کد خبر: ۲۲۷۳۰۴
تاریخ انتشار: ۲۸ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۲:۲۴
اولین گزینه‌ای که برای جایگزینی علی‌عسگری مطرح شد، سیدمحمد حسینی بود؛ وزیر فرهنگ و ارشاد دولت دوم محمود احمدی‌نژاد. اما گزینه‌ی مهم و مطرح کسی نبوده و نیست جز علی فروغی؛ یکی دیگر از فارغ‌التحصیلان دانشگاه امام صادق (ع). اما آخرین گزینه یک چهره‌ی مهم فرهنگی است؛ احسان محمد حسنی که رئیس سازمان هنری رسانه‌ای اوج است.
«آیا عبدالعلی علی‏ عسگری از سازمان صداوسیما می‌‏رود؟» این شایعه‏‌ای است که هرازچندگاهی سر زبان‏‌ها می‏‌افتد. دو سال پیش بود که زمزمه‏‌ی تغییر رئیس تلویزیون شنیده شد و حتی برخی کانال‏های تلگرامی و روزنامه‌‏ها نوشتند که عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور، به‌‏زودی رئیس این سازمان می‌‏شود. خبری که در هیاهوی حمله‌‏ی تروریستی به رژه‏ی نیرو‌های مسلح در اهواز گم‌‏وگور و کمی بعد فراموش شد.

اما حالا، درست در روز‌هایی که دو طیف از اصول‏گرایان سر اداره‏ ی صداوسیما در حال جروبحث‌‏اند و نامه‌‏های کوتاه و بلند خطاب به همدیگر می‏‌نویسند و افشاگری می‌‏کنند باز هم خبر تغییر رئیس این سازمان شنیده می‏‌شود. شایعه‏‌ای که به‏‌نوعی نشان می‏دهد شاید این دعوا‌ها ربطی به تغییرات در این سازمان مهم و مؤثر و عریض‏‌و‏طویل داشته باشد.

اردیبهشت سال ۹۵ بود که رهبر انقلاب در حکمی عبدالعلی علی‏‌عسگری را به ریاست سازمان صداوسیما منصوب کردند. این تغییر در پی استعفای محمد سرافراز رخ داده بود. آن روز‌ها مخالفت‌‏های درون‏‌سازمانی به عنوان دلیل استعفای سرافراز مطرح می‏‌شد و جنجال‏‌های یک کانال تلگرامی درباره‏‌ی شهرزاد میرقلی‌‏خان به حواشی دامن زده بود. حالا که سه سال از این تغییرات می‏‌گذرد و کتاب خاطرات سرافراز منتشر شده، دلایل تازه‌‏ای برای استعفا مطرح شده ‌است. علی‏‌عسگری از مدیران کهنه‌کار تلویزیون بود که البته بیشتر سمت‏‌های آموزشی (مثل ریاست دانشگاه صداوسیما) و فنی (مثل معاونت توسعه و فناوری رسانه) در کارنام‌ه‏اش به چشم می‏‌خورد. به‌‏نظر می‏رسید که مدیری غیرسیاسی است و به‏‌دلیل آشنایی‏اش با فضای تلویزیون می‏تواند التهاب‏هایی را که در دوره‏ی سرافراز پیش آمده بود حل کند؛ بنابراین گروه‏‌های مختلف سیاسی از انتصاب او خوشحال شدند. حالا که حدود سه سال از شروع کارش گذشته کارنامه‏‌ی او قابل بررسی است و معلوم است که هم نقاط اوج دارد هم نقاط فرود، اما به‌‏نظر می‏رسد که علی‌‏عسگری عازم سمت تازه‏ای است و قاعده‏‌ی حضور ده‏‌ساله‌‏ی مدیران در رأس سازمان دچار تغییر شده است. شاید دلیل این گمانه‏‌زنی‏ها در حکمی است که رهبر انقلاب برای علی‏‌عسگری صادر کردند، رهبری در این حکم مثل سابق مدت ریاست رئیس سازمان را مشخص نکردند؛ بنابراین برخی به این فکر کردند که دوره‏ی کاری علی‏عسگری موقت و کوتاه‌‏مدت خواهد بود.

اولین گزینه‌‏ای که برای جایگزینی علی‏‌عسگری مطرح شد، سیدمحمد حسینی بود؛ وزیر فرهنگ و ارشاد دولت دوم محمود احمدی‏‌نژاد. حسینی بیشتر به‏‌دلیل مخالفت‏اش با خانه‌‏ی سینما شناخته می‏‌شود؛ او وزیری بود که دستور تعطیلی خانه‏‌ی سینما را صادر کرد و تا پایان حضور او در رأس وزارت، با وجود اصرار احمدی‌نژاد به حل مشکل، مانع از بازگشایی آن شد. بعضی هم او را با تعطیلی چند نشر و سخت‏گیری در انتشار کتاب و اجرای نمایش‏ها به‌‏یاد می‏‌آورند. اما این سابقه‏‌ی آشنای ماست وگرنه باید او را دقیق‏تر به‏‌جا آورد. سیدمحمد حسینی از اولین دانشجویان دانشگاه امام صادق (ع) است که در سال ۱۳۶۸ در رشته‏‌ی معارف اسلامی و علوم سیاسی مدرک فوق‌‏لیسانس‏اش را دریافت کرد. در سال‏های بعد بود که به دانشگاه تهران رفت و دکترای خود را در رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی گرفت. حسینی به مدت ۴ سال رایزن فرهنگی ایران در کنیا بود و در مجلس پنجم نماینده‌‏ی مردم رفسنجان شد. او در مجلس پنجم از استیضاح‌‏کنندگان عطاالله مهاجرانی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت خاتمی بود. اما این‌ها به معنی نداشتن رابطه با تلویزیون نیست؛ حسینی رئیس حوزه‏‌ی ریاست سازمان صداوسیما در دوره ریاست علی لاریجانی بوده است. این روز‌ها او بیشتر در محافل فرهنگی فعال است و یکی از مخالفان سیاست‏‌های دولت حسن روحانی است و توئیت‏‌های آتشینی را هم در نقد دولت می‏نویسد. حسینی البته همین چند وقت پیش انتصاب‏اش را به ریاست رادیووتلویزیون تکذیب کرد. اما او همیشه یکی از گزینه‏‌هایی است که در هر دوره‏‌ی تغییر، نام‏اش شنیده می‏‌شود. نکته این‏جاست که بعدِ انتصاب علی لاریجانی به ریاست تلویزیون در دهه‏‌ی هفتاد، سه رئیس بعدی همه از مدیران او بوده‌‏اند؛ افرادی که سابقه‌‏ی کار در ساختار تلویزیون را داشته‌‏اند و با وجود تضاد‌های فکری با یکدیگر، همکار هم بوده‌‏اند. حضور سیدمحمد حسینی میان نامزد‌ها از این نظر مهم است، اینکه او به طیف مدیران قدیمی تلویزیون نزدیک بوده و هست و انتصاب او به این سمت در راستای همان الگویی است که از قبل دنبال می‏شده.

اما گزینه‌‏ی مهم و مطرح کسی نبوده و نیست جز علی فروغی؛ یکی دیگر از فارغ‌‏التحصیلان دانشگاه امام صادق (ع) که در رشته‏‌ی حقوق عمومی درس خوانده و این روز‌ها ظاهراً در حال طی کردن دوره‌‏ی دکترا در دانشگاه آزاد است. سایت تابناک درباره‏‌ی او نوشته که «[فروغی]پسر باجناق [غلامعلی]حدادعادل» است. اما این‏ موضوع فقط حاشیه‏ است! فروغی متولد سال ۱۳۶۷ است و این یعنی، از جوان‏ترین مدیران حال حاضر در صداوسیما و ای‏‌ بسا تمام ساختار‌های کشور است! فروغی کارش را با مجری‏گری در رادیو شروع کرده و بعد‌ها به مستندسازی مشغول شده است. مدیر جوان تلویزیون، فرماندهی پایگاه بسیج، قائم مقامی بنیاد اندیشه‏‌های امام در نهاد رهبری دانشگاه‌ها و عضویت در شورای معارف صدا و شورای عالی کتاب بسیج را در کارنامه‌‏اش دارد. قبل انتصاب به مدیریت شبکه‏‌ی سوم سیما، او رئیس مرکز بسیج صدا و سیما شده و بعد، مدیریت مرکز تخصصی معاونت فرهنگی اجتماعی سازمان بسیج مستضعفین را برعهده گرفته است. دوره‏‌ی ریاست او به دلیل حذف یکی از چهره‌‏های قدیمی تلویزیون با حواشی همراه شد؛ او جایگزین علی اصغر پورمحمدی شد که در اواخر دوره‏ی عزت‌‏الله ضرغامی از تلویزیون بیرون رفته بود و با ورود سرافراز دوباره مشغول به کار شده بود. اما مردم فروغی را بیشتر به دلیل تعطیلی برنامه‌‏ی نود می‏‌شناسند؛ مخالفان‏اش می‏‌گویند که او اهل تعامل نیست و نظمی پادگانی و دستوری را در ساختار شبکه‌‏ی سه تحمیل کرده است. می‏‌گویند که او راه را برای ورود یک گروه خاص از اصول‏گرایان فراهم کرده است و این گروه احتمالا به مسئولین گروه‌‏ها و معاونین‏اش اشاره دارند که از حوزه‌‏ی هنری، خبرگزاری فارس و سایت رجانیوز به تلویزیون رفته‌‏اند. رویکرد این مدیران جوانِ اصول‏گرا توجه به مسائل روز است، اگرچه واکنش آن‌ها ادامه‌‏ی همان مسیری است که همان خبرگزاری‌‏ها و سایت‏‌ها دنبال می‌‏کنند و ضد روشنفکری هستند. این وسط فروغی بیشتر به دلیل راه‌‏اندازی دو برنامه مشهور شده، اول «برنده باش» محمدرضا گلزار که شایعات زیادی درباره‏‌ی دستمزد و درآمدزایی آن شنیده می‏شد و بعد از اعتراض آیت‌‏الله مکارم شیرازی تعطیل شد و دوم، برنامه‌‏ی «عصر جدید» که یک برنامه‌‏ی استعدادیابی بود. ظاهراً همین برنامه هم به انشقاق بین گروه‏های اصول‏گرا دامن زده؛ موافقان این برنامه از توجه به شهرستان‏ها و ساخت برنامه‏‌ی سرگرم‌‏کننده دفاع کرده‌‏اند و رویکرد شبه‌هالیوودی آن را جذاب دانسته‌‏اند و مخالفان‏اش روی وجه بی‏‌محتوایی و تهی‌بودن‏اش از معنا تأکید داشته‏‌اند. این وسط اگر سریال «گاندو» را هم اضافه کنیم تصویر دقیق‏تری از دوره‏‌ی یک ساله‏ی ریاست فروغی جلوی چشم ما ظاهر می‏‌شود، سریالی که هم دولت را وادار به اعتراض کرد، هم ظاهرا برخی فرماندهان عالی از بخش‌‏هایی از آن انتقاد کرده‌‏اند. اما در عوض بخشی از جامعه‏‌ی اصول‏گرایی آن را نمونه‌‏ی یک کار دقیق و مورد انتظار از تلویزیون دانسته‌‏اند. فروغی البته جز این‌ها چند کار ویژه کرده؛ ظاهرا با ورود او بوروکراسی شبکه‏‌ی سه کاهش پیدا کرده است و دایره‌‏ی بسته‏‌ی تهیه‏‌کنندگان و فیلمسازان گسترده شده است. اما جدا از این ویژگی‏‌ها، شاید نکته‏‌ی مهم جوانی اوست، علی فروغی ۳۱ سال دارد و در موج جوان‏گرایی که در کشور به راه افتاده می‏تواند یک گزینه‏‌ی مهم و مطرح باشد.

اما آخرین گزینه یک چهره‌‏ی مهم فرهنگی است؛ احسان محمد حسنی که رئیس سازمان هنری رسانه‏‌ای اوج است. او هم یکی از جوانان طیف اصول‏گراست که از بهار سال ۱۳۹۰ کارش را در همین سازمان شروع کرد. شهرت‌‏اش از بیلبورد‌های شهری تهران در دوره شهرداری محمدباقر قالیباف بود که در سازمان اوج طراحی می‌شد. اما این سازمان بعد‌ها مراکزی را برای گسترش کارش راه‌‏اندازی کرد؛ از مرکز هنر‌های نمایش انقلاب اسلامی تا مرکز آوای انقلاب اسلامی و خانه مستند و... عمده‏ی شهرت حسنی همکاری با ابراهیم حاتمی‏‌کیا در تولید فیلم‌‏هایش است. این سازمان از سال ۹۴ تا امروز تمام فیلم‌‏های حاتمی‏‌کیا را تولید کرده است. ساخت سریال «پایتخت ۵» هم یکی از دستاورد‌های این سازمان است، اگرچه کار عمده‏ی این سازمان تولید مستند است و ظاهرا شبکه‌‏ی افق صداوسیما با این سازمان روابط نزدیکی دارد. احسان حسنی در سال ۹۶ با حکم فرمانده‏ی سازمان بسیج مستضعفین رئیس موسسه‏‌ی روایت فتح هم شد، اما یک سال بعد استعفا کرد. او در این یک سال تغییرات عمده‌‏ای را در این موسسه و توابع آن به وجود آورده بود که انتقاد‌های طیفی از اصول‏گرایان را هم برانگیخت. کار‌های هنری و رسانه‌ای حسنی نوعی نوگرایی در جریان اصولگرایی بود. این روز‌ها او دوباره در سازمان اوج مشغول فعالیت است و در دعوای اخیر میان اصول‏گرایان سر پخش سریال «عروس تاریکی» و مدیریت تلویزیون، حضور داشته است؛ اگرچه همین یکی دو روز پیش بود که از همه‏‌ی گروه‏‌ها خواست دست از منازعه بکشند. حسنی، مدیر جوانی است که طی هفت‌‏و‏نیم سال گذشته دوره‌‏ی پرماجرا و پرحاشیه‌‏ای را پشت سر گذاشته است.

همه‏‌ی این گمانه‌‏زنی‌‏ها بعدِ دعوای طیف فرهنگی جناح اصول‏گرایان پررنگ شده است؛ دعوایی که بیش از همه شیوه‌‏ی مدیریت این سازمان از دوره‏‌ی ریاست علی لاریجانی تا امروز را هدف گرفته است. هنوز مشخص نیست که آیا شایعه‌‏ی پایان دوره‏ی علی ‏عسگری جدی است یا نه، ولی جایگزین او در هر زمانی قطعاً یک مدیر جوان از طیف اصول‏گرا خواهد بود.

منبع: روزنامه سازندگی
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: