کد خبر: ۲۳۱۰۸۵
تاریخ انتشار: ۱۴ آذر ۱۳۹۸ - ۱۲:۵۲
واقعیت اینکه بازارهای مالی ایران چندان اهمیتی برای ادعاهای دولت مردان برای مهار تورم و نرخ ارز از خود نشان نداده و شوآف های مکرر رییس بانک مرکزی در فضای مجازی و طرح ادعای ثبات بازار ارز نیز همچون بسیاری از وعده های اقتصادی دولت، دیری نپایید که رنگ باخت. اتفاقی که با توجه به فشارهای غیراقتصادی بانک مرکزی از قبل قابل پیش بینی بود، اما همچون بسیاری از موارد دولت برای نظر کارشناسان ارزشی قائل نبود
آخرین اخبار از بازار ارز نشان می دهد نرخ دلار در بازار که طی هفته های اخیر روندی به شدت صعودی داشته و از مرز 13 هزار تومان عبور کرده است. اما به گفته کارشناسان این پایان ماجرا نخواهد بود و با توجه به شوک بنزینی، باید انتظار نرخ های بیشتری را برای دلار داشته باشیم.

به گزارش اعتدال، پس از آنکه در سال گذشته نرخ دلار، صعودی نجومی داشت و حتی از 18 هزار تومان هم فراتر رفت، با کاهشی تدریجی به حول و حوش 11 تا 12 هزار تومان رسید و با توجه به سیاست های انقباضی دولت و فشار شدید بانک مرکزی بر واردکنندگان، دلار چند ماهی در این نرخ ثابت مانده بود. اما پس از اجرای سیاست بنزینی دولت، به یکباره نرخ ارز رو به افزایش نهاد تا اینکه نرخ دلار تنها پس از طی 20 روز از 11000 تومان به 13000 هزار تومان رسیده است.

دولتمردان که در روزهای ابتدایی افزایش قیمت بنزین مدعی این بودند که اجرای این طرح تاثیری بر تورم ندارد، اکنون باید پاسخگو باشند که چگونه در طی 20 روز نرخ دلار حدود 2 هزار تومان افزایش داشته است؟ آقای همتی به عنان رییس بانک مرکزی که همواره ادعای ثبات بازار ارز در دوران مدیریت خود را دارد و بارها بر عدم ایجاد تورم بر اثر شوک بنزینی سخن رانده است، حال چه پاسخی برای افزایش روز به روز نرخ ارز دارد؟ این شرایط به خوبی نشان می دهد که دولت در مدیریت بازار ارز و حتی کالاهای اساسی ناتوان بوده و تنها پس از گذشت 20 روز و با ورود اولین موج التهابات قیمتی ناشی از شوک قیمتی بنزین به بازارهای مالی، قیمت ارز، طلا و سکه بار دیگر در حال نجومی شدن است. افزایش در این دو بازار یعنی کاهش ارزش برابری پول ملی در برابر ارزهای خارجی.

 واقعیت این است که اقتصاد ایران در دور باطل افزایش قیمت انرژی و سوخت بنزین و تشدید تورم و افزایش نرخ ارز، گرفتار شده است. دولت به بهانه قاچاق سوخت و بهای کم بنزین نسبت به فوب خلیج فارس، قیمت بنزین را افزایش می دهد. پس از آن با توجه به تورم انتظاری مردم و همچنین اقتصاد بنزین محور ایران، قیمت کالاها و ارز افزایش می یابد. توجه کنیم که هنوز بخش عمده ای از حمل و نقل در ایران بر پایه بنزین استوار است و علیرغم شعار دولت، قیمت بنزین تاصیر بسزایی روی قیمت ها می گذارد. حال دوباره نرخ ارز افزایش یافته و این یعنی کاهش ارزش برابری پول ملی در برابر ارزهای خارجی. حال نرخ بنزین در ایران نسبت به فوب خلیج فارس پایین تر است و این یعنی بهانه دیگری به دست دولت برای افزایش قیمت بنزین.

البته اغلب مردم و بسیاری از کارشناسان اقتصادی بروز چنین رخدادهایی در اقتتصاد ایران را هشدار داده بودند و از دولت خواسته بودند کمی منطقی تر به واقعیات اقتصادی ایران بنگرد، اما همچون بسیاری از موارد دولت برای نظر کارشناسان ارزشی قائل نبود و نخواست بدیهی ترین اصول اقتصادی را بپذیرد.

معنی این کاهش ارزش پول ملی ایران، پیام آور تورم و افزایش قیمت و در متون جدید نشان دهنده کاهش تولید داخلی واقعی کشور است که نشان از رکود اقتصادی و از بین رفتن مقداری دیگری از تولید کشور، افزایش بیکاری و چندین و چند مشکل اقتصادی دیگر.

اکنون فشار بیش از حد سیاست های تکراری و شکست خورده بانک مرکزی مبنی بر کنترل تقاضا دو نتیجه مخرب به بار آورده است. ابتدا اینکه بانک مرکزی دیگر توانی برای فشار بر بازار ارز نداشته و با تخلیه این فشار، نرخ ارز همانند فنری عمل خواهد کرد که پس از یک دوره فشار ناگهان بجهد، از این رو انتظار جهش قیمت ارز به مبالغی بسیار بالاتر از نرخ واقعی ارز اقتصاد ایران را به شدت تهدید می کند. از سوی دیگر بانک مرکزی به بهانه کنترل بازار ارز، به اخلال در نظام تولید با ایجاد محدودیت در واردات مواد اولیه و سایر اقلام ضروری همت گمارد. در حال حاضر بسیاری از محصولات مورد نیاز کشور در انبارهای عمومی و گمرک در حال فاسد شدن هستند و وارد کنندگان نتوانسته اند، سیاست های خلق الساعه  بانک مرکزی را اجرا کنند. حال نرخ ارز که در حال افزایش شدید است و تولید نیز به همت بانک مرکزی زمین خورده است. دولت و بانک مرکزی با همکاری یکدیگر رکود تورمی دیگری برای اقتصاد ایران به ارمغان آورده اند.

واقعیت اینکه بازارهای مالی ایران چندان اهمیتی برای ادعاهای دولت مردان برای مهار تورم و نرخ ارز از خود نشان نداده و شوآف های مکرر رییس بانک مرکزی در فضای مجازی و طرح ادعای ثبات بازار ارز نیز همچون بسیاری از وعده های اقتصادی دولت، دیری نپایید که رنگ باخت. اتفاقی که با توجه به فشارهای غیراقتصادی بانک مرکزی از قبل قابل پیش بینی بود و همگان انتظار در رفتن فشار های بانک مرکزی و جهش قیمت ارز به سمت واقعی بودند. حال تیم اقتصادی دولت پاسخ دهند چگونه می خواهند بازار ارز را که به طور افسار گسیخته در حال صعود است، کنترل کنند؟ البته نمی توان از دولت دوازدهم انتظار عکس العمل خاصی هم داشت، دولتمردانی که در زمان دلار 18000 تومان تنها به سیاست نظاره و لبخند اکتفا می کردند، مسلما در این شرایط نیز بهترین راهکار را همان سیاست نظاره می دانند.


نام:
ایمیل:
* نظر:
عکس خبری