کد خبر: ۲۴۷۵۳۸
تاریخ انتشار: ۰۷ آذر ۱۳۹۹ - ۱۶:۳۰
علی ربیعی را شاید به گریه در اوقات سخت و حساس می شناسیم. از گریه برای کشته شدگان معدن بورث تا ملوانان مفقود الاثر سانچی. حالا حاشا کردن و خود را بیراهه زدن نیز به کارکردهای جناب سخنگو اضافه شده است و در روز روشن آدرس غلط به افکار عمومی می دهد و در یادداشت خود در یک مظلوم نمایی از شلاق خوردن کارگر زحمت کش اعلام بی خبری می کند.
علی ربیعی یکی از پرحاشیه ترین اعضای دولت روحانی و حلقه شکست خورده نیاوران بود. فردی که سوادش در حوزه رسانه بود، اما لقمه چرب و نرم وزارت کار او را سمت ثروتمندترین وزارت خانه کشور هدایت کرد.

به گزارش خبرنگار «اعتدال»، عملکرد فاجعه بار علی ربیعی در وزارت کار گویا قرار نیست با اخراج او از این وزارتخانه تمام شود و حاشیه سازی های او همچنان باعث دردسر قشر مستضعف کارگر است.

ربیعی که در مدت حضور خود در وزارت کار برای کارگران مستضعف و بیچاره به خصوص کارگران هفت تپه هیچ اقدام مثبتی انجام نداد حالا به لطف آموخته های امنیتی خویش کارگران را به شلاق گرفته و حالا که صدای کارگر بیچاره بلند شده و به لطف سبکه های اجتماعی صدای این بی عدالتی وی را در سطح دنیا رسوا نموده است، حالا در متنی مدعی شده است که شکایت کرده اما خبر نداشته است.

خوب است دستگاه محترم قضا این مدیر دولتی را که رسوا نماید و با انتشار اسناد ارسال و اطلاع رسانی ابلاغیه ها به وی و یا وکلای وی، به مردم چهره کریه دروغگویان را نشان دهد.

برخی از مدیران دولتی از جمله سران حلقه نیاوران عادت کردند آبروی کشور و نظام را ببرند، شکایت کنند و گذشت نکنند و در نهایت با «ننه من غریبم بازی» به گونه ای رفتار کنند تا تقصیرها به گردن سایرین از جمله قوه قضاییه و اصل نظام بیندازند.

اما بهتر است از همین حالا آب پاکی را روی دست خودمان و هموطنان زحمت کش هفت تپه بریزیم و بدانیم که 1- علی ربیعی عادت به استعفا و رها کردن میز ریاست ندارد و تنها راه جدا کردن وی از کرسی قدرت استیضاح است، 2- روحانی آنقدر تحت تاثیر ربیعی و شریعتمداری است که حتی با افتضاحی که اینها در وزارت کار به بار آورده اند، نباید ذره ای امید داشت که برکنار شوند. 3- تا پایان دولت چند ماهی بیشتر باقی نمانده است و رفتن یا نرفتن این تفراد دیگر نفعی برای مردم ندارد. 

پس تنها برای ثبت در تاریخ و جلوگیری از فرافکنی این افراد باید بگوییم که جناب ربیعی جور تازیانه شما بر تن کارگران هم نشست و درسی شد برای تاریخ و ملت که افرادی که به اسم اعتدال و تدبیر آمدند و مدعی حاکمیت قانون در برای اراده سرهنگها بودند، چون به وقت عمل رسید، به اندازه سرهنگ های سپاهیان اسلام شرافت نداشتند که خویشتن داری کنند و آنقدر جرات نداشتند که وقتی شلاق بر گرده کسی زدند بگویند من بودم و حق داشتم!!

وای بر ما که فردی تزویر به اخلاق می کند که بی نانی سفره کارگر را می بیند، گرسنگی فرزندان ا ین کارگران مظلوم را می بیند و برای لال کردن این قشر مستضعف بهترین راه را ضربه های تازیانه می یابد. و عجب تدبیری ! و عجب اعتدالی 
نام:
ایمیل:
* نظر:
عکس خبری