کد خبر: ۲۴۱۰۲۹
تاریخ انتشار: ۰۱ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۱:۳۷
سعید رضاخان
نقاشی پشت شیشه به عنوان یک تکنیک در هنر مطرح است. در این تکنیک شیوه‌ها و سبک های گوناگونی دیده می‌شوند که بر جذابیت های آن می‌افزایند اما متاسفانه کتاب و منبع قابل ملاحظه‌ای که به این مقوله بپردازد ؛ وجود ندارد. از این منظر ، نقاشی پشت شیشه با فقر در زمینه منابع مطالعاتی روبرو است. این فقر به اندازه‌ای است که حتی تقسیم بندی خاصی در تفکیک آثار و سبک شناسی نیز به چشم نمی‌خورد. به همین علت برای تنویر افکار علاقه‌مندان و پژوهشگران مصاحبه‌ای اختصاصی را با استاد سعید رضاخان، پدر نقاشی پشت شیشه ایران ترتیب داده‌ایم که در زیر می‌خوانید.

تقسیم بندی نقاشی پشت شیشه از نظر سبک شناسی به چه صورت است ؟
من در یک تقسیم بندی کلی این هنر را فارق از نقاشی پشت شیشه و نقاشی پشت آینه به دو دوره کلاسیک و معاصر تقسیم می‌کنم. البته امروز هنرمندان زیادی هستند که به همان شیوه‌های کلاسیک کار می‌کنند و بر همان روال پیش می‌روند.

نقاشی کلاسیک از چه زمانی پایان می‌یابد و از چه زمانی نقاشی پشت شیشه معاصر آغاز می‌شود ؟
نمی‌توانیم بگوییم نقاشی کلاسیک از چه زمانی پایان یافت. زیرا هنوز افراد زیادی هستند که به همان شیوه‌های قدیمی چه از نظر اجرا و چه از نظر موضوع پایبند هستند. همانطور که در مورد نقاشی بر روی بوم پس ظهور امپرسیونیستها ، نقاشی به شیوه رآلیسم ، ناتورالیسم و دیگر سبک ها ادامه یافت و هنوز هم ادامه دارند. اما آنچه مسلم است ؛ نقش مرحوم علی اکبر صنعتی و مرحوم مهیندخت عظیما در شروع یک گفتمان تازه است. گفتمانی که الهام بخش هنرمندان در دهه‌های بعد شد. بطور یقین این دو استاد ، نقش بسیار مهمی در گرایشات فکری نقاشان پشت شیشه امروز داشتند.

چگونه این دو هنرمند در گرایشات فکری نقاشان امروز تاثیر داشتند؟
مرحوم علی اکبر صنعتی و مرحوم مهیندخت عظیما هرکدام در زمان اوج فعالیت خود به تعریف‌های جدیدی در نقاشی پشت شیشه دست یافتند اما دیدگاه‌های آنها در زمان خودشان بصورت گسترده مورد توجه قرار نگرفتند. به همین دلیل به حاشیه رفتند. اما امروز پس از گذشت مدتها ، هنرمندانی را می‌بینیم که با دیدن آثار این دو استاد ، جرات ساختار شکنی پیدا می‌کنند و به دنبال خلق شیوه‌های نوین هستند.

از علی اکبر صنعتی و مهیندخت عظیما به عنوان هنرمندان نوگرا در نقاشی پشت شیشه یاد شد.

چرا میان این دو هنرمند و هنرمندان نوگرای نسل امروز شکاف زمانی وجود دارد ؟
یک دلیل به عدم پیگیری نقاشان و هنرمندانی باز می‌گردد که در زمان اوج این دو استاد ، کار خود را آغاز کرده بودند. در آن زمان کسی به دنبال پیگیری و ادامه دهنده دیدگاه‌های این دو هنرمند نبود. البته یک احتمال دیگر هم وجود دارد. این دو استاد جلوتر از زمان خود بودند. زمانی که آنها نوگرایی را در نقاشی پشت شیشه مطرح کردند؛ جامعه نقاشان پشت شیشه ظرفیت پذیرش چنین موضوعی را نداشتند. اگر دقت کنید تا همین چند سال پیش نیز این ظرفیت وجود نداشت و هنوز هم عده‌ای هستند که در مقابل این موج ایستادگی می‌کنند. نمی‌خواهند تغییرات را بپذیرند. برای این افراد نقاشی پشت شیشه به دوران زندیه و قاجاریه محدود می‌شود. البته از این دو دوره تاریخی نیز فقط به گل و مرغ ، خیالی سازی و شمایل نگاری می‌پردازند. پس با این اوصاف منطقی است که مرحوم علی اکبر صنعتی و مرحوم مهیندخت عظیما پیروانی نداشته باشند.

برای آشنایی با شاخه‌های گوناگون در نقاشی پشت شیشه و نقاشی پشت آینه چه منبع یا منابع مطالعاتی وجود دارد ؟
متاسفانه امروز با فقر شدیدی در این رابطه روبرو هستیم. به این معنی که هیچ منبع قابل توجهی که در دسترس باشد وجود ندارد. ما هیچ کتابی نداریم که در رابطه با سبک شناسی نقاشی پشت شیشه به بحث بپردازد. این نقطه ضعفی است که وجود دارد.

تقسیم بندی شما برای سبک شناسی دوران کلاسیک و دوران معاصر چگونه است ؟
سبک شناسی دوران معاصر بسیار گسترده و زمان بر است. زیرا افراد بسیاری به سبک های شخصی رو آورده‌اند و شیوه‌های نوین زیادی در این تکنیک ایجاد شده است. اما در زمینه کلاسیک تقسیم بندی تا حدود زیادی ساده‌تر به نظر می‌رسد. زیرا شیوه‌ها بسیار محدود بوده‌اند. من سبک شناسی گذشته را در ۹ قسمت تقسیم بندی می‌کنم. ۱. چهره‌هایی که به شیوه فرنگی سازی ایجاد شده‌اند. این آثار به زمان صفویه و زندیه باز می‌گردند. در این گروه از آثار با چهره افرادی روبرو می‌شویم که بصورت کامل و تمام قد کشیده شده‌اند. پرسپکتیو در آثار این گروه تا حدودی وجود دارد. ۳ اثر با این مشخصات در گنجینه موزه نقاشی پشت شیشه وجود دارد. ۲. گل و مرغ که میراث دوران زندیه است و تا زمان حال نقاشان بسیاری با وفاداری به این مکتب آن را حفظ کرده‌اند. ۳. چهره‌ها یا همان پرتره‌های شاهزادگان دوران قاجار: این گروه از نقاشی‌های پشت شیشه در ابعاد بزرگ و با رنگ روغن کشیده شده‌اند. شاخصه این چهره‌ها ظرافت آنه در سایه روشن ها است. در این سری از تابلوها موضوع ، بیشتر ، حالت نیم‌تنه بالایی را شامل میشود. ۴. خیالی سازی که به روایت داستان‌های اسطوره‌ای می‌پردازد. در این آثار موضوعات گوناگونی را می‌بینیم که راوی چند داستان در یک تابلو می‌باشند و از این نظر به نقاشی قهوه‌خانه‌ای بسیار نزدیک هستند. ۵. شمایل نگاری: این گروه نیز مانند گروه پیشین به توده عامه جامعه و باورهای آنها در زمان قاجار باز می‌گردد. در این طیف از آثار با شمایل معصومین و داستان‌ها و روایت های گوناگون در یک اثر روبرو می‌شویم. این شیوه نیز تا امروز ادامه یافته است. ۶. منظره‌هایی با حال و هوای غربی یا فرنگی که بناهایی مانند برج‌های ساعت ، پل و ساختمان‌ها را در بر می‌گیرد. با این وجود تصویر درختان نیز در گوشه و کنار برای پر کردن اثر به چشم می‌خورد ولی موضوع اصلی همان بناها است. ۷. طرح‌های گرفت و گیر ، خطایی ها و اسلیمی ها : از این گروه نمونه‌های محدودی در دست است. این سری از آثار بیشتر بصورت قلمگیری و فاقد رنگ می‌باشند به صورتیکه بیشتر در پشت آینه حک و اجرا می‌شوند. ۸. خوشنویسی پشت شیشه و پشت آینه که بصورت معکوس نویسی است و قدرت هنرمند را در طراحی و اجرا به رخ می‌کشند. ۹. شیوه‌های شخصی که تا امروز از سوی پژوهشگران نادیده گرفته شده‌اند. در صورتی که اشاره به هوش بالای خالق آنها دارند. عبدالجلیل نمونه‌ای از این دست افراد است.

تقسیم بندی شما چه تفاوتی با تقسیم بندی های قبلی دارد ؟
در تقسیم بندی های پیشین جایگاهی برای فرنگی سازی های دوران صفویه یا زندیه دیده نشده بود. غیر از این برای طرح‌های گرفت و گیر ، خطایی  ها و طرح های اسلیمی هم جایگاهی وجود نداشت. شیوه‌های شخصی نیز از قلم افتاده بودند. البته شاید دلیلش کمبود اطلاعات بوده.

تفاوت کار هنرمندان نوگرای امروز با نسل‌های گذشته در چیست ؟
من هنرمندان نوگرای گذشته را به دو دسته تقسیم می‌کنم. نخست آنهایی که تحصیلات خاصی نداشتند. این افراد از مردم کوچه و بازار بودند. شاید حتی کار اصلی شان هم نقاشی نبود. آنها برای دل خودشان نقاشی می‌کشیدند. شاید یک اتفاق در زندگی شخصی شان باعث شده بود تا به این هنر با دیدی متفاوت رو بیاورند. نمونه بارز آن هم عبدالجلیل بود. بخشی دیگر نیز به نقاشانی باز می‌گردد که از نظر دیدگاهی و آموزش بسیار متفاوت بودند. این افراد از نظر سطح اجتماعی و رفاه کمی بالاتر از همکاران خود که در توده عامه قرار داشتند ؛ بودند. آثارشان نیز با وجود نوگرایی از پیچیدگی و کیفیت خاصی برخوردار بود. مهرعلی که به تصویرگری شاهزادگان قاجاری می‌پردازد از رنگ گذاری تخت اجتناب می‌کند و در پشت شیشه سایه روشن هایی می‌زند که نمونه آنها را با آن کیفیت دیگر نمی‌بینیم. در نمونه آثار و شخصیت علی‌اکبر صنعتی و مهیندخت عظیما نیز این شرایط دیده می‌شود.

از علی‌اکبر صنعتی و مهیندخت عظیما به عنوان پیشروان نقاشی پشت شیشه در دوران معاصر یاد کردید. در اینجا نیز اشاره‌ای به هنرمندانی از جمله مهرعلی داشتید که ظاهرا نوگرا بودند آیا این دو موضوع در تناقض با یکدیگر نیستند ؟
ما در هر دوره‌ای افرادی را داشتیم که پایه گذار شیوه‌هایی نو بودند. اگر بخاطر داشته باشید تقسیم بندی شماره ۹ ما به شیوه‌های شخصی باز می‌گشت. کسانی که کاری متفاوت در هنر پشت شیشه ارائه دادند و به سبکی شخصی رسیدند. در ضمن هر شیوه ای در مقایسه با شیوه‌های پیشین یک کار تازه است. بطور مثال خیالی سازی در مقایسه با گل و مرغ مکتب شیراز فعالیتی تازه و نوگرایانه محسوب می‌شد. در اینجا وقتی به تحولات ۳۰ سال اخیر در نقاشی پشت شیشه و تعصبات برخی افراد در پافشاری بر روی گل و مرغ ، خیالی سازی و شمایل نگاری به عنوان اصالت در این هنر نگاه می‌کنید و آثار متفاوت علی‌اکبر صنعتی و مهیندخت عظیما را می‌بینید که در نهایت با کمی وقفه به ظهور هنرمندان نسل نو می‌انجامد ؛ می‌توانید این دو بزرگوار را به عنوان پیشگامان موج نو در نقاشی پشت شیشه مطرح کنید. پس می‌بینید که تناقضی وجود ندارد.

به عنوان سوال پایانی ، برای تعیین تکلیف و ایجاد یک وحدت رویه در سبک شناسی نقاشی پشت شیشه چه باید کرد ؟
نخستین گام ، تحقیق است. با تحقیق و بررسی پیرامون هنرمندان و آثار آنها می‌توانیم کلیتی پیرامون سبک شناسی نقاشی پشت شیشه داشته باشیم. پس از آن چاپ کتاب در این رابطه است. یعنی کتاب‌های گوناگون به چاپ برسند و در دسترس همگان و نقد قرار گیرند. به این وسیله (امکان نقد) زمینه تصحیح آثار بوجود می‌آید.
نام:
ایمیل:
* نظر:
عکس خبری