کد خبر: ۲۳۱۳۸۸
تاریخ انتشار: ۱۸ آذر ۱۳۹۸ - ۱۴:۱۹
این تکرار تاریخ، دست بر قضا برای فوتبال ایران، همیشه تراژدی‌ساز بوده و این غم‌افزایی همچنان ادامه دارد. مورگان شوسترها در این بستر یا همرنگ خواهند شد یا کیسه خواهند دوخت یا سرنوشت‌شان اخراج است. تا نام‌های بزرگ و میان‌تهی، برای گسترده ماندن سفره متفقین، بیایند و بروند. بیچاره تیم ملی فوتبال ایران.
روزنامه ایران ورزشی نوشت: «تاریخ تکرار خواهد شد؛ یک‌ بار به‌ صورت کمدی و دیگر بار به‌ صورت تراژدی.» این جمله معروف کارل مارکس با تواتر بالا در فوتبال ایران جاری است. فوتبال در بستر و فضای هر جامعه‌ای، رنگ و بوی همان جامعه را می‌گیرد و شباهت رخدادهای آن با سایر رخدادها در سایر پدیده‌ها، دور از تصور نیست.

امیرکبیر اولین شخص در تاریخ ایران بود که تصمیم گرفت تا گروهی از جوانان ایرانی را برای آموزش علوم و فنون جدید، به کشورهای پیشرفته یا توسعه یافته بفرستد اما دو مشکل بزرگ، مانع از نتیجه دادن چنین حرکت بلندپروازانه‌ای شد.

اول این که زمینه فعالیت‌هایی که بنا بود تا جوانان ایرانی، دانش‌اش را بیاموزند، در داخل فراهم نبود و این به باری به هرجهت بودن اجرای آن تصمیم مهم برمی‌گشت و دوم این که به جای کشف استعدادهای واقعی در جوانان شایسته، قرعه به نام ژن‌های خوب افتاد و نتیجه چنان شد که قابل حدس زدن است.

مورگان شوستر، مستشار آمریکایی، از اولین افرادی بود که با انتخاب و حمایت مجلس مشروطه پا به ایران گذاشت و اصلاحات جدی و اصولی در زمینه مالی و گمرکی را در ایران آغاز کرد اما دو گروه، آن قدر مانع‌تراشی و تهدید کردند تا او سرانجام اخراج شد.

اول درباری‌ها که عوایدشان کم شده بود و دوم برادران ناتنی روس و انگلیس که در هر چه توافق نداشتند، در تاراج ایران متفق بودند و هر حرکت رو به جلو‌ در اصلاح نظام اقتصادی و مالی کشور، مستقیماً با منافع آنها در تضاد بود.

سه بند ذکر شده را می‌توان مثل بسیاری دیگر از پدیده‌های اجتماعی، در فوتبال ایران هم مشاهده کرد.

مخالفت با استخدام مستشاران برجسته و حرام کردن بودجه محدود اما نه‌چندان کم همین فوتبال، به پای تصمیمات باری به هرجهت و تصدی دادن به رفقا و نورچشمی‌ها و ژن‌های خوب، فارغ از هرگونه استدلال و دوراندیشی و راهبرد روشن و البته پاسخگویی مناسب، از فوتبال ایران چیزی نساخته جز جولانگاهی برای متفقین منفعت‌طلب که با هزینه‌های اندک، فشارهای حداکثری برای ارضای خواسته‌های توسعه‌طلبانه خود، وارد کرده و با نفوذ در لایه‌های عموماً نامرئی مدیریت فوتبال، بارشان را بار می‌کنند و از جیب و عشق و احساس دوستداران فوتبال، برای خود کیسه زر می‌دوزند.

تاریخ در فوتبال ایران، به ویژه در دو دهه اخیر، نه دو بار که چندین بار تکرار شده و چشم بینا و زبان عریان و دست توانمندی برای برچیدن این بساط زشت، دیده نمی‌شود.

از کمترین واحدهای فوتبالی تا بالاترین سطوح مدیریتی، به نسبت مشابه درگیر این بیماری‌اند و به آن خو کرده‌اند. این تکرار تاریخ، دست بر قضا برای فوتبال ایران، همیشه تراژدی‌ساز بوده و این غم‌افزایی همچنان ادامه دارد. مورگان شوسترها در این بستر یا همرنگ خواهند شد یا کیسه خواهند دوخت یا سرنوشت‌شان اخراج است. تا نام‌های بزرگ و میان‌تهی، برای گسترده ماندن سفره متفقین، بیایند و بروند. بیچاره تیم ملی فوتبال ایران.»
نام:
ایمیل:
* نظر:
عکس خبری