کد خبر: ۲۳۷۰۴۸
تاریخ انتشار: ۲۵ اسفند ۱۳۹۸ - ۱۲:۱۱
حتی با وجود تمرکز جهانی به کروناویروس، ریسک واقعی تنش‌زایی‌های خطرناک در خاورمیانه هنوز وجود دارد. با برخوردهای نظامی مداوم بین نیروهای آمریکایی و نیروهای نیابتی ایران در عراق- و نبود یک روند سیاسی مستقیم بین واشنگتن و تهران- نمی‌توان تصور کرد که آنها چگونه می‌توانند تنش‌زدایی پایداری داشته باشند.
سجاد جیاد در نشریه "شورای اروپایی روابط خارجی" نوشت: حتی با وجود تمرکز جهانی به کروناویروس، ریسک واقعی تنش‌زایی‌های خطرناک در خاورمیانه هنوز وجود دارد. با برخوردهای نظامی مداوم بین نیروهای آمریکایی و نیروهای نیابتی ایران در عراق- و نبود یک روند سیاسی مستقیم بین واشنگتن و تهران- نمی‌توان تصور کرد که آنها چگونه می‌توانند تنش‌زدایی پایداری داشته باشند.

به گزارش اعتدال، در ادامه این مطلب آمده است: دور جدید حملات بار دیگر مبحث سیاسی اخراج نیروهای آمریکایی از عراق را تازه خواهد کرد. همچنین محتمل است که نیروهای مسلح حامی ایران مانند کتائب حزب‌الله حملات تلافی‌جویانه بیشتری را علیه آمریکا انجام دهند.

برغم ادعای دولت ترامپ مبنی بر احیای بازدارندگی آمریکا با ترور سلیمانی و باور تحلیل‌گران مبنی بر پایان یافتن اقدامات تلافی‌جویانه ایران با حمله به عین الاسد، می‌بینیم که بازدارندگی آمریکا درهم شکسته است. گرچه این احتمال وجود دارد که ایران هدایت‌گر حملات به پایگاه تاجی نبوده باشد اما روشن است که این کشور از اقدام نیابتی‌هایش علیه آمریکا پیشگیری نخواهد کرد.

شکسته شدن بازدارندگی آمریکا و این که واشنگتن نمی‌تواند خط‌قرمزی در برابر حمله به پایگاه‌هایش در عراق ایجاد کند، هزینه تنش‌زایی را افزایش خواهد داد. نیروهای مسلح تحت حمایت ایران پیشینه‌ای طولانی در حمله به منافع آمریکا و بریتانیا در عراق دارند و با توجه به این که به نظر می‌رسد آنها خط‌قرمزهای آمریکا را به رسمیت نمی‌شناسند و آماده پایان دادن به تنش‌ها نیستند، ایران هم در حال حاضر قادر نخواهد بود آنها را به این کار وادار کند.

کشته شدن ابومهدی المهندس توسط آمریکا یک نیروی سازمانی را از میان شبه‌نظامیان عراقی حامی ایران حذف کرد و به دنبال آن یک خلاء رهبری ایجاد شد که در آن شبه‌نظامیان عراقی چه‌بسا نیازی به هماهنگ کردن فعالیت‌های خود با ایران نمی‌بینند. این گروه‌ها بیش از ایران خواهان انتقام‌جویی هستند چرا که بار خسارت‌های ناشی از حملات تلافی‌جویانه آمریکا در عراق بیشتر به دوش آنهاست و آنها نارضایتی‌های خاص خودشان را از آمریکا دارند. با این حال، اکنون اقدام‌های آنها به اعمال فشار تهران علیه واشنگتن کمک می‌کند.

گرچه آمریکا و ایران از درگیری مستقیم با یکدیگر پرهیز می‌کنند، اما به نظر می‌رسد که زنجیره تهاجمات نظامی در عراق ادامه خواهد داشت که این مساله، ریسک تنش‌زایی ناخواسته و کشاندن عراق به بی‌ثباتی عمیق‌تر را به همراه دارد.

ایران و متحدانش احتمالا به دنبال بکارگیری یک کارزار فرسایشی با هدف افزایش سطح آسیب‌ها به آمریکا و متحدانش در عراق هستند. با توجه به پیش رو بودن انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، ترامپ چه‌بسا نتواند این آسیب‌ها را تاب بیاورد، به ویژه این‌که آمریکا نیز باید با کروناویروس مبارزه کند.

ایران اما خسارت‌های تحمیل شده به شبه‌نظامیان عراقی را نسبتا قابل‌تحمل می‌بیند. تهران نه تنها ترامپ را آسیب‌پذیر می‌بیند بلکه باور دارد که فرصتی برای اخراج آمریکایی‌ها از عراق به وجود آمده است. در حالی که دولت ترامپ مایل است از لحاظ نظامی در برابر ایران عقب بکشد، به نظر می‌رسد تهران متقاعد شده است که می‌تواند در یک جنگ تلافی‌جویانه بیش از آمریکا تاب بیاورد. با توجه به تشدید کارزار فشار حداکثری آمریکا علیه ایران، تهران انگیزه‌ای برای کاهش تنش‌ها ندارد مگر این‌که واشنگتن تحریم‌هایش علیه ایران را کاهش دهد.

با توجه به مسائل گفته شده، عراق و جامعه بین‌الملل باید تلاش‌هایشان را برای پیشگیری از تبدیل شدن عراق به صحنه تشدید تنش‌های بین آمریکا و ایران افزایش دهند. دولت عراق باید کنترل بیشتری بر نیروهای امنیت داخلی داشته باشد تا بتواند از حملات ایران، گروه‌های حامی ایران و آمریکا علیه یکدیگر در خاک عراق پیشگیری کند.

اروپایی‌ها نیز باید برای ایجاد یک کانال پشتی ارتباطی بین آمریکا و ایران تلاش کنند و برخی  قوانین مشارکتی را برای حمایت از حاکمیت عراق و پیشگیری از تنش‌زایی بیشتر ایجاد کنند. دور اخیر خشونت‌ها یادآور ضرورت ایجاد یک برون‌رفت سیاسی بین ایران و آمریکا است.


آیا جنگ میان ایران و آمریکا در عراق آغاز شده است؟  

علی معموری در المانیتور نوشت: حمله ی آمریکا به چندین پایگاه بسیج مردمی عراق در پاسخ به حمله ی 11 مارس در شمال بغداد که دو آمریکایی و یک انگلیسی کشته شدند، تنش در عراق و خطر تبدیل شدن این کشور به میدان جنگ نیروهای نیابتی کشورها را افزایش می دهد.

مارک اسپر در این باره می گوید: ایالات متحده از هر اقدامی برای حمایت از نیروهایش در عراق و منطقه کوتاهی نمی کند. فرماندهی عملیات مشترک عراق طی بیانیه ای اعلام کرد که ایالات متحده به تیپ 19 ارتش عراق، مقر واحدهای بسیج مردمی، و لشکر 3 پلیس بابل حمله کرده است. ستاد مشترک این حمله را محکوم و آنرا نقض حاکمیت عراق دانست.

اگرچه پنتاگون حمله به 5 انبار تسلیحات نظامی متعلق به کتایب حزب الله را تایید کرده، اما مشخص است که دیگر پایگاه های متعلق به ارتش و پلیس عراق نیز هدف حمله قرار گرفته اند. به دلیل همکاری نزدیک بین نیروهای بسیج مردمی و ارتش نمی توان بین آنها تمایز گذاشت.

برهم صالح بدون نام بردن از نیروهای بسیج مردمی و با اشاره به نیروهای امنیت عراق، از این حمله انتقاد کرد. وی قبلا حمله علیه نیروهای آمریکایی را یک حمله ی تروریستی نامیده بود. مقتدا صدر هم خواستار جلوگیری از تشدید حمله برای اجتناب از بروز درگیری بیشتر در عراق شد.

جنبش فتح و نجباء، آمریکا را به گرفتن انتقام تهدید و ائتلاف فتح نیز با درخواست برای تشکیل جلسه ی فوری مجلس خروج نیروهای آمریکایی را خواستار شد.

شاید حمله به پایگاه های بسیج مردمی که در سرکوب اعتراضات اخیر نقش داشت، چندان مردم را نگران نکند. با این حال، حمله به پایگاه های ارتش و پلیس می تواند باعث همبستگی عراقی ها شود. به این ترتیب، بهترین گزینه برای ایالات متحده هدف قرار دادن پایگاه های نیروهای بسیج مردمی در خارج از عراق و در سوریه است.


چگونه آمریکا می‌تواند افزایش حملات راکتی مرگبار در عراق را متوقف کند؟

پولیتیکو نیز در مطلبی با دیدگاهی تندروانه نوشت: آمریکایی‌ها در عراق توسط تروریست‌های داعش و شبه‌نظامیان شیعه‌ی تحت حمایت دولت کشته می‌شوند. آیا پاسخی بهتر از حملات موشکی بیشتر وجود دارد؟

مایکل نایتز در ادامه مطلب خود مدعی شده است: هدف ایران از افزایش تنش‌ها با آمریکا توسط شبه‌نظامیان عراقی‌اش، پیشبرد هدف خروج نیروهای آمریکایی از عراق و همچنین تهدید رهبران عراقی است که انتخاب جایگزین نخست‌وزیر مستعفی عراق را در پیش دارند.

شبه‌نظامیان تحت حمایت ایران از جمله کتائب حزب‌الله مسائل را پیچیده‌تر کرده‌اند چرا که آنها می‌خواهند به هر قیمتی ائتلاف تحت حمایت آمریکا را از عراق اخراج کنند. بدیهی است که آمریکا تا کنون نتوانسته شبه‌نظامیان را از کشتن آمریکایی‌ها بازدارد و در نتیجه نیروهای آمریکایی در عراق نه از سوی دولت عراق و نه توسط دولت ایالات متحده محافظت نمی‌شوند. این شرایط نمی‌تواند پایدار باشد.

سه راه پیش روی آمریکا قرار دارد: نخست، خروج آمریکا از عراق. گزینه‌‌ی همیشه در دسترس خارج شدن از عراق است، چیزی که کتائب‌ حزب‌الله، سپاه پاسداران ایران و داعش خواهان آن هستند. تاریخ نشان داده که ما چه بسا در شرایطی که کمتر مطلوب است مجبور به عقب‌نشینی و یا حتی مبارزه با عراقی شویم که تحت کنترل ایران قرار دارد.

دوم، انتخاب روش غیراخلاقی و غیرمنصفانه. گزینه دوم این است که ما می‌توانیم به شیوه ایران و شبه‌نظامیانش بازی کنیم و به سادگی در یک کارزار حدف دشمنانمان شمار فراوانی از آنها را بکشیم. این کاملا در چارچوب قابلیت‌های ما وجود دارد و می‌تواند برای بلندمدت نفوذ ایران در عراق را کاهش دهد. اما یک ریسک – نه چندان قطعی- وجود دارد و آن‌هم خطر گسترش احساسات ضدآمریکایی است.

سوم، انتخاب روش اخلاقی و بزرگوارانه. گزینه نهایی این است که آمریکا به گونه‌ای نقش قربانی و بازیگر مسئولیت‌پذیر را در این نمایش بازی کند و اقدامات تلافی‌جویانه‌اش را به حملات فوری و متناسب و عمدتا خارج از عراق محدود کند تا بتواند پاسخ‌های ملی‌گرایانه‌ی عراقی‌ها را کاهش دهد.

چه بسا رویکرد صحیح، رویکرد مابین روش اخلاقی و غیراخلاقی باشد که شامل حملات فوری، قاطع و اعلام‌نشده علیه برخی رهبران ارشد شبه‌نظامیان عراق است تا دیگران درباره آینده‌ی پرسنل خود به طور جدی بیاندیشیند. اما اهدافی مانند رهبران ارزشمند- که ایران و شبه‌نظامیان واقعا برای آنها ارزش قائل هستند- پس از کشته شدن آمریکایی‌ها در دسترس نیستند و آنها خود را پنهان می‌کنند. بنابراین کنگره و دولت باید پیرامون برخی قوانین استفاده از نیروی نظامی به توافق برسند تا ارتش آمریکا اجازه‌ی نقض برخی محدودیت‌های حملات بازدارنده را داشته باشد و بتواند به اهداف درست هنگامی که در دسترس هستند حمله و به این ترتیب از حملات شبه‌نظامیان پیشگیری کند.

هم‌زمان آمریکا باید تجهیزات لازم برای حفاظت از نیروهایش (موشک‌های پاتریوت و سامانه‌های دفاع نزدیک ضدراکت) را این بار بدون رایزنی با دولت عراق به این کشور وارد کند. سرانجام این که، آمریکا باید به شبه‌نظامیان اجازه دهد که همچنان نشان بدهند که آنها تحت کنترل ایران، دیکتاتورهای آینده خواهند بود، در حالی که ائتلاف تحت رهبری آمریکا به کمک به عراق برای شکست داعش ادامه می‌دهد. این یک بازی‌ است که ما برنده آن خواهیم بود.


حمله های آمریکا، روابط با عراق را دشوارتر می کند، جایی که هر کس می تواند یک هدف به حساب آید 

تام اوکانر در نیوزویک می نویسد:  حمله ی تلافی جویانه ی ایالات متحده علیه منافع ایرانی در عراق، این احتمال را قوت می بخشد که در آینده، هر عراقی می تواند نامزد تلفات جنگ بعدی باشد.

به رغم ادعای مقامات آمریکایی در اجرای آنچه "حمله ی دفاعی دقیق" نامیده می شد و حداقل خسارت ممکن را در بر داشت، این حمله سه سرباز ارتش، دو عضو پلیس و یک غیر نظامی عراقی را کشت و خسارتهایی بر زیر ساخت های شهری وارد کرد.

اگر مردم تا دیروز در مورد اینکه ترور قاسم سلیمانی کار درستی بود یا نه مردد بودند، امروز با نشانه گرفتن خود مردم، آنها بدون شک علیه این حمله موضع می گیرند. وزارت کشور و وزارت دفاع عراق صدها هزار عراقی را استخدام کرده است. تقریبا هر خانواده ی عراقی با یک سرباز یا پلیس مرتبط است، بنابراین کشتن افراد سطح پایین متفاوت از رهبران رده ی بالاست.

این اشتباه غیرعمدی می تواند بر روابط عراق و ایالات متحده تاثیر گذار باشد و جناح های مخالف ائتلاف حامی ایران- سنی ها، کردها، و اقلیت ها- را تضعیف کند.

تقریبا تمام چهره های اصلی عراق این حمله را محکوم کرده اند. اگر پرونده ی این حمله به سازمان ملل برود، شکاف واشنگتن و بغداد بیشتر خواهد شد. آن هم در شرایطی که گروه های مخالف عراق در تشکیل یک دولت پایدار و بسیاری از مخالفان در توانایی خود برای اعتراض به فساد گسترده، مشکلات اقتصادی و فقدان زیر ساخت ها درمانده شده اند.

ایالات متحده در عراق برای بیش از سه دهه به طور یکجانبه عمل کرده است. در حالی که جمهوری اسلامی به طور پیوسته نفوذش را در سرتاسر کشور تقویت کرده، جایی که در جستجوی یک متحد راهبردی علیه یک دشمن قدیمی است.

پیش بینی می شود که بدون درگیری مستقیم، ایران و ایالات متحده به نبردهای کوچک کنترل شده ادامه دهند. حتی یک درگیری محدود می تواند به یک تنش بزرگ منتهی شود. پاسخ آمریکایی ها در حمله ی اخیر می توانست کشنده تر باشد و در این بین نگرانی های ناشی از تلافی نظامیان عراقی نیز قابل چشم پوشی نیست.

با حملات متقابل آمریکا و ایران، عراق یکبار دیگر به نقطه تنش تبدیل می شود

دیوید ایگنیشس در واشنگتن پست نوشت: گفته می شود که رهبران ارشد عراقی، از جمله هادی عامری رییس ذینفوذ شبه نظامیان شیعه، پنهانی به واشنگتن علامت داده اند که مخالف ادامه حضور نیروهای آمریکایی در عراق نیستند

با حملات مرگبار این هفته در عراق، فرماندهان آمریکایی هشدار میدهند که دیگ این منازعه می تواند یکبار دیگر به زودی سر ریز شود اگر ایران محتاط نباشد.

رهبران ایران که پس از ترور قاسم سلیمانی آشفته اند، به دنبال اهرمی برای صف آرایی تازه اند و به پیروانشان پیام می دهند که خواهان ضربه زدن به نیروهای آمریکایی تا بیرون راندنشان از منطقه هستند.

 عراق، انفجاری ترین نقطه در جنگ اعلام نشده آمریکا با ایران است. تلافی آمریکا به حمله راکتی به پایگاه تاجی، یک واکنش محدود بود در حالیکه فهرستی از گزینه های دیگر هم وجود دارد. فرماندهان آمریکایی آماده اند تا چنانچه آمریکایی ها کشته شوند، دستور حمله مستقیم به ایران را دریافت دارند.

چنین حمله مستقیمی به ایران، می تواند بازارهای نفتی و مالی را که این هفته هم با سقوط آزاد روبرو بودند، بیشتر در سراشیبی قرار دهد و شاید احتیاط نسبی آمریکا هم به این دلیل است که نمی خواهد آشفتگی بیشتری در این بازارها ایجاد شود.

همه گیری کرونا، کشوری را با مصیبت روبرو کرد که پیش از آن با ترور هدفمند سلیمانی، تکانه بدی را تجربه کرده بود. به باور مقام های آمریکایی، در نبود سلیمانی، رقابت ها در درون ساختار امنیتی سر برآورده؛ سازمان اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات ایران، هر دو به دنبال کسب نقش بیشتری هستند.

یک مقام آمریکایی، ترور سلیمانی را به کشتن ژنرال راینهارد هیدریچ آلمانی در جنگ دوم جهانی تشبیه می کند. هیدریچ شاید بیرحم ترین و موثرترین فرمانده آلمان بود. هیتلر او را "مردی با قلب پولادین" توصیف کرده بود. آلمان ها هرگز موفق به جایگزینی او نشدند.

مقام های آمریکایی بر این باورند که پس از ترور سلیمانی، ایران از تهدید عربستان، امارات و دیگر متحدان آمریکا در خلیج فارس، به چالش مستقیم با خود آمریکا روی آورده است. این یک راهبرد با ریسک بالاتر است اما هدف درازمدت ایران، بیرون راندن آمریکایی ها از منطقه و در ابتدا از عراق است. ایرانی ها این احساس را دارند که پیش از این، فشار لازم را بر عربستان و امارات برای کنارآمدن با ایران وارد کرده اند و اکنون به دنبال موفقیت مشابهی در بیرون راندن آمریکا از عراق هستند.

مقام های آمریکایی نگران هستند که امارات، تحرک لازم را برای قطع صادرات پتروشیمی ایران که هدف تحریم های آمریکاست، به خرج نمی دهد هرچند ممکن است دلیل این مسئله، مشکلات مربوط به هماهنگی سیاست های درونی میان هفت امیرنشین امارات باشد.

گفته می شود که رهبران ارشد عراقی، از جمله هادی عامری رییس ذینفوذ شبه نظامیان شیعه، پنهانی به واشنگتن علامت داده اند که مخالف ادامه حضور نیروهای آمریکایی در عراق نیستند هرچند پارلمان عراق یک مصوبه غیرالزامی دارد که نیروهای آمریکایی باید این کشور را ترک کنند. با اینحال، این پذیرش پنهانی، در صورت تشدید رویارویی، می تواند دگرش یابد.

ایران به دقت، سیاست آمریکا را زیر نظر دارد و یک گزینه نامشخص در ماههای آینده این است که آیا تهران ممکن است عمدا، دست به کنش هایی بزند که برای اقتصاد جهانی چنان ناپایدارساز باشد که امیدهای انتخاب دوباره ترامپ را بر باد دهد و شاید به روی کار آمدن دولتی در آمریکا بیانجامد که تحریم ها را بردارد؟ این رویکرد می تواند به راهبرد ایران برای "تغییر رژیم" (در واشنگتن) بیانجامد و یکی از احتمالات نامشخصی است که بر منطقه همیشه حساس خاورمیانه سایه انداخته است.

واشنگتن پست نیز در مطلب دیگری به این نکته اشاره کرد که حمله های راکتی تازه، نیروهای بین المللی را مجروح کرده و احتمالا به عمیق تر شدن تنش میان ایران و آمریکا می انجامد

نام:
ایمیل:
* نظر:
تازه‌های کسب و کار
عکس خبری