کد خبر: ۲۲۱۴۲۸
تاریخ انتشار: ۰۸ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۳:۲۳
پوتین و شی جین پینگ به کمک ایران می آیند؟
در حال حاضر، روسیه، چین و ترکیه با تحریمهای آمریکا مخالف هستند و این امر به تهران اجازه تنفس اقتصادی و دور از خطرات این تحریمها را می دهد. در ادامه، ایران تلاش می کند یک منظومه اقتصادی با سه دولت مذکور ایجاد کند تا در نتیجه باعث شکست واشنگتن و سیاستهای اقتصادی آن در منطقه شده و ترامپ را در دام توهماتش ساقط کند.
حسن مرهج در رای الیوم نوشت:  سیاست آمریکا در قبال خاورمیانه و بویژه ایران، وارد فاز تازه ای شده که حکایت از افزایش تنش در دو سطح منطقه ای و بین المللی دارد؛ چرا که دولت آمریکا سیاستهایی را در پیش گرفته است که همگان می دانند در نهایت منجر به وقوع جنگی می شود که منطقه را به سمت پایانی غیر قابل پیش بینی سوق می دهد. همانطور که دونالد ترامپ به صراحت جنگ اقتصادی علیه ایران را اعلام کرد؛ امری که حسن روحانی را بر ان داشت تا پاسخ مستقیمی به تصمیمات ترامپ داده و مستقیما تهدید به بستن تنگه هرمز کند.

به گزارش اعتدال؛ در ادامه این مطلب آمده است: ترامپ، ایران، قدرت و تاثیر منطقه ای و بین المللی آن را در لیست اهداف خود قرار داده و در این مورد، بر رخدادهای قدیمی تکیه دارد، از جمله گروگانگیری کارمندان سفارت آمریکا در تهران، در سال 1979، تا انفجار مقر نیروهای آمریکایی در بیروت در سال 1983.

با این حال، حماقتهای استراتژیک ترامپ در چگونگی توجیه سیاستش در قبال ایران، همچنان پیچیده باقی مانده است. اما در مقابل،  تهران کاملا متوجه خطر شده است. بویژه آنکه دولتهای خلیج فارس نیز با اقدامات امریکا همراهی می کنند. این در حالی است که روسیه نگران پیامدهای سیاست آمریکا در منطقه است و فراموش نمی کنیم که اسرائیل در انتظار برای تماشای نتیجه تحولات است.

به نظر می رسد که ایران اماده امتیاز دهی در مورد پرونده توافق هسته ای نیست. موضع ایران از تمسک دولتهای اروپایی به این توافق سرچشمه می گیرد. علاوه بر اینکه برنامه های موشکی ایران، باعث برانگیخته شدن خشم تل آویو و واشنگتن شده است. این مسائل نشان می دهد که سلاح استراتژیک تهران منحصر به بخش نظامی نمی شود، بلکه وقایع سیاسی که ایران در منطقه براساس آن پیش می رود، واشنگتن را از دایره تاثیر سیاسی و نظامی خارج نموده است. حضور آمریکا در منطقه کاهش یافته است؛ این نکته بسیار واضحی است که تعدادی از فاکتورها در آن نقش داشته اند. اما نمی توان در مورد علت کاهش نقش آمریکا در خاورمیانه تنها بر آن تکیه کنیم، بلکه می توان گفت انتقال ثقل استراتژیک آمریکا به خاور دور، یعنی دریای چین و مدیترانه، برای مقابله با نفوذ چین، عقب نشینی نظامی از عراق، امضای توافق هسته ای با تهران، تردید در استفاده از قدرت علیه اسد، پس از عبور او از خطوط قرمز واشنگتن، که در دوره ریاست جمهوری اوباما اتفاق افتاد، همگی عواملی است که به عقیده برخی تحلیلگران، باعث کاهش قدرت آن در اثرگذاری بر منطقه خاورمیانه شد.

بوضوح به نظر می رسد که قدرت محور ایران و هم پیمان استراتژیکش، روسیه، سیاست آمریکا و پرونده های آن در منطقه را با دشواری مواجه کرده است.

بر این اساس، روسیه در کنار ایران، از دو نقطه وارد عمل شده، اول، بازداشتن واشنگتن از توسعه نفوذ در خاورمیانه و دوم، درک مسکو از اینکه موفقیت واشنگتن در تحمیل سیاستهایش بر دیگر کشورها و منطقه، بی شک منجر به تسری آن، برای محاصره روسیه و سیاستهای منطقه ای و بین المللی این کشور می شود. همانطور که روسیه می داند ایران، حامی اصلی سیاستهای متوازن و معتدل روسها در منطقه است و صرفنظر از رابطه روسیه و اسرائیل، پیوندهای مشترک زیادی وجود دارد که رابطه استراتژیک طولانی مدت بین مسکو و تهران، بر اساس آن استوار است.

اگر نظری داشته باشیم به قدرت عبور ایران از تحریمهای اقتصادی که پیش از اینها علیه آن اعمال شده است، سلاح تحریمهای آمریکا علیه ایران، هرگز موفق نمی شود. علاوه بر اینکه در حال حاضر، روسیه، چین و ترکیه با تحریمهای آمریکا مخالف هستند و این امر به تهران اجازه تنفس اقتصادی و دور از خطرات این تحریمها را می دهد. در ادامه، ایران تلاش می کند یک منظومه اقتصادی با سه دولت مذکور ایجاد کند تا در نتیجه باعث شکست واشنگتن و سیاستهای اقتصادی آن در منطقه شده و ترامپ را در دام توهماتش ساقط کند.


ایران، دلیل جدایی بن سلمان از پوتین؟

Axios نوشت: تصمیم‎ ‎ترامپ‎ ‎برای‎ ‎تمدید‎ ‎نکردن‎ ‎معافیت‎ ‎های‎ ‎خریداران‎ ‎نفت‎ ‎ایران‎ ‎پس‎ ‎از‎ ‎دوم‎ ‎می، ‎ ‎موجب‎ ‎افزایش‎ ‎بهای‎ ‎نفت‎ ‎خام‎ ‎در‎ ‎بازار‎ ‎شد‎ ‎اما‎ ‎ترامپ‎ ‎و‎ ‎پومپئو‎ ‎به‎ ‎فعالان‎ ‎بازار‎ ‎اطمینان‎ ‎دادند‎ ‎که‎ ‎عربستان‎ ‎و‎ ‎امارات‎ ‎با‎ ‎افزایش‎ ‎تولید‎ ‎خود، ‎ ‎کمبود‎ ‎عرضه‎ ‎ناشی‎ ‎از‎ ‎توقف‎ ‎صادرات‎ ‎ایران‎ ‎را‎ ‎جبران‎ ‎خواهند‎ ‎کرد‎.

 در ادامه این مطلب آمده است: این‎ ‎برنامه‎ ‎موجب‎ ‎می شود‎ ‎عربستان‎ ‎سعودی‎ ‎از‎ ‎توافقی‎ ‎که‎ ‎ماه‎ ‎دسامبر‎ ‎با‎ ‎همراهی‎ ‎سایر‎ ‎اعضای‎ ‎اوپک‎ ‎و‎ ‎روسیه‎ ‎برای‎ ‎کاهش‎ ‎عرضه‎ ‎منعقد‎ ‎کرد‎ ‎و‎ ‎موجب‎ ‎افزایش‎ ‎‏۳۷‏‎ ‎درصدی‎ ‎بهای‎ ‎نفت‎ ‎در‎ ‎سال‎ ‎‏۲۰۱۹‏‎ ‎گردید، ‎ ‎تخطی‎ ‎کند‎. همکاری‌های‎ ‎وسیع‌تر‎ ‎عربستان‎ ‎سعودی‎ ‎با‎ ‎اوپک‎ ‎پلاس‎ ‎پس‎ ‎از‎ ‎سال‎ ‎‏۲۰۱۶، ‎نقدینگی‎ ‎ضروری‎ ‎برای‎ ‎پوشش‎ ‎کسری‎ ‎بودجه‎ ‎این‎ ‎کشور‎ ‎را‎ ‎بدون‎ ‎لزوم‎ ‎به‎ ‎رهن‎ ‎گذاشتن‎ ‎دارایی‌های‎ ‎خارجی‎ ‎برای‎ ‎استقراض‎ ‎تامین‎ ‎کرده‎ ‎و‎ ‎به‎ ‎پیشبرد‎ ‎طرحهای‎ ‎تحول‎ ‎اقتصادی‎ ‎بن‎ ‎سلمان‎ ‎کمک‎ ‎کرده‎ ‎است. ‎

در‎ ‎ماه‎ ‎جاری‎ ‎ایران‎ ‎روزانه‎ ‎‏۱‏‎. ‎‏۱‏‎ ‎میلیون‎ ‎بشکه‎ ‎نفت‎ ‎صادر‎ ‎می کرد‎. عربستان‎ ‎و‎ ‎امارات‎ ‎فورا‎ ‎‏۱‏‎. ‎‏۵‏‎ ‎میلیون‎ ‎بشکه‎ ‎به‎ ‎تولید‎ ‎خود‎ ‎افزوده اند‎ ‎اما‎ ‎این‎ ‎کار‎ ‎به‎ ‎معنی‎ ‎نقض‎ ‎توافقی‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎قرار‎ ‎بود‎ ‎برای‎ ‎اصلاح‎ ‎آن، ‎کشورها‎ ‎تا‎ ‎ماه‎ ‎ژوئن‎ ‎و‎ ‎اجلاس‎ ‎بعدی‎ ‎اوپک‎ ‎صبر‎ ‎کنند. ‎البته‎ ‎از‎ ‎آنجا‎ ‎که‎ ‎عربستان‎ ‎به‎ ‎میزان‎ ‎بیشتر‎ ‎از‎ ‎تعهد‎ ‎خود‎ ‎از‎ ‎تولیدش‎ ‎کاسته‎ ‎بود، ‎‎حتی‎ ‎با‎ ‎افزودن‎ ‎پانصد‎ ‎هزار‎ ‎بشکه‎ ‎بر‎ ‎تولید‎ ‎خود‎ ‎باز‎ ‎هم‎ ‎توافق‎ ‎را‎ ‎نقض‎ ‎نخواهد‎ ‎کرد.‎

این‎ ‎تحولات‎ ‎بر‎ ‎پایداری‎ ‎توافق‎ ‎اوپک‎ ‎پلاس‎ ‎که‎ ‎دو‎ ‎سال‎ ‎و‎ ‎نیم‎ ‎از‎ ‎عمرش‎ ‎می گذرد‎ ‎خدشه‎ ‎وارد‎ ‎کرده‎ ‎و‎ ‎می تواند‎ ‎روابط‎ ‎مسکو‎ ‎و‎ ‎ریاض‎ ‎را‎ ‎تیره‎ ‎کند‎.

عربستان‎ ‎سعودی‎ ‎سیاست‎ ‎کاهش‎ ‎تولید‎ ‎را‎ ‎یک‎ ‎موفقیت‎ ‎تلقی‎ ‎می کند‎ ‎و‎ ‎از‎ ‎تداوم‎ ‎همکاری‎ ‎با‎ ‎روسیه‎ ‎برای‎ ‎تقویت‎ ‎بهای‎ ‎نفت‎ ‎استقبال‎ ‎می‏ کند. ‎اما‎ ‎عربستان‎ ‎مایل‎ ‎است‎ ‎برای‎ ‎تحمیل‎ ‎فشار‎ ‎بیشتر‎ ‎بر‎ ‎ایران‎ ‎و‎ ‎تقویت‎ ‎موضع‎ ‎خود‎ ‎به‎ ‎عنوان‎ ‎بخش‎ ‎تفکیک‎ ‎نشدنی‎ ‎سیاست‎ ‎ترامپ‎ ‎علیه‎ ‎ایران، ‎ ‎بازهم‎ ‎بر‎ ‎تولید‎ ‎خود‎ ‎بیفزاید. ‎


‎روسیه‎ ‎نیز‎ ‎علیرغم‎ ‎تخطی‎ ‎از‎ ‎توافق‎ ‎اوپک‎ ‎پلاس، ‎ ‎مایل‎ ‎نیست‎ ‎با‎ ‎خروج‎ ‎از‎ ‎این‎ ‎توافق، ‎کار‎ ‎ترامپ‎ ‎در‎ ‎پیشبرد‎ ‎سیاست‎ ‎فشار‎ ‎بر‎ ‎ایران‎ ‎را‎ ‎تسهیل‎ ‎کند‎. اگرچه‎ ‎این‎ ‎کشور‎ ‎اغلب‎ ‎از‎ ‎پیشنهادهای‎ ‎کاهش‎ ‎تولید‎ ‎استقبال‎ ‎نمیکرد، ‎ ‎اما‎ ‎با‎ ‎اهداف‎ ‎راهبردی‎ ‎که‎ ‎داشت،‎ ‎این‎ ‎تصمیم‎ ‎را‎ ‎بر‎ ‎شرکتهای‎ ‎نفتی‎ ‎داخلی‎ ‎تحمیل‎ ‎می کرد. ‎با‎ ‎افزایش‎ ‎تولید‎ ‎آمریکا‎ ‎به‎ ‎علت‎ ‎بهبود‎ ‎بهای‎ ‎نفت، ‎روسها‎ ‎نگران‎ ‎هستند‎ ‎که‎ ‎سهم‎ ‎خود‎ ‎از‎ ‎بازار‎ ‎را‎ ‎نیز‎ ‎از‎ ‎دست‎ ‎بدهند. ‎

در‎ ‎طول‎ ‎چند‎ ‎هفته‎ ‎آینده‎ ‎آشکار‎ ‎خواهد‎ ‎شد‎ ‎که‎ ‎چین،‎ ‎هند‎ ‎و‎ ‎ترکیه‎ ‎چگونه‎ ‎به‎ ‎تحریم‌ها‎ ‎واکنش‎ ‎نشان‎ ‎می دهند‎ ‎و‎ ‎آمریکا‎ ‎چطور‎ ‎خواهد‎ ‎توانست‎ ‎آنها‎ ‎را‎ ‎به‎ ‎پیروی‎ ‎از‎ ‎تحریمها‎ ‎متقاعد‎ ‎کند‎. نشست‎ ‎نظارتی‎ ‎اوپک‎ ‎پلاس‎ ‎در‎ ‎‏۱۹‏‎ ‎می، ‎معلوم‎ ‎خواهد‎ ‎کرد‎ ‎که‎ ‎در‎ ‎آستانه‎ ‎نشست‎ ‎‏۲۶‏‎ ‎ژوئن‎ ‎برای‎ ‎تصمیم گیری‎ ‎درباره‎ ‎تداوم‎ ‎سیاست‎ ‎کاهش‎ ‎عرضه، ‎شرکتکنندگان‎ ‎در‎ ‎آن‎ ‎چه‎ ‎نگاهی‎ ‎به‎ ‎بازار‎ ‎دارند. ‎

در‎ ‎حالی‎ ‎که‎ ‎بازار‎ ‎به‎ ‎دلیل‎ ‎کاهش‎ ‎عرضه‎ ‎ناشی‎ ‎از‎ ‎تنشهای‎ ‎داخلی‎ ‎لیبی‎ ‎و‎ ‎ونزوئلا‎ ‎و‎ ‎همچنین‎ ‎افزایش‎ ‎تقاضای‎ ‎آمریکا‎ ‎به‎ ‎علت‎ ‎فرا‎ ‎رسیدن‎ ‎فصل‎ ‎تعطیلات‎ ‎تحت‎ ‎فشار‎ ‎قرار‎ ‎دارد، ‎عربستان‎ ‎سعودی‎ ‎دلایل‎ ‎خوبی‎ ‎دارد‎ ‎که‎ ‎در‎ ‎کوتاه مدت‎ ‎به‎ ‎تولید‎ ‎خود‎ ‎بیفزاید‎ ‎و‎ ‎در‎ ‎عین‎ ‎حال‎ ‎به‎ ‎توافق‎ ‎بلندمدت‎ ‎اوپک‎ ‎پلاس‎ ‎نیز‎ ‎پایبند‎ ‎بماند‎.


تشدید رقابت بین ایران با چین و روسیه بر سر منافع اقتصادی حضور در سوریه


صهيب عنجريني در الاخبار نوشت: رسانه های مختلف معمولا تمایل به انتشار اخباری مبنی بر افزایش اختلافات بین ایران و روسیه در سوریه دارند. اما با دقت نظر در واقعیتهای میدانی در سوریه، در می یابیم که اصطلاح «درگیری» دربردارنده مبالغه زیادی است و باید گفت روابط بین این دو کشور بیشتر به رقابت برای دست یابی به فواید و منافع شبیه است، که البته یک بازیگر برجسته و ساکت، یعنی چین در این میان با ایران و روسیه همراهی می کند.

در ادامه این مطلب آمده است: در این بین، منابع سوری از ورود به تفاصیل مربوط به رابطه دمشق با دو هم پیمان روسی و ایرانی اش، سر باز می زنند. اما یک مقام دیپلمات سوریه در گفتگو با الاخبار تصریح کرد:«پیمانی که می دانست در اوج جنگ چگونه باید به آن ورود کند، قطعا از چگونگی پایان دادن پیروزمندانه به آن نیز آگاه است».

لازم به ذکر است که ورود مستقیم روسیه به خط بحران سوریه با هماهنگی عالی با تهران و حتی تلاش ایران برای قانع کردن مسکو صورت گرفت و روابط بین این دو از مرزهای سوریه فراتر رفته و به هماهنگی بین آنها برای تغییر معادله تک قطبی بودن آمریکا در سطح جهان، می رسد. علاوه بر اینکه ایران و روسیه منافع اقتصادی حیاتی در رابطه با یکدیگر دارند. گذشته از این، تهران در مذاکرات استانه نقشی محور دارد. اگر با دقت در موارد گفته شده تأمل کنیم، در می یابیم که باید قطب نمای رابطه بین مسکو و تهران را از درگیریها بین آنها، منحرف کنیم.

البته این مساله نافی وجود اختلافاتی بین مسکو و تهران در خصوص یکی از پرونده های حساس خاورمیانه یعنی «درگیری با اسرائیل» نیست و این اختلاف، در حاشیه جنگ سوریه ایجاد نشد، بلکه دو طرف از همان ابتدای ورود به این جنگ، متوجه اختلافات خود در مورد اسرائیل بودند. با این حال، به نظر نمی رسد تامین امنیت اسرائیل که یکی از اولویتهای مسکو است، به عاملی برای درگیری بین تهران و مسکو تبدیل شود. علاوه بر اینکه روسیه می داند برگه حضور ایران در سوریه یکی از اثرگذارترین عوامل در درگیری مستمر مسکو با غرب، در مورد آینده سوریه است. به عبارت دیگر، استفاده از این برگه از سوی مسکو، بدون رضایت دمشق و تهران ممکن نیست.

از این زاویه، می توان رابطه بین روسیه و ایران را طبق یک مسیر واقعی بررسی کرده و آن را در چارچوب رقابت برای چیدن میوه های اقتصادی و سیاسی برای دو کشور، قرار داد. اما مساله اینجاست که رقابت مذکور منحصر به مسکو و تهران نمی شود و طرفهای دیگری نیز وارد این مسابقه شده اند، که از آن جمله، دولتهای خلیجی، ترکیه، اتحادیه اروپا و حتی ایالات متحده هستند. با این وجود، دو هم پیمان اصلی دمشق، یعنی تهران و مسکو نسبت به دیگر دولتهای مذکور از امتیاز بیشتری برخوردارند.

دمشق یک هم پیمان سومی هم دارد، که رسانه ها آنطور که باید و شاید به نقش مؤثر آن در مرحله پس از جنگ در سوریه، توجهی ندارند، این هم پیمان مهم، اژدهای چینی است. در شرایطی که دست یافتن مسکو به بندر طرطوس از نظر برخی ضربه محکمی به تهران محسوب می شود، در واقع، باید گفت این یک امتیاز مهم، برای روسیه و علیه چین است. پیش از این، پکن در مورد اهمیت طرطوس برای رشد اقتصادی اشاره کرده بود و این بندر می توانست در زمینه روابط اقتصادی سوریه با چین، نقش مهمی ایفا کند.

سوریه در زمینه های مختلف، یکی از سرمایه گذاران اصلی در سوریه است و می توان حمایت پکن از دمشق در جریان جنگ را یک «حمایت نرم» نامید. علاوه بر اینکه پکن در موارد زیادی برای وتوی تصمیمات شورای امنیت بین المللی، در کنار مسکو ایستاده و حمایت اقتصادی، انسانی و لوجستکی خود از دمشق را قطع نکرد.

این در حالی است که منابع دیپلماتیک به این مساله اشاره دارند که چین حتی فکر ورود مستقیم به جنگ سوریه، همزمان با ورود روسیه را نیز مطرح کرد، اما در ادامه ترجیح داد به دور از این معرکه از سوریه را حمایت کند.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: