کد خبر: ۲۳۸۲۸۲
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۷ فروردين ۱۳۹۹ - ۲۳:۳۵
عباس عبدی
مفاهیمی چون عدالت و آزادی را می توان از دو منظر تعریف و تحلیل کرد. اول از زاویه ارزش بودن آنها و دوم از زاویه ضروری بودنشان است. گرچه مخالف بحث از زاویه ارزش و مطلوبیت آنها نیستم، ولی آن را کافی نمی دانم. تا این مفاهیم از زاویه کارکرد و ضرورت تحلیل نشوند، نمی توانیم درباره آنها به تفاهم برسیم. برای نمونه بحث آزادی را باید از منظر ضرورت فهمید. در جامعه مدرن که تقسیم کار پیشرفته وجود دارد، نمی توان بدون حدی از آزادی که متناسب با این تقسیم کار است جامعه را اداره کرد. در این جامعه که زنان حضور موثری دارند، نمی توان بدون رعایت حقوق و آزادی و برابری برای آنان، جامعه را در حالت پایدار و رو به جلو قرار داد.عدالت نیز از همین چارچوب باید فهمیده شود. هنگامی که از عدالت اعم از عدالت جنسیتی، آموزشی، اقتصادی و... سخن می گوییم، منظورمان یک امر فانتزی و زینتی و اخلاقی نیست، بلکه از یک ضرورت سخن می گوییم.

در این چارچوب نقطه ای وجود دارد که اگر نابرابری از آن بیشتر شود، مجموعه جامعه ناکارکرد می شود و به ضد هدف تعیین شده خود منجر خواهد شد. اگر کسانی سرمایه دار باشند و حداکثر سود و بهره کشی هدف آنان باشد، باز هم برای تحقق این هدف باید حدی از عدالت و توزیع درآمد و ثروت را رعایت کنند، درغیراین صورت جامعه ای با فقرای فراوان، بی سوادی یا کم سوادی و بالا بودن درد و رنج و بیماری و طبعا جرم و جنایت نمی تواند منشا خیر و تولید ثروت باشد. بحران سال ۱۹۲۹ غرب در واقع از منظر کارکردی موجب شد که نگاه به حقوق کارگران و افراد پایین جامعه نیز تغییر کند. اینکه کارگران و طبقات پایین نیز باید حداقلی از رفاه را داشته باشند تا خط تولید و ثروت جامعه با حداکثر توان کار کند.

عدالت آموزشی و جنسیتی نیز دقیقا به کمک رشد و توسعه جوامع می آید و در نتیجه به نفع همه است. فقیر بودن همسایه ما موجب ثروتمندی ما نمی شود. احتمالا بیشتر به فقر ما می انجامد. البته ازاین گزاره نمی توان نتیجه گرفت که برابری کامل اقتصادی نیز امری مطلوب است، زیرا این وضعیت نیز مشکلات خاص خود را ایجاد می کند که بازهم همگان زیان خواهند دید. این وضعیت را می توان مشابه مالیات تصور کرد. افزایش شدید مالیات موجب توقف تولید و سرمایه گذاری می شود و همین امر در نهایت به ضرر مالیات گیرنده یا دولت است. ولی صفر بودن آن نیز می تواند به زیان مالیات دهنده باشد. زیرا از بسیاری خدمات حکومتی محروم می شود که برای تولید و توسعه فعالیت خودش به آن نیازمند است.

کرونا نشان داد که مبارزه با آن نیازمند تضمین تامین حدی از زندگی برای همه آحاد مردم است. بهره مند بودن مردم از حداقلی از آموزش و بهداشت، مسکن و غذا و حتی ارتباطات، لازمه هر گونه سیاستگذاری موثر برای مقابله با کرونا است. جامعه ای که فاقد این توانایی ها باشد نمی تواند از گزند کرونا در امان باشد. جامعه ای که بخش مهمی از شاغلان آن نیازمند درآمدهای ناشی از فعالیت روزانه هستند و بدون بیمه و پس انداز معتبر زندگی می کنند، چگونه می توانند منع رفت و آمد و مقررات فاصله گذاری را رعایت کنند؟ اگر دیگران برای زنده ماندن باید خود را قرنطینه کنند، آنان برای زنده ماندن باید از خانه بیرون بیایند. در چنین جامعه نابرابری بقای عده ای منوط به شیوه ای از زندگی است که برای دیگری خطرناک است. در حالی که در جامعه سالم بیماری آنان، بیماری ما است. تامین حداقلی از معیشت، آموزش و بهداشت همه آحاد جامعه و رسیدن به حداقلی از برابری، لازمه ثبات و پایداری جامعه است و چنین امری مطلوب همه است بویژه برای طبقات مرفه تر و برخوردارتر اهمیت بیشتری باید داشته باشد. این کارکرد برابری نسبی نه فقط در کرونا در همه حوزه ها هست، ولی در کرونا به صورت حادتری خود را نشان داده است. فهم و ضرورت آزادی و برابری را از حیث کارکرد آنها فراموش نکنیم.

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
عباس
|
-
|
۰۸:۱۱ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۸
0
0
آقای عبدی شما که پرونده اتن رو هست هر جا پای ضربه زدن به این کشور بوده شما صف مقدم بودید. راستی شما که جان برکف رفتید سفارت را اشغال کردید در زمان جنگ هشت ساله کجا تشریف داشتید. اگر کسی بخواهد حرف بزند امثال همت ها و باکری هستند نه تو معلوم الحال
نام:
ایمیل:
* نظر:
عکس خبری