اعتدال، نامزدهای احتمالی انتخابات سال 92 در هر دو جناح زیادند، در این میان اما یک نفر است که ورودش به انتخابات میتواند بسیاری از معادلات را تغییر دهد، فردی که به احتمال قوی خیلی از نامزدهای انتخاباتی درصورت کاندیداتوری او به نفعش انصراف خواهند داد.
نامزدی احتمالی آیتا... هاشمیرفسنجانی در انتخابات ریاستجمهوری یازدهم به تنهایی اتفاق بزرگی خواهد بود، متفاوت از تمام دورههایی که او در انتخابات های مجلس، ریاستجمهوری و خبرگان شرکت کرده است. محمدعلی نجفی گفته که درصورت کاندیداتوری هاشمیرفسنجانی اصلاحطلبان از او حمایت میکنند. قسمتی از اصولگرایان هم کم و بیش چنین حرفی را تکرار کرده اند.
علی عباسپورتهرانی، از جمله اصولگرایان منتقدی است که پیشتر گفته شده بود در قالب ائتلاف صدای ملت از کاندیداتوری آیتا...هاشمی حمایت کردهاند. گرچه این خبر تکذیب شد اما موضعگیریهای بعدی اعضای این ائتلاف نشان داد که احتمال چنین حمایتی کم نیست. چه آنکه عباسپورتهرانی نیز در گفتوگوی کوتاهی با آرمان، آیتا... هاشمی را از معدود افرادی میداند که توان بهبود شرایط کنونی را دارند.
به تازگی بحث بر سر کاندیداتوری آیتا... هاشمیرفسنجانی در میان هر دو جناح سیاسی ایران افزایش یافته است. ارزیابی شما از دلیل فراگیر شدن چنین پیشنهادی میان اصلاحطلبان و نیروهای معتدل اصولگرا چیست؟
شکی نیست که اگر شرایط عادی و استاندارد بود الان یک چنین همگرایی میان قسمتی از اصولگرایان و اصلاحطلبان وجود نداشت، بهخصوص آنکه آقای هاشمیرفسنجانی دوره فعالیت سیاسی و اجرایی خود راچه پیش از انقلاب و چه بعد از آن بهطور کامل انجام داده و اکنون علیالاصول باید ایشان در قامت یک سرمایه اجتماعی مطرح باشند نهاینکه بازهم گروههایی خواهان بازگشت ایشان به مسند ریاستجمهوری شوند. افزایش تمایل به کاندیداتوری و ریاستجمهوری آقای هاشمی بیش از هر چیز نشان میدهد اوضاع ما چندان خوب نیست و سطح مشکلات به جایی رسیده که باید آن را جدی گرفت.
در این شرایط شما بهعنوان یک اصولگرا فکر میکنید ورود آقای هاشمی به عرصه انتخابات چقدر میتواند موثر باشد؟
الان درموقعیتی از نظر مسائل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و... هستیم که احتیاج به شخصیتی داریم که بتواند با بهکارگیری حداکثری نیروهای موجود در کشور، امید به آینده را تقویت کند و راه بازسازی را بیش از پیش باز کند. قاعدتا مطمئنترین افراد در این زمینه کسانی هستند که پیوند عملی خود را با آرمانهای انقلاب نشان دادهاند و مورد اطمینان رهبری هم هستند و در عین حال از یک اقبال عمومی هم برخوردارند. آقای هاشمی در مدیریت مشکلات کارنامه مشخصی دارد.
اگر هجمههای نابجایی که به ایشان میشود را کنار بگذاریم و نگاهی واقعی به کارنامه ایشان داشته باشیم، متوجه میشویم که واقعا بعد از جنگ ایشان توانست کشور را به سمت سازندگی ببرد. حالا قطعا ضعفهایی هم در کار بوده که کاملا طبیعی است، اما جمع کردن مشکلات در آن دوران کار آسانی نبود. سابقه آقای هاشمی باعث شده ایشان شناختی حداکثری از زوایای مختلف کشور و جامعه ایران داشته باشد. واقعا هیچکسی نیست که از نظر سابقه داشتن مسئولیتهای مختلف پس از انقلاب بتواند با ایشان مقایسه شود. شرایط امروز هم مشخص است که شرایط مورد انتظار نیست پس نیاز داریم کسی بیاید که بتواند این شرایط را به هر نحوی که شده مدیریت کند.
آیا غیر از آقای هاشمی گزینه دیگری میتواند برای انتخابات سال آینده مطرح شود که همین خصوصیات را داشته باشد؟
در این زمینه بهتر میبینم که اظهارنظر مشخص نکنم، ولی هیچکس نمیتواند این موضوع را رد کند که خصوصیات آقای هاشمی در ایران منحصر بهفرد است.
به چه معنا نمیتوان برای ایشان همتای دومی پیدا کرد؟ آیا شما فکر میکنید که فرد دیگری غیر از ایشان شایستگی ریاستجمهوری در دوره یازدهم را ندارد؟
به هیچعنوان منظور من این نبود. در هر دو جناح سیاسی ایران چهرههای زیادی هستند که لیاقت و شایستگی ریاستجمهوری را دارند. خیلیها هستند که توان اجرایی بالا و مدیریت قوی دارند، ولی الان شرایط ما طوری است که برای انتخابات سال آینده باید فراتر از این ویژگیها عمل کنیم. ما الان کسی را میخواهیم که بتواند در مدت کوتاه برخی حوزهها که دچار مشکل هستیم را بسامان کند. اگر شرایط عادی بود قطعا خیلی از نیروهای جوانتر میتوانستند بیایند و موفق هم باشند.
این وضعیت خیلی هم بهتر بود، در آن صورت آقای هاشمی هم در مقام یک سرمایه اجتماعی میتوانستند در حاشیه سیاست به کمک و مشاوره مقامات بپردازند و اینگونه روند گردش نخبگان و کادرسازی مدیریتی هم ادامه پیدا میکرد، اما الان شرایط فرق دارد. رقابت سیاسی به جدال سیاسی تبدیل شده و هجمه و تهمت جای گفتوگو را گرفته است. الان نیاز داریم کسی بیاید که مورد وثوق نیروهای اصیل باشد و البته جامعه او را بشناسد و قبول داشته باشد.
به نظر شما آقای هاشمی چه کار ی میتواند بکند که دیگران از عهده آن بهخوبی وی برنمیآیند؟
آمدن آقای هاشمی دو نتیجه اساسی دارد، یکی بحث امید به آینده است و دیگری بحث همگرایی و همکاری. آقای هاشمی بهدلیل جایگاه و مشخصاتی که دارد، میتواند این دو را تقویت کند. تا این دو عامل ترمیم و تقویت نشوند امور اجرایی اصلاح نخواهند شد. قطعا اگر نیروهای جوانتر از آقای هاشمی بیایند، میتوانند در زمینه اجرایی وقت و انرژی بیشتری بگذارند، اما اینکه بتوانند این عوامل را بازسازی کنند، جای شک است. مثلا همین آقای احمدینژاد مگر کم برای امور اجرایی وقت و انرژی میگذارد اما میبینیم که در اثر برخی برنامهها و رفتارها در بعضی حوزهها با مشکل مواجه شده است. کار اجرایی فقط وقت و انرژی گذاشتن نیست. تا تعادل بازنگردد واقعا نمیتوان افقی برای آینده ترسیم کرد. فکر میکنم آقای هاشمی یکی از معدود افرادی است که میتواند این کار را بکند.