کد خبر: ۲۲۴۷۳۴
تاریخ انتشار: ۲۲ تير ۱۳۹۸ - ۱۲:۱۰
»
فرخنده جبارزادگان: دو سه پرونده مربوط به افرادی بود که سن کمی داشتند ( نه زیر ۱۸ سال) که دو پسر با هم دعوا کرده بودند که فرد در اصل مقصر نبود که اجرا شد و ما هم خیلی به دنبال این پرونده رفتیم ولی متأسفانه به هیچ صراطی مستقیم نشد.
به گزارش اعتدال به نقل از مدآرا،  فرخنده جبارزادگان ۱۶ سال است که به صورت جدی از شهری به شهر دیگر و از زندانی به زندان دیگر می‌رود تا شاید بتواند فرشته نجات یک نفر از مرگ باشد. آزادی شخصی که به جرمی روزها و سال‌ها را در زندان گذرانده و دیگر امیدی به آزادی از زندان یا رهایی از مرگ ندارد.

حادثه خبر نمی‌کند و بعد از حادثه دیگر راه فراری وجود ندارد. قاضی و دادگاه و زندان یا اعدام در انتظار کسی است که موجب مرگ شخص دیگری شده است؛ اما فرخنده جبارزادگان به این خانه و آن خانه می‌رود تا توضیح دهد این اتفاق حادثه‌ای بیش نبوده است. می‌رود تا طلب بخشش کند و به قول خودش آرامش را به خانه‌شان بازگرداند. با او افسون علیمرادیان به گفت‌وگو نشستیم تا بدانیم چرا آرامش خانواده‌ها برای آنها مهم است و چگونه فرشته نجات زندانیان جرایم غیرعمد شده است؟

آخرین پرونده‌ای که شما بررسی و پیگیری کردید و منجر به آزادی شد، مربوط به چه کسی و در خصوص چه موضوعی بود؟

آخرین پرونده مربوط به یکی از زندانیان کانون اصلاح تربیت بود که تقریبا دو پرونده همزمان بود یکی از آنها پرونده محمدرضا یکی از بازیگران اولیورتویست بود و دیگری عباس نام داشت که در چهارشنبه سوری به واسطه یک حادثه دلخراش و منفجر شدن یک ترقه، دوستش فوت کرد و بازداشت شده بود.

دیه به چه شکلی آماده شد؟

بخشی از دیه محمدرضا (بازیگر نمایش الیورتویست) از عواید فروش بلیت همین نمایش تأمین شد و بخشی توسط اعضای گروه "ما درد مشترکیم” و مبلغی را هم خیرین کمک کردند تا توانستیم کل مبلغ را تامین کنیم.

جمع این کمک‌ها چقدر بود؟

۲۷۰ میلیون تومان بود که ۷۰ میلیون تومان آن را خانواده تأمین کردند و ۲۰۰ میلیون تومان آن هم حاصل کمک‌های مردمی بود.

در خصوص بحث عباس؟

دیه عباس هم ۲۷۰ میلیون بود که با صحبت‌هایی که شد با ۲۶۰ میلیون تومان تمام شد. قرار بود ۱۰۰ میلیون تومان آن را ما تأمین کنیم و ۱۷۰ میلیون مابقی از طریق ستاد دیه تامین شود. چون آنها خودشان در جریان کامل زندگی این خانواده بودند و می دانستند که پدر عباس جانباز است.

مهمترین و چالشی‌ترین پرونده‌ای که در این چند سال پیگیری کردید، کدام است؟

پرونده‌های زیادی بوده، برخی خانواده ها نیازی به کمک ما برای پرداخت دیه ندارند و در برخی موارد دیگر دیه را تأمین می‌کنیم. به عنوان مثال من پرونده ای داشتم که فرد ۱۲ سال در زندان بود، خیلی سال‌ قبل تر ما رضایت گرفته بودیم و مبلغی از دیه را هم پرداخت کرده بودیم ولی خانواده رضایت نمی‌دادند در نهایت سال گذشته آزاد شد. فکر می کنم ما شب عید بالای ۱۰ -۱۲ آزادی داشتیم. یک مادر و همراه با دو دختر، دو دختر دیگر، خیلی از این مواردی که عنوان کردم بین دی تا اسفند ماه آزاد شدند.

امور مالی این ۱۲ نفر را شما پیگیری کردید؟

بله.

دیه ۱۲ نفر چقدر شد؟

البته ما هیچ وقت کل مبلغ را تأمین نمی‌کنیم. به طور میانگین بین ۵۰ تا ۱۰۰ میلیون تومان را تأمین می‌کنیم. برای ۱۲ نفری که به آن اشاره کردم ما از ۳۰ تا ۲۰۰ میلیون تومان آنرا تأمین کردیم. مثلا پرونده‌ای داشتیم که خانمی اصطلاحاً پای چوبه دار بود و هیچ کسی را هم بیرون از زندان نداشت، ما برای این شخص ۱۰ روزه مبلغ ۲۰۰ تومان جمع کردیم.

به صورت میانگین می‌توان گفت برای این ۱۲ نفر یک میلیارد جمع‌آوری کردید؟

صد در صد. ما هیچ وقت یک جا و قلکی مبلغ را جمع نمی‌کنیم که پولی در حساب باقی بماند. همیشه مبلغی که لازم است را جمع می‌کنیم و ممکن است در این بین یک مبلغ جزئی هم برای پرونده های دیگر باقی بماند.

از بین پرونده‌هایی که پیگیری می‌کنید، بیشترین آنها در خصوص چه موضوعی است؟

قتل.

این قتل‌ها از چه چیزی نشأت می‌گیرد؟ یعنی به واسطه چه عواملی رخ می دهد؟

عدم کنترل خشم!

پرونده‌ای هم از شهرستانها دارید؟

تقریبا ما از تمام استان‌ها و شهرستان پرونده داشتیم. جنوب، غرب کشور که مثلاً در کرمانشاه خیلی قتل‌های قسامه‌ای (قسامه در لغت به معنی سوگند و سوگندخوردگان است) داریم. در قتل قسامه‌ای وقتی قاضی نمی‌تواند به نتیجه برسد و ثابت کند‌، ۴۰ نفر از خانواده مقتول شاهد ذکور می‌آورند و آنها قسم می‌خورند که این قتل توسط این شخص صورت گرفته است و متأسفانه این اتفاق زیاد می‌افتد.

آیا بیشتر قتل‌ها بر اثر دزدی، دعوا، خشونت خانوادگی و … اتفاق می‌افتد؟ منشأ این قتل‌ها چیست؟

وقتی دزدی باشد یعنی از قبل برنامه‌ریزی شده است و ما در این موارد دخالت نمی‌کنیم. بیشتر در مواردی ورود می کنیم که خانوادگی و ناموسی و اتفاقی باشد، ولی اگر پیش‌بینی و از قبل برنامه‌ریزی شده باشد (به خصوص در مورد آقایان) ورود نمی‌کنیم ولی در مورد همسرکشی در خصوص خانم‌ها، از آنجایی که خانم‌ها در خانواده بیشتر مورد خشونت قرار می‌گیرند، برای ما در اولویت هستند.

آیا روند جرائم در خصوص زنان و کودکان امسال به نسبت سال گذشته روند کاهش داشته یا افزایش یافته است؟

بیشتر شده! هر چه قدر خشونت در جامعه بالاتر برود نشان دهنده این است که صبر مردم کم شده است. به خصوص در شرایط کنونی که خانواده‌ها دچار فشار اقتصادی و اجتماعی زیادی هستند، بهرحال این مسئله عدم کنترل خشم همیشه در بین خانواده ها وجود دارد.

سطح فرهنگی و اقتصادی افرادی که منجر به قتل می‌شوند، در چه حدی است؟

در تهران که اغلب حاشیه نشین هستند، ولی متأسفانه در چند سال گذشته شاهد قتل در خانواده‌های سطح بالا هم بودیم.

سطح بالا از چه نظر؟


از نظر اقتصادی، فرهنگی، ولی درصد آن کمتر است.

چند سال است شما در این حوزه فعالیت می‌کنید؟


۱۶ سال، از سال ۸۲ تاکنون.

انگیزه‌تان برای انجام این کارها چه بوده یعنی اصلاً چه شد که به این جور کارها علاقه مند شدید؟!

ما با بچه‌های زیر ۱۸ سال  شروع کردیم. البته نه برای رضایت بلکه وقتی شروع کردیم برای این بود که اعدام زیر ۱۸ ساله‌ها را قطع کنیم زیرا بر اساس کنوانسیون حقوق کودک بچه‌هایی که زیر ۱۸ سال مرتکب جرم می‌شوند، کودک به حساب می آیند ولی بعد از مدتی که این کار را کردیم دیدیم که راه به جایی نداریم البته دستاورد این کار ماده ۹۱ شد که اکنون برای بچه های زیر ۱۸ سال اعمال می‌شود.

چرا به صورت یک NGO، سازمان و تشکل فعالیت نمی‌کنید؟

برای این کار اقدام کردیم ولی در حال حاضر هیچ NGO ثبت نمی‌کنند.

برای کجا اقدام کردید؟


بهزیستی، خیریه‌ها ولی جواب نمی‌دهند.

معمولا NGO را معمولا وزارت کشور ثبت می‌کنند.

آنها که اصلا این کار را نمی‌کنند.

اگر از طرف آنها همکاری صورت گیرد شما حاضرید این کار را ثبت کنید.

بله، البته از یک لحاظ خوب است و ازیک لحاظ خیر. از یک نظر دست و پاگیر است و از طرف دیگر چتر امنیتی دارد.

در این ۲۰ سال پرونده‌ای که در عین سخت بودن برایتان شیرین هم بوده مربوط به کدام پرونده است؟

چند پرونده ای برای ما خیلی سخت بود ولی متأسفانه نتیجه نداد.

حکم اجرا شد؟

بله

کدام پرونده بود؟

دو سه پرونده مربوط به افرادی بود که سن کمی داشتند ( نه زیر ۱۸ سال) که دو پسر با هم دعوا کرده بودند که فرد در اصل مقصر نبود. اما دست آخر حکم اجرا شد و ما هم خیلی به دنبال این پرونده رفتیم ولی متأسفانه به هیچ صراطی مستقیم نشدند.

بچه‌های بزهکاری که شما نجاتشان دادید چند ساله بودند؟

از ۱۶ سال داشتیم تا..  منتهی آن زمانی که پرونده را رسیدگی می کردیم تقریبا نزدیک ۱۸ سال بودند چون در کانون بودند. دختر و پسر ..

زیر ۱۶ سال هم داشتید؟

آن موقع که جرم مرتکب شده بودند ۱۴ و ۱۶سال هم داشتیم الان هم هنوز داریم، هنوز در شیراز پرونده‌ای مربوط به ۱۸ سال قبل داریم.

آن خانواده رضایت ندادند؟

خیلی جالب است که یکی از پسران مقتول خودش وکیل بود و زمانی کارهای حقوق بشری هم انجام می‌داد که نه رضایت می‌دهد و نه قصاص و این فرد هنوز در زندان است و دچار بیماری‌های مختلف شده است.

هر کسی بخواهد این کار را ادامه دهد سختی‌هایی دارد و به مراتب این سختی برای خانم‌ها بیشتر است، شما در این راه با چه مشکلاتی مواجه شدید؟

مشکلات خاصی نداریم. ولی به هر حال رفت و آمد به شهرهای مختلف سختی‌های خودش را دارد. ولی کلاً در کاری که ما در پیش گرفته ایم اگر مردم آگاه‌تر باشند، بیشتر همکاری می‌کنند، از نظر ما سختی این کار فقط وقت‌گیر بودن و بر و بیا برای انجام کار و گرفتن رضایت طرف مقابل است.

همکاری نهادهای ذیربط مانند قوه قضائیه، سازمان زندان‌ها با شما به چه شکلی است؟

با ما همکاری خوبی دارند به خصوص سازمان زندان‌ها در بعضی شهرستان‌ها. مثلا سازمان زندان‌های مشهد همکاری خوبی دارد حتی در برخی موارد برای اینکه بتوانیم لحظه آخر و زمانی که می‌خواهد حکم اجرا شود از طرف رضایت بگیریم ما را داخل زندان راه می‌دهند. در ۲  تا ۳مورد مفید هم بوده، در مشهد پرونده‌های خیلی موفق و خوبی داشتیم.

وقتی شما برای رضایت پدر و مادرها می‌روید بیشترین مطالبات آنها چیست؟ به دنبال پول هستند یا قصاص؟

در مرحله اول و طبیعتا تا لحظه آخر به دنبال قصاص هستند و پافشاری هم می‌کنند، تلاش هم می‌کنند، در هر حال ما تلاش می‌کنیم آنها را به سمت دیه هل بدهیم.

خودتان این کار را انجام می‌دهید یا از طریق تیم مددکار؟

خیر ما تیم مددکار نداریم و خودمان این کار را انجام می‌دهیم. ۵ تا ۶ نفر. یکی از همکاران ما مشهدی است و وقتی به سمت مشهد و شیراز و اصفهان می‌رویم با ایشان کار می‌کنیم و سمت غرب کشور با خانم افسون علیمرادیان می‌رویم که ایشان ۴- ۵ سال است با ما همکاری می‌کند.

بیشترین آزادی را در کدام استان داشتید؟

مشهد

بیشترین بزه در کدام استان بوده؟

کرمانشاه، شمال کشور و گیلان.

بیشتر قتل‌ها، یعنی مواردی مانند "محمدرضا” ناموسی بوده یا دعوا؟

اغلب دعوا است. بعضی دعواها در بچه های کم سن و  سال انجام می شود و بعضی دعواها مانند دعوای زن و شوهری است. پرونده ای داشتیم مربوط به عروسی که ۶ ماه از ازدواجشان می‌گذشت. در جریان یک جر و بحث همسرش یک شی به سمت او پرتاب کرده بود و در مقابل تازه عروس هم چاقو پرت کرده بود. چاقو به ران شوهرش اصابت کرده و هرچه عروس به شوهرش اصرار کرده که به دکتر بروند مخالفت کرده بود و حتی نگذاشته بود که پدر و مادرش هم در جریان ماجرا قرار بگیرد که در نهایت بعد از ۲- ۳ روز منجر به خونریزی داخلی و فوت آقای داماد شد.

برای این قتل دیه گرفتند؟

پرونده خیلی سختی بود، خیلی به خانه مقتول رفتیم و در نهایت در اجرای احکام سه راه آذری جلسه صلح و سازش گذاشتند و در آنجا مادر تازه داماد رضایت داد و الان هم تماس می‌گیرد و از این موضوع هم خیلی راضی است.

در این پرونده ها معمولاً دیه قانونی را می‌گیرند یا طبق تورم دیه بالا می رود؟

معمولاً در برخی موارد اولیای دم به تورم کاری ندارند و هر میزان که بخواهند دیه طلب می کنند. البته متاسفانه از وقتی که سازمان محیط زیست برای محیط بانان پرادخت و جمع آوری دیه‌ میلیاردی را پذیرفت این موضوع رسماً در جامعه جا افتاد و مردم (اولیای دم) هم دیدند وقتی که یک میلیارد جمع می‌شود، الان با هر کسی که وارد بحث می شویم از دیه یک میلیارد، دو میلیارد و سه میلیارد صحبت می کند. اما خوشبختانه رضایت‌هایی‌ که ما توانسته ایم تاکنون از اولیای دم بگیریم بیشتر از ۴۰۰ تا  ۵۰۰ میلیون نبوده که البته بیشتر این مبلغ را خانواده‌ها پرداخت کرده اند.

انتظاری که شما از نهادهای قانونی، قوه قضائیه و دولت دارید چیست؟

مجوز NGO بدهند.

مشکل کار کجاست که نیاز به مجوز دارید؟

متأسفانه برخی خیریه‌ها در این مدت مشکلات قانونی و مالی بوجود آورده اند که باعث شده به شدت جلوی مجوزهای جدید گرفته شود چه بهزیستی و چه NGO وزارت کشور. اخذ NGO از وزارت کشور هم که قواعد و قوانین بسیار سفت و سختی دارد و از طرفی هم اعدام خط قرمز است.

آیا وقتی شما برای گرفتن رضایت می‌روید، خانواده متشاکی با مقتول از شما مجوز می‌خواهند؟

افسون علیمرادیان: ما ترجیح می‌دهیم حداقل برای امنیت خودمان در چارچوب قانون حرکت کنیم چون همیشه همه خوش برخورد نیستند و وقتی ما مجوز از طرف وزارت کشور داشته باشیم این امکان برای ما فراهم می‌شود که از طریق شماره حساب از کمک‌های خارجی برخوردار شویم یا حتی در ایران افراد بیشتری به ما اعتماد می‌کنند. حتی با برخی مجوزها می‌توان کمک‌های دولتی دریافت کرد که این خیلی خوب است هر چند که ما برای طی مراحل اخذ مجوز، کار خودمان را متوقف نکردیم. کارمان را انجام می‌دهیم و برای این مورد هم تلاش می کنیم. در واقع "مجوز” کار را برای جمع آوری پول و سایر کارها هموارتر می‌کند. در حال حاضر پلیس فتا و دادگاه رسانه، در خصوص گروه‌های تلگرامی و اختلافات مالی به وجود آمده بسیار حساس شده‌اند. بالاخره ما هم باید حاشیه امنی داشته باشیم. ما برای ورود به خانه‌ها مرد با خودمان نمی‌بریم ولی تا به حال مشکلی نداشتیم و اعتماد متقابل وجود دارد. اما همیشه همه آدمها خوش برخورد نیستند و به خصوص در برخورد اول گارد می‌گیرند و فکر می‌کنند ما از طرف خانواده‌ها آمدیم. به هر حال وقتی تعدادی خانم را می‌بینند اعتماد می‌کنند و همکاری می‌کنند.

اما با این وجود امیدواریم که مردم روز به روز آگاهی بیشتری نسبت به کاری که ما در پیش گرفته ایم کسب کنند و شاهد قتل های کمتری در جامعه باشیم.

 
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: