کد خبر: ۲۲۸۰۳۴
تاریخ انتشار: ۱۴ مهر ۱۳۹۸ - ۱۶:۵۷
دور جدیدی از میانجیگری میان تهران و ریاض؛‌
بن سلمان ایران را ریشه تمام مشکلات خاورمیانه می‌دانست و معتقد بود اختلافات سیاسی و ایدئولوژیک مذهبی مانعی در راه مذاکره است. او ایران را با آلمان نازی مقایسه کرده بود. این احساسات ضدایرانی او را در کنار دولت ترامپ و اسرائیل قرار داد. با این حال، اکنون محمد بن سلمان به دنبال مصالحه با ایران است چرا که از این موضوع هراس دارد که ادامه وضعیت کنونی معادلات را بیش از پیش به ضرر ریاض تغییر خواهد داد
پیامدهای حمله به تاسیسات نفتی عربستان سعودی که حوثی‌های یمن اندک زمانی بعد از وقوع این عملیات مسئولیت آن را پذیرفتند، هم‌چنان ادامه دارد و رسانه‌ها و تحلیلگران هم‌چنان از زوایای گوناگون- و حتی گاه متناقضی- آن را مورد بازبینی و تحلیل و بررسی قرار می‌دهند.

به گزارش اعتدال، اخباری مبنی بر میانجیگری دو کشور عراق و پاکستان برای ایجاد مسیری دیپلماتیک میان ایران عربستان منتشر شده است. اگرچه ایران تاکنون بارها اعلام کرده که آماده مذاکره مستقیم با عربستان است، اما ظاهرا این بار ریاض هم به دنبال راه حل سیاسی برای حل مشکلات است.

پس از حمله به تاسیسات نفتی آرامکو و تلاش آمریکا برای ایجاد ایران هراسی در منطقه، شاهد تنش‌های لفظی عربستان بر علیه ایران بودیم اما در این میان تعدادی از کشورهای منطقه تلاش هایی برای کاهش تنش و یافتن راه حل دیپلماتیک آغاز کردند.

عادل عبدالمهدی، نخست وزیر عراق طی سفر چهارشنبه گذشته به جده، پیشنهاد برگزاری نشست سران ایران و عربستان در بغداد را با پادشاه و ولیعهد سعودی مطرح کرد و تلاش های مشابهی از سوی عمران خان، نخست وزیر پاکستان صورت گرفت.

احتمال مذاکره رودرو عربستان با ایران

اندیشکده آمریکائی اینترپرایز، در مقاله ای به قلم دانیله پلتکا که با عنوان معاون ارشد رئیس‌جمهور در مطالعات سیاست خارجی و دفاعی و تحلیلگر ارشد این اندیشکده معرفی شده می نویسد: تب و تاب و آشفتگی و اوضاع دیوانه‌وار استیضاح قریب‌الوقوع دونالد ترامپ (بیایید خودمان را گول نزنیم!)، حمله حوثی‌های یمن را به تاسیسات نفتی عربستان سعودی که البته آمریکا و اروپا آن را به جمهوری اسلامی ایران منتسب کردند،  در سایه قرار داده و آن را به صفحات میانی روزنامه‌ها منتقل کرد. شاید یک پیروزی آشکار برای هر آن کسی که دوست نداشت این رخداد هم‌چنان تیترهای رسانه‌ها و خبرگزاری‌ها را به‌خود اختصاص دهد. در این میان اما دولت ترامپ به‌دنبال آن حمله بی‌سابقه به منابع مهم انرژی جهان به‌طرز چشمگیری موفق شد اجماع و هم‌فکری تقریباً مرده آمریکا و اروپا در قبال جمهوری اسلامی ایران را احیا کند. اولین پیروزی دونالد ترامپ زمانی به‌دست آمد که کشورهای انگلستان، آلمان و فرانسه هر سه جمهوری اسلامی ایران را به دست داشتن در حمله حیرت‌انگیزی که اوایل این ماه حادث شد، متهم کردند. البته در چهار دهه اخیر تهران به گفته‌ها و ادعاهای اروپا که همواره این کشور را به تروریسم و حمایت از تروریست‌ها متهم کرده است، عادت کرده، اما این‌بار اروپا در اتهامی که به تهران وارد آورد زبان و لحنی روشن و صریح داشت: "هیچ توضیح موجه دیگری غیر از این‌که مسئولیت این حمله با جمهوری اسلامی ایران است، وجود ندارد”؛ که حتی از نظر واژگانی نیز ریشه مشترکی با بیانیه‌های کاخ سفید و توییت‌های دونالد ترامپ داشت!

اما با هر تحلیلی، بهترین دستاورد دولت ترامپ نه این اتهامات، بلکه مواردی بود که سه قدرت بزرگ اروپایی درباره جمهوری اسلامی ایران مطرح کرده بودند. از جمله مواردی مهم، اما تاکنون مغفول مانده که سه قدرت بزرگ اروپایی در توافق هسته‌ای با جمهوری اسلامی فراموش کرده بودند. این سه کشور عنوان کرده بودند که «زمان آن فرا رسیده است که جمهوری اسلامی ایران انجام مذاکرات درباره چارچوبی بلندمدت برای برنامه هسته‌ای خود و هم‌چنین موضوعات مربوط به امنیت منطقه‌ای از جمله برنامه موشکی و مسایل مرتبط با آن را بپذیرد».

بیایید کلمات کلیدی را در این‌جا مرور کنیم: «چارچوبی بلند مدت برنامه هسته‌ای». خود این موضوع انتقادات زیادی راموجب شده است. از جمله نوشته‌های طنزآمیزی مبنی بر این واقعیت که کل توافق هسته‌ای برجام چیزی جز همین یک جمله نبوده: «ببخشید آقایان امانوئل مکرون و بوریس جانسون و البته خانم آنگلا مرکل، ما فکر می‌کردیم برجام چارچوبی بلندمدت برای برنامه هسته‌ای بود! شما حمایت خود را از آن تأیید می‌کنید، اما می‌دانید که تنها ابراز حمایت کافی نیست؟ بیشتر می‌خواهید؟ حالا؟ و حالا می‌خواهید مذاکراتی گسترده‌تر، شامل «موضوعات مربوط به امنیت منطقه‌ای» از جمله فعالیت‌های موشکی جمهوری اسلامی ایران به عمل آید؟ خب، آفرین بر شما!». از جانب تهران نیز البته انتقادات زیادی بر این بیانیه منتشر شده بود، به‌خصوص از این نظر که تهران بارها و بارها اعلام کرده است که نگاهش به فعالیت‌های موشکی خود یک نگاه دفاعی خط قرمزی است و این کشور هیچ‌گاه تن به مذاکره درباره خطوط قرمزش نخواهد داد.

بیانیه سه کشور انگلستان، آلمان و فرانسه از جنبه‌های دیگری هم انتقادبرانگیز بودند. انتقاداتی که این بیانیه را واقعا شگفت‌انگیز خواندند.  در این انتقادات آمده بود که با این‌که این سه کشور قدرتمند ادعا دارند که مدت‌هاست که بر خواسته‌هایی از جنس همین موارد تاکید شده در بیانیه اشاره می‌کنند، اما تاکنون بیشتر خود را در جانب تهران قرار داده بودند، نه واشینگتن؛ اما حالا به یک باره در قامت یک متحد و هم‌پیمان سفت و سخت آمریکا وارد میدان شده‌اند و روند تصمیم‌گیری متزلزل خود را به نمایش گذاشته‌اند.

برای کسانی که ممکن است این فکر به سرشان بزند که این خواسته‌ها حداقل انتظارات و توقعات دنیای متمدن از تهران می‌تواند باشد، باید این نکته را یادآوری کرد که این‌که توقع داشته باشیم خواسته‌هایی چنین از زبان کسانی مانند  باراک اوباما، جان کری و دیگر دموکرات‌های نزدیک با مقامات جمهوری اسلامی نیز بیرون آمده باشد، تصوری باورنکردنی و خام و دور از ذهن است. اصلا به این دلیل بود که دونالد ترامپ به جمهوری اسلامی چنگ و دندان نشان داده و از توافق هسته‌ای بیرون رفت. حالا این‌که ناگهان اروپایی‌ها تمام صحبت‌ها و توافقات پیشین خود را با ایران فراموش کرده و صحبت از فعالیت موشکی و تروریسم و تحویل سلاح می‌کنند، چیزی نیست جز رفتن این به اصطلاح قدرت‌ها به زیر پرچم دونالد ترامپ. از این نظر است که بسیاری از رسانه‌ها این بیانیه را یک پیروزی برای دولت ترامپ نامیدند.

در خلیج فارس اما برخلاف پیروزی بزرگ دونالد ترامپ در اروپا، شکستی بزرگ برای رئیس‌جمهور آمریکا پیش آمده است. در این منطقه سعودی‌ها و اماراتی‌ها رابطه‌ای خاص با دونالد ترامپ دارند و انتظار داشتند مورد حمایت کامل امریکا قرار گیرند- که البته به این هدف نرسیده‌اند و این همان شکست بزرگی است که گفته می‌شود ترامپ و کلیت آمریکا تا چندی دیگر با تبعات آن مواجه خواهند شد. سعودی‌ها و اماراتی‌ها می‌گویند که رئیس‌جمهور آمریکا فقط در مورد جمهوری اسلامی ایران توئیت می‌کند و در برابر حملات شدید ایران اقدامی صورت نمی‌دهد. وضعیت بسیار بد است؛ امارات و عربستان دارند از ایالات متحده دور می‌شوند و به برقراری رابطه با چین و روسیه و حتی خود جمهوری اسلامی ایران فکر می‌کنند. هم‌پیمانان اسمی آمریکا در منطقه به این واقعیت پی برده‌اند که ترامپ قصد ندارد برای کمک به آن‌ها چیزی بیش از اعزام تعداد کمی نیرو، یکی دو حمله جسته و گریخته سایبری و مقدار زیادی لفاظی انجام دهد. در حقیقت آن‌ها شروع کرده‌اند این موضوع را باور کنند که ترامپ در پی تکرار عکسش با کیم جونگ اون، این‌بار با رهبران جمهوری اسلامی ایران است. حالا بسیاری بر این باورند که این حمله اخیر به تاسیسات نفتی عربستان سعودی آن‌ها را به این درک و نتیجه‌گیری رسانده که وقتش رسیده که خودشان یک کاری انجام دهند. کاری که به احتمال زیاد آن‌ها را ترغیب می‌کند به مذاکرات رودررو با جمهوری اسلامی ایران، رقیب بزرگ منطقه‌ای، که به هر حال بیشتر از متحدی می‌ارزد که در مواقع لزوم خود را کناری می‌کشد و کاری برای دوستش انجام نمی‌دهد!

آیا یخ مناسبات در خاورمیانه آب می‌شود؟

پایگاه خبری میدل ایست آی به نقل از منابع آگاه مدعی شده که مقامات عربستان سعودی‌ در مورد انجام یک دیدار با مقامات ایرانی به عنوان اولین قدم در راستای کاهش تنش موافقت کرده اند.

عباس الحنساوی یکی مقامات دفتر نخست وزیری عراق گفته است که عادل عبدالمهدی که در حال میانجی‌گری میان تهران و ریاض است، هر دو طرف شروطی را برای آغاز گفت و گو مطرح کرده اند و سعودی‌ها برای انجام دیدار با ایران به عنوان اولین گام در مسیر کاهش تنش‌ها در منطقه موافقت کرده‌اند.

او اضافه کرد: مقامات عراق کانال‌هایی را با هر دو طرف دارند. برادران سنی ما با سعودی‌ها در ارتباط هستند و برادران شیعه ما با ایرانی‌ها در ارتباط هستند.

عمران خان، نخست‌وزیر پاکستان نیز چندی پیش اعلام کرد دونالد ترامپ، ‌ رئیس‌جمهوری آمریکا و محمد بن‌سلمان، ولیعهد عربستان، هر دو از او خواسته‌اند تا میان آمریکا و ایران از یک سو و عربستان و ایران از سوی دیگر میانجی‌گری کند.

اینکه بن سلمان از نخست‌وزیر پاکستان درخواست کرده بود تا در مسیر خود به نیویورک توقفی کوتاه در ریاض داشته باشد و از او خواسته است تا برای رفع تنش با ایران تلاش کند، پیام مهمی در خود دارد و نشان میدهد عربستان از ادامه درگیری‌ها در منطقه هراس دارد و این‌که ولیعهد پرنفوذ عربستان از عمران خان خواسته تا واسطه میان تهران و ریاض شود قطعا مورد حمایت بن‌زاید، ولیعهد امارات، نیز قرار خواهد گرفت.

روز دوشنبه ۸ مهرماه ولیعهد عربستان در مورد افزایش تنش‌ها با تهران و وقوع یک درگیری نظامی احتمالی هشدار داد، اما گفت حل و فصل سیاسی و صلح‌آمیز مسائل به مراتب بهتر است.

محمد بن‌سلمان در مصاحبه‌ای با برنامه ۶۰ دقیقه شبکه سی‌بی‌اس، تاکید کرد راه‌حلی سیاسی را برتری می‌دهد، چراکه وقوع یک جنگ بین دو طرف، می‌تواند به تخریب اقتصاد جهانی منجر شود.

به نظر می رسد تلاش‌های عراق نیز برای میانجیگری میان ایران و عربستان به دلیل تقاضای مقامات عربستان سعودی و ماموریتی باشد که به عهده عراق گذاشته شده است. البته عراق از افزایش درگیری در منطقه و درگیر شدن این کشور در این تنش ها هراس زیادی دارد.

چند روز پیش محمد خواجه نماینده پارلمان لبنان با اشاره به میانجیگری هایی که بین عربستان و ایران مطرح شده است و سردرگمی سیاسی عربستان، ابراز امیدواری کرد که این وساطت‌ها به نتیجه برسد و گفت: ما امیدواریم میانجیگری بین عربستان و ایران به نتیجه برسد، زیرا آنچه اکنون شاهدیم فرسایش و به هدر رفتن ثروت ملت‌های عربی و اسلامی به ویژه در جنگ عربستان علیه یمن است.

او با اشاره به تناقض مواضع عربستان مبنی بر درخواست میانجیگری از یک سو و اتهام زنی علیه ایران از سوی دیگر گفت: عربستان در سردرگمی و بلاتکلیفی به سر می برد و در هیچ پرونده ای موفق نشده و علاوه بر این در پرونده هایی هم که باز کرده نیز موفق نیست و در این میان جنگ علیه یمن به جنگ نابودی این ملت و فرسایش قدرت امارات و عربستان تبدیل شده است.


ریاض چگونه به مذاکره و مصالحه با تهران متمایل شد؟

الجزیره نوشت: پس از حملات آرامکو، قیمتهای نفت جهش شدیدی داشت و نگاه همه متوجه ریاض شد؛ همگان نفس ها را حبس کرده و منتظر تصمیم عربستان ماندند و اینکه آیا به سمت جنگی با همسایه ایرانی خود می رود؟

در ادامه این مطلب آمده است: این انتظار چند روز به طول انجامید و تماس های خارجی زیادی با بن سلمان گرفته شد و بار دیگر، فیلم تبلیغاتی در اذهان تداعی شد که دو سال پیش رسانه های سعودی آن را منتشر کردند و مضمون آن، حمله موشکهای سعودی به ایران و اشغال تهران بود!

با وجود شدت ضربه ای که طی حمله آرامکو به اقتصاد عربستان سعودی وارد شد، مسئولان این کشور از متهم کردن ایران بعنوان مسئول مستقیم این ضربه، اجتناب نموده و تنها به تاکید بر مساله اکتفا کردند: حوثی ها مسئول این حمله نیستند؛ بلکه حمله مذکور با سلاح ایران انجام شده است.

اولین نشانه های تلاش سعودیها برای آتش بس پس از حملات ارامکو، زمانی پدیدار شد که ریاض با توقف محدود آتش افروزی در چهار منطقه یمن، موافقت نمود.

با اینکه این اقدام ظاهرا در پاسخ به اعلام حوثی ها در مورد توقف بمباران موشکی و پهپادی عربستان صورت گرفت، اما در عمق خود، پیام واضحی است مبنی بر اینکه سعودیها مایل به کاهش تنش با ایران هستند.

تلاش های آتش بس با ایران از سوی عربستان، به این پیامهای غیر مستقیم منحصر نمی شود؛ بلکه این تلاش ها وارد کانال مستقیمی شده و عربستان سعودی رسما از یکی از نزدیکترین دوستان مشترک خود با ایران، برای دخالت رسمی و میانجی گری بین دو همسایه، درخواست کمک کرده است. در همین رابطه، عمران خان، نخست وزیر پاکستان به تازگی از درخواست ولی عهد سعودی از او، برای ایفای نقش میانجی با ایران، در راستای کاهش تنش ها در منطقه، پرده برداشته است.

پس از صحبتهای عمران خان در این باره در نیویورک، نخست وزیر عراق در گفتگو با الجزیره از این موضوع خبر داد که به دنبال راهی برای تحقق صلح و آتش بس است. وی خاطر نشان کرد که سفرش به عربستان، با هدف آرام کردن اوضاع بوده و حل بحران یمن می تواند کلیدی برای حل بحران خلیج فارس باشد. عبدالمهدی همچنین تاکید کرد که تمام دولتهای درگیر در بحران خلیج فارس، از جمله آمریکا، در مورد مذاکره صحبت می کنند و ایران و عربستان هم برای مذاکره آماده هستند.

به نظر می رسد این پیامها به رئیس جمهور ایران رسیده است؛ همانطور که به گفته علی ربیعی، سخنگوی دولت ایران، حسن روحانی پیامی را از سوی عربستان دریافت کرده است. وی افزود: در صورتی که ریاض رفتار خود در منطقه را تغییر دهد، تهران اماده مذاکره است.

علاوه بر این، صحبتهای ولی عهد سعودی در گفتگو با شبکه «سی بی اس»، در مورد اینکه حملات ارامکو به منزله اعلان جنگ بود، اما عربستان راه صلح را ترجیح می دهد، جالب توجه بود.

وی طی این مصاحبه تاکید کرد که ریاض و واشنگتن از دیدار ترامپ با روحانی استقبال می کنند؛ اما ایرانی ها با این مساله مخالفت می نمایند. بنابراین، ولی عهد سعودی به هر شکل، متمایل به صلح است؛ چرا که کشتی طمع های سعودی، به تنگه ای رسیده است که عبور ایمن از آن، ممکن نیست.


آغاز تدریجی گفت‌و‌گو میان ایران و عربستان

روزنامه "نیویورک تایمز" در این‌باره می‌نویسد: چندین‌ مقام آگاه در کشورهای مختلف جهان درگیر روند تنش‌زدایی میان تهران و ریاض شده‌اند. این منابع و مقام‌های در جریان موضوع اشاره کرده‌اند که پس از سال‌ها خصومت رو به گسترش و رقابت بر سر نفوذ در منطقه، عربستان و ایران در نهایت گام‌هایی را به سوی مذاکرات غیرمستقیم با هدف تلاش برای کاستن از تنش‌هایی که خاورمیانه را به آستانه وقوع یک جنگ کشانده، برداشته‌اند.

صحبت از دیپلماسی میان ایران و عربستان تنها چند هفته پس از حملات اخیر علیه تاسیسات نفتی آرامکو مطرح می‌شود که‌ می‌توانست تهدیدی برای امنیت کل خلیج فارس باشد. هرگونه تفاهمی میان تهران و ریاض می‌تواند از تبعات وخیم منازعه در منطقه بکاهد. تحلیلگران می‌گویند عدم اقدام نظامی از سوی ترامپ رییس‌جمهوری آمریکا علیه ایران پس از حملات آرامکو و تبعات ناخواسته این رویداد ریاض را واداشته تا به دنبال راه‌حلی برای رفع منازعه با ایران باشد. این راه‌حل می‌تواند خنثی‌کننده برنامه ترامپ برای تشکیل ائتلاف عربی با هدف منزوی کردن ایران باشد. در هفته‌های اخیر مقام‌های عراقی و پاکستانی برای میانجی‌گری وارد عمل شده و از دو کشور خواسته‌اند با تنش‌زدایی موافقت کنند. ایران از این ایده استقبال کرده و خواستار گفت‌وگوهای پنهان و آشکار با سعودی‌ها شده است. عربستان نیز میانجی‌گری پاکستان و عراق را تایید کرده با این وجود، منکر آن شده که این ایده از سوی "محمد بن سلمان" ولیعهد عربستان مطرح شده است.

این روزنامه در ادامه می‌نویسد: "ترامپ علیرغم حملات لفظی علیه ایران و مقصر دانستن آن کشور درباره حمله علیه تاسیسات نفتی عربستان از پاسخ نظامی اجتناب ورزید. این موضع این پرسش را برای عربستان ایجاد کرده که آیا امریکا متعهد به دفاع از امنیت آن کشور به عنوان یکی از متحدان کلیدی امریکا در منطقه برای دهه‌ها بوده است یا خیر.

ماه گذشته، "عمران خان" نخست‌وزیر پاکستان با محمد بن سلمان در جده دیدار داشت. مقام‌های پاکستانی گفته‌اند که عمران‌خان گفته ولیعهد عربستان از او خواستار کمک به تنش‌زدایی شده بود و گفته بود می‌خواهد از بروز جنگ جلوگیری کند‌. عمران خان پس از آن با روحانی نیز در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در این‌باره رایرنی داشته است.

"عادل عبدالمهدی" نخست‌وزیر عراق نیز چند روز بعد از دیدار عمران خان، از عربستان بازدید کرده بود. یک مقام سعودی می‌گوید محمد بن سلمان از نخست وزیر عراق نیز خواستار میانجی‌گری با ایران شده بود. پس از آن، "علی لاریجانی" رییس مجلس ایران در گفت‌وگو با "الجزیره" اعلام کرد که ایران راه را برای گفت‌وگو با عربستان سعودی و سایر کشورهای منطقه باز گذاشته است. او گفته بود گفت‌وگویی ایرانی - سعودی می‌تواند راه حل بسیاری از مشکلات امنیتی منطقه باشد".

این روزنامه در ادامه می‌نویسد: "البته به نظر می‌رسد دو طرف اغلب از بیان خواست گفت‌وگوی علنی خودداری کرده و مذاکرات پشت‌پرده را ترجیح می‌دهند. "فیلیپ گوردون" هماهنگ‌کننده سابق کاخ سفید در امور خاورمیانه می‌گوید: "دولت ترامپ نشان داده که آماده رویارویی با ایران نیست و از همین رو عربستان به دنبال مصالحه با تهران است".

"نیویورک تایمز" در ادامه می‌نویسد: "مقام‌های کویتی و اماراتی به طور علنی از لزوم تفاهم با ایران گفته‌اند. اماراتی‌ها گفت‌وگوهایی را درباره امنیت دریایی با ایران و خروج نیروهای‌شان از یمن داشته‌اند؛ جایی که سال‌ها در کنار سعودی‌ها و علیه شورشیان انصارالله مورد حمایت ایران جنگیده بودند. اگر عربستان برای مصالحه با ایران در کنار کویت و امارات قرار گیرد این شکستی برای سیاست ترامپ به منظور تشکیل ائتلاف منطقه‌ای علیه ایران با هدف اعمال فشار بر آن کشور خواهد بود".

این روزنامه می‌نویسد: "حتی مذاکرات غیرمستقیم نیز "محمد بن سلمان" را از هدف خود که مهار کردن ایران بود دور خواهد کرد. او ایران را ریشه تمام مشکلات خاورمیانه می‌دانست و معتقد بود اختلافات سیاسی و ایدئولوژیک مذهبی مانعی در راه مذاکره است. او ایران را با آلمان نازی مقایسه کرده بود. این احساسات ضدایرانی او را در کنار دولت ترامپ و اسرائیل قرار داد. با این حال، اکنون محمد بن سلمان به دنبال مصالحه با ایران است چرا که از این موضوع هراس دارد که ادامه وضعیت کنونی معادلات را بیش از پیش به ضرر ریاض تغییر خواهد داد".


آیا عربستان از طرح آمریکا در یمن عقب نشینی می‌کند؟

البناء نوشت: جنگ عربستان علیه یمن، بدترین مراحل خود را طی می کند؛ چرا که یمنی ها موفق شدند جزئی از این جنگ را به مناطق مهمی از داخل عربستان سعودی کشانده و ائتلاف سعودی اماراتی را در هم بشکنند.

در ادامه این مطلب آمده است: بنابراین، شاهد عقب نشینی واضح عربستان در میدان هستیم که در دو بعد نظامی و سیاسی نمود می یابد. علاوه بر اینکه عربستان تلاش می کند طبق عادت خود، شکست هایش را به زیان منافع غرب بداند، تا به این شکل، پشت دولتهای غربی پنهان شود. این، خط مشی تاریخی سعودیهاست که تا کنون هیچ تغییری نکرده است.

نشانه های عقب نشینی نظامی عربستان کدام است؟

یمنی ها در بخش غربی ساحلی و قسمتی از مرکز و شمال کشورشان، مقاومت کرده و به حمله به متجاوزان، در هر منطقه، پاسخ می دهند. در واقع، اغلب مناطق جنوبی، از سیطره عربستان خارج شده، تا تبدیل به میدانی برای درگیری سعودیها با نیروهای اماراتی شود. این تغییر عمیق در مزاج ملی جنوب یمن، باعث شده است بخشی از نیروهای یمنی که در ابتدا با ائتلاف سعودی همراه بودند، امروز، به دولت یمنی در صنعاء، نزدیک شوند.

آیا این درگیری بین عربستان و امارات بر سر نفوذ در جنوب یمن، حکایت از آن ندارد که این دو، اشغالگرانی اند که به دنبال تحقق منافع ویژه خود هستند؛ که البته با منافع آمریکا نیز پیوند می یابد.

این تنها قسمتی از عقب نشینی است که به موازات آن، یک عقب گرد دیگر را می بینیم که طعم شکست دارد و در پایداری یمنی ها در قسمتهای شمال، غرب و مرکز این کشور، نمود می یابد. اما مساله در این حد متوقف نمی شود؛ چرا که امارات، عقب نشینی خود از یمن را شروع کرده است.

آنچه باعث شکست ائتلاف سعودی شد، تحرکات نیروهای جهادی یمنی و موفقیت آنها در ساخت سلاح های پیشرفته است؛ این در حالی است که آل سعود ادعا می کند این سلاحها ساخت ایران است.

در این میان، دو عملیات آرامکو و نجران نشان داد که جنگ سعودی، در حال سقوط به سمت تسلیم کامل است؛ به این دلیل که بمباران مهمترین پالایشگاه سعودی، که روزانه 7 میلیون بشکه نفت تولید می کند، منجر به واکنش عملی محکمی از سوی سعودیها نشد و ایشان، به اتهام زنی به ایران اکتفا کرده و تاکید نمودند که قصد جنگ با این کشور را ندارند. به نظر می رسد در این شرایط، سعودیها چشم امید به آمریکا یا اسرائیل دارند، تا طناب نجات را برای انها بیندازند.

این در حالی است که یمن، عربستان را به آتش بس و عقب نشینی از یمن فراخواند، تا در مقابل، مذاکرات یمنی-یمنی در سوئد و با نظارت بین المللی انجام شود؛ اما سعودیها تا کنون با این موضوع موافقت نکرده اند؛ چرا که هنوز آمریکا دستوری در این باره صادر نکرده است. در مقابل، سعودیها طی اقدامی خبیثانه، در مناطق شکست خورده مانند صعده، و برخی بخش های ساحل غربی، آتش بس را شکستند و همین مساله، انصارالله را بر آن داشت تا شکست سختی را بر نیروهای سعودی تحمیل کند؛ که خبر آن از سوی هیچ یک از دو طرف، اعلام نشد.

به این ترتیب، یمنی ها خسارتهای سنگینی را متوجه نیروهای سعودی کرده و شکست کاملی را برای آنها رقم زدند؛ که در جریان آن، چهار هزار سعودی کشته یا اسیر شدند.

نتایج مذکور، حکایت از شکستی در جریان جنگ نظامی در یمن دارد، که همزمان با آن، طرح سیاسی در یمن نیز به کلی ساقط شد.

حال، به نظر می رسد سعودی ها قصد دارند به صورت سرّی ارتباط خود با طرح آمریکا در یمن را قطع کنند؛ آنچه که می تواند آل سلمان را در برابر اعمال انتقام جویانه ترامپ قرار دهد.

اما آیا همزمان با نزدیکی زمان انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا، سعودیها برای کاستن از خشم ترامپ یا ناخرسندی نتانیاهو، موافقت خود با بازگشت به طرح سوئد را اعلام می کنند؟

این، تراژدی آل سعود است که تنها با کناره گیری آنها از حکومت، به نفع ملت عربستان، حل می شود؛ ملتی که به امکانات این کشور ایمان داشته و خواهان به کار گیری این امکانات، در چارچوب طرح پیشرفت اعراب است.


چرا عربستان میانجیگری عبدالمهدی بین عربستان و ایران را پذیرفت؟

العربی الجدید نوشت: به دنبال اوج گرفتن بحران خلیج فارس در ماه‌های اخیر و پس از آنکه این بحران با حمله به آرامکو به اوج خود رسیده و انگشت‌های اتهام متوجه ایران شد، ناگهان، بغداد بعنوان میانجی بین دو طرف اصلی بحران، یعنی ریاض و تهران ظاهر شد؛ یعنی درست زمانی که اتهاماتی در مورد دست داشتن حشد الشعبی عراق در ماجرای حمله به آرامکو نیز مطرح است.

در پشت پرده این حوادث، به نظر می‌رسد بغداد برای ایفای نقش میانجی در این بحبوحه بحرانی که ظاهرا در حال تبدیل به یک بحران جهانی است، ناکارامد است. عراق خود درگیر مشکلات داخلی زیادی است؛ دولت‌های عربی زیادی آن را حیاط خلوت ایران دانسته و دولت عبدالمهدی را ضعیف توصیف می‌کنند، به نحوی که قادر به اتخاذ سیاست دوری از محور‌های درگیری در منطقه نیست.

با وجود مشکلاتی که عراق گرفتار آن است، میانجی گری این کشور، از سوی ایران و عربستان با استقبال مواجه شد؛ پس عبدالمهدی به عربستان سفر کرده و دیداری با ملک سلمان و، ولی عهد او داشت و در ادامه به تهران رفت. پذیرش وساطت عراق، از سوی ریاض، برای برخی، غافلگیر کننده بود؛ چرا که عراق هم متهم به دخالت در حمله به آرامکو است و در سال‌های اخیر، خطاب‌های عداوت آمیزی علیه عربستان ایراد کرده است.

با وجود تلاش‌های عربستان برای باز کردن در‌های همکاری در برابر دولت‌های مختلف در عراق، همچنان لحن خصمانه‌ای در عراق، علیه سعودی‌ها وجود دارد. چه بسا قبول وساطت عراق از سوی عربستان، نتیجه نیاز فعلی سعودی‌ها به توقف تنش زایی با ایران است؛ بویژه پس از حمله به ارامکو و صحبت‌های ترامپ در مورد اینکه خلیج فارس دیگر اهمیتی برای ایالات متحده ندارد. عربستان بار دیگر احساس کرد با وجود اموال زیادی که از عربستان به ایالات متحده سرازیر شده، آمریکای ترامپ، تمایلی به جنگ با ایران ندارد.

این در حالی است که بغداد هم نیازمند آتش بس بین تهران و ریاض است؛ چرا که هر گونه درگیری نظامی بین این دو در دو حاشیه خلیج فارس، می‌تواند عراق را تبدیل به میدان بزرگی برای آتش افروزی کند؛ بویژه آنکه جنگ بین ایران و عربستان با پوشش طایفه گرایی از سوی دو طرف؛ انجام خواهد شد؛ آنچه که روزی باعث وقوع جنگ داخلی در عراق شد.

به این ترتیب، هر دو طرف بحران، یعنی ایران و عربستان سعودی، احساس کرده اند که باید به این تنش‌ها پایان دهند. عربستان دریافته است که در برابر حملات ایران نمی‌تواند کاری از پیش ببرد؛ ضمن اینکه از حمایت آمریکا هم برخوردار نیست؛ از این رو، در مواضع خود تجدید نظر کرده است. از سوی دیگر، ایران که درگیر تحریم‌های شدید از سوی آمریکاست، تمایلی به درگیری با همسایه عربی خود ندارد.

همین عوامل، بغداد را بر آن داشت تا باب مذاکره بین دو طرف را بگشاید. عربستان و ایران از اهمیت عراق آگاهند و در دوره پیش، تلاش کردند نفوذ خود در این کشور را گسترش دهند. بنابراین، قبول میانجی گری عراق از سوی تهران و ریاض، در بخشی از آن، در حقیقت، تلاشی است برای افزایش نفوذ. این شرایط است که می‌تواند موفقیت وساطت عراق را ممکن کند.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
اخبار داغ