کد خبر: ۲۴۱۸۴۸
تاریخ انتشار: ۱۸ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۳:۳۹
ابوالفضل فاتح
بیست سال پیش در آغاز تاسیس خبرگزاری ایسنا، «ایران به روایت ایران» به عنوان یک هدف کلیدی تعریف شد، با این امید که به جهان به روایت ایران نائل شویم. غمگنانه باید اعتراف کنیم که پس از دو دهه هنوز برای رسانه های رسمی و غیر رسمی ما «ایران به روایت ایران» یک پروژه ناتمام است،  چه رسد« جهان به روایت ایران» که بیشتر به یک آرزو شباهت یافته و نیازمند بازنگری اساسی در رویکرد ما نسبت به جریان اطلاعات و حق آزادی در کشور است و بدون پدیرش «چند صدایی» و ایجاد مجال برای شنیده شدن متکثر آراء  و اندیشه ها به عنوان نقطه عزیمت توسعه رسانه ای و اتخاذ استراتژی جدید در سطح ملی و بین المللی ممکن نخواهد بود .
گرچه به دلیل  توسعه تکنولوژی ارتباطی و کارکردهای غیر قابل کنترل فضای مجازی و رسانه های اجتماعی، با نوعی آزادی در فضای عمومی جامعه مواجه شده ایم اما این آزادی، انتخاب ما نبوده و بیشتر انفعالی است و هنوز امکان بیان و انتشار بی عارضه ی بسیاری از آنچه «باید گفته شود» در فضای رسمی ممکن نیست، چه رسد به آنچه بسیاری تمایل به بیان آن دارند اما چون به مذاق مسئولان خوش نمی آید، مکتوم می ماند. سالهاست که ماده چهارم قانون مطبوعات بیشتر به یک شوخی شبیه است تا یک مطالبه و حق جدی. آنجا که می خوانیم: « هیچ مقام دولتی و غیر دولتی حق ندارد برای چاپ مطلب یا مقاله‌ای در صدد اعمال فشار بر مطبوعات بر آید و یا به سانسور و کنترل‌نشریات مبادرت کند. ».. امروز کمتر رسانه ای را می شناسیم که روزانه تحت فشار های مستقیم یا غیر مستقیم نهادهای قدرت حکومتی، دولتی یا خصوصی قرار نگرفته و مجبور به اعمال نوعی سیاست کنترلی تحمیلی نباشد؛ موضوعی که در بلند مدت به خشکانیدن ریشه های حریت و عادت شدن خود سانسوری منجر خواهد شد.  تا زمانی که این شرایط بر رسانه های ما حکم می راند، استقلال  تحریری دست نایافتنی و لکنت خبری رایج ترین بیماری رسانه ای ما خواهد بود.
ایرنا نیز به عنوان خبرگزاری رسمی کشور، چه آنگاه که آلترناتیوی برای آن وجود نداشت و چه زمانی که رقبا به صحنه آمدند، به شدت از آفت تحمیل و لکنت رنج برده است. این مشکلات هم ناشی از فضای کلی حاکم بر رسانه در ایران بوده و هم تحت تاثیر تعریف و توقعات غلط از ایرنا بروز یافته است.
انتظارات فعلی از ایرنا بر مبنای تعریف از آن به عنوان خبرگزاری دولت است که تعریفی ناقص و معیوب است. ارتقاء ایرنا به خبرگزاری نظام نیز باز حقیقت مطلب را بیان نکرده و منجر به کارکرد درست این خبرگزاری نخواهد شد و قادر نخواهد بود روایتی  در تراز «ایران به روایت ایران» را تولید کند. ایرنا باید رسانه  ای فراگیر از دولت و ملت باشد، در غیر این صورت  گرفتار دیدگاه  تقلیل گرایانه ایست که با توجه به سیاست های کلان رسانه در کشور، حداکثر منجر به یک روابط عمومی بزرگ و البته پرخرج خواهد شد. این همان مصیبتی است که صدا و سیما هم از آن رنج می برد. حال آن که صدا و سیما نام خود را رسانه ملی گذاشته است و باید هم رسانه ملی باشد، چرا که  نظیر ایرنا از نان شب مردم ارتزاق می کند. رسانه بوق نیست و نمی توان تک صدایی را با ضرب و زور و  فریاد بر جامعه تحمیل کند. فراموش نکنیم که امروز حفظ ملت است که  از اوجب واجبات است و حفظ نظام هم در قالب حفظ ملت مفهوم می یابد، اما با رویکرد فعلی متاسفانه حفظ ملت کمترین جایگاه را در نظام رسانه ای ما به ویژه رسانه های دولتی و حکومتی یافته است. چه بسا که بیش از بیان واقعیت ها، شاهد «موازنه ی جعلی» و قیاس های مع الفارق، توجیه زشتی ها و توصیه به تحمل ناکارآمدی ها و عقب ماندگی ها هستیم. به جای صداقت و صراحت و شفافیت، دروغ  و وارونه نمایی سکه رایج گردیده، انتقاد که موهبت الهی است، کم اهمیت انگاشته شده و به بهانه حساس بودن هر زمان به پنهان کاری و سانسور و تملق فزاینده روی آورده ایم. در نتیجه شهامت از رسانه هایمان ستانده شده و به جای آن که افقی به روی آینده بگشاییم، در روایت ناقص و پر ابهام و دستکاری شده از گذشته و نهایتا حال متوقف شده ایم. از این روی به رغم تلاش های شبانه روزی خبرنگاران شریف کشور، بسیاری از آنچه سر از خروجی ها در می  آورد،  چنگی به دل نمی زند و آن هم که اندک جوهری دارد، باید در خوف و رجاء نشست که نکند هنوز منتشر نشده، به اشارتی حذف گردد و مخاطب را گلایه مند کرده و خستگی به تن خبرنگار و دبیر و سردبیر که از بی پناه ترین اقشار است، بماند.
حال آن که در نظام و مدل های توسعه کنونی جهان از غرب تا شرق عالم، هر دستگاهی که باشیم، نیاز به رسانه های مستقل و آزاد از ضرورت های توسعه است و آن که ندارد صرفا زیان می کند. از این روی به عنوان مثال  با همه سلطه گری هایی که از آمریکا می شناسیم، و همه استانداردهای دوگانه و چشم پوشی های غیر موجه که در رسانه های آن کشور از مظالم رژِیم امپریالیستی علیه ملت های مظلوم جهان می دانیم، می بینیم که رسانه ها یشان نسبت به رسانه های این سوی جهان،  آزادی عمل گسترده ای دارند و به عنوان نمونه پوشش خبرهای اعتراضات اخیر مردم نسبت به جنایت علیه سیاهان با محوریت رسانه های همان کشور به گوش مردم جهان می رسد و آنها اهمیت آمریکا به روایت آمریکا و جهان به روایت آمریکا را استراتژیک می دانند. اما در این سوی آنان که هر روز دست و پای رسانه های ایران را می بندند، دانسته یا ندانسته میدان را به روایت رقیب وانهاده اند. بگذاریم و بگذریم!

برادر گرانمایه، صاحب سبک و خوش فکر و متدین و متین، دکتر سید ضیاء هاشمی در مدت کوتاهی که مدیریت ایرنا را برعهده داشت به همت خبرنگاران، دبیران و سردبیران شریف ایرنا، تلاش بایسته ای برای توسعه محتوایی و استقلال تحریری این رسانه مصروف کرد و گام های شایسته ای برای ارتقاء ایرنا از روابط عمومی دولت به رسانه ای موثر هم برای دولت و هم ملت و در مسیر دولت – ملت برداشت. باب های تازه ای گشود و تجربه های موفقی از نظر توسعه سازمانی، فنی و نیروی انسانی بر جای گذاشت. پس از سالها دوباره ایرنا را حس کردیم، دست مریزاد. لکن متاسفانه به دلیل همان فشارها و تحمیل های بیرونی کارش ناتمام ماند، گرچه نامش ماندگار است. کسانی که چنین می کنند گویا نمی دانند تزلزل مدیریتی و جابجایی پیوسته مدیریت رسانه ای در سطح ایرنا، موجودیت نحیف ایرنا را نحیف تر می سازد. کدام کشور دیگری را می شناسید که که تنها در یک دهه این تعداد مدیر رسانه ی رسمی اش را تغییر داده باشد؟
اینجانب به عنوان  یکی از مخاطبان ایرنا، امید دارم مدیریت محترم جدید خبرگزاری جمهوری اسلامی با توجه به نیروهای بسیار توانمند و حرفه ای این خبرگزاری در پیشبرد استقلال تحریری و ارتقاء محتوایی این رسانه به رسانه ای برتر حد اقل در تراز منطقه موفق باشند و بتوانیم  علاوه بر «ایران به روایت ایران»، بازتاب «منطقه به روایت ایران» را با مرجعیت ایرنا در رسانه های جهان شاهد باشیم. افق «جهان به روایت ایران» نیز افقی دور از دسترس نخواهد بود، اگر معنی آزادی و استقلال تحریری و رسانه ای و «چند صدایی» برای تمامیت ایران نه صرفا دولت و حکومت از سوی مسئولان کشور به رسمیت شناخته شود.
مجددا به سهم خود برای دکتر هاشمی، این برادر نیک اندیش و پر تلاش و با صفا از درگاه خداوند منان آرزوی توفیق خدمت بیشتر به دین و میهن و سربلندی روزافزون دارم.

والسلام علیکم ورحمه الله و برکاته
ابوالفضل فاتح
یک شنبه 18 خرداد 1399
نام:
ایمیل:
* نظر:
عکس خبری