کد خبر: ۳۱۳۵۲
تاریخ انتشار: ۱۲ تير ۱۳۹۱ - ۰۹:۴۷

اعتدالهفته​نامه آسمان در گفت​وگویی با الیاس حضرتی مدیر مسئول روزنامه اعتماد و عضو حزب اعتماد ملی نوشت:

* نسل انقلاب یکسره به سپاه آمدند. عده‌ای آمدند گفتند می‌خواهیم گارد ملی راه بیندازیم، در کنار آن ابراهیم یزدی صحبت از یک سپاه مقاومت کرد. آقای غرضی وزیر پست و تلگراف و نفت دوران پس از انقلاب به اتفاق شهید محمد منتظری یکی از پادگان‌ها را برای این کار در اختیار گرفتند. آقای محسن رضایی، آقای حاج‌محمدزاده که بعد مسئول دفتر سیاسی سپاه شد و مرحوم کلاهدوز گروه دیگری تشکیل دادند با اسم‌های مختلف گاردملی، ‌سپاه اسلام، سپاه حافظ انقلاب. نهایتاً با نظر امام قرار شد همه اینها جمع شوند و چیزی تحت عنوان سپاه پاسداران را تشکیل دهند.

* از روز اول تشکیل سپاه هیچ‌وقت بحث این نبود که سپاه جایگزین ارتش شود، بلکه مبنا این بود که به عنوان یک نیروی مستقل اعتقادی در خدمت انقلاب قرار بگیرد و جوانان با عشق و علاقه به سپاه آمدند. برای ورود به سپاه می‌رفتند واسطه‌تراشی می‌کردند، افرادی را برای ضمانت و توصیه می‌آوردند، صف‌های طولانی برای عضویت سپاه، خواهش، تمنا و اصرار که تو را به خدا ما را عضو سپاه کنید.

* سپاه محلی برای اظهار وجود بود، سپاه محلی بود که آنجا که خطر است، آنجا که نیاز به رشادت، جوانمردی، گذشت و فداکاری هست، سپاه ابراز وجود کند.

* مسئولان مملکت همه یک‌دوره در سپاه آمدند؛ از آقای غرضی تا سردار علایی، حجاریان، علی ربیعی، محسن آرمین، علیرضا علوی‌تبار و احمد توکلی. اینها نسل اول سپاه هستند. 90 درصد چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب در سپاه بودند. همه کسانی که الان به شکلی فعال سیاسی هستند از نسل اولی‌های سپاه بودند.

* سپاه نهایتاً با 20 هزار نفر در سراسر کشور کار خود را شروع کرد. جنگ که شد، لحظه به لحظه نیروی سپاه زیاد شد، سپاه گزینش و امتحانات سختی داشت. آنها که مطالعه زیاد داشتند، در اولویت بودند.

* خرمشهر سه‌بار در طول تاریخ تصرف کامل شد. یک‌بار توسط دولت عثمانی که کرکوک را دادیم و خرمشهر آزاد شد. یک بار توسط انگلیسی‌ها که هرات را دادیم و پس گرفتیم. یک‌بار هم توسط صدام که با کتک و پس‌گردنی آن را پس‌گرفتیم. بدون اینکه یک چوب کبریت به آن بدهیم. این خیلی مهم است. من به عنوان کسی که کارم ارزیابی عملیات‌های نظامی بود،‌ این را می‌گویم که 80 تا 85 درصد این بار جنگ بر دوش سپاه بود.

* اواخر جنگ،‌ 6 ماه مانده بود به پایان جنگ، دوستان من در رشت از طرف من استعفا نوشته بودند که در مجلس کاندیدا شوم. آهنگ صلح در جنگ شنیده می‌شد که رأی آوردم و از عضویت سپاه خارج شدم. در مجلس هم من به اتفاق آقای رضا آستانه و دکتر شهرزاد که از جبهه آمده بودند گروهی را تشکیل دادیم برای پشتیبانی از کسانی که در اداره جنگ‌اند و احترام عمومی به کسانی که فداکاری می‌کنند.

* {در پاسخ به اینکه بعد از جدایی از سپاه تمایل به بازگشت نداشتید؟} اگر بخواهم به عنوان یک نیروی رسمی برگردم، قطعاً امکانش نیست اما روحیه سپاهی‌گری را حفظ می‌کنم.

* {نظر درباره ورود سپاه به مباحث سیاسی} سپاه عقبه و قداستی دارد و پر از خون‌های مقدس شهداست که بهترین فرزندان این مرز و بوم با لباس سپاه شهید شدند. این می‌تواند پشتوانه‌ای برای قرن‌ها شود که سپاه با قدرت و قوت ادامه دهد. نیازی به خیلی از کارهای دیگر نیست که خود را در معرض خیلی از اتهامات قرار دهد و بعضی هم از این اتهامات استفاده کنند و کلی از خدمات آن را زیر سؤال ببرند. ارزش سپاه بسیار مهم‌تر از اینهاست.

نام:
ایمیل:
* نظر:
عکس خبری