کد خبر: ۲۴۹۵۷۲
تاریخ انتشار: ۰۱ اسفند ۱۳۹۹ - ۱۶:۱۸
روزبه علمداری
شأن رئیس جمهور در جمهوری اسلامی باید احیاء شده و در دوره آینده «رئیس جمهوری قوی» روی کار بیاید. البته میان رئیس جمهوری قوی و رئیس جمهوری نظامی تفاوتی جدی وجود دارد. رئیس جمهور قوی کسی است که توان اجماع سازی میان تمام ارکان تصمیم سازی و تصمیم گیری در کشور را داراست و به صورت جدی و مصمم یا به تعبیر امروز رهبری، «باانگیزه» پا به میدان می گذارد.

انتخابات 1400، «رئیس جمهور قوی» و شروطش
پایگاه خبری جماران: امروز رهبر انقلاب در اولین اظهارات خود در خصوص انتخابات ریاست جمهوری 1400، «علاج مشکلات مزمن کشور» را 1-انتخابات پر شور 2-حضور عمومی مردم و 3-انتخاب اصلح عنوان کردند. 

در هر سه مورد نکاتی مهم قابل بیان است:

1-لازمه ی تحقق پدیده ی «انتخابات پر شور»، امکان حضور همه سلیقه های سیاسی در میان نامزدها و احساس فاعلیت در مردم است. مردم باید حس کنند که می توانند سخن خویش را در میان کاندیداهای موجود بشنوند و با یکی از آنها احساس نزدیکی کنند. مردم نباید خود را با شخصیت نامزدها و سخنان و وعده هایی که بر زبان می آورند بیگانه تلقی کنند. اگر اینگونه نشود آنگاه هرکس با هر گرایشی وارد انتخابات می شود؛ در این صورت همه رأی دهندگان، چه آنهایی که نامردشان پیروز شده و چه آنهایی نه پیروز نشده اند، برنده واقعی هستند. صد البته نظام جمهوری اسلامی هم به خاطر فراهم کردن چنین بستر وسیعی به یک «پیروزی استراتژیک» دست یافته است.

2-مردم باید احساس کنند که رئیس جمهور منتخب قدرت و توان اداره اجرایی کشور را دارد. متأسفانه، در چهارسال اخیر رقابت های انتخاباتی به طول دوره ی خدمت رئیس جمهور و سایر روسای قوا هم کشیده شد و این باعث ناهماهنگی های کاری، درگیری های لفظی و نزاع های بی حاصلی میان قوا، از قبیل افشاگری ها، طعنه زدن ها، انداختن تقصیر مشکلات به گردن یکدیگر و.. شد تا جایی که انگار نقش دشمن جنایتکار خارجی یعنی ترامپ هم گاهی کمرنگ شد! این در حالی است که در صورت وجود وحدت کافی میان قوا و هدر نرفتن بخشی از انرژی کشور برای نزاع، جمهوری اسلامی می توانست در کنار تحمل تحریم های سخت، لااقل در افکارعمومی ایرانیان و جهانیان، یا به عبارتی در حوزه قدرت نرم، آورده های بیشتری را نصیب خود کند.

از طرف دیگر، دخالت های عملی و اظهارنظر های گاه و بیگاه مسئولان مختلف کشور در شئون مربوط به دولت و رئیس جمهور، هم قدرت عینی رئیس جمهوری را کاهش داده است و هم تصور کاهش قدرت او را نزد مردم بسیار بالا برده است. تاجایی که امروز بسیاری معتقدند رئیس جمهوری در ایران هیچ کاره است و حضور این و آن در پاستور فرقی در اوضاع کشور ایجاد نمی کند. 

لذا باید با لحاظ کردن این دو نقیصه، شأن رئیس جمهور در جمهوری اسلامی باید احیاء شده و در دوره آینده «رئیس جمهوری قوی» روی کار بیاید. البته میان رئیس جمهوری قوی و رئیس جمهوری نظامی تفاوتی جدی وجود دارد. رئیس جمهور قوی کسی است که توان اجماع سازی میان تمام ارکان تصمیم سازی و تصمیم گیری در کشور را داراست و به صورت جدی و مصمم یا به تعبیر امروز رهبری، «باانگیزه» پا به میدان می گذارد.

اما رئیس جمهور نظامی-آنچنان که در کلام و رفتار برخی نامزدهای احتمالی فعلی پیداست-صرفا با تکیه بر روحیه نظامی یعنی با مشخصه هایی همچون پُرکاری، قاطعیت و... می خواهد کار را به جلو ببرد که یقینا کافی نیست؛ چرا که رئیس جمهور نظامی توان و ظرفیت اجماع سازی نظری و عملی در  سطح نخبگانی و عمومی را دارا نیست. رئیس جمهور نظامی از یک طرف پرکاری و قاطعیت را علاج می داند و از طرف دیگر، به جای اقناع، برانگیختگی و جذب توده ای مردم را نیروی پیشران خود می داند که این رویکرد برای اداره کشور نه کافی است و نه لزوما سازنده. به ویژه با عنایت به مشکلات پیچیده و دراز دامن داخلی در حوزه های گوناگون و ضرورت احیاء روابط خارجی کشور بعد از 4 سالِ دشوار.

نکته مهم دیگر در مورد برگزارکنندگان و ناظران انتخابات اینکه، با توجه به اتهاماتی از قبیل مهندسی انتخابات که رهبری امروز بدان اشاره کردند، این دستگاهها باید از قبل جلوی ایراد چنین اتهامات و شائبه هایی را با رفتار شفاف و دقیق خود بگیرند. تا زمان انتخابات تمام مسئولان و سردمداران قوا، دستگاهها و نهادهای دیگر از جمله ائمه جمعه، باید مراقب کلام و مواضع خود باشند و وارد موضع گیری هایی نشوند که واکنش جامعه را در پی داشته باشند.

بنابراین، هر سه شرط رهبری برای علاج مشکلات مزمن کشور در هم تنیده و به هم وابسته هستند؛ به طوری که نمی توان به بدون حضور عمومی مردم انتخاباتی پرشور را شاهد بود یا بدون فراهم شدن زمینه های حضور عمومی مردم توقع داشت تا گزینه ای اصلح انتخاب شود.
نام:
ایمیل:
* نظر:
عکس خبری