کد خبر: ۲۴۵۸۵
تاریخ انتشار: ۰۶ فروردين ۱۳۹۱ - ۱۴:۰۴
زمینه های حمله نظامی و شکست در تاریخ معاصر ایران:ضعف جنگ افزار های نظامی، نداشتن برداشت واقعی از توان دشمن، مدیریت سیاسی نادرست ،ضعف و ناتوانی مفرط داخلی ،سوء مدیریت، ضعف دیپلماسی، بی تفاوتی و انفعال مردم، ضعف سیاست و مدیریت داخلی، عدم انسجام نیروهای دخیل در قدرت، منفعت طلبی های شخصی، ناکارامدی نخبگان اجرایی

اعتدال:در حالی که خطر حمله نظامی به کشور در حال افزایش است وحتی در اسرائیل جنبشهای مردمی مخالفت با حمله به ایران ایجاد شده است برخی از سیاستمداران همچنان به این موضوع بی توجهند، رهبرانقلاب در سخنان نوروزی خود با تاکید برحمله متقابل، خساسیت نظام به این موضوع را نشان داد، بازتاب امروز در گزارشی زمینه های حمله نظامی را بررسی کرده است:

اسرائیل در قلب جهان اسلام در قرن بیستم(سال 1948)طی برنامه ای حساب شده بنا نهاده شد.این برنامه توسط اروپایی ها در وهله اول و بعد ایالات متحده آمریکا در وهله بعد و با همکاری اروپایی ها، همزمان مورد حمایت و پشتیبانی مادی و معنوی جدی صورت می گیرد.ظهور دولت صهیونیسم در سال 1948م. باعث شوکی در میان مسلمانان آن زمان شد.

اقداماتی که صورت گرفت یکی تاسیس سازمان کنفرانس اسلامی برای بررسی برخورد با قضیه فلسطین بود و دیگری برپایی چند جنگ با رهبری مصر و سوریه بود.اما جنگ های علیه اسرائیل بخاطر حمایت سرسختانه اروپایی ها، عملا شکست خورد و باعث تصرف بیشتر سرزمین هایی از جانب اسرائیل از کشورهای همجوار فلسطین مثل لبنان، سوریه، اردن ومصر غیر از خود فلسطین شد.از آن زمان هر وقت طرحی علیه اسرائیل در سازمان ملل یا شورای امنیت سازمان ملل تصویب می شود حتما با مخالفت ایالات متحده  آمریکا همراه می شود.هر ساله کمک هایی از جانب ایالات متحده امریکا به این کشور صورت می گیرد. این رویه و رویکرد آمریکا در قبال اسرائیل بوده و هست و در اظهارات مختلف مقامات آمریکا به کرات تکرار شده است.تعبیر اینکه اسرائیل جزء امنیت ایالات متحده امریکا است از جمله تعابیر پرتکرار است.


ظهور انقلاب اسلامی و حمایت جمهوری اسلامی از جنبش های اسلامی از جمله حمایت از مخالفان فلسطینی اسرائیل باعث شکل گیری جبهه و صف جدیدی علیه اسرائیل شد.ایران بخاطر حمایت هایی که از فلسطینی ها و لبنانی ها در قبال اسرائیل داشت همیشه مورد غضب کشورهای اروپایی و آمریکا و خود اسرائیل شده است.

جمله محوری بنیان گذار جمهوری اسلامی مبنی بر از بین بردن اسرائیل همیشه آویزه گوش اسرائیلی ها بوده و سیاست های خود را در همین راستا علیه ایران طراحی کردند.راه اندازی صدای اسرائیل به زبان فارسی برای انجام جنگ روانی علیه ایران، انجام فعالیت های جاسوسی و حتی تروریستی با واسطه یا مستقیم، تحریک اروپایی ها و آمریکایی ها به انجام اقدامات عملی مثل ایجاد فضای رسانه ای علیه ایران(ایران هراسی خصوصا برای کشورهای عربی)،تحریم های سنگین علیه ایران در مراحل متفاوت و به صورت های گوناگون از جمله آنها است.در چنین فضایی با مطرح شدن بحث انرژی هسته ای ایران، فضای سنگین رسانه ای علیه ایران توسط همین اسرائیلی ها در جهان رقم خورده که امروزه به راحتی می توان از کلمه «ایران هراسی» به عنوان یک اصطلاح  فراگیر استفاده کرد و شاید بتوان ادعا کرد این فضا از جانب اسرائیلی ها و عوامل آنها در سراسر دنیا شکل گرفته است.


امروزه حتی شنیده می شود که اسرائیل بحث حمله به تأسیسات اتمی ایران را در زبان اظهار می دارند و حتی در تلاشند که آمریکایی ها را در حمله به ایران تحریک و تشویق کنند و آنها هم در جاهای متفاوت بحث روی میز بودن طرح اقدام نظامی علیه ایران را مطرح کرده اند.هر ساله در آمریکا جلساتی توسط «ایپک»( کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل) که از دهه ۱۹۵۰ شروع به فعالیت نموده و از همان بدو تاسیس، هدف خود را مبارزه برای تصویب قوانین حمایت از اسرائیل بیان کرده،  برگزار می شود و  به نوعی در راستای هماهنگی سیاستهای امریکا به نفع اسرائیل است.

در جلسه ای که چندی پیش برگزار شد،  صحبت های زیادی علیه ایران و نوع برنامه و اقدام امریکا و اسرائیل مطرح شد.از آنجا که یکی از این کارها و اقدامات ذکر شده علیه ایران در کنار بحث گفتگو و مذاکره ، اقدام نظامی  بود حال سوال این است که چه موقع اقدام نظامی می تواند صورت بگیرد؟از آنجا که هر گونه حمله و تهاجمی در یک فرایند انجام می گیرد یک منبع مناسب در دستیابی به نکات قابل توجه تاریخ یک مملکت است؛ بررسی تاریخی  از جامعه ایرانی می تواند ما را در وضعیت امروز خود هوشیارتر و آگاه تر کند  و موضع گیری و تصمیم گیری ما را بر اساس اصل عبرت از تاریخ بهتر کند.

هر چند ایران در شرایط فعلی در وضعیت قدرت مندی قرار دارد و حوزه عملیات های آن گسترده و متنوع است. اما آز آن طرف یعنی کشورهای اروپایی و امریکا با اسرائیل همراهی دارند.کشورهای عربی مثل عربستان، امارات، کویت، قطر، بحرین، اردن به نوعی علیه ایران هستند.بقیه هم گرفتار مسائل خودشان هستند و ممکن است  در صورت حمله مثل قضیه عراق بی طرف بمانند.

روسیه و چین هم به عنوان کشورهای دارای حق وتو و به نوعی در این سوی جبهه مقابل غرب ، سیاست یکی به میخ ویکی به نعل در قبال ایران داشته اند.عملا از مدتی که برنامه هسته ای ایران مطرح شده تنها سود سیاست این کشورها در قبال ایران کند شدن برنامه تحریم های مخالفان ایران بوده است.یعنی عملا برنامه غربی ها علیه ایران پیاده شده است اما با سرعت کمتر.(البته با بررسی دیپلماسی خارجی می توان  در این زمینه واقع بینانه تر یا حتی منصفانه تر قضاوت کرد این نکته ای که اشاره شد یک نگاه کلی است که دیده می شود)


با نگاهی به تاریخ معاصر ایران می توان چند مقطع تاریخی را که ایران به نوعی در اختیار خارجی ها بوده و در مقابل آنها ناتوان بوده ذکر کرد و بعد برای جلوگیری از هر گونه اقدام بعدی رویکرد و نگاه منطقی تری داشت.

1. دوره های اول  و دوم جنگ های ایران روس(سال های ۱۲۲۸- ۱۲۱۸هجری قمری، دوره اول و سال های ۱۲۴۳- ۱۲۴۱ هجری قمری، دوره دوم) با معاهده های گلستان و ترکمانچای:در این مقطع تاریخی ایران بخاطر ضعف جنگ افزار ها و نداشتن برداشت واقعی از توان دشمن، مدیریت سیاسی نادرست، شکست مفضتحانه با نتایج مفتضح تر از آن بر ایران به وقوع پیوست که از جمله نتایج آن از دست رفتن سرزمین های زیادی از  شمال ایران بود.

2. از دست رفتن افغانستان در سال 1235 خورشیدی با معاهده پاریس: بعد از تصر ف هرات توسط ناصرالدین شاه ، بریتانیا به ایران اعلان جنگ کرد و بوشهر و جزیره خارک و تصرف کرد و نتیجه درگیری به شکست ایران و جداشدن افغانستان از آن منجر شد که دلایل آن سوء مدیریت، عدم آگاهی از توانایی خود و قدرتهای حاضر در منطقه، ضعف دیپلماسی و ناتوانی داخلی بود.

3. تقسیم ایران به سه منطقه نفوذ در سال 1907 در یک مقطع و به دو منطقه نفوذ در سال 1915 در مقطع دیگر و یک منطقه نفوذ در سال 1919م: روسیه و بریتانیا در زمانی که جامعه ایرانی درگیر جریان یا  اتفاق و جنبش مشروطه بود(1906میا 1285 خورشیدی) بی توجه به این جنبش و این اتفاق، بخاطر ضعف مفرط داخلی و بی توجهی به نیروی سلطه گر خارجی و حتی خوش بینی نسبت به آنها، سرزمین ایران را در سال 1907م به سه منطقه نفوذ خود تقسیم کردند و بعد از ناکامی مشروطه بخاطر ضعف سیاست داخلی و ضعف مشروطه خواهان در همکاری و پیشبرد امور در سال 1915 م به دو منطقه نفوذ روسیه و بریتانیا تقسیم شد.

بعد از انقلاب بلشویکی در روسیه در سال 1917م و شکل گیری کشور شوراها و ادعای سیاست های طرفداری از طبقه کارگر و مستضعف روسیه که اسمش به شوروی تغییر نام داده بود از سیاست های استعماری و یا سلطه گرانه دست کشید و در قبال ایران حتی برخی مطالبات خود را بخشید.در این میان  عرصه برای جولان بریتانیا باز شد و یکه تاز میدان سیاست ایران بخاطر ضعف سیاست داخلی شد که نمود آن در گام اول قرارداد وثوق الدوله بود و بعد زا آن در گام بعد  حمایت از کودتای سید ضیاء و رضاخان.


4. اشغال ایران در شهریور 1320خورشیدی: بعد از به قدرت رسیدن رضاخان که حالا رضاشاه شده بود بعد از کودتای سوم اسفند 1299خورشیدی و تغییر حکومت در ایران از قاجاریه به پهلوی در سال 1304خورشیدی با شروع جنگ دوم بین الملل در شهریور 1320خورشیدی با وجود اعلان بیطرفی دول متفق(شوروی و انگلستان) با بهانه حمایت دولت ایران از آلمان ها از شمال و جنوب به ایران حمله کردند و در منطقه قزوین نیروهای شوروی و انگلستان بهم رسیدند و همزمان تهران را اشغال کردند.ضعف دیپلماسی، ناتوانی نیروهای نظامی، بی تفاوتی و انفعال مردم، ظلم و بی عدالتی دولت رضاشاه و غیره از جمله این عوامل قابل ذکر است.


5. کودتای آمریکایی – انگلیسی 28 مرداد 1332 علیه دولت ملی ایران:در سال 1332 خورشیدی با طرح انگلستان و پول و حمایت آمریکایی ها و عوامل داخلی در 2 مقطع 25 و 28 مرداد 32دولت ملی ایران ساقط شد و تلاش هایی که برای رقم خوردن دولت ملی شده بود بخاطر ضعف سیاست و مدیریت داخلی، عدم انسجام نیروهای دخیل در قدرت، چند دستگی در قدرت، منفعت طلبی های شخصی و غیره از بین رفت و خارجی های خصوصا امریکا همه کاره سیاست ایران شدند.

6- حمله عراق به ایران وجنگ تحمیلی هشت ساله
این مرور اجمالی تاریخ معاصر، که در آن ، ایران تحت سلطه خارجی ها قرار گرفته است با این هدف بود که مشخص شود چه عامل داخلی باعث این ضعف و فترت و ناتوانی عجیب شدند تا در صورت حمله و اقدام نظامی به نحوی از تاریخ درس بگیریم و و در بدترین حالت دوباره به تبعات منفی حضور خارجی ها در کشور دچار نشویم.البته ناگفته نماند ما در تاریخ معاصر دوره جنگ تحمیلی را هم داریم که با تمام قوا در مقابل خیلی از کشور ها ایستادیم و نه تحت سلطه قرار گرفتیم و نه خاک یا منافعمان در اختیار دیگران قرار گرفت و این مزیت ، نزدیک ترین تاریخ به دوران امروز است و قابل توجه و تأمل است.
نکته قابل توجه در این مرور اجمالی تمرکز بر عوامل داخلی بود  نه اهداف و حتی  توان وظرفیت قدرت های خارجی که البته آن هم در جای خود می تواند مورد برررسی قرار گیرد.


فهرست دلایل و عوامل ذکر شده  شامل موارد زیر می شود:
1. ضعف جنگ افزار های نظامی
2.   نداشتن برداشت واقعی از توان دشمن
3.  مدیریت سیاسی نادرست
4. ضعف و ناتوانی مفرط داخلی
5. بی توجهی به نیروی سلطه گر خارجی و حتی خوش بینی نسبت به آنها
6. سوء مدیریت
7. عدم آگاهی از توانایی خود و قدرتهای حاضر در منطقه،
8. ضعف دیپلماسی
9. ناتوانی نیروهای نظامی
10.  بی تفاوتی و انفعال مردم
11.  ظلم و بی عدالتی دولت وقت(دولت رضاشاه)
12. ضعف سیاست و مدیریت داخلی
13.  عدم انسجام نیروهای دخیل در قدرت
14. چند دستگی در قدرت
15.  منفعت طلبی های شخصی
16. ناکارامدی نخبگان اجرایی
17. وابستگی رجال سیاسی به اجانب

همانطوری که ذکر شد امروز، ایران در شرایط قدرت قرار دارد؛ از طرفی مورد حمایت مردم خودش است و از توان نظامی خوبی برخوردار است اما با توجه تحرکات گسترده تعدادی از کشورهای با اقدامات زیاد اسرائیل در این زمینه باید مواظب بود و از کوچکترین ضعف ها و نقص های که برخی از نمودهای آن در تاریخ معاصر گفته شد جلوگیری کرد.

نام:
ایمیل:
* نظر:
عکس خبری