کد خبر: ۲۴۵۳۴۲
تاریخ انتشار: ۱۷ شهريور ۱۳۹۹ - ۰۸:۳۶
سیما پروانه گهر در روزنامه سازندگی نوشت: پیروزی در  انتخابات اسفند98 و مهم تر از آن رقابت با هفتاد و دو ملت اصولگرایان در لیست و بستن و پس از آن برای تکیه زدن بر صندلی ریاست مجلس، برای محمد باقر قالیباف نوید پایان دوران رقابت‌های تراژیک بود. او که نزدیک به 15 سال در هر رقابتی در عرصه ریاست جمهوری یا از رفیق شکست خورد یا از رقیب، حالا اسفند 98 را به فال نیک گرفته و علی رغم تایید و تکذیب نزدیکانش درباره حضور در انتخابات ریاست جمهوری 1400 ،سفر اخیر او به خوزستان شاهد این مساله است که بی میل به حضور در گود انتخابات ریاست جمهوری سیزدهم نیست. آن هم در روزهایی که سعید جلیلی مشغول آرام آرام زین کردن اسب تاختن است و علی لاریجانی بی صدا در پی کوک کردن مضراب نواختن برای انتخابات 1400.

نخستین سفر محمدباقر قالیباف به خوزستان در قامت رییس مجلس توجه های زیادی را به خود جلب کرد و از دو جهت زیر ذره بین قرار گرفت . نخست اخبار زیادی که این روزها از خوزستان و حوالی آن شنیده می شد. قصه هایی مازاد بر غصه های همیشگی مردم خوزستان ؛ از بی آبی روستای غیزانیه تا زمین روستای ابوالفضل همه و همه باعث شده است تا چشم ها به این سفر دوخته شود . علاوه بر این سفر قالیباف و فرم و جزئیات آن برای بسیاری سکانس آغاز فعالیت های انتخاباتی قالیباف برای 1400 از داخل مجلس تعبیر شده است . این که سردار لشکر رسانه ای را همراه خود کرده ، پوتین پوشیده و کت و شلوار جلسات علنی را در همان تهران گذاشته و مهم تر از همه فارغ از ژست های مرسوم اسلاف خود در مجلس مستقیم پای صحبت مرد نشسته و دردل گوش داده برای بسیاری نوید اهداف دیگر قالیباف خارج از ساختمان هرمی بهارستان است . صحبت او در بدو ورود درباره درخوسات برای تغییر نام پلی در این استان که به نام برادر شهیدش نام گذاری شده و تغییر نام آن به نام یکی از شهدای بومی نیز در فضای مجازی بازخورد زیادی داشت. نکته جالب تر همراهی رسانه ملی با قالیباف در این سفر است تا جایی کهبرنامه ۲۰:۳۰ به او اختصاص داده شد و و سفر او را به صورت ویژه پوشش دادند. به تمام موارد قبلی توئیت‌ها و گزارش‌های او در فضای مجازی را هم اضافه کنید .در نخستین ساعت اغاز این سفر ، وی در پیامی توئیتری نوشت «به یاری خدا، نظارت میدانیاز استان خوزستان برای پیگیری حل مشکلات مردم مقاوم و صبوراین منطقه آغاز شد. امیدوارم با فهم بدون واسطه مشکلات و بهکارگیری توان نمایندگان محترم استان و همکاری مسئولان اجرایی محلی و ملی، بتوانیم برای حل مشکلات مردم، اقدامات ملموس و موثری به انجام رسانیم.» ظاهرا «نظارت میدانی» کلیدواژه قالیباف برای سفر‌های انتخاباتی او به شمار می‌رود. البته قطعات این پازل هنوز کامل نیست پس چرا برای بسیاری طرح ونقش انتخابات را نشان می‌دهد .

*اجرای سناریوی مدیرجهادی

محمدباقر قالیباف در همه کارزارهای انتخاباتی که در 15 سال گذشته در آن حضور داشت به جز در اولین دور یعنی انتخابات سال 1384 بیش از آن که بر سوابق نظامی خود مانور دهد بر تصیلات و حرفه خلبانی اش تاکید کرد، در سه انتخابات بعدی سعی داشت تا برند «مدیرجهادی» را به نام ثبت کند. حالا او دوباره در پی احیاء این همین برند است اگرچه در انتخابات اسفند98 او کت و شلوار به تن برای نخستین بار طرح نوین در اصولگرایی انداخت و با مانور بر روی واژه و گفتمان نواصولگرایی سعی کرد تا حساب خود را از ساختارهای سنتی اصولکرایی جدا کند . تا جایی که حتی شورای ائتلاف و جبهه پایداری در اقدامی غیرقابل پیش بینی از هراس جدایی قالیباف و ارائه لیست مجزا به سرلیستی او برای لیست شورای ائتلفا اصولگرایی رضایت دادند . قالیباف هم از اصولگرایی روایتی منطبق بر دیدگاه های تکنوکراتی-نظامی با حفظ زمینه های ارزشی ارائه داد؛ جریان نواصولگرایی را راه انداخت تا هم بتوان نقش فرمانده را برای خود حفظ کند و هم آلترناتیوهای لازم را در زمان مذاکره با غلامعلی حدادعادل و مرتضی آقاتهرانی در ماجرای تعیین سرلیستی داشته باشد. حالا اما او تصمیم دارد دوباره با مسلک مدیرجهادی به سفر استانی یا همان بازدید میدانی برود.

البته سفرهای استانی در سال 99 تنها نشانه از جانب قالیباف نیست . پرویز فتاح نیز با همین نشانه ها ظهور کرد و بعد از ان هم با افشاگری درباره وضعیت زمین های بنیاد مستضعفان نگاه ها را به عنوان یکی از کاندیداهای بالقوه به سمت خود جلب کرد . تفاوت اما شاید در یک جمله قابل تعریف باشد ؛ پرویز فتاح مطابق سنتی که زمانی احمدی نژاد نیز آن را اجرا می کرد به دنبال سفرهای استانی است اما موضوع سفرها احتمالا از نگاه قالیباف متفاوت است . اگر پرویز فتاح، سعید جلیلی یا حتی در شرایطی علی لاریجانی تصمیم به انجام این سفرها بگیرند ، برای ان ها سفرهای استانی بخشی از یک پروسه است که باید برای رسیدن به پاستور طی شود . قالیباف اما به پاستور به چشم یه پروژه می نگرد که باید به هدف نهایی ان رسید . او چندین راه مختلف را برای رسیدن به آن آزموده ؛ از لباس خلبانی تا سکوی شهرداری. حالا سعی دارد این بار از مسیر بهارستان به سمت پاستور برود. اگرچه تاریخ جمهوری اسلامی هرگز نمونه ای از این موضوع را ثبت نکرده اما قالیباف تصمیم دارد تا این مسیر را هم امتحان کند.

مساله دوم نکته ای برخواسته از متن جامعه است که قالیباف درست مثل یک مدیر محاسبه گر درباره ان نیز فکر کرده است . جامعه ای که دیگر از ساختاری سنتی اصولگرایی عبور کرده است و دل خوشی از نیز جریان دولت فعلی و حامیانش ندارد . در این شرایط که کمابیش در سال 84 نیز رخ داده بود و احمدی نژاد سوار بر همین موج به پاستور رسید، اصولگرایان تکنوکرات می خواهند مدیر میدان باشند . رفتارها و اظهارات او در نخستین سفرش به خوزستان به خوبی گویای همین نکته است.

قالیباف در دوران کوتاه ریاست خود در مجلس نیز فراز و فرودهای مختلفی برای تعبیر و تفسیر درباره انتخابات ریاست جمهوری داشته است. از سرنوشت ادعای منتقدان خود همچون مصطفی میرسلیم درباره مسائل مربوط به دوران شهرداری کم و بیش مطمئن است. از طرف دیگر کاندیداتوری او در انتخابات 1400 می تواند مجددا نقطه توافق در بین جریان اصولگرایی باشد و البته خطر بروز و ظهور چهره های رادیکال را کاهش دهد . اصلاح طلبان اگرچه هنوز منتقدان سرسخت او هستند اما ممکن است بود و نبود اصلاح طلبان در انتخابات 1400 همانند اسفند 98 از اساس محلی از اعراب نباشد. مهم ترین منتقدانش جریان نوظهور عدالتخواه هستند . همان ان ها این روزها روابط عمومی مجلس نیز از برخی چهره های ان ها شکایت کرده است . روندی که در پایان به نفع فضای عمومی درباره قالیباف نیست .

سفر قالیباف از یک جهت دیگر نیز به خوزستان اهمیت دارد . در میانه درگیری ها درباره زمین های روستای ابوالفضل که بعد از حواشی ماجرای درگیری و عذرخواهی از حداد باز هم  در افکار عمومی به ضرر فتاح بود، این سفر ممکن است با دستاوردی درباره آب غیزانیه و زمین این روستا تمام شود . توافقی که شاید برای مردم آب و زمین شود و شاید نشد اما بدون شک برای قالیباف دستاورد مهمی در پایان تابستان 99 و 9 ماه باقی مانده به انتخابات ریاست جمهوری 1400 خواهد بود. در این میان در تهران نیز مسائل به خودی خود تاثیرگذار است . نوع مواجهه قالیباف به عنوان رییس مجلس در میانه بحران هایی از قبیل نحوه مدییت تصمیم عجیب مجلس درباره شبکه های اجتماعی ، موضوع سوال از رییس جمهور و استیضاح وزرا و نحوه تعامل و تقابل با طیفی از مجلس با اما و اگر با قالیباف همراه هستند ، همه و همه در سرنوشت او برای خرداد1400 تاثیرگذار است. ادامه این راه البته به انتخاب او و توصیه های مشاورشان باز می گردد ؛ این که قالیباف بخواهد با شعارها و وجهه یک تکنوکرات وارد گود رقابت شود یا این که سینه زدن زیر علم اصولگرایان را برای طی مسیر مناسب تر بداند. البته از یاد نبریم که در خود همراهی اصولگرایان با قالیباف حتی در صورت انتخاب آن ها توسط قالیباف اما و اگر فراوان است چرا که شرط توافق اصولگرایان با قالیباف برای سرلیستی و بعد از آن ریاست مجلس عدم کاندیداتوریوی در انتخابات 1400 بود . شرطی که به صراحت قالیباف از قبول آن سرباز زد و قولی در اینباره نداد.

بدون تعارف نمی توان مدیر توان کار مدیریتی و سیستماتیک قالیباف در پست هایی که تا به امروز در دست داشته شد را منکر شد .اکرچه مساله حواشی پرونده های فساد در دوران مدیریت وی در شهرداری بر وضعیت فعلی و آتی او سایه انداخته است. قالیباف راه هوشمندانه‌ای را برای ریاست جمهوری در نظر گرفته است . او که تصمیم دارد علاوه بر ریاست مجلس ردای ریاست فراکسیون انقلاب به عنوان فراکسیون اکثریت مجلس را بر تن کند می داند که می تواند با یک فراکسیون قوی و نمایندگانی همراه د نشان را با یک تیز بزند . نخست این که همراهی این نمایندگان می تواند موجب قانع کردن مردم شهرستان ها و شهرهای کوچک توسط نمایندگان برای رای دادن به او در انتخابات 1400 شود . دیگر این که همین فراکسیون در شرایطی که به هر دلیلی قالیباف به ریاست مجلس اکتفا کند تضمین او برای تداوم جلوس بر صندلی ریاست مجلس است . بسیاری نیز این سناریو را باور دارند مگر نه این که یکبار همین راه توسط ناطق نوری در مجلس پنجم طی شد و بعد از شکست در مقابل سیدمحمد خاتمی تا پایان دوره مجلس در کسوت رییس باقی ماند . به هر حال اما، زمانه عوض شده است؛ وضعیت ناطق نوری در مجلس پنجم را نمی توان با وضعیت قالیباف در مجلس یازدهم قیاس کرد. عدم رای آوری او در انتخابات ریاست جمهوری 1400 ممکن است بر توان رقابتی و شانس فراکسیونی او برای تداوم حضور به عنوان رییس مجلس سایه بیاندازد.
نام:
ایمیل:
* نظر:
عکس خبری