کد خبر: ۲۲۰۶۳۰
تاریخ انتشار: ۲۱ فروردين ۱۳۹۸ - ۰۹:۵۴
»
گفتگو با محمد اربابی، استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران؛
اختلالات روان‌پزشكي نه تنها فرد را ناتوان كرده و عملكردش را كاهش مي‌دهد، بلكه زمينه بروز سرطان، بيماري‌هاي قلبي و فشار خون را زياد كرده و باعث مرگ‌ومير مي‌شود. فقر و بيماري رواني، دوگانه‌اي است كه از يكديگر زاييده مي‌شوند. فقر اختلالات روان‌پزشكي را گسترش می‌دهد، اختلالات روان‌پزشكي فرد را ناتوان كرده و به سمت فقر سوق مي‌دهد.

هر‌گاه بازار اقتصادی دچار آشوب و بی‌سامانی می‌شود، مردم هم گرفتار بی‌قراری‌های ناشی از بی‌اعتمادی به آینده، گرانی و تورم می‌شوند و این بزرگ‌ترین ضربه را به امید اجتماعی وارد می‌کند. به‌طوري‌كه نتایج بررسی «عوامل مؤثر بر ایجاد فشار روانی در بین مردم ایران» كه چند سال پيش منتشر شد، نشان داد از بین 22 عامل تأثیرگذار بر استرس شهروندان، تورم و هزینه‌های زندگی با میانگین 4.1 از پنج، مؤثرترین عامل فشار روانی بر مردم کل کشور بود. محمد اربابي، روان‌پزشك و دانشيار روان‌پزشکي در دانشکده پزشکي دانشگاه علوم پزشکي تهران كه دوره فلوشيپ (نوروسايکياتري) را در دانشگاه سنت جورجز و کينز لندن در سال 2017 در انگليس گذرانده است، در گفت‌وگويي مفصل از گراني‌‌ها و تأثير آن بر روان مردم می‌گوید. آنچه در پی می‌آید مشروح این گفت‌وگو است.

گراني و تورم در ماه‌هاي گذشته تأثيرات زيادي بر زندگي مردم داشته، به‌طوري‌كه زندگي بسياري از آنها را تحت تأثير قرار داده است، آيا اين مسائل مي‌تواند بر روان مردم نیز تأثير داشته باشد؟
بله، در چند ماه اخير در کلينيک مشاهده کردم که مراجعان درمقایسه‌با گذشته بيشتر از مسائل اقتصادي شكايت مي‌كنند و نگران آينده‌اند. ابتدا مناسب است پيش‌درآمدي درباره سلامت به‌طورکلي و سلامت روان به صورت خاص داشته باشم. سلامت عبارت است از احساس آسودگي جسمي، رواني و اجتماعي كه فقط به معناي نداشتن بيماري يا ناتواني نيست؛ به عبارت دقيق‌تر، بر اساس تعريف سازمان جهاني بهداشت، سلامتي يعني رفاه كامل جسمي، رواني و اجتماعي. سلامت سه جزء اساسي دارد و فقط نبود بيماري‌ها و سلامت جسمي مهم نيست، بلكه سلامت اجتماعي و رواني بخش مهمي از سلامتي را شامل مي‌شود و طبق پژوهش‌هاي وسيع و چندمركزي در دنيا، سلامت اجتماعي و رواني بخش چشمگیری از سلامت را دربر می‌گیرد. در مطالعات نشان داده‌‌اند يك‌سوم بار بيماري‌ها ناشي از اختلالات رواني است و در سال 2017 در ايران سومين علت ناتواني ناشي از بيماري‌ها به دلیل افسردگي بوده است؛ يعني اگر افراد به علت بيماري زمين‌گير مي‌شوند و سال‌هاي فعال زندگي‌شان را از دست مي‌دهند، در ميان همه بيماري‌ها، اختلالات روان‌پزشكي كه يكي از عمده‌ترين آنها افسردگي است، يك‌سوم اين بار را به خودش اختصاص مي‌دهد. اين خود نشانگر شيوع و اهميت اختلالات روان‌پزشکي در سلامتي است.

طبق آمار‌هاي رسمي اختلالات رواني در كشور افزايش يافته است.
در حال حاضر در كشور ما بر اساس پژوهش‌هاي وسيع همه‌گيرشناسي، 23 درصد مردم از اختلالات روان‌پزشكي رنج مي‌برند. اين آمار نشان مي‌دهد اين اختلال در جامعه ما وجود دارد و نيازمند توجه است. در کنار اختلالات بارز روا‌ن‌پزشکي، بخش ديگري از سلامت روان، رفتارهاي اجتماعي و خرده‌علامت‌هاي روان‌پزشکي است. افراد ممكن است پرخاشگري‌هاي لحظه‌اي يا اضطراب‌هاي واكنشي داشته باشند و بيمار هم نباشند، اما در مواجهه با تنش‌ها و بحران‌هاي مقطعي اين رفتارها را پيدا کنند و اين خرده‌رفتارها و علائم، شيوع بيشتري از خود اختلالات روان‌پزشکي دارند؛ برای مثال در سال‌هاي اخير بر اساس آمارهاي پزشكي‌‌قانوني، شيوع نزاع‌هاي بين‌فردي افزايش داشته كه مي‌تواند شاخصي غيرمستقيم از رفتارهاي پرتنش باشد و الزاما هم به معناي اختلال روان‌پزشكي نيست. جالب است بدانيد بسياري از افرادي كه مشكلات روان‌پزشكي دارند از خدمات درماني مناسبی هم بهره‌مند نيستند؛ برای مثال در كشورهاي توسعه‌يافته 40 تا 70 درصد بيماران روان‌پزشکي درمان را دريافت نمي‌كنند و در كشورهاي در‌حال‌توسعه گاهي تا 90 درصد افرادي كه مشكلات رواني و رفتاري دارند، از خدمات مناسب درماني محروم‌اند. وقتي يك فرد دچار اختلال روان‌پزشكي مي‌شود، علاوه بر خود او، خانواده، دوستان و حتي كارفرمايانش هم درگیر آن مشكلات می‌شوند.

تأثیر گرانی‌‌ها بر وضعیت روانی جامعهدرمان‌‌نشدن اين اختلالات چه تأثيري بر فرد بيمار و اطرافيان او دارد؟

مشاهده شده است كارمنداني كه افسردگي دارند، چهار برابر در‌مقايسه‌با افراد سالم به كارفرمايان خود هزينه وارد مي‌كنند که اين خود باعث افزايش هزينه‌هاي اجتماعي و اقتصادي در جامعه است. تصور مي‌شود مشكلات رفتاري فقط در رفتار افراد است و ممكن است مرگ‌ومير را زياد نكند، اما مشاهده شده است اختلالات روان‌پزشكي نه تنها فرد را ناتوان كرده و عملكردش را كاهش مي‌دهد، بلكه زمينه بروز سرطان، بيماري‌هاي قلبي و فشار خون را زياد كرده و باعث مرگ‌ومير مي‌شود؛ در واقع علاوه بر ناتوان‌كردن فرد، مرگ‌ومير را هم زياد مي‌كند.

آيا مي‌توان گفت افراد كم‌‌درآمد، بيشتر در معرض بيماري‌هاي رواني هستند؟
بخشي از گروه‌هاي اجتماعي كه بيشتر در معرض مشكلات روان‌پزشكي هستند، افرادي كم‌برخوردارند و درآمد پايينی دارند و بيشتر به افسردگي مبتلا مي‌شوند. افسردگي در اقشار پردرآمد جامعه، تقريبا دو برابر کمتر از اقشار كم‌درآمد است؛ به عبارتي فقر و بيماري رواني، دوگانه‌اي است كه از يكديگر زاييده مي‌شوند. فقر اختلالات روان‌پزشكي را گسترش می‌دهد، اختلالات روان‌پزشكي فرد را ناتوان كرده و به سمت فقر سوق مي‌دهد. از سوي ديگر، امنيت شغلي، احساس كنترل بر شغل، داشتن حمايت‌هاي شغلي و درآمد پايدار‌، مي‌تواند سلامت روان افراد را بهتر كند. مطالعات فراواني در اين زمينه اين شواهد را نشان داده‌اند. درآمد کم و زندگي در سطوح پايين اقتصادی و اجتماعي و نابرابري درآمدها خطر اختلالات روان‌پزشكي، از جمله خودكشي را افزايش مي‌دهد. هنگام بحران اقتصادي و تورم افسارگسيخته مشاهده شده که چون احتمال بي‌كاري و نابرابري اجتماعي زيادتر است و عده‌اي از افراد از سطح متوسط به سطح پايين جامعه افت مي‌كنند، اين افراد دچار مشكلات روان‌پزشكي مي‌شوند و به دلیل اینکه كارشان را از دست داده و عملكرد سابق را ندارند، باز هم احتمال نابرابري بيشتر مي‌شود؛ يعني نابرابري اجتماعي مشكلات رواني را بيشتر مي‌كند و نیز مشكلات رواني نابرابري را زيادتر مي‌كند. هر دو اينها با هم افزايش شكاف‌هاي طبقاتي را زيادتر مي‌كنند.

تحقيقاتي در اين زمينه هم وجود دارد؟
طبق مطالعه‌اي كه در دوره‌ای هشت‌ساله در كشورهاي اروپايي انجام شده است، از سال 1989 تا 1997 مشاهده شده هرچه ضريب جيني يا نابرابري توزيع ثروت در كشورها افزايش پيدا مي‌كند، خطر اقدام به خودكشي و آسيب به خود هم افزايش می‌یابد. روسيه در ‌آن دوران با بيشترين ميزان جهش ضريب جيني، بيشترين جهش اقدام به خودكشي را داشته است؛ به عبارتي سقوط چندپله‌اي از نردبان جايگاه اجتماعي و اقتصادي مي‌تواند عامل تهديدكننده سلامت روان باشد. در بحران‌هاي اقتصادي جوانان، كودكان، خانواده‌هاي تك‌سرپرست، افراد بي‌كار، اقليت‌ها، مهاجران و سالمندان بيشتر در معرض آسيب رواني هستند و مشاهده شده است بحران‌هاي اقتصادي مي‌تواند در كودكان باعث تأخير در رشد هوشي، هيجاني و فيزيكي‌شان شود. به نظر مي‌رسد ايجاد شكاف‌هاي طبقاتي در دوران بحران اقتصادي همواره مي‌تواند تهديدكننده سلامت جسم و روان افراد باشد. مطالعات نشان داده است که در شرايط نامساعد اقتصادي با افزايش بدهي‌ها در خانواده‌ها، احتمال بروز اختلالات روان‌پزشكي تا چهار برابر بيشتر مي‌شود. در‌حال‌حاضر، با توجه به شرايط ناشي از دشواري‌هاي تحريم، افزايش نرخ تورم، افزايش نرخ بي‌كاري، توانايي افراد در پرداخت ديون كاهش پيدا مي‌كند كه زنگ خطري براي افزايش مشكلات روان‌پزشكي است. اگر در شرايط نابرابري اجتماعي و تغييرات ناگهاني، توزيع ثروت در جامعه رخ دهد مي‌‌تواند بيماري‌هاي روان‌پزشكي و حتي آسيب به خود را زياد كند كه لازم است دورانديشي ويژه‌اي در اين زمينه صورت گيرد.

در شرايط کنونی براي كاهش اختلالات رواني چه بايد كرد؟
 به نظر مي‌رسد در سلامت روان مؤلفه‌هاي متعدد اجتماعي، اقتصادي و سياسي مؤثرند و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي نمي‌‌تواند به تنهايي سلامت و به طور خاص سلامت روان را تأمين كند. در اين شرايط، نيازمند مشاركت تمامي ساختار حاكميت و گروه‌هاي اجتماعي هستيم. در مطالعات وسيع اجتماعي ديده شده است هرگاه همبستگي اجتماعي و تقويت سرمايه‌هاي اجتماعي شکل بگيرد، نه تنها سلامت روان بهبود مي‌يابد، ميزان مرگ‌ومير در جامعه هم كاهش پيدا مي‌كند. در تحليل فرايند اثر بحران‌هاي اقتصادي بر سلامت روان سه عامل تعيين‌كننده هستند. در ميان مؤلفه‌هاي متعددی كه به دنبال بحران‌هاي اقتصادي به وجود می‌آیند، افزايش بي‌كاري، افزايش بدهي‌هاي مردم و تشديد نابرابري‌هاي درآمد، سه عامل مؤثر در آسيب‌رساندن به سلامت مردم محسوب می‌شوند. در اين شرايط، بی‌کاری،  فقر، مشكلات خانوادگي و دسترسي‌نداشتن به خدمات عمومي بيشتر مي‌شود و افراد بيشتر آسيب مي‌بينند. بهترين روش در اين شرايط به‌منظور حفظ و ارتقاي سلامت روان، افزايش مراقبت‌هاي اجتماعي است و نياز است كه حاكميت‌ها، علاوه بر همه افراد جامعه، از گروه‌هاي آسيب‌پذير مثل اقشار كم‌درآمد و خانواده‌هاي در معرض خطر به‌طور ويژه حمایت کنند. جالب است شرايط نسبتا مشابهي در دو كشور اتفاق افتاده و دو سير متفاوت داشته است. در دهه 90 ميلادي به دنبال بحران بانكي، در سوئد افزايش بي‌كاري به ميزان چشمگیری رخ داد. در دهه 70 و 80 ميلادي چند بحران بانكي در اسپانيا رخ داد و آنجا هم افزايش بي‌كاري اتفاق افتاد. جالب است با وجود شرايط نسبتا مشابه اقتصادي دو كشور،‌ ميزان خودكشي در اسپانيا افزايش درخور‌توجهي داشت، اما در سوئد چندان خودكشي زياد نشد. تحليل اين بود كه در بحران بانكي سوئد، اقداماتي مانند افزايش حمايت‌هاي خانواده، افزايش بيمه‌هاي بي‌كاري و توسعه سرويس‌هاي سلامت عمومي، از عواملي بود كه كمك كرد ميزان خودكشي در سوئد در مقايسه با اسپانيا افزايش پيدا نكند. ما هم مي‌توانيم از اين تجربه در كشورمان استفاده كنيم. اگر بخواهيم راهكارهايي را به صورت عملي استفاده كنيم، بر اساس شواهد موجود، مي‌توانيم از پنج گام نام ببريم؛ نخستین گام توجه ويژه به اشتغال‌زايي است. در پژوهش‌ها مشاهده شده هر يك درصد افزايش نرخ بي‌كاري مي‌تواند هشت‌دهم درصد احتمال به خودكشي را افزايش دهد. هزينه صد دلار براي هر نفر در سال براي اشتغال‌زايي مي‌تواند چهاردهم درصد ريسك خودكشي را در مقياس‌هاي وسيع كم كند؛ بنابراین، در اين شرايط توصيه مي‌شود تا حد امكان به اشتغال‌زايي و کاهش بي‌كاري توجه ويژه‌اي شود. گام دوم، حمايت از خانواده‌هاي در معرض خطر است. در شرايط بحران اقتصادي، لازم است كودكان و زنان كه در معرض خطر بيشتري قرار دارند و احتمال بروز خشونت‌هاي خانوادگي يا بی‌توجهی در خصوص آنها بيشتر است، از خدمات وسيع و آسان بهره‌مند شوند. گام سوم، اهتمام در جلوگيري و محدود‌كردن دسترسي به سوءمصرف مواد است. در اين شرايط، افزايش مصرف مواد مي‌تواند مشكلات روان‌پزشكي را بيشتر كند و حتي بحران بي‌كاري افراد را تشديد كند. گام چهارم، بهبود مراقبت‌هاي سلامت روان است و ديده شده با آموزش‌هاي عمومي در زمينه مهارت‌هاي زندگي، مانند حل مسئله و روش‌هاي سازگاري، به‌خوبي مي‌توان احتمال بروز افسردگي و خودكشي را كاهش داد. در ارتقای سلامت روان نقش اتوريته‌ها يا منابع قدرت در جامعه اهميت ويژه‌اي دارد؛ اگر منابع قدرت در جامعه و افراد رده‌بالا در حاكميت رفتارهاي سالم و سازگارانه را انتخاب كرده و از برهم‌زدن آرامش اجتماعي پرهيز كنند، مي‌تواند به سلامت روان جامعه كمك كند. گام پنجم، برنامه هدفمند در زمينه بخشودگي بدهي‌ها است و ضرورت دارد در این زمینه به اقشار در معرض خطر توجه شود. ديده شده است که اگر ميزان بدهي‌ها كاهش يابد، سلامت روان مردم بهتر خواهد شد. در اين شرايط، طبيعي است که ميزان درآمد و هزينه‌هاي افراد همخوان نباشد و احتمال بروز افزايش بدهي‌ها وجود دارد و افراد بدهكارتر مي‌شوند. بنابراین اگر راهكارهايي در نظر گرفته شود تا بدهي‌ها كاهش پيدا كند يا بخشوده شود، مي‌توان كمك كرد افراد در اين شرايط سالم‌تر بمانند. در نهايت ضمن تقدير از توجه شما به سلامت روان، لازم است تأكيد كنم که متأسفانه اين مقوله معمولا جايگاه بالايي در اغلب كشورها ندارد و تصميم‌گيرندگان ممكن است چندان اولويت بالايي براي سلامت روان قائل نشوند. سلامت روان نقش بسيار مهمي در سلامت كلي افراد جامعه دارد، اما يكي از عوامل غفلت از آن، انگ ناشي از بيماري‌هاي روان‌پزشکي است؛ به واقع بخش عمده مشكلات سلامت روان، مشكلات حاد و دشواري نيستند و مي‌توان با آموزش عمومي و توجه به ارتقای سلامت روان در سياست‌هاي كلي كشور، اين مشكلات را کاهش داد و با اين روش، نه تنها می‌توانیم سلامت عمومي را ارتقا دهيم بلكه عملكرد اجتماعي را هم تقويت می‌كنيم.

اگر روند گراني‌ها ادامه داشته باشد و تا سال‌هاي بعد متوقف نشود، شاهد چه بيماري‌‌هاي رواني خواهيم بود؟
شايع‌ترين اختلالات در ميان اختلالات روان‌پزشكي، اختلالات اضطرابي هستند كه در آن فرد دچار نگراني و تشويش است و اين تشويش به اشكال مختلف بروز مي‌يابد. در شرايط بحران اقتصادي، واكنش طبيعي و قابل فهم در مواجهه با نوسانات قيمت‌ها و بحران‌هاي مالي، واكنش‌‌هاي اضطرابي است كه مي‌تواند واكنش‌ معمولي يك فرد باشد يا در زمينه بروز بيماري‌هاي رواني تظاهر پيدا كند. به نظر مي‌رسد افزايش اضطراب، تنش‌ و نگراني‌ قابل پيش‌بيني باشد اما باید با تصميم‌گيري‌هاي دورانديشانه فضا را حمايت‌گرانه پيش ببريم. لازم است اشاره کنم افراد مي‌توانند با آموزش‌هاي فردي توانمندي‌شان را در مواجهه با شرايط پرتنش تقويت كنند. غير از اينكه بايد مراقب بروز علائم اضطرابي و اختلالات مرتبط باشيم، افزايش بحران اقتصادي با افزايش ميزان نابرابري احتمال اينكه افراد را در نردبان اقتصادي در سطوح اجتماعي اقتصادي به سمت پايين قرار دهند، بيشتر است. طبيعي است وقتي جايگاه اجتماعي- اقتصادي فرد افت كند، بهره‌مندی‌اش از آموزش، تغذيه سالم و خدمات عمومي كاهش پيدا مي‌كند. مشاهده شده است برخورداري كمتر از اين منابع و افزايش فاصله طبقاتي مي‌تواند در رشد هوشي و جسمي كودكان مؤثر باشد؛ بنابراین اگر مي‌خواهيم مديريت كنيم نه تنها نياز است به نسل فعلي توجه کنیم، بلكه ضروري است به كودكان كه نسل آينده هستند، فکر کنيم تا مشكلات ذهني، رواني و حتي جسمي‌شان که بر اثر بحران‌ها به وجود آمده است، کاهش يابد.

نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: