کد خبر: ۲۵۱۲۱۰
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۶ فروردين ۱۴۰۰ - ۱۲:۳۹
دکتر رضا محمدکاظمی
پایگاه خبری اعتدال -سازمان های امروزی در محیطی پویا، پر ابهام و متحول فعالیت می کنند. یکی از بارزترین ویژگی های
عصر حاضر تغییرات و تحوالت شگرف و مداومی است که در طرز تفکر، جهان بینی، ارزش های
اجتماعی، روش های انجام کار و بسیاری از پدیده های دیگر زندگی دیده می شود. سرعت این تغییرات به گونه ای است که نمی توان منحنی تغییر را در بعد زمان ترسیم کرد زیرا پیشرفت و تحول با شتابی بیشتر از سرعت ترسیم منحنی به وقوع می پیوندد. به عبارت دیگر تنها چیزی که در این جهان ثابت است تغییر و تحول است. 

کثرت تغییراتی که سازمان ها با آن مواجه هستند از چنان فشار و نیرویی برخوردار است که در دنیای مشتری گرایی و رقابت افزایی کنونی هر نوع مقاومتی را در هم کوبیده و همه را با خود به جلو می برد. وسعت و تنوع تغییراتی که بر پیکر سازمان های امروزی وارد می آید به قدری زیاد است که برای آنها چاره ای جز انطباق و پاسخگویی به این تغییرات وجود ندارد. از سوی دیگر سرعت نوآوری و ارائه محصوالت جدید به قدری افزایش یافته که تغییرات و ابتکارات به امری عادی در بازار تبدیل شده است و آنچه که شرکت ها به عنوان مزیت رقابتی در مقابل سایر رقبا برای خود در نظر می گیرند به سرعت توسط دیگران تقلید شده و از اهمیت آن کم خواهد شد. موارد فوق باعث شده تا حیات شرکت ها هر چه بیشتر در معرض خطر قرار گیرد و یافتن راه چاره به عنوان دغدغه فکری همیشگی مدیران شرکت ها مطرح شود.

امروزه دولت ها و حکومت ها در جوامع مختلف جهت تامین آسایش و رفاه مردم خود به دنبال توسعه اقتصادی و اجتماعی می باشند. از دیدگاه اندیشمندان عامل کلیدی در جهت دستیابی به این توسعه، کارآفرینی می باشد. در واقع کارآفرینی با ایجاد شغل و ثروت برای مردم آن هار را به نیروهای مولد تبدیل می نماید، آن ها با ارهاندازی کسب و کارهای مختلف برای خود و دیگران ایجادثروت می نمایند، درآمد های مالی حاصله از این شغل ها به شکل مالیات، به خزانه دولت بر می گردد، و دولت این منابع مالی را در جهت ارائه خدمات عمومی و اجتماعی برای مردم هزینه می کند. ایجاد شغل درضمن باعث کاهش آسیب های اجتماعی می گردد و با باال بردن روحیه افراد جامعه سبب نشاط عمومی و ارتقا کفیت زندگی ایشان می گردد.

 بنابراین امروزه بیشتر جوامع توسعه یافته و در حال توسعه به شکلی جدی به مقوله کارآفرینی وراه اندازی کسب و کار و به ویژه آموزش کارآفرینی و مهارت های راه اندازی کسب و کار روی آورده اند. البتهکشور عزیزمان نیز از این قاعده مستثنی نبوده و در این جهت در سال های اخیر تالش های قابل ستایشی داشته است.

کارآفرین و کارآفرینی اولین بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و تمامی مکاتب اقتصادی از قرن 
شانزدهم میالدی تا کنون به نحوی کارآفرینی را در نظریه های اقتصادی خود تشریح نموده اند. نظریه های اقتصادی با دو سوال اساسی راجع به جامعه روبرو هستند. اول اینکه چگونه یک جامعه ثروت جدید را ایجاد میکند و دوم اینکه چگونه یک جامعه ثروت را میان اعضای خود توزیع می نماید.دراین میان کارآفرینی یکی از سازو کارهایی است که ایجاد و توزیع ثروت را تضمین می کند. ریچارد کانتیلون، در سال 1775 واژة کارآفرین را به ادبیات اقتصادی معرفی نمود.

فرآیند کارآفرینی هنگامی شروع می شود که افراد یک فرصت- توان بالقوه ای برای خلق چیز
جدید)کاال یا خدمات جدید، بازارهای جدید، فرآیندهای تولید جدید، مواد اولیه جدید، راه های جدید
بریا سازماندهی تکنولوژی موجود و...( که از تغییر شرایط- تغییر در دانش، تکنولوژی، اقتصاد، سیاست،مسائل اجتماعی و شرایط جمعیت شناختی- حاصل شده است، را شناسایی می کنند. در اینجا تاکید بر این نکته اساسی است:"هیچ چیز واقعا جدیدی زیر آسمان وجود ندارد"، ایده ها از هیچ و در خال به وجود نمی آیند؛ برعکس، آنها تقریبا همیشه، ترکیب جدیدی از عناصر هستند که قبال وجود داشته اند،آنچه جدید است ترکیب آنهاست نه اجزاء ترکیب شونده. به عنوان مثال، الکساندر گراهام بل، تلفن را از نبوغ خالق محض اختراع نکرد، بلکه او ایده های که قبال وجود داشتند و به وسیله اشخاص دیگر ایجادشده بودند)مانند باتری های الکتریکی، تحقیقات مرتبط با ماهیت اصوات و...( را با شیوه ای جدیدترکیب کرد و به این ترتیب محصولی اختراع کرد که روابط انسانی را متحول کرد. در مورد فرصت ها نیز این مسئله صادق است. فرصت ها به وسیله ی فاکتورهای اقتصادی، تکنولوژی و اجتماعی به وجود آمده اند- فاکتورهایی که در یک حالت دائمی از تغییر هستند- آنچه جدید است عمل شناسایی یک الگو در این تغییرات است، به عبارت دیگر،"متصل کردن نقطه ها" و به این ترتیب ایده ی چیزهایجدید در ذهن افراد شکل می گیرد.


 داشتن ایده برای محصول یا خدمت جدید یا شناسایی فرصت، قدم اول در فرآیند است. همان طور که شین، لوک و کولینز بیان می کنند، فرآیند کارآفرینی به این دلیل اتفاق می افتد که اشخاص خاصی تصمیم گرفته اند و بر روی فرصت ویژه ای کار کرده اند. کارآفرینان مصمم خیلی سریع درک می کنند که باید طیف گسترده ای از منابع را تهیه کنند: اطالعات پایه)درباره بازار، موضوعات محیطی و قانونی(، منابع انسانی)شرکا و کارکنان( و منابع مالی. گردآوری این منابع 
یکی از مهم ترین فازهای فرآیند کارآفرینی است و اگر با موفقیت انجام نشود، فرصت ها-اهمیت ندارد که چقدر جذابند- یا ایده های مربوط به محصوالت و خدمات جدید- اهمیت ندارد چقدر عالی هستند-نابود خواهند شد.

امروزه در دنیای کسب و کار و شرایط و قواعد بازی رقابت مثل سابق نیست که با جمع آوری اطالعات بتوانیم قطعات یک جدول را طبق نقشه و طرح از پیش تهیه شده ای کنار هم قررا دهیم و به نتیجه برسیم. سازمان های پیشرو و موفق بایستی جدولی را کامل کنند که قطعات آن به روش منظم و سیستماتیک کنار هم قرار نمی گیرند؛ یعنی هر قطعه فقط در کنار یک قطعه بخصوص قرار نمی گیرد،بلکه ممکن است با قطعات دیگری نیز جفت شود. هیچ کسی نمی داند چند قطعه در اختیار دارد و هیچ کسی نمی داند طرح نهایی جدول به چه شکل خواهد شد. 

کار کردن، رقابت، پیشرفت و حتی بقا در چنین فضایی در گرو داشتن کارکنانی خالق، توانمند و کارآفرین است تا در محیط و بستری مناسب بتوانند هر روز حرفی نو بزنند. اکنون شرایط محیطی کسب و کار به قدری پیچیده، پویا و نا مطمئن گردیده است که دیگر نمی شود با روش های تفکر قبلی، مسائل و مشکالت امروز را حل کرد؛ همان طور که حل مسائل قبلی با روش های جدید کارساز نیست؛ لذا یک تغییر و تحول اساسی در نظام فکری الزم است. سازمان ها باید بدانند که هیچ گاه نمی توان فراتر از کارکنانشان بروند. اگر مجبورند سازمانی خالق داشته باشند، باید فرهنگ، سیستم ها، ساختار، روش ها، سبک مدیریت و... را طوری طراحی کنند که با ویژگی های افراد خالق سازگار باشد. کمال انسانی در گرو نوبینی و نوگرایی او است، از این رو تا انسان به کمک قوه خالقیت از قالب های ذهنی پوچ و غلط نجات نیابد، نمی توان به جایگاه حقیقی خود برسد. چه زیبا گفته شده است:"خالقیت به معنویت می انجامد و معنویت به خالقیت". همان طور که اوج خالقیت را در اولیا و انبیا می بینیم، آن ها بزرگ ترین کارخانه تولید نیکی، صداقت، عشق، ایمان و ایثار و... را تاسیس کردند و هنوز از تولیدات آن کارخانه، بشر امروزی بهره مند می شود.


 نوآوری ابزار ویژه کارآفرینان است؛ روشی که با آن از تغییر به عنوان فرصت برای یک کسب و کار متفاوت یا یک خدمت متفاوت و ویژه بهره برداری می کنند. این)نوآوری( قابل ارائه به عنوان یک اصل، قابل یادگیری و همچنین قابل به کارگیری است. کارآفرینان باید برای منبع نوآوری، تغییرات و نیزنشانه های آنها که بیانگر فرصتهایی برای نوآوری موفق است، به طور هدفمند جست و جو کنند. آنها نیاز دارند تا اصول نوآوری موفق را بدانند و آنها را به کار گیرند. در یک اقتصاد پویا، ایده ها، محصوالت، و خدمات همواره در حال تغییر می باشند و در این میان کارآفرین است که با شناسایی به موقع فرصت های حاصله، الگویی برای مقابله و سازگاری با شرایط جدید به ارمغان می آورد.


 برای مقابله با بحران بیکاری، شناخت صحیح فرصت ها و استفاده از نیروهای خالق انسانی را به ضرورت تبدیل می کند، فرآیند کارآفرینی را در جامعه ی رو به توسعه ی ایران شتاب می بخشد و بازنگری در سازماندهی و مدیریت منابع انسانی را الزم می سازد. فرصت ها فرآیندی در جهت عرضه ی کاالها و خدمات جدید هستند که کارآفرینان با دنبال کردن و شناسایی آنها و در نتیجه با بهره برداری از فرصت ها باعث ایجاد ارزش افزوده در جامعه می شوند. در هر حال، وجود انواع تغییرات و روندها در محیط، فرصت هایی را به سرانجام می رساند. 

برای اینکه فرصت ها بهره برداری شوند وجود یکسری عوامل الزم است که از جمله این موارد در ابتدا ویژگی های شخصیتی افراد و داشتن اطالعات و دانش پیشین و تجربه می تواند در درک افراد برای شناخت فرصت ها ضروری است و هنگامی که ایده ی جدیدی در افکار افراد شکل می گیرد، با توجه به شرایط و امکان به کارگیری آن ایده فرصت ها را شناسایی کرده و سپس به ارزیابی فرصت ها می پردازند تا از این طریق بتوان کسب و کاری ایجاد کرد و یا توسعه داد.

البته همانطور که در شکل ذیل مشاهده می گردد، امروزه اکثر کشورهای جهان از یکی از 2 مسیر 
اولیه کالن یا خرد، به سمت توسعه پایدار در حرکت هستند. در حوزه توسعه خرد می توان به 
کشورهای کوچک آسیای شرقی همچون تایوان، سنگاپور و حتی هنگ کنگ اشاره نمود که تعداد 
شرکت های ثبت شده در این کشورها تقریبا با تعداد جمعیت شان برابری می کند و هرفرد دارای 
کسب و کار کوچک ولی ثبت شده خود است. البته داشتن طرحی جامع برای بکارگیری توان این کسب و کارهای کوچک و ایجاد تعامل بین آنها برای تهیه یک محصول نهایی ) درون خوشه های صنعتی( بسیار الزامی است. در این زمینه می توان به صنعت بسیار پرسود اسباب بازی یا قطعات الکترونیکی در این کشورها اشاره نمود.

همچنین در مسیر توسعه کالن می توان مجددا از همان آسیایی شرقی به کشورهایی نظیر ژاپن و کره جنوبی اشاره نمود که ترجیح می دهند برای اشتغال بعنوان مثال یک میلیون نفر درون تعداد بیشماری شرکت کوچک، دارای 5مثال کمپانی خصوصی معظم باشند )تویوتا، سونی و .. در ژاپن و همچنین هیوندای، سامسونگ و... در کره جنوبی از این قبیل اند( که این افراد در ان مشغول بکار شوند.نکته مهم و حائز اهمیت این است که به هیچ وجه شاهد تغییر استراتژی های توسعه در این کشورها با تغییر مسیولین سیاسی نبوده و نخواهیم بود. موردی که بعضا در کشور عزیزمان شاهد ان نیستیم!


اما سومین و بهترین روش، مسیر توسعه ترکیبی و یا کارآفرینانه است که استفاده از بستر کسب و کارها همراه با افزودن نوآوری در یکی از موارد : خدمات/محصول، منابع، شیوه های تولید، بازار و یا 
سازمان ها می باشد ) نظریه ترکیبات جدید از ژوزف شومپیتر پدر علم کارآفرینی(.بعنوان مثال تونی بلر در سال 2005 طی تعریفی از کارآفرینی اظهار می نماید کارآفرینی فعالیت ها و اعمالی 
است که برای تحقق فرصت ها، شناخته شده و جهت ایجاد سازمانی مناسب با آن کمک میکند.

 کارآفرینی هسته مرکزی فعالیتهای اقتصادی بازار است و کارآفرینان عامل اصلی تغییر هستند)بلر،2005 .)کارآفرینی فرآیندی است که فرد کارآفرین با ایدههای نو و خالق و شناسایی فرصت های جدیدی و با بسیج منابع، به ایجاد کسب و کار و شرکتهای نو، سازمانهای جدید و نوآور و رشد یابنده مبادرت نموده و توام با پذیرش مخاطره و خطرپذیری است و منجر به معرفی محصول و یا خدمت جدیدی به جامعه میگردد. کارآفرینی عبارت است از نوآوری همراه با مخاطره معقول، تامین و سازماندهی منابع بهمنظور کشف و استفاده از فرصت های ایجاد ارزش در ایجاد کسب و کارهای جدید، توسعه کسب و کارهای موجود، حل مشکالت جامعه، دولت و بنگاهها و بهبود 
زندگی فردی و خانوادگی. بنابراین عناصر مهم در تعریف کارآفرینی عبارت است از: فرصت، مخاطره، منابع و نوآوری.

بی شک روند توسعه اقتصادی در کشورهای توسعه یافته بیانگر این واقعیت است که اقتصاد تحت تأثیر کارآفرینی است، به گونه ای که کارآفرینان در توسعه اقتصادی کشورهای توسعه یافته نقش محوری داشته-اند و کشورهای توسعه نیافته اهمیت آن را در توسعه اقتصادی نادیده گرفته اند.


از همین رو طی دهه های اخیر ، دولت ها و جوامع مختلف به شکلی جدی به تشویق کارآفرینی پرداخته اند، زیرا کارآفرینی موجب بهره مندی و رفاه اقتصادی و اجتماعی مردم و کشور می شود. مردم از نظر اقتصادی توامند شده توان پرداخت مالیات را خواهند داشت و دولت با تزریق درآمد مالیات به خدمات خود به جامعه ارتقا سطح زندگی مردم را فراهم میسازد. مردم با داشتن شغل های مناسب شخصی و درآمد مناسب از روحیه و درک اجتماعی باالیی برخودار می گردند .

 اشتغال زایی کاهش آسیب های اجتماعی را در پی خواهد داشت و یکی از راهکارهای مناسب برای کاهش جرم و جنایت می باشد. ایجاد امنیت برای خانواده و جامعه امید به زندگی را در 
میان مردم ارتقا می بخشد. بنابراین کسب و کارها عامل اصلی توسعه و موفقیت کشور ها هستند. 

زیرا پیشرفت اقتصادی و اجتماعی را برای کشورشان در پی خواهند شد و منبع درآمدی برای مردم جامعه خود و گاهی جامعه جهانی می گردند. کسب و کارها گاه فراتر از کشورشان می روند مثال شما ممکن است نوکیا را بیشتر از کشور فنالند بشناسید و حتی ممکن است ندانید نوکیا از کشور فنالند آمده است. یا این موضوع برای برند های معتبر دیگر مانند سونی، دوو، بنز، گوگل و ... نیز صدق می کند. مثال در آمد گوگل بین آوریل تا ژوئن 2011 از مرز 51/2 میلیارد دالر گذشت. گاهی این درآمد ها معادل درآمد ساالنه کشور های دیگر می باشند. 


این ها همه جادوی کسب و کار ها ست. قبل از آنکه مردم بتوانند کاری راشروع کنند، باید دارای منابع متنوع از جمله سرمایه ، تکنولوژی ، تسهیالت الزم برای تولید کاال و نیروی کارمناسب باشند. اما در ضمن باید دارای روحیه مناسب و شرایط روانی متعادل برای موفقیت در کارآفرینی باشند. بنابراین گسترش فرهنگ کارآفرینی به عنوان یکی از نیازهای ضروری جامعه، نیاز توجه اساسی به فعالیت های کارآفرینانه را در پی دارد. دانشمندان نقش کارآفرینی و نوآوری های آن را موتور محرک توسعه اقتصادی می داند.
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناسی محترم
|
Denmark
|
۱۸:۳۷ - ۱۴۰۰/۰۱/۲۱
0
0
تا دولت ایران اصل حقوق ملت ایران در قانون اساسی را محترم نشمارد و دائما خلاف اصل 25 قانون اساسی عمل کند، مشکلات جامع کشور ما حل نمیشود .

وقتی دولت و نهاد های امنیتی خلاف اصل 25 قانون اساسی تلفن همه مردم را شنود میکند (بوقهای مکرر هنگام مکالمه) و بر اساس آن تعریف مخالف و معاند و خودی و غیر خودی می کنند معلوم است این ره که تو میروی به کفرستان است .

دیوار بلند بی اعتمادی بین مردم و مسئولین موقعی برداشته میشود که قانون وسیله ای برای ضایع کردن حقوق مردم نشود و به واقعیت تحمیل نشود و همچنین تحریف نیز نشود .

مردم ایران خسته اند باید گرد خستگی و غم را از چهره ی آنان زدود نه اینکه بر آن افزود .

این درد دل من با شما بود .
نام:
ایمیل:
* نظر:
تازه‌های کسب و کار
عکس خبری