کد خبر: ۲۴۰۸۲۰
تاریخ انتشار: ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۲۰:۱۴
سهیل محمودی، شاعر و پژوهشگر ادب پارسی در بیست و سومین برنامه رمضانی «سوره تماشا» درباره استاد شهریار گفت: شهریار از جمله شاعرانی است که مولا شعر او را جلوه داده و او توانسته با این عنایت، شعر خود را رنگی زیبا و دگرگون ببخشد.
سهیل محمودی، شاعر و پژوهشگر ادب پارسی در بیست و سومین برنامه رمضانی «سوره تماشا» درباره استاد شهریار گفت: شهریار از جمله شاعرانی است که مولا شعر او را جلوه داده و او توانسته با این عنایت، شعر خود را رنگی زیبا و دگرگون ببخشد.

به گزارش اعتدال به نقل از ایکنا، سهیل محمودی، شاعر و پژوهشگر ادب پارسی در بیست و سومین برنامه رمضانی «سوره تماشا» گفت:

سلام و بسیار سلام، درود و فراوان درود

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن

که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

روح مرحوم استاد شهریار شاد. کدام فارسی‌زبان است که این بیت استاد شهریار را نشنیده باشد. شهریار از جمله کسانی بود که مولا او را جلوه داده بود و اشعار او با هر مضمونی اعم از اجتماعی، عاشقانه و اخوانیه‌هایش نگاهی الهی، معرفتی و حال خوش اعتقادی دارد.

در تهران قدیم مرسوم بوده که می‌گفتند: فلانی را مولا جلوه‌ داده است و این اصطلاح در میان پهلوانان بیشتر رایج بود؛ اصطلاحی که در مورد شهریار هم صادق است و از یک جایی به او توجه خاص بوده و ما در روزگارمان هیچ شاعری را نداریم که شعرش به اندازه شهریار عمیق و اثر‌گذار باشد و یکی از تأثیرگذارترین اشعار او این شعر است:

علی آن شیر خدا شاه عرب

الفتی داشته با این دل شب

شب ز اسرار علی آگاه است

دل شب محرم سرّالله است

آن دم صبح قیامت تأثیر

حلقه در شد از او دامنگیر

دست در دامن مولا زد در

که علی بگذر و از ما مگذر

...

می کند چشم اشارت به اسیر

چه اسیری که همان قاتل اوست

تو خدایی مگر ای دشمن دوست

در جهانی همه شور و همه شر

ها علیٌّ بشرٌ کیف بشر




شعری را از دیوان شهریار انتخاب کرده‌ام که در دیوان مواج او کمتر شنیده شده است. شهریار در این شعر داستانی را با روایت خودش نقل می‌کند که من این داستان را در متون متقدم ندیدم، اما در دوره تیموری در برخی متون آمده است. در زمان جنگ صفین بوده که لشکریان معاویه در یک سمت رود فرات بودند و آب را بر سپاهیان مولا می‌بندند و این بستن و باز شدن آب چندین بار تکرار می‌شود تا وقتی که آب به دست سپاهیان علی(ع) می‌افتد. شهریار این داستان را با یک برداشت معنوی و معرفتی بیان کرده است.

شنیدم آب به جنگ اندرون معاویه بست

به روی شاه ولایت چرا که بود خسی

علی به حمله گرفت آب و باز کرد سبیل

چرا که او کسِ هر بی‌کس است و دادرسی

سه بار دست به دست آمد آب و در هر بار

علی چنین هنری کرد و او چنان هوسی

فضول گفت که ارفاق تا به این حد بس

که بی‌حیایی دشمن ز حد گذشت بسی

جواب داد که ما جنگ بهرِ آن داریم

که نان و آب نبندد کسی به روی کسی

روح استاد شهریار شاد که با حکمت‌هایش جان و جهان ما را روشن می‌کند.
نام:
ایمیل:
* نظر:
عکس خبری