

مقصود قانونگذار از وضع و گنجاندن این چرخه، تاکید بر مردمی بودن مسئولیت‌ها در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بوده است. چرخه‌ای که با اندک تفاوت ظاهری در تمامی نظام‌های مردم‌سالار جاری و ساری است.

توضیح آن که رئیس جمهور با رأی مستقیم مردم انتخاب می‌شود ولی اعضای کابینه در حالی که نقش برجسته و تعیین‌کننده‌ای در نظام اجرایی کشور دارند، از رأی مردم برخوردار نیستند بنابراین برای تصدی وزارت که از مسئولیت‌های سرنوشت‌ساز است به رأی مردم نیاز دارند. رأی مردم به وزرای کابینه از سوی نمایندگان مجلس که برگزیده و منتخب ملت هستند تامین می‌شود.

 بنابراین نمایندگان مجلس نیز در انتخاب اعضای کابینه مسئولیت سنگینی بر عهده دارند و کمترین کوتاهی و غفلت آنها می‌تواند خسارت‌بار و در پاره‌ای از موارد، فاجعه‌آفرین باشد. از این روی به جرأت و بدون کمترین تردیدی می‌توان گفت که اگر خدای نخواسته نمایندگان مجلس با رأی اعتماد خود به اصحاب وطن‌فروش و نانجیب فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 اجازه حضور در کابینه را بدهند، نه فقط اقدامی در حد و اندازه غفلت، بلکه مرتکب خیانت به مردم و نظام شده‌اند.

آیا غیر از این است؟! از برخی نمایندگان اقلیت مدعی اصلاحات مجلس انتظار چندانی نیست چرا که آنها- تاکید می‌شود که فقط برخی از آنها- نشان داده‌اند به حزب و گروه خود بیشتر از نظام و مردم شریف ایران اسلامی وابسته هستند. ولی از اکثریت نزدیک به اتفاق نمایندگان مجلس- چه اصولگرا و چه اصلاح‌طلب- انتظار نمی‌رود که با اصحاب فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 همراهی داشته باشند.

همین جا گفتنی است که در رأی اعتماد یا عدم اعتماد به وزرای پیشنهادی پای اسلام و انقلاب و نظام در میان است و این وظیفه خطیر نباید تحت‌الشعاع برخی از خط‌کشی‌ها و دسته‌بندی‌های موجود در میان نمایندگان اصولگرای مجلس قرار گیرد.

ب: همانگونه که اشاره رفت، رأی عدم اعتماد مجلس به برخی از وزرای پیشنهادی نه فقط خدمت به مردم و نظام بلکه خدمت شایسته‌ای به آقای دکتر روحانی نیز هست و نمایندگان محترم مجلس باید یقین داشته باشند که رئیس جمهور منتخب از رأی عدم اعتماد به تعدادی از اعضای معرفی شده خشنود خواهد شد.

و اگرچه بعید نیست به ظاهر و بنا به مصالحی نسبت به عدم حضور آنها در کابینه خویش ابراز ناخرسندی کند ولی از آنجا که شواهد نشان می‌دهد اصحاب فتنه را تحت فشار و رودربایستی با برخی از سران و عوامل فتنه در فهرست گزینه‌های خود جای داده است، رأی عدم اعتماد به آنها را هدیه‌ای گره‌گشا از سوی مجلس شورای اسلامی تلقی می‌کند که راه را برای خدمت بیشتر ایشان هموارتر خواهد کرد.

حسن هانی‌زاده(کارشناس مسائل بین‌الملل)در مقاله ای با عنوان «فلسطین و طرح سازش جدید آمریکا»به تحلیل پیشنهاد اخیر وزیر خارجه آمریکا مبنی بر بازگشت فلسطینیان و اسرائیلی‌ها به میز مذاکره، برای ستون یادداشت روز روزنامه تهران امروز این طور نوشت:

در حالی که اوضاع جهان عرب به‌ویژه مصر و سوریه وارد یک مرحله بحرانی شده آمریکا با استفاده از فضای جدید منطقه، طرح سازش جدید خود را به فلسطینیان و رژیم صهیونیستی ارائه داد.

جان کری وزیر خارجه آمریکا در جریان سفراخیر خود به فلسطین اشغالی طرحی متضمن بازگشت فلسطینیان و اسرائیلی‌ها به میز مذاکره را تسلیم دو طرف کرد. در این طرح بازگشت بی‌قید وشرط به مذاکره و ادامه این مذاکرات در یک فرآیند زمانی 9ماهه به دور از چشم خبرنگاران رسانه‌ها،مورد تاکید قرار گرفته است.

در این طرح بدون تعریف یک سازوکار اجرایی تاکید شده که بیت‌المقدس در یک مرحله زمانی 10 ساله تحت نظارت یک کمیته مشترک مرکب از فلسطین، اسرائیل و اردن اداره خواهد شد. مذاکرات سازش فلسطین ورژیم صهیونیستی درواشنگتن در حالی آغاز شد که موضوع بازگشت آوارگان و تشکیل دولت مستقل فلسطینی از طرح جدید آمریکا حذف شده است.

 این مذاکرات با حضور صائب عریقات مذاکره‌کننده ارشد فلسطینی و زیپی لیونی وزیر خارجه اسبق اسرائیل در واشنگتن آغاز شد اما هر دو طرف نسبت به دستیابی به یک راه‌حل قابل قبول ابراز بد بینی کردند. این مذاکرات که پس از یک توقف سه ساله از سر گرفته شد قطعا با پیچید‌گی‌های بیشتری همراه خواهد بود زیرا در طول سه سال گذشته فعالیت‌های شهرک‌سازی از سوی رژیم صهیونیستی در بیت‌المقدس وکرانه غربی به‌شدت افزایش یافته است.

به موجب این طرح قرار است روند مذاکرات بدون پرداختن به موضوع تشکیل دولت مستقل فلسطینی برمحور چانه‌زنی پیرامون 10درصد از اراضی کرانه غربی صورت گیرد. اساسا تجربه 20سال گذشته به خوبی ثابت کرد که بدون یک پشتوانه بین‌المللی ونقش نظارتی سازمان ملل هرگونه مذاکره میان فلسطین ورژیم صهیونیستی محکوم به شکست است.

از سوی دیگر شرایط منطقه به‌ویژه اوضاع مصر به‌گونه‌ای است که از نظر آمریکا ملت فلسطین شرایط دشواری را سپری می‌کنند زیرا بحران مصر بر اوضاع داخلی فلسطین تاثیر مستقیمی باقی گذاشته است. کودتا در مصر و درگیری‌های داخلی این کشور وتشدید حملات رسانه‌های مصر علیه جنبش‌های جهادی فلسطین جایگاه حماس را در منطقه وداخل فلسطین اشغالی به‌شدت تنزل داده است.

اندکی پس از این کودتا بود که وزیر خارجه آمریکا برای ششمین‌بار طی 6 ماه گذشته وارد فلسطین اشغالی شد وطرح خود را به رهبران فلسطین ورژیم اسرائیل ارائه داد. هر چند که تشکیلات خودگردان فلسطین به ریاست محمود عباس شرط بازگشت به مذاکرات را توقف شهرک‌سازی دانست اما اندکی بعد محمود عباس از مواضع قبلی خود عقب‌نشینی کرد. بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی اعلام کرد که مذاکرات صلح ارتباطی به ادامه شهرک‌سازی ندارد وتنها با آزادی حدود 110 اسیر فلسطینی موافقت کرد.

بازگشت فلسطینیان به روند بیهوده مذاکرات با اعتراض گسترده ملت فلسطین مواجه شده زیرا ساکنان کرانه غربی و نوار غزه همزمان با آغاز مذاکرات دست به تظاهرات گسترده‌ای زدند. از سوی دیگر تعیین مارتین اندیک سفیر سابق آمریکا در تل‌آویو به عنوان نماینده آمریکا در خاورمیانه به این مفهوم است که آمریکا تلاش می‌کند تا رژیم صهیونیستی را از انزوای سیاسی خارج کند.

مارتین اندیک یکی از مدافعان سر‌سخت رژیم صهیونیستی است که با مقامات این رژیم روابط کاملا گرم و آشکاری دارد. به‌همین دلیل پیش‌بینی می‌شود مذاکرات آینده بار دیگر به سرنوشت مذاکرات قبلی دچار خواهد شد و دو طرف از این مذاکرات تکراری نتیجه‌ای نخواهند گرفت.

در ادامه مقاله امروز روزنامه رسالت را به قلم محمد کاظم انبارلویی، با عنوان«جنبش دانشجویی و بازخوانی فتنه 88» می خوانید:

دانشجویان چشم‌ بیدار دفاع از مرزهای فکری و عملی انقلاب اسلامی هستند. دانشجویان جزء افسران و سربازان خط مقدم نبرد نرم با استکبار و استبداد جهانی و در راس آنها آمریکا و صهیونیسم بین الملل هستند.

یکی از نکات کلیدی که در دیدار یک‌شنبه گذشته دانشجویان با رهبر معظم انقلاب اسلامی مطرح کردند موضوع فتنه 88 و محکوم کردن تبهکاران یک جریان سیاسی در همگرایی با دشمن بود.

در این نشست دانشجویانی که به نمایندگی از دوستانشان سخن می‌گفتند روی 3 نکته تاکید کردند.
1- محکوم کردن فضاسازی برخی جریان‌ها برای تطهیر فتنه‌گران
2- انتقاد از فرصت‌سوزی و ظلم عظیم به انقلاب و نظام و مردم در جریان فتنه سال 88
3- اثبات مجدد سلامت نظام انتخاباتی کشور در انتخابات خرداد 92 و روشن شدن دروغ‌های عناصر فتنه‌گر

مقام معظم رهبری نیز در تایید این دیدگاه تحلیلی، فرمودند؛"برخورد فتنه‌گران در انتخابات 88 نانجیبانه بود آنان با قانون‌شکنی کشور را به لبه پرتگاه می‌بردند"آنچه در این نشست مورد دقت مقام معظم رهبری و دانشجویان قرار گرفت بازخوانی فتنه 88 و بازنشر عبرت‌های آن بود.

چهار سال از فتنه سال 88 می‌گذرد. حضور مردم و نخبگان سیاسی وسط معرکه نبرد نرم دشمن یک مانور برای آمادگی جهت صیانت از نظام و انقلاب بود. در این مانور، امنیت و اقتدار ملی که مورد تاراج سرویس‌های امنیتی و جاسوسی دشمن قرار گرفت، هوشمندانه بازسازی شد.

آنان که اسیر فریب و نیرنگ دشمن بودند. آنان که گرفتار بخل و حسد و لجاجت بودند. آنان که مست شیفتگی جاه و مقام بودند،‌نتوانسته با مردم و نخبگان همراهی کنند. بانگ بیدار باش رهبری هم آنها را از خواب غفلت بیدار نکرد. لذا به عنوان اسیر سر از خیمه دشمن در آوردند و هنوز هم حاضر نیستند دست از لجاجت بردارند و از مردم عذرخواهی کنند.

هوشمندی رهبری معظم انقلاب باعث شد جریان فتنه از جریان اصلاحات جدا انگاشته شود تا انبوه کسانی که فریب‌سران فتنه را خورده‌ بودند به دامن انقلاب برگردند. این راهبرد نقشه‌های شوم دشمن برای راه انداختن یک جنگ داخلی و نبرد خیابانی را بر باد داد.
یک باره پشت سران و اهل فتنه خالی شد. آنها ماندند و یک کارنامه سیاه پر از خیانت و شرارت!

ملت مسیر خود را طی کرد و اعتنایی به سران روسیاه فتنه نکرد و در قیام تاریخی 9 دی با فریادهای خشمگین از آنان عبور کرد و خود را به دامنه‌های پیشرفت‌های شگفت‌انگیز و رکوردهای حیرت‌انگیز رساند.

امروز ملت نیک می‌داند جریان رسانه‌ای صهیونیسم بین‌الملل در پیوند با رسانه‌ها، گروه‌های معاند و برانداز و پول‌های بی‌حساب و کتاب شیوخ مرتجع عرب یک خط آتش علیه نظام پدید آورده‌اند و در این آتش‌افروزی هدف واقعی و سیبل اصلی آنان عمود خیمه اسلام و انقلاب یعنی ولایت فقیه است.

این جریان پلید  بده بستان‌هایی در داخل ، با سرویس‌های امنیتی و جا سوسی دشمن دارد. لذا باید یک چشم بیدار، این جریان را رصد کند و در وقت خود به کمین بنشینند و ضربه خود را وارد کنند. این چشم بیدار کسی جز جنبش دانشجویی نیست. امروزهای سخن از انتقال مسالمت‌آمیز قدرت است. مردم با رای هوشمندانه خود نهال امنیت و اقتدار ملی را آبیاری کردند. نهادهای امنیتی باید مراقب این جریان پلید باشند.

راهبرد اصلی این جریان پلید و تبهکار بر حسب آنچه که از طراحی پیام‌های سیاسی آنها بر می‌آ‌ید دو چیز است.
1- فعال کردن شکاف‌های قومی، مذهبی، سیاسی برای راه ‌انداختن جنگ داخلی
2- فعال کردن هسته‌های ترور و کشتارهای خونین

کارنامه سه دهه گذشته انقلاب اسلامی نشان داده است مردم در مقابله با این راهبرد همیشه پیروز بوده‌اند و امروز ملت ایران در اوج اقتدار ملی و دولت ایران در اوج کارآمدی و مشروعیت است.

لذا اتاق جنگ استبداد و استعمار جهانی اکنون در حال عملیاتی کردن این دو ر اهبرد در جهان اسلام است. امروز مصر در آتش اختلاف و شکاف‌های قومی، سیاسی و مذهبی می‌سوزد. امروز سوریه و عراق در آتش صدور تروریسم از سوی غرب می‌سوزند. غرب امروز برای حفظ امنیت رژیم صهیونیستی به این نتیجه رسیده است که خط مقاومت و جهاد را کور کند و کشورهای اسلامی را که به برکت بیدرای اسلامی لایه اول استبداد و استعمار را از کشورهای خود بیرون کرده به خود مشغول دارد.

رفتار سیاسی نخبگان و گروه‌ها،‌ فعالان سیاسی در انتخابات 92 نشان داد ملت از فتنه 88 عبور کرده  و حوادث عبرت‌آموز آن را در تجربه و حافظه سیاسی خود ذخیره کرده است. لذا آزادترین، سالم‌ترین، قانونمندترین،‌آرام‌ترین واخلاقی‌ترین انتخابات با همت و هوشمندی رهبری انقلاب برگزار شد. همان رهبری که در مهار و کنترل جنگ نرم در انتخابات قبلی تجربه شگفت‌انگیزی از مدیریت بحران به جای گذاشت.

رقبا پس از اعلام نتایج رقابت را پایان یافته اعلام کرده و رفاقت‌ها را با تبریک به فرد منتخب آغاز کردند. جشن ملی پیروزی ملت در انتخابات برگزار شد اکنون در آستانه روز جهانی قدس ملت یک پارچه و یکصدا با اعلام پیروزی در جنگ نرم علیه نقشه‌های شوم آمریکا می‌روند تا در مسیر اصلی حرکت انقلاب مواضع ضد صهیونیستی و ضد استکباری خود را با صدای بلند به جهانیان اعلام کنند.

معتقدم سر و صدای جنگ داخلی و شرارت تروریسم در دنیای اسلام هم به برکت بیداری اسلامی به زودی فروکش خواهد کرد. ملت‌ها دوباره  بر حسب وصیت امام خمینی (ره) بنیانگذار جنبش‌های رهایی بخش اسلامی، در یک صف در برابر صهیونیسم بین‌الملل و مظالم آمریکا،خواهند ایستاد.

ترفندها و نقشه‌های دشمنی به زودی و به سرعت نقش بر آب خواهد شد و قدرت عنکبوتی استکبار به برکت هوشیاری ملت‌ها رو به تلاشی خواهد رفت.

هیچ نیرویی نمی‌تواند در اراده پولادینی که امام (ره) در مشت‌های گره کرده ملت‌ها علیه استبداد جهانی پدید آورد خلل به وجود آورد. این اراده اکنون توسط مقام معظم رهبری انقلاب اسلامی هدایت و مدیریت می‌شود و به زودی آثار و نتایج خود را در تحولات منطقه و بیداری اسلامی نشان خواهد داد.
 
محمد صفری در مطلبی با عنوان«کاسه لیسان داغ‌تر از آش!»با انتقاد از تندروی های برخی اصلاح طلبان افراطی ،برای ستون سرمقاله امروز روزنامه سیاست روز نوشت:

پنداری اصلاح‌طلبان، همانهایی که فتنه ۸۸ را باعث و بانی بوده‌اند، دوباره قصد دارند با افراط‌گری‌های خود چالشی را برای دولت آینده درست کنند.مواضع و سخنان و تحلیل‌های روزنامه‌ای این طیف سیاسی حال و هوای تندروی‌های زمان دولت اصلاحات را به مشام می‌رساند.

شخصیت‌هایی که در آن زمان هر کدام به نوعی آتش‌بیار معرکه بودند و روزنامه‌هایی که به آلوده کردن فضای سیاسی دامن می‌زدند. انگار یادشان رفته است که همان‌ها ۱۸ تیر را آفریدند و از کاه کوه ساختند و با تیتر درشت نوشتند، «کوی دانشگاه تهران به خاک و خون کشیده شد.» و اکنون کاسه داغ‌‌تر از آش شده‌اند و داعیه ‌مادری سر داده‌اند که ویرانه تحویل آقای روحانی خواهد شد و خودرا آن‌گونه ولایت‌پذیر و ولایت‌مدار نشان می‌دهند که یادشان رفته است اصلا گوش نمی‌دهند به توصیه‌های رهبری که بارها گفت، عملکرد خوب و بد دولت را با هم ببینید.

به یادتان می‌آورم که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار اعضای هیأت دولت در پنجمین روز ماه مبارک رمضان با ایشان با اشاره به تلاش برخی مخالفین، رسانه‌های خارجی و برخی‌ها در داخل برای نادیده گرفتن تلاش‌های دولت افزودند: «بعضی حتی کارهای ملموس دولت را نیز انکار می‌کنند اما مهم این است که تلاش‌ها و زحمات انجام شده در فضای عمومی کشور بیان و ثبت شود.»

و پس از آن، پیروزی حسن روحانی در انتخابات را پیروزی خود می‌دانید و جناح مقابل را متهم به مصادره آن می‌کنید. اگر کمی سیاست داشتید این پیروزی را پیروزی خود نمی‌پنداشتند و دیگری را متهم به مصادره به خاطره هزیان‌گویی ناشی از شکست سنگین در انتخابات ارزیابی نمی‌کردید، که اگر چنین بود جناح مقابل هم مانند شما جرزنی می‌کرد و ۱۸میلیون رای را به حساب نمی‌آورد. همان کاری که شما در ۲۲ خرداد ۸۸ کردید.

شاید یادتان رفته است. یادآوری می‌کنم که رفتارهای ساختار‌شکنانه اصلاح‌طلبان مانند اهانت به مقدسات، اعلام حاکمیت دوگانه و تحصن در مجلس، اعتراض غیر قانونی به انتخابات ریاست جمهوری و ادعای تقلب، تمکین نکردن به توصیه‌ها و درخواست‌های رهبری، عاشورای ۸۸ و چندین اقدام دیگر شما را چه می‌توان نامید؟

اگر اینها افراط نباشد، پس افراط را شما برایمان معنی کنید!
شما افراط‌گرایان اصلاح طلب یا اصلاح طلبان افراطگرا اگر در همین انتخابات گذشته کاندیدای اصلی‌تان شکست می‌خورد باز هم قصد داشتید همان فضای فتنه ۸۸ را درست کنید، اما خودتان فهمیدید که نامزد شما جایگاهی ندارد و اگر اکنون نگران برخی افراد و شخصیت‌های افراطی اصلاح طلبی هستید که یا در زندان، دوران محکومیت خود را سپری می‌کنند یا در حصر خانگی با احکام قانونی هستند، به این جمله رهبر انقلاب که همین دو روز گذشته در دیدار دانشجویان با ایشان بیان کردند، توجه کنید، «در جلسات خصوصی می‌گویند تقلبی رخ نداده بود، پس چرا کشور را دچار آن ضایعات کردید و به لبه پرتگاه بردید در فتنه اگر خدا کمک نمی‌کرد و مردم به جان هم می‌افتادند، می‌دانید کشور به چه روزی می‌افتاد؟»

آقایان اصلاح طلب تندرو که تصور می‌کنید با انتخاب روحانی، جان گرفته‌اید، اگر می‌گویید اصولگرایان می‌خواهند مصادره کنند دولت اعتدال را، آنگاه حسین شریعتمداری، حسین الله‌اکرم، روح‌الله حسینیان، روحیم‌پور ازغدی و ... را به وزارت برسانند، (که البته هیچ یک از این افراد داعیه‌ وزارت هم ندارند)، شاید توقع داشته و دارید که آقای روحانی، عبدالله نوری را وزیر کشور کند و عطا الله مهاجرانی را هم وزیر ارشاد. باب میلتان هست؟ تاج‌زاده چطور؟! به درد وزارت علوم می‌خورد؟

معاون اولی را هم به آقای ... بدهید.
آقایان اصلاح طلب افراطی، شما را به سخنی دیگر از رهبر انقلاب ارجاع می‌دهم، «مساله اصلی در فتنه ۸۸ قانون‌شکنی و رفتار غیر نجیبانه جماعتی بود که مقابل قانون ایستادند و به ایران خسارت زدند. چرا مدعیان تقلب برای مواجهه با مساله، اردوکشی خیابانی کردند؟ چرا عذرخواهی نمی‌کنند؟»

سران کنونی شما اصلاح طلبان، آنقدر غرور و تکبر نابجا دارند که حتی از یک عذرخواهی هم دریغ می‌کنند که هیچ، اصرار بر درستی رفتار و کردار خود از انتخابات ۸۸ تاکنون هم دارند و اکنون این پیروزی را پیروزی گفتمان خود می‌دانند. تحلیل شما درست که نیست، ناصواب است. شعار اعتدال آقای روحانی به کجای شما افراط‌گرایان و کشور را به فتنه‌کشان، می‌خورد که آن را به خود می‌چسبانید؟ اکنون با این گفتمانی که شما به راه انداخته‌اید بیم آن می‌رود که اعتدال را به افراط بکشانید، که گمان می‌رود هدفتان هم همین است.

کشور چارچوبی دارد و قانون، همه از جمله شما مدعیان دلسوزی برای کشور و مردم باید به آن تمکین کنید ولاغیر. حال چه شده است که اینقدر مردم مردم می‌کنید؟! و سنگ آنها را به سینه می‌زنید. اگر خیلی نگران مردم هستید، عقلانیت و درایت به خرج دهید و آتش بیار معرکه نشوید. همین کفایت می‌کند.شما سنگ خود را به سینه می‌زنید. نگران کابینه و مردم و اوضاع اقتصادی کشور هم نیستید.

شما مترصد فرصتی هستید تا به قول خودتان فضای باز برای تنفس داشته باشید که بار دیگر کشور را به آشوب بکشید. خودتان بنشینید و نگاه کنید در این چند ساله چه گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی در کشور ایجاد چالش و فتنه کرده‌اند؟ اصولگرایان بوده‌اند یا اصلاح‌طلبان!
انصاف داشته باشید.

اخلاق سیاسی را رعایت کنید و فضا را هم غبار‌آلود نکنید. رهبر معظم انقلاب هم بارها در سخنانشان فرموده‌اند که راه بازگشت هست. همین سخن دو روز پیش ایشان فکر می‌کنید از برای چیست؟ هنگامی که می‌گویند «چرا عذرخواهی نمی‌کنید؟»
آقای روحانی هم به اندزه کافی که حتی بیشتر از آن چه شما تصورش را می‌کنید درایت دارد و هوشیار است که چه کند.نیازی به توصیه‌های من و شما هم ندارد.

روزنامه جمهوری اسلامی (چهارشنبه) ستون سرمقاله خود را به تحلیل مقاله‌ اخیر "مارتین ایندیک"، سفیر سابق آمریکا درباره جدی شدن خطر شیعیان برای اسرائیلی ها ،با عنوان «آرمان فلسطین و تهدید جدید»اختصاص داد:

بسم‌الله الرحمن الرحیم
مارتین ایندیک، سفیر سابق آمریکا نزد رژیم صهیونیستی که یک یهودی استرالیائی تبار است و تا معاونت وزارت امور خارجه آمریکا ارتقاء مقام یافت و اکنون نماینده واشنگتن در حل و فصل مسائل خاورمیانه است و هدایت مذاکرات سازش اعراب با رژیم صهیونیستی را برعهده دارد، با انتشار مقاله‌ای در روزنامه اسرائیلی هاآرتص ضمن تحلیل ابعاد جنگ 33 روزه ارتش رژیم صهیونیستی علیه حزب‌الله لبنان نوشت:

"شیعه که بنیان اصلی مقاومت در برابر اسرائیل را تشکیل می‌دهد، اکنون به خطری جدی برای اسرائیل تبدیل شده است بطوری که در جنگ 33 روزه، اسرائیل علیرغم برخورداری از برتری نظامی از تمام کشورهای عربی نتوانست بر حزب‌الله و حامیان آن غلبه کند. به همین دلیل، باید در جستجوی ایجاد عاملی برآئیم که بتواند این قدرت را مهار کند."

عامل قدرتمندی که بتواند شیعه را مهار کند، از نظر مارتین ایندیک، جبهه افراطی تکفیری و سلفی بود که به قول خود او از جنس مسلمانان و مردم منطقه است و با نام اسلام آنهم با تکیه شدید بر دین می‌تواند مقاومت را سرگرم کند و با خنثی ساختن و هدر دادن توان و امکانات متعلق به جبهه ضد اسرائیلی، زمینه را برای فرار رژیم صهیونیستی از خطر جبهه مقاومت فراهم نماید. این پیشنهاد کارشناسانه مارتین ایندیک، که ضمناً عضو لابی آیپک نیز هست، مقبول سران صهیونیسم بین الملل و رژیم صهیونیستی واقع شد و مقدمات اجرائی شدن آن به سرعت فراهم گردید.

با پیروزی انقلاب‌های مردمی در تونس، مصر، لیبی، یمن و گسترش دامنه انقلاب به بحرین، عربستان، اردن، مراکش، امارات و سایر شیخ‌نشین‌های خلیج فارس رسانه‌های رژیم صهیونیستی هشدار دادند که این انقلاب‌ها کاملاً مردمی هستند و اولین پیامد آنها به خطر افتادن اسرائیل خواهد بود.

بنابر این، طرح وارد ساختن افراطیون سلفی و تکفیری به صحنه باید هرچه زودتر به مرحله عملی برسد و کاربردی‌ترین شکل آن اینست که افراطیون در کشورهای انقلاب شده بر موج‌های به راه افتاده سوار شوند و انقلاب‌ها را از مسیر اصلی منحرف نمایند و سوریه نیز که بخشی از خط مقدم جبهه مقاومت را تشکیل می‌دهد، به دست افراطیون بیافتد.

طرح صهیونیستی وارد ساختن افراطیون سلفی و تکفیری به صحنه انقلاب‌های منطقه خاورمیانه عربی و شمال آفریقا، امتیازات متعددی دارد که صهیونیست‌ها و حامیان غربی و عرب آنها بشدت به آنها نیازمند هستند. این امتیازات اینها هستند:

1- موج سواری افراطیون سلفی و تکفیری موجب بدنام شدن اسلام و انقلاب‌هائی که با مایه‌ای از اسلام همراه هستند می‌شود و این بدنامی زمینه را برای مقابله گروه‌های سکولار با انقلابیون فراهم می‌سازد و در نهایت، سرنوشت انقلاب‌ها به جنگ‌های داخلی و اختلافات قومی و طایفه‌ای گره می‌خورد و انقلابیون زمین گیر می‌شوند. مصر و تونس، اکنون دچار چنین وضعیتی هستند.

2 - جهان اسلام به جای آنکه به خیزش‌های قوی‌تر و یکسره کردن کار سایر دیکتاتورهای مسلط بر کشورهای اسلامی فکر کند، گرفتار حل مشکل اختلافات مذهبی خواهد شد و تمام امکانات خود را مصروف این امر خواهد کرد. در نتیجه فرصتی و امکانی برای اینکه مسلمانان به دشمنان خود از جمله دیکتاتورها و رژیم صهیونیستی بپردازند باقی نمی‌ماند.

3 - خط مقدم جبهه ضد صهیونیستی و نیروهای مقاومت برای مقابله با افراطیون هزینه خواهد شد و با تحلیل رفتن امکانات و نیروها و هدر رفتن فرصت‌های مقاومت، تهدید بالفعلی که متوجه رژیم صهیونیستی است از بین خواهد رفت و یا حداقل به حالت بالقوه درخواهد آمد.

4 - از رهگذر مشغول شدن ملت‌ها به جنگ‌های قدرت و احیاناً جنگ‌های داخلی، فرصتی پیش می‌آید تا دیکتاتورهای حاکم بر کشورهای اسلامی با توسل به ابزارهای تبلیغاتی علیه انقلاب‌های ناشی از بیداری اسلامی و بهار عربی سم‌پاشی کنند و در همان حال بهانه‌هائی برای سرکوب جنبش‌های داخلی در کشورهای خود به دست بیاورند.

5 - قدرت‌های استعماری غربی به ویژه آمریکا، انگلیس و فرانسه نیز با استفاده از این فرصت، از یکطرف سلاح‌های خود را به سران مرتجع و دیکتاتور منطقه می‌فروشند و اقتصاد ورشکسته خود را نجات می‌دهند و از طرف دیگر هر طور که بخواهند برای مهره چینی در حکومت‌های جدید کشورهای انقلاب شده اعمال نظر می‌کنند.

6 - بالاترین سود در این میان نصیب صهیونیست‌ها می‌شود که می‌دانند ضربه اصلی از ناحیه انقلاب‌های منطقه به اسرائیل وارد خواهد شد ولی با ورود سلفی‌ها و تکفیری‌ها به صحنه، فرصتی برای دور ساختن خطر از خود به دست می‌آورند و برای آینده به تضمین‌هائی خواهند رسید.

اینکه رهبران اخوان‌المسلمین مصر اعلام کرده‌اند صحنه گردان اصلی حوادث اخیر این کشور و کودتای ارتش علیه رئیس‌جمهور مرسی، رژیم صهیونیستی است، ‌واقعیتی است که تمام شواهد بر آن گواهی می‌دهند. متأسفانه اخوانی‌های مصر بسیار دیر متوجه این واقعیت شده‌اند و در طول یکسال حاکمیت خود حتی به گسترش نفوذ رژیم صهیونیستی در مصر کمک نیز کردند.

اکنون با توجه به شرایط ویژه منطقه خاورمیانه عربی، آرمان فلسطین در آستانه روز قدس از حساسیت ویژه‌ای برخوردار است. شاید فوری‌ترین اقدام این باشد که انقلابیون جهان عرب با حمایت نخبگان جهان اسلام برای خنثی ساختن طرح صهیونیستی ورود افراطیون سلفی و تکفیری به صحنه سیاسی جهان عرب و اسلام چاره‌ای بیاندیشند.

 درحال حاضر، صهیونیست‌ها از افراطیون سلفی و تکفیری به عنوان ابزار کارآمدی که در چارچوب منافع رژیم صهیونیستی و آمریکا عمل می‌کنند، بهره می‌برند. هر چند سران افراطیون از این واقعیت تلخ خبر دارند و با آگاهی مرتکب این خیانت می‌شوند ولی بسیاری از افراد بدنه این جریان، فریب خورده‌اند و ناآگاهانه به این دام افتاده‌اند.

فوری‌ترین اقدامی که می‌توان برای فلسطین در آستانه روز قدس امسال انجام داد اینست که مسلمانان برای زدودن آفت افراطیون سلفی و تکفیری از پیکر جهان اسلام تلاش نمایند. این، یک تهدید برای اسلام،‌ علیه تمام مسلمانان و تهدید جدیدی علیه آرمان فلسطین است، آرمان مقدسی که قاطبه مسلمانان اعم از شیعه و سنی آن را مسأله اول خود می‌دانند و همانگونه که امام خمینی بارها فرمودند درصورتی که وحدت داشته باشند به راحتی می‌توانند فلسطین و قدس عزیز را از سلطه غده سرطانی صهیونیسم آزاد نمایند.
نام:
ایمیل:
* نظر:
عکس خبری