کد خبر: ۲۴۶۷۴۸
تاریخ انتشار: ۱۳ آبان ۱۳۹۹ - ۰۰:۵۰

«اعتدال» یکی از مسائلی که این روزها ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده، نتیجه انتخابات آمریکا و پیروزی احتمالی بایدن در برابر ترامپ است. 

در همین راستا، یک اقتصاددان معتقد است هرگونه حساب بازکردن اساسی چه در سطح ملی، بین المللی و حکومتی روی این موضوع که تحولات داخلی آمریکا، اثر جدی و پایداری در معیشت مردم و اقتصاد می گذارد کار اشتباهی خواهد بود.



سعید لیلاز در گفت و گو با خبرنگار جماران، گفت: در اینکه تحولات سیاسی داخل ایالات متحده آمریکا روی مسائل داخلی ایران اثر می گذارد، تردیدی نیست. آمریکا تنها کشور دنیا است که تحولات داخلی اش روی کشور ما اثر می گذارد. هیچ کشور دیگری در دنیا این ویژگی را ندارد. البته تأثیر آمریکا به عنوان یک قدرت بزرگ اقتصادی و نظامی، تنها روی ایران نیست بلکه روی بسیاری از کشورهای دیگر دنیا نیز همین اثر را دارد.  

 

آمریکا قدرتی بسیار بزرگ اما رو به افول است


وی افزود: با نگاهی دقیق تر می بینیم که همه کشورها تقریبا منتظر تحولات سوم نوامبر هستند. اما این یک سوی ماجراست. سوی دیگر این است که تأثیر آمریکا روی ایران به هیچ وجه تعیین کننده نیست. از جنگ جهانی دوم بدین سو، هیچگاه تحولات و نوسات بین المللی در مناسبات داخلی ما تعیین کننده نبوده و تحولات آمریکا نیز در این مسیر مستئنی نیست.


این اقتصاددان ادامه داد: آمریکا قدرتی بسیار بزرگ اما رو به افول است که از زمان رخ دادن انقلاب اسلامی به این سو، نه تنها قدرتمندتر نشده بلکه بسیار ضعیف تر از آن است. به همین دلیل، تحولات داخلی آمریکا می تواند به عنوان عنصری کمکی، تشدید کننده یا تخفیف دهنده روی مسائل داخلی ایران اثر بگذارد، از جمله می تواند موجب پیروزی یا روی کار آمدن این و آن جناح سیاسی شود. همچنین می تواند روی اوضاع اقتصادی اثر بگذارد.

 

تحولات آمریکا به هیچ وجه اثرگذاری تعیین کننده ای روی مسائل داخلی ما ندارد

لیلاز گفت: بنابراین تحولات آمریکا به هیچ وجه اثرگذاری تعیین کننده ای روی مسائل داخلی ما ندارد. اثر آن از نظر قدرت محدود است و به لحاظ زمانی نیز ممکن است شامل دوره های کوتاهی شود. به ویژه ممکن است برخی تحولات این کشور از نظر زمانی به صورت کوتاه مدت باعث بهبود وضعیت شود، در حالی که همانطور که گفتم تحولات آمریکا نه شدید خواهد بود و نه پایدار.


وی بیان کرد: نکته دیگری که وجود دارد این است که تحریم های آمریکا علیه ایران چند تفاوت دارد که آن را با تحریم های پیشین متمایز کرده است. این تفاوت ها منجر می شود که ما راجع به آثار هرگونه مصالحه سیاسی بر اقتصاد ایران با احتیاط بیشتری اظهارنظر کنیم.

 

تحریم های سه سال اخیر بی سابقه است


این اقتصاددان گفت: اولین نکته این است که تحریم های سه سال اخیر یکی از طولانی ترین تحریم هایی است که در تاریخ ایران اعمال شده است. ما در تحریم اولیه که در دوره آقای احمدی نژاد اتفاق افتاد  عملا بیشتر از 8 الی 9 ماه تحت تحریم نبودیم. یعنی از مهر سال 91 تا تیرماه سال 92، تحریم ها به طول انجامید و بعد از آن تعویق اتفاق افتاد. اما تحریم های فعلی از ابتدای دی ماه 96 تاکنون ادامه داشته است و ماه سی و پنجم خود را پشت سر می گذارد.



او گفت: حتی در دوره مرحوم مصدق نیز، تحریم ها از خرداد و تیر 1330 تا 1333 طول کشید که در آن مقطع به این دلیل که تحریم ها تنها نفتی بودند و وابستگی ایران به نفت بسیار کم بود، آثارش روی اقتصاد ایران چندان شدید نبود. ایران نه تنها اجازه داشت صادرات غیرنفتی خود را انجام دهد بلکه رونق زیادی هم در این راستا نصیبش شد. درواقع کشور تنها نفت را از دست داده بودیم. این طور نبود که تمام عرصه ها و مراودات بانکی ما ممنوع اعلام شود.

 

از پائیز 1398 تا امروز عملا هیچ تحریم جدیدی نمی توانسته و نمی تواند از سوی آمریکا اعمال شود


لیلاز در ادامه گفت: بسیاری از کارشناسان زبده ایرانی، دو سال پیش می گفتند جمهوری اسلامی حداکثر دو ماه دوام می آورد در حالی که این گونه نشد. نکته دیگر اینکه، تقریبا نزدیک به سه سال است که آمریکا حداکثر قدرت اقتصادی خود را علیه ایران اعمال کرده و آنها دیگر هیچ ابزاری جز اقدام نظامی برای افزایش فشار بر ایران ندارند. برخورد نظامی هم کاملا منتفی است و هیچ دولتی در آمریکا به دلیل قدرت بازدارندگی ایران و پیچیدگی اوضاع، جرأت  به کار بردن حمله نظامی گسترده علیه ایران ندارد.


وی گفت: از پائیز 1398 تا امروز عملا هیچ تحریم جدیدی نمی توانسته و نمی تواند از سوی آمریکا علیه ایران اعمال شود و حداکثر فشاری که این کشور می توانست به ما بیاورد، همین اندازه بود. تحریم های آمریکا روی اقتصاد ایران تاثیر گذاشته و دیگر از این بدتر نمی تواند باشد. در این یک سال که 41 درصد تورم ایجاد شده و فشار بسیار وحشتناکی به ویژه روی توده مردم می آید، مشکل اصلی اقتصاد در وهله اول کرونا و در مرحله بعدی مدیریت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی در ایران است که در بهترین حالت خود قرار ندارد.

 

دولت و سایر ارکان قدرت در ایران می توانستند بسیار بهتر از این کار کنند


او بیان کرد:  دولت و سایر ارکان قدرت در ایران می توانستند بسیار بهتر از این کار کنند اما نکردند. یکی از مشکلات روش اداره کشور به کشمکش های سیاسی ای برمی گردد که مشاهده می کنیم. با نگاهی به رفتارهای آقای قالیباف و مجلس شورای اسلامی در چند ماه گذشته، دیگر کسی در جناح راست و دستگاه های کشور وجود ندارد که از عملکرد این مجلس ناامید نشده باشد.


لیلاز گفت: مجلس یازدهم تاکنون جز اینکه بیانگر حجم عظیمی از احساسات بدون پشتوانه باشد، نقش دیگری نداشته است. خودشان می گویند می خواهند بر عملکرد دولت نظارت کنند، در صورتی که پیش از مجلس، 6 دستگاه نظارتی دیگر بر عملکرد دولت وجود داشته است. بنابراین عملکرد این مجلس با هزینه تراشی هایی که برای دولت انجام می دهد یا با اظهارنظرهای غیرکارشناسانه ای که دارد، زیر سوال است. برای نمونه، اظهارات اخیر آقای قالیباف درباره «بورس» یا ناشی از بی اطلاعی محض بود یا به دلیل فشار سیاسی بر دولت این حرف ها را به زبان آورد که در هر صورت جای تاسف دارد. چرا که ایشان با چنین حرف هایی خود باری بر دوش دولت می شود به جای اینکه مشکلی را حل کند.

 

امروز اگر از هر اقتصاددانی بپرسید بزرگترین مسأله اقتصاد ایران چیست؟ می گوید «تورم»


این اقتصاددان ادامه داد: چنین اظهارنظرهای غیرکارشناسی روی مردم فشار می آورد و مطالبات را افزایش می دهد. می توانند به منابع تأمین این مطالبات فکر نکنند، اما بعدا با کسری بودجه ای عظیم مواجه می شوند که موجب تورمی شدیدتر می شود. امروز اگر از هر اقتصاددانی بپرسید بزرگترین مسأله اقتصاد ایران چیست؟ می گوید «تورم» مشکلی بزرگتر از تورم در کشور ما نیست و این تورم ناشی از مطالباتی است که روش حکمرانی ما به آن دامن می زند.


وی بیان کرد: یکی از مشکلات دیگر ایران که هیچ گاه در گذشته تجربه نکرده بودیم، تحولات بسیار ژرف قیمت نفت در جهان است. ما در تحریم قبلی و در تمام تجربیات فشارهای قبلی، یا صادرات نفت مان آزاد بود و قیمت نفت پایین بود، یا قیمت نفت بالا بود و ما نمی توانستیم صادرات زیادی داشته باشیم. مانند تحریم اول دوره احمدی نژاد، اما هرگز در این مرحله قرار نداشتیم که علاوه بر اینکه نتوانیم نفت خود را صادر کنیم، اگر قادر به صادرکردن بخشی هم شدیم به دلیل کرونا و رکود بین المللی مشتری نداشته باشد یا چنانچه مشتری داشته باشد، قیمتش به کمترین حدود 20 سال اخیر رسیده باشد.

 

هر واحد که از فشارها روی ایران کم شود 10 واحد به مطالبات مردم اضافه خواهد شد


لیلاز گفت: تا به حال چنین مشکلی سابقه نداشته است. یعنی ما اگر بتوانیم روزی یک میلیون بشکه نفت صادر کنیم، کل پولی که ممکن است به دست ما برسد روزانه 30 میلیون دلار است. صرف نظر از اینکه ما می توانیم پول حاصل از فروش نفت را وارد اقتصاد ایران کنیم یا نه. اصلا اگر بایدن یا آقای ترامپ در صورت پیروزی دست آشتی در برابر ایران دراز کنند، فارغ از آثار روانی مثبت که محدود و کوتاه مدت است، در حوزه نفتی که برخی گمان می کنند، اتفاق بزرگی می افتد، تغییر ملموسی رخ نمی دهد.


این اقتصاددان افزود: درست است که با این موضوع مقداری از فشارها کاسته می شود. اما در واقع هر واحد که از فشارها کم می شود و به منافع ملی اضافه می شود، 10 واحد به مطالبات مردم و به هزینه های دولت افزوده خواهد شد؛ بنابراین دولت ایران در چنین حالتی نیز امکان عرضه نفت در دنیا نخواهد داشت. مازاد تولید نفت در دنیا اجازه چنین کاری نخواهد داد. امروز در حالی 5 میلیون بشکه مازاد نفت در روز وجود دارد که در گذشته روزانه 300 الی 500 هزار بشکه کسری تولید وجود داشت.

 

مذاکره با آمریکا تاثیر چشمگیر و پایداری روی اقتصاد ایران نخواهد گذاشت


سعید لیلاز گفت: اینکه دولتی غیر از آقای ترامپ در آمریکا روی کار بیاید، یا خود ترامپ مجدد انتخاب شود و مذاکره ای انجام شود و متعاقبش فشارها کاهش یابد، به نظرم این مسأله تاثیر چشمگیر و پایداری روی اقتصاد ایران نخواهد گذاشت. برای اینکه مساله اصلی ایران اضافه شدن ماهانه 40 هزار میلیارد به نقدینگی کشور است، در حالی که تنها در یکسال اخیر به دلیل شیوع کرونا، 5 درصد از رشد اقتصادی ایران منفی شده است.


این اقتصاددان گفت: فشاری که کرونا روی اقتصاد ایران آورده از اغلب کشورهای اروپایی و متوسط جهان بسیار کمتر است. اگر چین را مستثنی کنیم، رشد اقتصادی منفی ایران در سال 2020 میلادی نسبت به متوسط جهان و همه اقتصادهای غربی و پیشرفته وضعیت بهتری دارد.

 

دولت های ایران تاکنون با جمهوری خواهان بهتر کنار آمده اند

وی اظهار کرد: تصور نمی کنم که روی کار آمدن یک دولت دموکرات در ایالات متحده آمریکا بتواند تاثیرات جدی روی وضعیت معیشت مردم ایران آنهم به صورت پایدار ایجاد کند. اما باید بگویم بخش زیادی از رسیدن دلار به مرز 30 هزار تومان، ناشی از مسائل روانی است که اگر وضع بهتر نشود، این مسائل نیز به تدریج تخلیه خواهد شد. اگر نگاهی دقیق تر بیندازیم میزان رشد نقدینگی و میزان رشد قیمت دلار کم و بیش در یکسال گذشته یکسان بوده و این را بگویم که به لحاظ سیاسی همه دولت ها در ایران چه قبل و چه بعد از انقلاب، در مجموع با جمهوری خواهان بهتر کنار آمده و کار کرده اند.


لیلاز در پایان گفت: از آنجا که مسائل ایدئولوژیکی مانند حقوق بشر برای دموکرات ها مهم است، سوءظن ها برای انجام یک گفت و گو بین دوطرف بیشتر از دولتی شبیه ترامپ است. به همین دلیل، فکر می کنم هرگونه حساب بازکردن اساسی چه در سطح ملی، بین المللی و حکومتی روی این موضوع که تحولات داخلی آمریکا، اثر جدی و پایداری در معیشت مردم و اقتصاد می گذارد کار اشتباهی خواهد بود.


نام:
ایمیل:
* نظر: