کد خبر: ۲۴۱۶۷۹
تاریخ انتشار: ۱۴ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۴:۳۶
محمد فاضلی
هزاران نفر بر اثر خشونت در آمریکا هر سال کشته می‌شوند اما چرا قتل جورج فلوید منجر به شورشی بزرگ در آمریکا شده است؟ بگذارید چند حدس بزنیم:

۱.نفرت از نابرابری؛ بر اساس اطلاعاتی که از آمریکا داریم سیستم اقتصادی آمریکا به گونه‌ای است که فاصله طبقاتی زیادی ایجاد می‌کند. در کنار این‌ها انباشت بی‌عدالتی‌های نژادی، نابرابری‌های ایالتی -منطقه‌ای، و ... در آمریکا وضعیت را بدتر می‌کند.

۲. بیکار شدن جمع زیادی در مدت‌زمان کوتاه؛ شورش‌ها در زمانی رخ می‌دهند که بیماری کرونا ۳۳ میلیون آمریکایی را بیکار کرده است. عدم وجود نظام‌ حمایت اجتماعی از اقشار آسیب‌پذیر گسترده (مشابه برخی کشورهای اروپایی) نیز عوارض اجتماعی بحران اقتصادی کرونا را بدتر کرده است.

۳. تحقیر جامعه توسط مسوول ارشد کشور؛ شورش‌ها می‌تواند ناشی از شخصیت دونالد ترامپ نیز باشد. ترامپ با دروغگویی، تحقیر زنان، تحقیر لاتین‌تبارها و سایر مهاجران، طرفداری از سفیدپوستان افراطی، رفتار نامناسب با اصحاب رسانه و دامن زدن به شکاف‌های اجتماعی بذر نفرت پراکند و شاید اکنون دارد آن‌را درو می‌کند. ترامپ با توئیت‌هایش «خِرَد طبقه متوسط فکری و فرهنگی» را - در ده‌ها مورد نظیر انکار تغییر اقلیم تا توصیه به استفاده از مواد ضدعفونی کننده برای مقابله با کرونا - به سخره گرفته و بخش مهم جامعه آمریکا از تحقیر صورت‌گرفته از سوی ترامپ حساس و جریحه‌دار است.

۴. زیر سوال رفتن ارزش‌های بنیادین؛ شورش‌ها محصول احساس تهدید جدی ارزش‌های آمریکایی نیز هست. اگرچه دولت آمریکا و عملکرد آن در عرصه بین‌المللی، بازتاب درستی از ارزش‌های آمریکایی نیست، اما این ارزش‌ها – از جمله مهم‌ترین آن یعنی آزادی اقتصادی و سیاسی– برای بخش مهمی از طبقه متوسط آمریکایی مهم است. ترامپ در ابعاد مختلف این ارزش‌ها را تهدید کرده و طبقه متوسط را از درون ناراضی ساخته است.

این چهار فرضیه، یک فرمول برای تبیین بحران جاری در آمریکا ارائه می‌کنند که سه متغیر بلندمدت، میان‌مدت و کوتاه‌مدت را در خود جا می‌دهد: نابرابری ساختاری چندجانبه بدون نظام حمایت اجتماعی مؤثر (عامل بلندمدت) + تحقیر اقشار و ارزش‌های آمریکایی (عامل میان‌مدت) + اثرات معیشتی ناشی از کرونا (عامل کوتاه‌مدت) با هم ترکیب شده‌اند و سوخت مناسب برای انفجار به کمک یک جرقه (قتل جورج فلوید) را فراهم کرده‌اند.

تحلیل و تجویز راهبردی:

اگر این صورتبندی از بحران در آمریکا درست باشد، همه کشورهایی که به درجاتی این خصایص را داشته باشند، در معرض تنش‌های غیرمنتظره و وضعیت هشدارآمیز قرار دارند.

ترکیب سه دسته عوامل بلند، میان و کوتاه‌مدت می‌تواند در هر کشور دیگری نیز بحرانی شبیه به آمریکا بیافریند! بهار عربی به تعبیری یا بهار اسلامی به تعبیری دیگر را خاطرتان هست. آنجا نیز یک دست‌فروش خودکشی کرد و ... اگر فرضیات (حدسیات) ما درست باشد آنگاه اگر در هر کشور دیگری – از جمله ما - این سه عامل فراهم باشند باید نگران عامل چهارم باشیم. این سه عامل چه بودند؟

عامل یک. تبعیض و نابرابری ساختاری بدون نظام حمایت اجتماعی مؤثر

عامل دو. تحقیر جامعه که شرایط روانی مردم را مستعد اعتراض خشونت‌آمیز می‌کند و باعث می‌شود آن‌ها تفاوت‌های خود را نادیده بگیرند و علیه عنصر تحقیرکننده کنش متحد انجام دهند.

عامل سه. تهدید معیشت؛ هر واقعه غیرمنتظره – نظیر بیماری کرونا – که عوارض ناشی از عامل یک (ساختاری و مزمن) را تشدید کند و معیشت مردم را بر هم بزند.

اما عامل چهارم چیست؟ رخدادهای اتفاقی و جرقه‌ای که مردمی که خون‌شان به جوش آمده است را علیه وضع موجود متحد سازد. لازم است مدیران ارشد هر کشوری این «چک لیست» را چک کرده و تیک بزنند.

۱. جامعه فکر می‌کند در شرایطی عادلانه و منصفانه زندگی می‌کند؟ و به اندازه کافی حمایت می‌شود؟

۲. ارزش‌های جامعه تحقیر یا تکریم می‌شود؟

۳. معیشت مردم در مسیر نرمالی قرار دارد یا همواره با تکانه‌های جدید روبرو می‌شوند؟

عامل چهارم (کبریت) فقط زمانی موثر است که سه عامل دیگر انبار باروت را فراهم کرده باشند.

پی نوشت: من متخصص جامعه‌شناسی آمریکا نیستم و بنابراین آن‌چه در این نوشته آمده، فرضیاتی است که امیدوارم متخصصان آشنا با جامعه آمریکا به بررسی انتقادی آن کمک کنند. آزمودن فرضیات طرح‌شده نیازمند داده‌ها و فعالیت پژوهشی سنگینی است که من فعلاً به داده‌هایش دسترسی ندارم.

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی


نام:
ایمیل:
* نظر:
عکس خبری