کد خبر: ۲۳۴۹۵۰
تاریخ انتشار: ۲۱ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۲:۳۶
افکار عمومی حق دارند متقاعد شوند و به این باور برسند که یک باند مافیای در فوتبال این کشور رخنه کرده و همه تصمیمات از سوی آن ها صادر می شود، و گرنه این پنهانکاری از روند انتخاب سرمربی تیم ملی برای چیست؟ چرا هیچ کدام از مسئولان که قبل از این، پشت سرهم درباره این پروسه سخن می راندند و مصاحبه می کردند، پاسخگوی مردم نیستند؟ چگونه در عرض چند روز قطب نمای مصلحت تیم ملی به یکباره چرخید و روی اسکوچیچ ایستاد؟ آیا او ایرانی است و ما خبر نداریم؟ یا اینکه مصلحت فدراسیون و فوتبال ما بنا بر توصیه ها ممکن است تغییر کند؟
اعتدال - محمد جواد بربریان-سرمربی آینده تیم ملی  فوتبال ایران، قطعا ایرانی است. جمع‌بندی‌های نهایی برای انتخاب سرمربی تیم ملی صورت گرفته است و یک مربی ایرانی هدایت تیم ملی را برعهده خواهد گرفت.

جملات فوق اظهارات امیر مهدی علوی، سخنگوی فدراسیون فوتبال در تاریخ 8 بمهن است. در حالی که طبق ادعاهای مسئولان فدراسیون فوتبال مقرر گردیده بود برای تیم ملی، سرمربی ایرانی انتخاب گردد به یکباره و کمتر از 10 روز از ادعای آقای سخنگو، دراگان اسکوچیچ کروات به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال انتخاب شد.

فدراسیون فوتبال عاقبت سرمربی تیم ملی را معرفی کرد تا بعد از مدت‌ها بلاتکلیفی وضعیت این تیم روشن شود. بعد از ماه‌ها جست‌وجو برای پیدا کردن جانشین ویلموتس، ظهر پنج‌شنبه اعلام شد این مسئولیت بر عهده دراگان اسکوچیچ گذاشته شده تا او حالا جدیدترین مربی تیم ملی شود. فدراسیون در شرایطی به این انتخاب رسید که پیش از این انبوهی از مربی‌های داخلی و خارجی برای این منظور گزینه بودند و حتی با آنها نیز مذاکره شد، اما قرعه در اقدامی عجیب به نام اسکوچیچ درآمد.

هنگامی که کارشناسان پس از حذف گزینه های مختلف از جمله یحیی گل محمدی و وحیدهاشمیان، انتخاب بین علی دایی و امیر قلعه نویی را محتمل و درباره آن ها به بحث و گمانه زنی می پرداختند، انتخاب یک مربی کروات به عنوان سرمربی تیم ملی همه را شگفت زده کرد.

البته فدراسیون بهترین زمان را برای انتصاب جنجالی و بحث برانگیز انتخاب کرد، تنها چند ساعت قبل از بازی بزرگ شهرآورد. اسکوچیچ در آستانه، سکان هدایت تیم ملی را برعهده گرفت تا هیاهوی دربی و البته تعطیلات آخر هفته، حجم انتقادات را کاهش دهد. با این حال این انتخاب آنقدر دور از انتظار بود که بلافاصله با موضع منفی کارشناسان و فوتبال دوستان روبرو شد. علی دایی، حمید درخشان، ابراهیم قاسمپور، فرهاد مجیدی، جواد زرینچه و بسیاری از مربیان و پیشکسوتان از انتخاب اسکوچیچ انتقاد کردند. در میان مربیان خارجی تیم ملی دست کم در دو دهه اخیر شاید هیچکدام اندازه دراگان اسکوچیچ، با این حجم از مخالفت روبه‌رو نشده‌اند. کار به جایی رسیده که حتی علی کفاشیان که بحران مدیریت در زمان ریاست وی در فدراسیون به روندی عادی و روزمره تبدیل شده بود، از انتخاب اسکوچیچ انتقاد و وی را فاقد رزومه می داند.

اما شدیدترین انتقاد از سوی منصوریان صورت پذیرفت، مربی سابق تیم ملی فوتبال در برنامه کارشناسی شهرآورد در روز پنج شنبه صراحتا گفت: " به نظر من تصمیم فدراسیون فوتبال یک فاجعه است. ... کسی که یک ماه است که مردم آبادان را گذاشته سرکار که قلبم درد می کند،فلان جایم درد می کند و می خواهم از فوتبال ایران بروم. چه سیستم مافیایی قوی‌یی پشت این صحنه است که این آدم را با این رزومه وارث فوتبال ملی می کنند و به جای کی روش می گذارند؟ این تیم پالرمویی که این مربی را گذاشته چقدر بر فدراسیون ما مسلط است؟"

این اظهارات صریح و انتقادات تند اما از سوی فدراسیون هیچ واکنشی را نداشته و مدیران این فدراسیون همچون گذشته بر یک اصل نوین مدیریتی نهادینه شده در کشور و صد البته در فدراسیون فوتبال روی آوردند، بی خیالی یا همان ضرب المثل قدیمی «یک گوش در و یک گوش دروازه». حال این سوال مطرح می گردد آیا واقعا گروهی مافیایی در حال مدیریت و تصمیم سازی در فوتبال ایران هستند؟ پس از گذشت چند روز از گماردن اسکوچیچ به سرمربی گری تیم ملی، فدراسیون را سکوتی عمیق فرا گرفته و ادعای منصوریان را بیش از گذشته تقویت می کند. اسکوچیچ چگونه به فهرست گزینه های داخلی! فدراسیون اضافه شد و یکباره سرمربی تیم ملی شد، آیا حکمرانی باند پالرمویی بر فدراسیون صحت دارد؟

این ها سوالاتی و اتهاماتی است که به سوی فدراسیون روانه شده و فدراسیون هنوز موضعی در قبال آن ها نگرفته و همه چیز را به مرور زمان واگذار کرده است. جالب اینکه تاکنون هیچ کدام از مسئولان فدراسیون و البته تصمیم‌گیران ورزشی دلیل تغییر موضع صریح خود و چرخش از مربی داخلی به یک کروات را اعلام نکرده اند، انگار کسی نمی‌خواهد این مسئولیت را بر عهده بگیرد و خود می‌دانند دست به چه انتخابی زده‌اند، که از پاسخگویی به افکار عموم طفره می روند.

سال گذشته مازیار ناظمی، معاون وزارت ورزش از بررسی گزینه هایی چون کلینزمن، زیدان و مورینیو را برای نیکمت تیم ملی خبر داد! توهمی که حتی تصور آن هم در فوتبال امروز ایران، مضحک به نظر می رسد. حال در عرض یک سال به گزینه ای چون اسکوچیچ رسیده ایم، گزینه ای که حتی در فدراسیون و وزارت ورزش هم کسی انتخاب او را به گردن نمی گیرد. واقعا اگر از بین کلینزمن، زیدان و مورینیو یکی به ایران می آمد، این گونه برخورد می شد یا اینکه در فرودگاه امام خمینی برای گرفتن عکس یادگاری و دادن دسته گل به او بین مسئولان رقابت و درگیری پیش می آمد؟!

 با این اوصاف، افکار عمومی حق دارند متقاعد شوند و به این باور برسند که یک باند مافیای در فوتبال این کشور رخنه کرده و همه تصمیمات از سوی آن ها صادر می شود، و گرنه این پنهانکاری از روند انتخاب سرمربی تیم ملی برای چیست؟ چرا هیچ کدام از مسئولان که قبل از این، پشت سرهم درباره این پروسه سخن می راندند و مصاحبه می کردند، پاسخگوی مردم نیستند؟ محمود اسلامیان، عضو هیات رئیسه فدراسیون که زمانی می گفت: "صلاح تیم ملی و کشور در این است که مربی داخلی انتخاب کنیم." الان چرا از صلاح فوتیال ایران سخن نمی راند، چگونه در عرض چند روز قطب نمای مصلحت تیم ملی به یکباره چرخید و روی اسکوچیچ ایستاد؟ آیا او ایرانی است و ما خبر نداریم؟ یا اینکه مصلحت فدراسیون و فوتبال ما بنا بر توصیه ها ممکن است تغییر کند؟

آقایان در فدراسیون شفاف توضیح بدهند که چرا و چگونه بعد از مدت‌ها مطرح کردن گزینه‌های ایرانی به اسکوچیچ رسیدند. مربی ای که در نیمه فصل از صنعت نفت آبادان جدا شد و می‌گفتند مشکلات خانوادگی و جسمانی و مالی دارد. باید مشخص شود که چه پیشنهادی به او داده‌اند که یکباره شفا گرفته و تمام مشکلات خانوادگی اش برای ادامه حضور در ایران را حل کردند!

چگونه مسئولان انتظار دارند مردم برای حمایت از تیم ملی به ورزشگاه بیایند و سنگ تمام بگذارند و از تیم ملی که مربی آن با روند عجیب و غریب و با شائبه مافیاگونه انتخاب شده حمایت کنند؟ وقتی از همین الآن همه چیز را از مردم مخفی می کنید و سر خود را در برف فرو کرده اید، چگونه وقتی لیست نفرات تیم ملی اعلام شد، هواداران بپذیرند، باندهای پالرمویی در فهرست نفرات و ترکیب تیم ملی هم دست نبرده اند؟ همواره غیبت یا حضور چند بازیکن در لیست تیم ملی با انتقادات و البته شائبه هایی همراه بوده، حال در این شرایط چه کسی پاسخگوی حجم انتقادات و اتهامات خواهد بود؟ از همین الآن باید منتظر واکنش ها به لیست تیم ملی باشیم. در صورتی که تیم ملی نتیجه نگیرد و بار دیگر به جام جهانی که در آسیا برگزار می شود، نرسیم چه کسی آن را به گردن می گیرد، آیا فدرسیون فوتبال ایران همچون امروز بی خیال خواهد بود  یا همانند کفاشیان به خنده های روی اعصاب اکتفا می کند؟ مافیا که بر اساس ماهیت خود که چیزی را گردن نمی گیرد و تنها در این میان به فکر منفعت خود است، مردم و هواداران می مانند و حسرت حضور ایران در جام جهانی کشور همسایه!

در پایان ذکر این نکته ضروری است که موضع این مطلب این نیست که حتما یک مربی ایرانی باید سکان هدایت تیم ملی را برعهده بگیرد یا از عملکرد ضعیف برخی مربیان داخلی حمایت شود، بلکه انتقاد از سیستم مدیریت در فوتبال ایران، روند انتخاب یک مربی ناشناخته برای تیم ملی و نفوذ شدید روابط مافیایی در فوتبال ایران است که همواره به فکر منفعت مالی خود بوده و فدراسیون نیز در این میان مشخص نیست با مردم است یا بر مردم!





نام:
ایمیل:
* نظر:
عکس خبری