کد خبر: ۲۲۷۹۲۸
تاریخ انتشار: ۱۱ مهر ۱۳۹۸ - ۱۸:۴۱
"امانوئل مکرون" رییس جمهوری فرانسه در تلاش خود برای فراهم‌سازی زمینه دیدار روحانی و ترامپ روسای‌جمهوری ایران و امربکا ناکام ماند؛ به خصوص به دلیل آنکه ترامپ در مورد حفظ تحریم علیه ایران سرسختی می‌کند.
"امانوئل مکرون" رییس جمهوری فرانسه در تلاش خود برای فراهم‌سازی زمینه دیدار روحانی و ترامپ روسای‌جمهوری ایران و امربکا ناکام ماند؛ به خصوص به دلیل آنکه ترامپ در مورد حفظ تحریم علیه ایران سرسختی می‌کند.

به گزارش اعتدال، امروز نیز ژان ایو لودریان وزیر امورخارجه فرانسه یادآور شد که ایران و آمریکا تا برداشتن گام بعدی تهران در راستای کاهش تعهدات برجامی‌اش بیش از یک ماه فرصت دارند تا گفت‌وگو برای کاهش تنش‌ها در خاورمیانه را آغاز کنند.

لودریان درباره تلاش‌های رئیس جمهور کشورش برای انجام یک گفت‌وگو میان تهران و واشنگتن  گفت: ما بر این باوریم، این ابتکار عمل که تاکنون نیز موفقیت‌آمیز نبوده است همچنان روی میز قرار دارد.

وی در ادامه از هر دو طرف خواست تا پیش از فرارسیدن ششم نوامبر، تاریخی که دولت ایران احتمالا گام بعدی کاهش اجرای تعهداتش در برجام را برمی‌دارد با یکدیگر مذاکره کنند.


چرا در سفر روحانی به آمریکا گشایشی حاصل نشد؟

"مهران کامروا" پژوهشگر مرکز برای مطالعات بین‌الملل و منطقه در دانشگاه جورج تاون در قطر معتقد است که توافق هسته‌ای از بین رفته است؛ علیرغم آنکه کشورهای اروپایی از جمله آلمان و فرانسه سعی در حفظ آن دارند. کانروا می‌گوید روحانی نشان داد که ایران حاضر است مذاکره کند.

خبرنگار "الجزیره" در تهران معتقد است که تهران اکنون خود را در موضع قدرت احساس می‌کند، آن هم در مقایسه با یک سال گذشته؛ زمانی که شرایط اقتصادی سخت‌تری داشت. او می‌گوید: "مقام‌ها و فرستادگان ایران با نمایندکان دولت‌های خارجی دیدار و گفت‌وگو می کنند. روحانی با چندین تن از رهبران جهان صحبت کرد. او از موضع قدرت در مجمع عمومی سازمان ملل متحد سخنرانی کرد".

ناکارآمدی سیاست ترامپ علیه ایران

سایت "هیل" در مقاله‌ای با اشاره به اینکه راهکار اوباما می‌تواند برای ترامپ در قبال مشکل‌اش با ایران نجات‌بخش باشد، می‌نویسد: "اوباما حق داشت که خواستار بمباران ایران نبود. واقعیت آن است که فشار اصلی فعلی بر روی ایران است نه امریکا و عربستان. حمله اخیر به تاسیسات نفتی عربستان این موضوع را نشان داد. ایران تحت فشار شدید اقتصادی قرار دارد. این ایران است که می‌خواهد وضع موجود را تغییر دهد. هدف امریکا ساده است: ادامه فشار تحریمی بر ایران، تقویت نظامی عربستان و همکاری با متحدان برای منزوی کردن ایران.

این سایت در ادامه می نویسد:"برای کشاندن ایران پای میز مذاکره امریکا باید دو امتیاز ارائه دهد. نخست مذاکره مستقیم که ترامپ آن را پبشنهاد داده است. مذاکره باید تحت نظارت آژانس بین المللی انرژی اتمی باشد. این مذاکره می‌تواند در سازمان ملل انجام شود. ایران نیز می‌تواند بگوید گفت‌وگو ها در چارچوب برجام بوده است. در آن صورت باید حین گفتگو تحریم‌ها تعلیق شوند و مدت‌زمانی با هماهنگی با مکرون رییس جمهوری فرانسه تعیین شود. نکته دوم لزوم رفع بی‌اعتمادی ایران نسبت به امریکا است. می‌توان چارچوب روند چندجانبه هلسینکی را به کار برد که در مورد روسیه و امریکا جواب داد و بحث درباره کنترل تسلیحات و حقوق بشر در دوره جنگ سرد صورت گرفت. مهم آن است که همانند اوباما به این نتیجه برسیم که به جای استفاده از قوه قهریه راه‌های دیگری نیز برای حفظ وضع موجود و مهار بحران وجود دارند".

این سایت در مطلب دیگری با اشاره به ناکارآمدی کارزار فشار حداکثری ترامپ علیه ایران می‌نویسد: "تنش در منطقه بالاست. با این حال، روحانی رییس‌جمهوری ایران اخیر در نشست مجمع عمومی سازمان ملل از طرح صلح هرمز رونمایی کرد. او از عشق و امید گفت. رهبری ایران نیز بارها گفته‌اند که مشکلات منطقه ناشی از حضور نیروهای خارجی است. به عبارت دیگر، ایران مشروعیتی برای نیروی دریایی و سایر نیروهای نظامی امریکایی در منطقه قائل نیست. امریکا می‌خواهد با فشار حداکثری و ممنوعیت بر فروش نفت ایران، تهران را وادار به پذیرش خواسته‌هایش کند. مشخص نیست برنده نهایی این بازی کدام بازیگر خواهد بود. جنگ در چندین عرصه از نظامی تا سیاسی و دیپلماتیک در جریان است. واقعیت آن است که ایران علیرغم فشار تحریمی هنوز می‌تواند ارز مورد نیاز خود را از طریق فروش نفت تامین و تهیه کند. ایران همچنین صادرات غیرنفتی دارد. این موضوع اجاره واردات غذا و دارو را به ایران داده است".

اتهام زنی به ایران به خاطر منحرف کردن اذهان از ماجرای استیضاح او بود

العربی الجدید نوشت: طی سه روزی که ترامپ در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک، دیدار‌هایی با روسای جمهور دیگر دولت‌ها داشت، با لحنی آشفته در کنفرانس‌های مطبوعاتی صحبت می‌کرد، که حکایت از احساس شکست او داشت؛ علاوه بر اینکه در پاسخ به سوالات خبرنگاران، سر در گم به نظر می‌رسید؛ تا آنجا که به ناچار از وزیر خارجه و وزیر خزانه داری خود کمک خواست، تا نفس سیاسی اش را به او برگردانند؛ در ادامه، پمپئو تلاش کرد با منحرف کردن اذهان از موضوع استیضاح ترامپ، بحث را به متهم کردن تهران در ماجرای حمله به ارامکو، منتقل کند.

 قطعا ترامپ خود را در شرایط دشواری می‌بیند که با نزدیکی زمان استیضاح و انتخابات، بر سختی ان افزوده می‌شود. در ادامه، وی طبق عادت همیشگی خود تلاش می‌کند یک بحران را با ساختن بحرانی دیگر، اداره کند؛ همانطور که در جریان اتهاماتی که در مورد همکاری با روس‌ها برای پیروزی در انتخابات، متوجه او می‌شد، تصریح کرد که این اتهامات می‌تواند باعث فروپاشی بازار بورس و در ادامه، فقیر شدن تمام آمریکایی‌ها شود!

دو روز پس از صحبت‌های نانسی پلوسی در مورد استیضاح ترامپ، تعداد دموکرات‌هایی که موافق اتهام رئیس جمهور بودند، به ۲۱۸ نفر رسید. اما انچه مسیر عزل شدن یا نشدن ترامپ را مشخص می‌کند، نتیجه جدالی است که بین اعداد و قوانین جریان دارد:

عزل رئیس جمهور مستلزم اقداماتی است که اولین آن، مربوط به موافقت نسبت اکثریت نمایندگان است؛ عامل دوم، محاکمه رئیس جمهور در کنگره است، که طی آن، اعضای پارلمان، نقش دادرسی عمومی را ایفا می‌کنند. سومین عامل، رأی مثبت یک سوم اعضای کنگره، یعنی ۶۷ درصد از ۱۰۰ درصد آراء. این احتمال، به سختی محقق می‌شود؛ چرا که اغلب اعضای کنگره، جمهوری خواه هستند و هنوز تحقیقات نتوانسته است این افراد را در مورد اشتباهات قانونی ترامپ، قانع کند؛ از این رو، دموکرات‌ها باید ۲۰ نفر از جمهوری خواهان را در مورد ضرورت محاکمه رئیس جمهور، مجاب کنند.

در این شرایط، مشخص نیست که طرح دموکرات‌ها برای استیضاح ترامپ بتواند زمینه را برای متهم کردن رسمی ترامپ، مهیا کند. اختلاف واضحی بین خوانش‌های مختلفی که از متن مکالمه تلفنی ترامپ با رئیس جمهور اوکراین، صورت گرفته، وجود دارد؛ عده‌ای آن را مدرکی برای مجرم بودن ترامپ می‌دانند و عده‌ای دیگر، ضمن کم اهمیت جلوه دادن این گفتگو، تنها رفتار رئیس جمهور را نگران کننده توصیف می‌کنند.

دموکرات‌ها همواره تعلل زیادی از خود نشان داده و کمتر وارد ماجراجویی‌ها و معرکه‌های قانونی شده اند؛ همانطور که در مورد تحقیقات آن‌ها در جریان دست داشتن روس‌ها در تعیین نتیجه انتخابات ریاست جمهوری، اینگونه بود. اما تأملی در صحبت‌های پلوسی نشان می‌دهد که دموکرات‌ها این بار اطمینان دارند که ماجرای دخالت اوکراین، از آنچه در مورد روسیه اتفاق افتاد، مهمتر و جدی‌تر است و آنها چاره‌ای ندارند جز اینکه پیش از رسیدن تاریخ ۳ نوامبر ۲۰۲۰، قطار ترامپ را متوقف کنند.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: