کد خبر: ۲۲۳۳۱۲
تاریخ انتشار: ۱۹ خرداد ۱۳۹۸ - ۰۸:۴۳
»
وزیر نفت می‌گوید که نمی‌خواهد امروز رجز بخواند، چراکه اکنون وقت رجزخوانی نیست، اما تاکید می‌کند که آتش توپخانه رفقای زنجانی شدید است و وزارت نفت نیز در حد توان خود می‌تواند به این حملات پاسخ دهد./ نمی‌گذارم پول مردم را ببرند/ فضا را برای "بابک زنجانی"ها باز نمی‌کنم/ نمی‌خواهم به زندان بروم/ ناچار شوم اسرار زیادی درباره کرسنت فاش می‌کنم
بیژن نامدار زنگنه؛ زاده 1 تیرماه 1331 کرمانشاه است، تحصیلات ابتدایی و دوره اول متوسطه را در زادگاه خود گذرانده و دوره دوم متوسطه تا اخذ دیپلم را در تهران به پایان رساند، وی فعالیت سیاسی خود را نیز از سال ۱۳۵۹ در کابینه شهید محمدعلی رجایی، در جایگاه معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی آغاز کرد و در دولت‌های سوم و چهارم به نخست‌وزیری میرحسین موسوی، ۵ سال وزیر جهاد سازندگی و یک سال نیز وزیر نیرو بود، همچنین در کابینه دولت مرحوم آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی، ۸ سال به‌عنوان وزیر نیرو فعالیت کرد و در دولت‌های هفتم و هشتم به ریاست محمد خاتمی نیز ۸ سال عهده‌دار وزارت نفت بود.

وزیر نفت دولت یازدهم و دوازدهم که بیست و هشتمین سال وزارت خود را پشت سر می‌گذارد به جهت سابقه طولانی در مدیریت کلان اجرایی و وزارت در وزارتخانه‌های دولت‌های مختلف به "شیخ الوزراء" مشهور شده است، او که برخی از اجدادش نیز در دوران صفویه وزیر بوده‌‌اند در مقابل سوال خبرنگار مبنی بر اینکه "پس شما وزیرزاده هستید؟" با لبخندی سکوت می‌کند و از دغدغه‌هایش برای کشور و فروش نفت در شرایط سخت اقتصادی کنونی می‌گوید.

جِدی‌ترین وزیر کابینه روحانی یا همان زنگنه از سختی‌های فروش نفت در شرایط تحریم که به تعبیر او از زمان جنگ تحمیلی نیز سخت‌تر بوده می‌گوید و درباره خشونت، نامهربانی‌ها و دشمنی‌های‌مان نسبت به یکدیگر و اینکه فراموش کرده‌ایم دشمن ما آمریکا و اسرائیل هستند هشدار می‌دهد و حرف و حدیث‌هایی همچون اینکه بیژن زنگنه اهل رفیق بازی و باندبازی است را تهمت و افترا از سوی افرادی می‌داند که او دستشان را از خرید و فروش نفت کوتاه کرده است و به زعم خودش نسبت به پول وزارت نفت طمع دارند.

وزیر نفت درباره حرف و حدیث‌ها پیرامون قرارداد توتال و اینکه چرا ضمانت نامه لازم از این شرکت فرانسوی برای حضور در فاز 11 پارس جنوبی اخذ نشده است می گوید " متأسفانه باید دو امضا زیر هر قراردادی باشد که فقط یکی از این امضاها متعلق به ماست و طرف مقابل هم قبول نمی‌کند، ما فقط پدر دامادیم و پدر عروس هم باید در عقد موافق باشد".

خانه ملت در گفت‌وگوی مشروح خود با این وزیر پرسابقه و باتجربه که بیش از دو ساعت به طول انجامید، به موضوعاتی چون تهدید زنگنه توسط بابک زنجانی، نحوه فروش نفت در دوره تحریم ها، شرایط ایران در اوپک، قرارداد کرسنت، قرارداد میدان گازی فرزاد B، میزان ثروت شیخ الوزراء و مفاد نامه 72 نماینده مجلس پرداخته است.

بخش‌های مهم این مصاحبه:

7 نفر زیر تصمیمات فروش نفت را امضاء می کنند

نه تنها ما مدت‌هاست آرایش جنگی گرفته‌ایم بلکه درگیر جنگیم

تا روزی که تحریم‌ها برداشته شود درباره میزان فروش نفت چیزی نمی‌گویم

اهل رفیق‌بازی و برگزاری به اصطلاح، گعده نیستم

ناچار شوم اسرار زیادی درباره کرسنت فاش می‌کنم

نفت سلاح نیست

هیچ کس نمی تواند خلاء نفتی ایران را جبران کند

تنها سازمان جهان سومی‌ها که در آن حرفی برای گفتن دارند، اوپک است

چین بعد از ماه می هیچ نفتی از ایران برداشت نکرده است

مشروح این گفت‌وگوی تفصیلی در ادامه آمده است؛

آقای زنگنه جنابعالی که سال‌هاست سکان وزارت نفت را در دست دارید، از کار خسته نشده‌اید؟ بهتر نیست فرد جوانی در راس این وزارتخانه قرار گیرد؟

نه خسته هستم و نه پیر


خسته نیستم چراکه در حال حاضر روزی 17 تا 18 ساعت کار می‌کنم و در شرایط کنونی که جنگ شدید اقتصادی هستیم، انگیزه بسیاری دارم اما با قرار گرفتن فرد جوانی در راس وزارت نفت موافق بودم، هرچند جوانی، تنها به سن نیست بلکه به قول مقام معظم رهبری، به روحیه جوانانه بستگی دارد. زمان تشکیل دولت دوازدهم به آقای روحانی بسیار اصرار کردم که برای وزارت نفت، فرد جوانی انتخاب کند، بنده نیز کمک خواهم کرد، اما آقای رئیس‌جمهور نپذیرفتند. من در طول عمر کاری خود، هرگز اقدام‌کننده و متقاضی برای پذیرش مسئولیتی نبوده‌ام، این مسئولیت بوده که آمده و من هم پذیرفته‌ و کار کرده‌ام. اکنون هم نه خسته هستم و نه پیر به آن معنا که روحیه و شادابی کاری نداشته باشم.

قدرت ریسک پذیری‌تان کم نشده است؟

ریسک‌پذیری مسئله‌ای دیگر است. در تحریم‌های فعلی شخصا می‌توانستم شلوغ وپلوغ و پر سرصدا کار ‎کنم و اختیارات بسیاری برای خود از حاکمیت بگیرم، اما با این وجود قانونمند کار می‌کنم وبرای هر کار جدیدی مصوبه می‌گیرم و طبق آن عمل می‌کنم به نحوی که همه بزرگان، مطلع باشند و بدانند چه تصمیماتی می‌گیریم. در بحث فروش نفت در دوران تحریم‌ها و یا با شیوه جدید، 7 نفر زیر تصمیمات را امضاء می کنند که یکی از آن امضاءها از وزارت نفت است و 6 امضاء آن از جاهای دیگر.

بزرگترین ریسک در کار ما این است که نفت را به کسی بفروشیم، اما ندانیم که پولش برمی‌گردد یا خیر!

بالاخره قدرت ریسک‌پذیری‌تان کم شده است یا نه؟

ریسک‌پذیری یعنی چه؟ فقط خیلی سربسته می‌توانم اشاره کنم و بگذرم که اگر بخواهم ریسک‌پذیری را معنا کنم باید بگویم؛ بزرگترین ریسک در کار ما این است که نفت را به کسی بفروشیم، اما ندانیم که پولش برمی‌گردد یا خیر!

نمی‌خواهم به زندان بروم!

آقای وزیر برخی می‌گویند؛ شما نمی‌خواهید مصیبت‌ زندان پس از دوره وزارت را به جان بخرید و این موضوع سبب کندی کارها و پایین آمدن قدرت ریسک شما شده، آیا شما با این تحلیل موافقید؟

شما حاضرید به زندان بروید؟! چه کسی حاضر است کار و خدمت کند و پس از آن به زندان برود؟ هیچ کس نمی‌خواهد به چنین مرحله‌ای برسد، در مورد همکاران من هم نباید به این شکل باشد و باید آن‌ها امنیت کافی داشته باشند. ما اکنون در وزارت نفت فعالیت‌های بسیاری انجام می‎دهیم که نمی‌گویم خلاف قانون است اما از رویه‌های متعارف خارج است که در مورد انجام این کارها اجازه گرفته‌ایم و تصمیمات در یک گروه می‌شود و برای همه تصمیمات مصوبه داریم. باید کار را با دقت و حوصله پیش برد نه با عجله، البته این تامل سبب نمی شود که در انجام کارها تأخیر کنیم.

می‌گویند اخیراً شما اختیارات بسیاری از سران سه قوه گرفته‌اید، درست است؟

این را آقای ضرغامی (ریس سابق صدا و سیما) گفته بودند، من هم شنیده‌ام اما نمی‌دانم این اختیارات تام که به من داده‌اند، چیست!؟

نمی خواهم امروز رجز بخوانم، الآن وقت رجزخوانی نیست

شما تأکید داشتید که وزارتخانه آرایش جنگی دارد اما عده‌‌ای معتقدند هنوز اینگونه نیست، منظورتان از آرایش جنگی چیست؟

بنده اصطلاح آرایش جنگی را نگفتم، آن شخصی که گفته باید بگوید منظورش چیست؟! من این حرف را در پاسخ آقای ضرغامی نوشتم که اگر بخواهم با ادبیات ایشان صحبت کنم، می‌گویم نه تنها ما مدت‌هاست آرایش جنگی گرفته ایم بلکه درگیر جنگیم.

منتها نباید بگویم این جنگ چطور است؟ البته نمی‌خواهم امروز رجز بخوانم چراکه الان وقت رجز خوانی نیست. نمی‌توانم یکسری مسائل را افشا کنم. بعضی‌ها می‌خواهند با فشار آوردن من را در یک موضعی قرار دهند که برخی از فعالیت‌های‌مان را افشا کنم.

امروز خیلی فکر کردم که بعضی حرف‌ها را بگویم یا نگویم حتی با برخی از همکاران مشورت کردم و اکثراً گفتند این مسائل را مطرح نکنم چراکه می‎‌تواند به ضررمان تمام شود.

شرایط فعلی از جنگ تحمیلی هم سخت‌تر است

در یکی از سخت‌ترین مقاطع تاریخی پس از 40 سال قرار داریم، به نظر شما شرایط فعلی چه تفاوتی با جنگ تحمیلی دارد؟

شرایط فعلی سخت‌تر است، البته در زمان جنگ، بنده وزیر نفت نبودم بلکه مسوولیت وزارت جهاد سازندگی را بر عهده داشتم بنابراین باید بگویم؛ فرق این دوره با زمان جنگ در این است که آن زمان اگر صدام بمباران نمی‌کرد ما می‌توانستیم هر میزان، نفت مورد نظر خود را بفروشیم، از نظر تامین کشتی نیز مشکلی نداشتیم و البته می‌توانستیم پول نفت را از هر بانکی در جهان دریافت کنیم و با آن، هر کالایی را هم خریداری کنیم اما اکنون فروش نفت، تامین کشتی و جا به جایی پول و حتی خرید بسیاری از کالاها با مشکل رو به رو شده است. این دوره از تحریم حتی با تحریم دوره‌ گذشته هم بسیار متفاوت است، درواقع شدیدترین تحریم‌های سازمان یافته تاریخ ، علیه ملت ایران اعمال و تجربه می‌شود، بنابراین باید بدانیم با چه جنگ شدیدی درگیر هستیم. اگر این شدت و سختی درک نشود -که به نظرم برخی‌ها آن را درک و حس نمی‌کنند- دچار ارزیابی‌های غلط می‌شویم.

پس از حذف معافیت‌های نفتی برای کشورهای خریدار نفت ایران، فروش‌ نفت کشورمان به چند بشکه رسیده است؟

من در مورد عدد نه در دوره قبل و نه در حال حاضر چیزی نمی‌گویم تا روزی که ان شاء الله تحریم‌ها برداشته شود.

پس کاهش داشته‌ایم؟

من چیزی نمی‌گویم.

بعید می‌دانم بابک زنجانی توان پرداخت بدهی های وزارت نفت را داشته باشد

در مدت اخیر اظهارات بابک زنجانی نیز بسیار پر سر و صدا شد، تاکنون چه میزان از بدهی‌های او به وزارت نفت پرداخت شده است؟

طبق گزارش کارشناسی، اموالی که طی سال‌های گذشته ارزیابی شده حدود 2هزار میلیارد تومان می‌شود که البته مبلغ ارزیابی 600 میلیون دلار با نرخ دلار آن زمان بود، این اموال در اختیار وزارت نفت است اما متأسفانه فروش نرفته است هرچند می‌خواهیم آن‌ها را بفروشیم چراکه به پولش احتیاج داریم، باقیمانده طلب وزارت نفت به جز بهره آن بیش از 2 میلیارد دلار است و زنجانی باید این مبالغ را پرداخت کند، البته بعید می‌دانم چنین پولی نیز داشته باشد، پول دارد اما نه در این حد و اندازه، چراکه اکنون 2هزار میلیارد دلار می‌شود 25 هزار میلیارد تومان که به یقین زنجانی چنین پولی ندارد.

زنجانی حرف‌های عجیب و غریبی می‌زند!

از شرکای خارجی بابک زنجانی خبری نیست؟

به احتمال زیاد شرکایی در خارج وجود ندارند. البته کارگزارانی دارد ولی شریک معنا و مفهوم دیگری دارد. به نظرم این مسائل جنگ روانی است و می‌خواهد فشار بیاورد که اگر مثلاً در فلان بانک حساب باز کنید پول می‌دهند، البته بانکی که برای باز کردن حساب پیشنهاد داده 10 میلیون دلار سرمایه‌اش است و 200میلیون دلار بدهی دارد. آن هم در یک کشور بسیار کوچک، اما سوال این است چطور می‌توان در این بانک حساب باز کرد مانند اینکه بخواهی در کوزه کوچک ، یک دریاچه را جا بدهی. زنجانی حرف‌های عجیب و غریبی می‌زند!

گروه های همسو با زنجانی می‌خواهند نفت را زمین بزنند

آقای زنگنه برخی‌ افراد و گروه‌های همسو با زنجانی این روزها بی‌محاباتر از گذشته به وزارت نفت می‌تازند، ارزیابی شما چیست؟

بخش اصلی کار ما در مقابل این مسائل تحمل، صبوری و حوصله است، چاره‌ای نیست. آن‌ها اکنون می‌خواهند نفت را زمین بزنند و اگر نفت را زمین بزنند کشور را زمین زده‌اند چراکه بخش مهمی از کشور به نفت وابسته است. نفت و دیپلماسی دو بخش مهم برای کشور در کنار بانک مرکزی به شمار می‌آیند، البته باید پولی باشد تا بانک مرکزی عملیاتی‌اش کند، منظور پول نفت، پتروشیمی، گاز و... است، بخش مهمی از صادرات غیرنفتی ایران نیز در حوزه پتروشیمی است.

آتش توپخانه رفقای زنجانی شدید است

اگر بتوانند نفت را زمین بزنند برای‌شان اتفاق خوبی افتاده است و اکنون عده‌ای با به کارگیری بعضی رسانه ها براین اساس عمل می‌کنند، البته ما نیز در حد توان خود پاسخ می‌دهیم اما آتش توپخانه آن‌ها شدید است.

بانک معرفی شده توسط بابک زنجانی، بانک بی‌اعتباری است

ظاهرا دادستان به تازگی وزارت نفت را ملزم کرده تا اسناد و مدارک برای بازپرداخت بدهی بابک زنجانی در اختیار این نهاد قرار بدهید، علت 5 ماه تاخیر وزارت نفت در این کار چیست؟

چنین موضوعی نبوده، اصلا بحث اسناد و مدارک در کار نیست، آقای دادستان یا معاون دادستان نظرشان این بوده که برای اتمام حجت، یک حساب در خارج باز شود که بابک زنجانی پول‌های ادعایی خود را واریز کند که ما هم از بانک مرکزی درخواست کردیم که اجازه افتتاح حساب بدهد البته بانک مرکزی معتقد است که این بانک معرفی شده توسط اقای بابک زنجانی، بانک بی‌اعتباری است و قرار بر این بوده که اگر پول به فرض بسیار ضعیف هم به این حساب واریز شد، زمانی تسویه حساب شود که پول به حساب مورد نظر دولت ایران و بانک مرکزی و شرکت نفت واریز شود.

سعی می‌کنم در زیر بال و پر خودم، جوان‌هایی را رشد دهم و بالا بیاورم

شما حوزه راهبردی منابع انسانی را به دو جوان واگذار کردید که هیچ کدام سابقه‌ای در وزارت نفت ندارند و این موضوع باعث نارضایتی بدنه وزارتخانه و پایین آمدن راندمان کاری شده است، ماجرا از چه قرار است؟

من ایجاد یک جریان جوانگرایی را در وزارت نفت در نظر داشتم، بنابراین نه تنها این تفکر و کار را رد نمی‌کنم بلکه جزو افتخارات خود می‌دانم، سنی از من گذشته و سابقه طولانی در نفت دارم، حدود 22 سال پیش در حوزه نفت وارد شدم. بالاخره سعی می‌کنم در زیر بال و پر خودم، جوان‌هایی را رشد دهم و بالا بیاورم و این افراد صاحب اعتبار شوند و کار کنند. بالاخره باید افراد جوان سر کار باشند یا سالخورده؟

یک عده در وزارت نفت بازنشسته شدند و برخی برای من مطالبی نوشتند تحت این عنوان که "تو با بازنشسته کردن این افراد با آنها تسویه‌حساب سیاسی کرده‌ای". در حالی که مجلس این قانون را تصویب کرد و شخصا مخالف آن بودم اما پس از تصویب قانون، دستگاه‌ها باید قانون را اجرا کنند، براساس این قانون، بسیاری از معاونان وزارتخانه که بازنشسته بودند، از ادامه خدمت باز ماندند و من به حکم قانون عمل کردم، البته هر روز پس تصویب این قانون از دیوان محاسبات و سازمان بازرسی کل کشور از ما سوال می‌کردند که برکناری مدیران بازنشسته وزارت نفت چه شد؟

می‌توانید این افراد جوانان را که بر روی آن‌ها سرمایه‌گذاری کرده‌اید را معرفی کنید؟

آقای دکتر مینو معاون منابع انسانی وزارتخانه، فرد جوانی است. ایشان دارای مدرک تحصیلی مهندسی صنایع هستند و در رشته حسابداری و در آخر هم در برنامه‌ریزی استراتژیک دکتری دارند. بعد هم به وزارت نفت آمده و 17 سال سابقه کار دارند و اگر بخواهیم فردی با 30 سال سابقه منصوب کنیم که دیگر جوان نیست، پیرمرد و یا پیرزن است. ایشان مسئول معاونت منابع انسانی است و کارهای بسیار خوبی هم انجام داده است. همچنین خیلی‌ها می‌گویند من دستیار جوانی دارم که ایشان هم نزدیک به 40 سال سن دارد و 6 سال هم در وزارت نفت سابقه دارد و همزمان با ورود من به وزارتخانه آمده است اما ایشان تعیین‌کننده مسائل نیروی انسانی نیست و صرفا در بعضی از شوراهای بررسی‌کننده مسائل مرتبط با منابع انسانی حضور دارند و نقش ایفا می‌کنند.

عده‌ای از سال 92 همزمان با ورود من به وزارت نفت با تمام قدرت علیه من کار کردند و هنوز هم فعالیت می‌کنند

ما کار بسیار خوبی را سال گذشته با این تیم جوان برای سامان‌دهی وضعیت حقوق نیروهای مدت موقت انجام دادیم که کار بسیار مهمی بود و نزدیک به 40هزار نیرو از آن متأثر بودند، امسال هم به این موضوع خواهیم پرداخت و در مرحله بعد برای نیروهای پیمانکاری کار خواهیم کرد.

بخشی از این حرف‌ها که می‌گویند؛ کار را به دو جوان بی‌تجربه واگذار کرده‌ام، بی‌انصافی است و بخشی دیگر هم به این دلیل است که یکی از فردی خوشش می‌آید یا نمی‌آید. اصل ماجرا این است که عده‌ای از سال 92 همزمان با ورود من به وزارت نفت با تمام قدرت علیه من کار کردند و هنوز هم فعالیت می‌کنند، البته حرف‌های‌شان هم خیلی عوض نشده همان حرف‌هایی که آن موقع می‌زدند اکنون نیز تکرار می‌کنند، شاید حق‌شان هم باشد اما می‌خواهم بگویم چیز جدیدی نیست.

شما گفتید آن دستیارتان نزدیک به 6 سال سابقه کار دارند، طبق آیین‌نامه خود وزارتخانه باید اعضاء سابقه 15 ساله داشته باشند.

این سابقه 15 ساله برای عضویت در هیأت مدیره شرکت نفت است که وزیر این اختیار را دارد که یک سوم این افراد را هم با اختیارات خود انتخاب کند.در حالی که دستیار مورد اشاره در هیات مدیره شرکت نفت عضویت ندارد.

نه باندبازم، نه رفیق باز

می‌گویند زنگنه اهل رفاقت و باندبازی هستید به همین دلیل می‌خواهد تیم خودش را داشته باشد، چقدر با این حرف موافقید و اصولا شما در وزارت نفت چه سنجه‌هایی برای انتخاب افراد توانمند دارید؟

یکی از مشکلات و دلایلی که من آسیب می‌بینیم این است که اهل رفیق‌بازی و برگزاری به اصطلاح، گعده نیستم! تمام دوستانم افرادی هستند که در حین کار و در محیط کاری با آن‌ها آشنا شد‌ه‌ام و به توانمندی و شخصیت آن‌ها واقف و علاقه مند شده ام بنابراین من نه باندبازم، نه رفیق باز، اما همیشه تیمی را برای خودم ترتیب می دهم که بتوانند با من کار کنند و با هم هماهنگ باشیم.

وقتی مربی برای تیمی مانند تیم ملی فوتبال ارنجی را تنظیم می‌کند، نمی‌آید به هر باشگاهی سهمیه بدهد که دو تا از این باشگاه و دو تا از آن باشگاه بیایند، این طور، تیم ملی نابود می‌شود. او توانمندی افراد را می‌بیند و متناسب با آن‌ها کار می‌کند. افرادی که با من کار می‌کنند نیز باید بتوانند خیلی کار کنند چراکه من از اول وقت صبح می‌آیم و شب ها هم جزو آخرین نفراتی هستم که از وزارتخانه می‌روم. این دوره ، پنجشنبه و جمعه‌ها هم سرِ کار هستم و تعطیلی ندارم. می‌خواهم افرادی به عنوان همکار داشته باشم که واقعا کار کنند و هر وقت به آن‌ها تلفن زدم تلفنشان خاموش و خارج از دسترس نباشد و قدرت خلاقیت و ریسک‌پذیری در حد خودشان داشته باشند و بتوانند کار خود را درست انجام دهند و فهم درست از سیاست ها داشته باشند.

افرادی که خارج از وزارتخانه آورده ام یک ون هم نیستند چه برسد به مینی‌بوس و اتوبوس

پس می‌توان انتخاب‌های خارج از وزارتخانه شما را اینطور توجیه کرد؟

انتخاب‌های خارج از وزارتخانه‌ی من بسیار محدود است، در شرکت نفت فقط آقای کرباسیان بوده که ایشان نیز در صنعت نفت سابقه داشته، در سال 76 که وزیر بودم ایشان معاونم بودند، از طرفی ایشان مسائل بنگاهداری را در سطح بالا می‌فهمد و درک درستی از اقتصاد دارد و در سطح نظام قابل اعتماد است. من فقط چند نفری را خارج از وزارتخانه آورده‌ام که تعدادشان بسیار محدود است، یک ون هم نیستند چه برسد به مینی‌بوس و اتوبوس و اکثر همکارانم، کارمندان نفت هستند.

اصلا نمی‌توان در وزارت نفت فردی را از بیرون آورد چراکه تا وارد شود و کار را یاد بگیرد دوره کاری تمام می‌شود و ما فرصت نداریم، درواقع باید کسی بیاید که تا پشت ماشین می‌نشیند بتواند تریلی را راه ببرد و نه اینکه ماشین را چند بار به گاردریل بزند و یا در جوی آب بیاندازد.

از ساماندهی حقوق‌ها در وزارت نفت صحبت کردید، برنامه‌‌تان در مورد اصلاح و ارتقاء وضعیت نیروهای قراردادی‌، پیمانی‌ و باقی اعضای این وزارتخانه چیست؟

سال گذشته در مورد وضعیت قراردادی‌ها تغییرات جدی ایجاد کردیم که براساس نظرسنجی‌هایی که با خودشان انجام شد در مجموع رضایت‌شان جلب شده و متوجه شدند که مدیریت وزارتخانه به فکر آن‌ها است. به عنوان مثال بیمه تکمیلی یکی از کارهای مهمی است که موجب کاهش هزینه وکاهش دغدغه آن‌ها شد.

حقوق‌ها را نیز به دو شکل بالا بردیم؛ یکی حقوق همه را بالا بردیم و همچنین دوباره حقوق آنهایی را که در کارخانه‌ها و واحدهایی مانند سکوها، کارخانه‌های تقویت فشار گاز، کارخانه‌های NGL‌، واحدهای بهره‌برداری نفت ویا پالایشگه های گاز کار می‌کردند، در حد توانایی مالی نفت، بالا بردیم.

همچنین برای پیمانکاران هم کار خواهیم کرد.اما به دلیل اینکه هنوز طراحی آن تمام نشده نمی‌توانم چیزی بگویم البته پیمانکاران، کارگر ما نیستند و پیمانکارند اما در مورد حقوق پیمانکاران هم می‌توانیم بگوییم اینطور پرداخت انجام شود و بعد ما هم قراردادهای‌مان با پیمانکاران را در همان چارچوب اصلاح کنیم.

چرا در 8 سال 100 هزار نیرو به وزات نفت اضافه شد؟


می‌گویند شما اهمیت و ارزش نیروهای قراردادی را کم می‌بینید؟ چرا؟

بله گاهی برخی به من می‌گویند که اهمیت و ارزش نیروهای قراردادی را کم می‌بینم اما باید توضیح دهم که در سال 1384، وزارت نفت 84 هزار نیروی رسمی و 53 هزار نیروی پیمانکار داشت که مجموع آن 138 هزار نیرو می‌شود، اما زمانی که در سال 92 به وزارتخانه برگشتم و بسیاری از پالایشگاه‌ها و پتروشیمی‌ها واگذار شده بودند و درواقع باید نیروهای نیروهای وزارت نفت کم شده باشند اما تعداد نیروهایی که به من دادند 217 هزار نفر بود! این یعنی چه؟ حتی قسمتی از این صنعت توسعه پیدا نکرده بود و اتفاقی در آن نیفتاده بود، چطور یک دفعه 80 هزار نفر نیرو به آن اضافه شده است؟!. چطور این اتفاق افتاده بود در حالی که 15 الی 20 هزار نفر از آن خارج شده بودند؟!، بدین معنا که در این 8 سال 100 هزار نیرو به وزات نفت اضافه شد. این یعنی چه؟ چرا 100 هزار نیرو به نفت اضافه شد در حالی که این وزارتخانه با همان تعداد نیروی قبلی اداره می‌شد و مشکلی در اداره نداشت و جالب آنکه در همان دوره که در نفت بودم اعتقاد داشتم که نیروها سازماندهی درستی نشده‌اند.

همچنین اگر زمانی تصمیم به استخدام رسمی بگیریم که باید برای آن آگهی و اعلان عمومی کنیم، از نظر من باید به نیروهای قراردادی اولویت داده شود.

نمی‌توان مشکل بیکاری در کشور را از طریق استخدام در دولت حل کرد


وضعیت استخدام و اشتغالزایی در این وزارتخانه چگونه است؟

معتقدم نمی‌توان مشکل بیکاری در کشور را از طریق استخدام در دولت حل کرد، این موضوع را در مجلس هم گفتم. در توان دولت نیست. با اضافه شدن کارمند، دولت و ملت هر دو زمین می‌خورند و بعد هم مشکلات درست می‌شود. زمانی که نیروی بسیاری در جایی وجود داشته باشد به جای اینکه کار را بهبود ببخشند آن را ضعیف می‌کنند یعنی چند نفر در روز 2 تا 3 ساعت کار کنند، اما آن‌ها که در واحدهای عملیاتی هستند ناچارند خیلی بیشتر کار کنند.

بسیاری معتقدند به دلیل آنکه بخش خصوصی چندان به پرسنل خود توجه نمی‌کند جوان‌ها علاقمند به کار در دستگاه‌های دولتی هستند تا مزایای بیشتری کسب کنند، نظر شما به عنوان یک فردی که سالها در دولت بوده چیست؟

ممکن است این طور باشد، اما به‌ هرحال همه در ایران می‌خواهند کارمند بخش دولتی باشند. کارمند دولت بودن برای افرادی که اهل ریسک نیستند شغل بسیار خوبی است، چراکه یک حقوقی را همیشه دریافت می کنید و کسی هم تا آخر بیرونت نمی‌کند و شغلت تا همیشه هم هست.

باید ببینیم در دنیا چه کارمی‌کنند؟ هرچند همیشه می‌گویند؛ کدام کار ما به دنیا شبیه است که این یکی باشد؟ به همین دلیل من در مدتی که هستم حتی یک نفر را هم بیرون نکردم، دلم هم نمی‌آید اما اینکه مجدد 20 هزار نیرو جذب کنم هم انصاف نیست، آن هم به چه شکلی، سفارش! بنابراین اگر قرار باشد نیرو بگیریم باید به روالی باشد که برای همه مردم شرایط یکسان فراهم شود.

نخبه‌ها چه کار کنند و البته افرادی که سن‌شان بالا می‌رود؟

نخبه‌ بحث دیگری است که باید کارهایی برای آن‌ها در سطح کشور انجام شود. البته نخبه اگر نخبه باشد بیکار نمی‌ماند.

نه بچه‌ها و نه همسرم کارمند دولت نیستند

انتقادی در این بخش مطرح می‌شود مبنی بر اینکه معمولا مسئولان و مدیرانی که خود و فرزندان‌شان کار دولتی دارند به مردم می‌گویند کار دولتی بد است.

من فقط خودم کار دولتی دارم و دوباره به سر کار برگشته‌ام اما نه بچه‌ها و نه همسرم کارمند دولت نیستند.

نمی‌توان شرکت نفت را به دست هر کسی داد

به آقای کرباسیان اشاره کردید، یکسری از افراد انتقادی را مطرح می‌کنند مبنی بر اینکه آقای علی کاردر(مدیرعامل سابق شرکت نفت) بازنشسته شد و آقای زنگنه