کد خبر: ۲۲۰۲۴۴
تاریخ انتشار: ۱۱ فروردين ۱۳۹۸ - ۱۶:۲۰
گفت‌وگوی نوروزی با قاسمی،سخنگوی وزارت خارجه؛
به‌تازگی يکي از ائمه محترم جمعه براي دفاع از انقلاب اسلامي ايران، انقلاب يک کشور دوست را شکست‌خورده و ناکام تلقي کرده بود؛ اين موضوع به‌شدت با اعتراض مقامات آن کشور همراه شد. او عمدي نداشت؛ اما نمي‌دانست بيان او چه اثر منفي‌ای بر روابط خارجي ما مي‌گذارد؛ بنابراین من مجبور شدم در مصاحبه‌اي، موضوع را حل‌وفصل کرده و مواضع ايران را در قبال آن کشور تشريح و مسئله را جمع کنم. از اين نوع اتفاقات بسيار است.
سابقه بهرام قاسمي، سخنگوي فعلي وزارت امور خارجه، بيش از اينهاست که به چشم رسانه‌ها آمده؛ سابقه کارش در سه کشور اروپايي ايتاليا، اسپانيا و ايرلند به سال‌هاي جواني‌اش بازمي‌گردد و حضورش در مرکز تحقيقات استراتژيک به ميان‌سالي. او از تير 95 به‌عنوان سخنگوي وزارت امور خارجه منصوب شد؛ بعد از دوره سخنگويي حسين جابري‌انصاري که براي تصدي معاونت عربي و بعد دستياري ويژه وزير در امور سوريه و يمن از اين سمت کنار رفت.  مي‌توان گفت سخنگويي متفاوت است؛ ادبيات و لحنش مختص خودش است و خيلي تمايل ندارد از ادبيات ساده و بي‌جان سخنگو‌ها استفاده کند. در موضع‌گيري‌هايش پرهيزي در استفاده از صفات ندارد؛ به‌ويژه وقتي‌ جواب مقامات آمريکايي را مي‌دهد. ارتباطش با رسانه‌ها خوب است و فضاي رسانه‌اي داخل و خارج را خوب مي‌شناسد؛ به‌ويژه آنکه خود زماني روزنامه‌نگار بوده و کارش را با روزنامه اطلاعات و جمهوري اسلامي در سال‌هاي اول انقلاب آغاز کرده است. او گزينه جدي سفارت ايران در فرانسه است؛ اگرچه خودش پاسخ در‌اين‌باره را به زمان مقتضي موکول مي‌کند؛ اما شايد زماني ‌که اين مصاحبه را مي‌خوانيد، زمان مقتضي اعلام اين خبر رسيده يا نزديک‌تر شده باشد. این گفت‌وگو در یکی از روز‌های آخر بهمن و قبل از ماجرای استعفای محمد‌جواد ظریف انجام شده است.

«نه تأييد مي‌كنم، نه تکذيب مي‌كنم» سخنگوها يعني چه؟ يعني شما چه موضعي در قبال موضوع سؤال‌شده اتخاذ مي‌کنيد؟
(لبخند مي‌زند) استفاده از اين عبارت، به نوع سؤال بازمي‌گردد؛ يعني ممکن است درباره هر سؤالي، تفسيري متفاوت از آن ارائه شود. گاهي ممکن است سخنگو اطلاع داشته باشد، ولی در واقع نمي‌خواهد يا به مصلحت نمي‌داند که تمام ماجرا را در آن زمان آشکار کند، گاهي هم ممکن است سخنگو اصلا اطلاعي از آن پرسش نداشته باشد، يا گاهي موضوع هنوز نه اثبات شده و نه تکذيب يا تأييد شده باشد و سؤال نيز به گونه‌اي نيست که اطلاع‌رساني درباره آن در اختيار سخنگو باشد. ممکن است در کشور نهاد يا حتي بخش ديگري از وزارت خارجه، درباره آن سؤال به پاسخي نرسيده باشد که سخنگو بتواند آن ‌را بيان کند. تصور بنده بر اين است که در هر سؤالي، اين عبارت مي‌تواند معناي متفاوتي داشته باشد يا براي هر سؤالي نيز مي‌تواند استفاده شود. هرچند بنده تصور مي‌كنم اين عبارت را کمتر به کار برده‌ام.

از آخرين بارهایی که شما از عبارت «نه تأييد مي‌كنم و نه تکذيب مي‌كنم» استفاده کرده‌ايد، درباره اخراج ديپلمات ايرانی از هلند بود که شما چنين پاسخي به رسانه‌ها داديد.
درست است. بنده در آن زمان و لحظه، به دلايلي نمي‌توانستم و نمي‌خواستم تمام ماجرا را بيان کنم و تشخيص دادم بيان آن از نظر بنده با وجود اينکه اطلاعات کامل و کافي را داشتم، خلاف مصلحت ملي است. در نهايت براي گريز از مواجهه با خبرنگاري که در‌اين‌باره سماجت بسياري نيز داشت، مجبور شدم از اين عبارت استفاده کنم تا از اين موضوع گذر کنم. بيان هر پاسخي به اين موضوع، خلاف مصالح ملي و منافع کشور بود. در آن هنگام اقداماتي در حال انجام بود و پاسخ صريح من کاملا مخرب بود.

چرا هيچ‌گاه در صحبت‌هاي سخنگو خبري وجود ندارد؟ تاکنون سعي کرده‌ايد از متن سخنان خود تيتري انتخاب کنيد؟ چرا سخنگو هيچ‌گاه نمي‌خواهد خبري را بيان کند؟
فکر نمي‌كنم همواره اين‌گونه باشد؛ يعني اگر بخواهيم مقطع طولاني‌تري را بررسي کنيم، يقينا در ميان صحبت‌هاي سخنگو مي‌توان خبرهايي را پيدا کرد. ممکن است اين اخبار الزاما در جلسه سخنگويي نباشد؛ اما همه اين صحبت با رسانه‌ها و مصاحبه‌ها، مگر تاکنون شده است بي‌تيتر و خبر بماند و مهم نباشد. برگرديد به ميزان بازتاب آنها و توجه کنيد که حتما هميشه خبرهاي مهمی داشته و دارد.

منظور من هم جلسه سخنگو است. براي مثال چند ساعت پس از پايان جلسه سخنگويي، در اطلاعيه‌اي مثلا خبر يک سفر را منتشر مي‌کنيد؛ بنابراين حتي اين خبر در جلسه سخنگويي اعلام نمي‌شود يا شما خبري را تأييد يا تکذيب مي‌کنيد که خبرنگاري سؤالي پرسيده يا سماجت و اصرار داشته. پس مي‌توان گفت پيش‌فرض شما براي قرارگرفتن پشت تريبون سخنگويي، اين نيست که خبري را که در جريان يا نزديک است، به رسانه‌ها اطلاع دهيد؛ چرا؟
اين مسئله تا حدودي به سبک کار جلسات سخنگويي بازمي‌گردد. بنده اگر مناسبت بسيار خاصي باشد، با اشاره به آن، جلسه را با سؤال خبرنگاران شروع مي‌كنم؛ به اين دليل که وقت کمتري صرف شود تا فرصت بيشتري براي طرح سؤال‌ها وجود داشته‌ باشد؛ اما اگر در آن زمان و در سؤال‌ها، خبري گفتني باشد، بنده هيچ ابايي از مطرح‌کردن آن ندارم. درباره خبر سفرها، مسئله متفاوت است. اصولا بر اساس تجربيات درازمدت، وضعيت منطقه و جهان، شرايط جمهوري اسلامي ايران يا بر اساس توافق با کشوري ديگر درباره يک سفر يا زمان سفر، تا زماني که تمام شرايط براي وزارت امور خارجه اطمينان‌بخش نباشد، تلاش مي‌شود تاريخ سفر مطرح نشود؛ چون ممکن است با توجه به برخي نوسانات موجود، در آخرين ساعات به واسطه يک دليل منطقي يا غيرمنطقي، يا يک سفر ناگهاني مهم‌تر چه براي ميزبان و چه براي ميهمان، زمان سفر جابه‌جا شود؛ در نتیجه اگر طرح اين سفر زودهنگام باشد، ولی زمان سفر تغيير کند، آثار منفي اين خبر بسيار زيان‌بار خواهد بود و وارد يک‌سري تفاسير و تحليل‌هايي مي‌شود که در نهايت مي‌تواند زيان‌بخش باشد. با این‌ توصیف وزارت خارجه سعي مي‌کند اين‌گونه اخبار را ديرتر منعکس کند (سخن سخنگو رسمي و قطعي است و اگر گفته شود و انجام نشود، عوارض بسياري دارد) تا زماني که اطمينان کافي وجود داشته باشد که سفر انجام مي‌شود. علاوه بر اينها، با توجه به شرايط خاصی که به‌تازگی برای جمهوري اسلامي ايران به وجود آمده است و به‌ويژه شيطنت‌هايي که مي‌تواند به غير از دلايل امنيتي وجود داشته باشد، اگر موضوعي بسيار سريع علني شود، به ديگراني که علاقه‌مند به آن اقدام ايران نيستند، فرصت کافي مي‌دهد تا به فضاسازي و تخريب اقدام کشور بپردازند و در نهايت ايران را از برخي دستاوردها محروم کرده يا دچار مشکل کنند. «زمان» و «لحظه» در بيان مواضع و اخبار از سوی سخنگو بسيار مهم است. ساعت به ساعت ممکن است تغييراتي ايجاد شود.

گاهي اعلام موضع سخنگو به يک ادعا که مثلا از آن سوي جهان مطرح شده است، بين هفت تا 10 ساعت بعد انجام مي‌شود. علت اين همه تأخير چيست؟ زمان اتخاذ موضع را با مخاطب آن سوي آتلانتيک تنظيم مي‌کنيد؟
خير؛ اين‌گونه نيست. زمان پاسخ‌گويي ما منوط به هيچ چيز نيست. حداقل در کار سخنگويي هيچ‌گاه به اين موضوع فکر نکرده‌ام که براي مثال اکنون آن سوي دنيا يا در ايران چه ساعتي است. برداشت بنده اين است که حداقل در اين دو سال، سرعت عمل ما در موضع‌گيري‌ها، بالا بوده است؛ در‌حالي‌که در گذشته در برخي مقاطع، 48 ساعت يا بيشتر براي اتخاذ يک موضع زمان صرف مي‌شد.

به نظر شما اکنون ميانگين اتخاذ مواضع چقدر است؟
بستگي به موضوع دارد. گاهي 10 دقيقه، گاهی نيم‌ساعت و گاهی يک ساعت يا حتي يک‌ روز نيز فاصله موضع‌گيري داشته‌ا‌يم. اين مسئله به اين بستگي دارد که بنده در کجا حضور داشته باشم؛ اگر در دفترم باشم، مي‌توانم خبر را دريافت کرده و آن را تنظيم کنم تا منتشر شود. گاهي نيز در جلساتي بدون تلفن حضور دارم که ممکن است حتی به همکاران نيز براي دريافت خبر دسترسي نداشته باشم؛ بنابراين اين مسائل تا حدودي بر وظيفه سخنگويي تأثيرگذار است. گاهي نيز موضوعات، موضوعاتي است که بايد از سوي ديگران نيز روي آنها نظر داده شود.

آيا اين ديگران، خارج از وزارت خارجه هستند يا داخل وزارت خارجه؟
اين ديگران هم مي‌توانند داخل وزارت خارجه باشند و هم خارج از آن؛ اما عمدتا اين ديگران از داخل وزارت امور خارجه هستند و چون ممکن است نتوانيم به برخي از دوستان به هر علتي (در سفر هستند يا در جلسه و...) در داخل وزارت خارجه دسترسي داشته باشيم، دچار مشکل مي‌شويم؛ چون نظر آنها از نظر کارشناسي گاهي مهم است. در جاهايي که نيازي به نظرخواهي از بخش‌هاي ديگر نيست، سرعت عمل در اتخاذ موضع بسيار بيشتر است. به‌ندرت اتفاق مي‌افتد مجبور شويم هماهنگي‌هايي با بيرون از وزارت خارجه در سطوح عالي‌تر انجام دهيم يا به مسئول ارگان‌هايي که ذي‌مدخل در مسئله هستند، دسترسي پيدا کنيم تا از کم و کيف ماجرا اطلاع دقيق پيدا کنيم. البته هميشه يافتن آنها و توضيحاتشان نيز به دلايلي کمکي نمي‌کند؛ چرا‌که خود آنها نیز گاهي از برخي مسائل تحت اختيار حوزه خود اطلاع دارند؛ اما نمي‌خواهند همه روايت مطرح را تأييد و تشريح کنند يا اصولا مخالف صحبت در آن مورد هستند. به‌هر‌حال کار گاهي خيلي سخت است.

بين ارگان‌هاي ديگري که سخنگو بايد با آنها در ارتباط باشد، براي مثال در مسائل مربوط به منطقه ازجمله سوريه يا موضوع عمليات تروريستي در مرز با پاکستان، با کدام نهادها از بخش‌هاي امنيتي ارتباط مي‌گيريد؟ فقط با شوراي عالي امنيت ملي در ارتباط هستيد يا وزارت خارجه مجبور است با برخي نهادها مثل سپاه نیز در اين‌گونه مواقع در ارتباط باشد؟
مواضع کلي ما در قبال رابطه با کشورها و تحولات بسيار روشن است و از آنها آگاهي پيدا مي‌كنیم؛ يعني هميشه نيازي به هماهنگي بسيار جزئي ندارد. کافي است اتفاقي رخ داده باشد و از آن آگاهي پيدا مي‌کنيم و با توجه به تجربياتي که از گذشته نيز در اختيار داریم، در نهايت مي‌توان موضع‌گيري کرد. گاهي نيز در اصل ماجرا، ابهام‌ها و نقاط کوري وجود دارد که ايجاد ترديد مي‌کند که واقعيت ماجرا چيست و چگونه است؛ بنابراين سؤال و پرسشي را مي‌طلبد. بنده به‌عنوان سخنگوي وزارت امور خارجه، الزاما ارتباط مستمر و مستقيمي با دستگاه‌هاي نظامي ندارم و احتمالا اگر موارد خاصي در‌اين‌باره وجود داشته باشد، عمدتا هماهنگي لازم را با شوراي امنيت ملي و دبيرخانه انجام مي‌دهيم و ابهام‌های خود را برطرف مي‌کنيم.

در راستاي همين پرسش و پاسخ، براي مثال به‌تازگی در واکنش به شايعه‌های مطرح‌شده مبني بر حمله اسرائيل به برخي مقرهای نيروهاي ايراني در سوريه، شما براي تأييد يا تکذيب آن، يقينا به اين نياز داشتيد که از سپاه قدس اطلاعاتي دريافت کنيد؛ آيا اين اطلاع بين سپاه قدس و وزارت خارجه به‌طور مستقيم انجام مي‌شود يا از کانال شوراي عالي امنيت ملي پيگيري مي‌شود؟
معمولا کمتر اتفاق مي‌افتد که با اين نهادها به‌طور مستقيم مرتبط شويم. در اين‌گونه موارد، با توجه به اينکه بخش‌هاي سياسي ما برای مثال مسائل خاورميانه يا سوريه، حوزه خليج‌فارس و اروپا را پيگيري مي‌کنند، در نهايت با توجه به اشرافي که روي روابط و منطقه کاري خود دارند، احتمالا اطلاعات دقيق‌تري دريافت مي‌کنند و ما بيشتر با بخش‌هاي خود در وزارت خارجه هماهنگ مي‌شويم. نمي‌خواهم بگويم اين ارتباط اصلا وجود ندارد، ولي موارد آن کم است. به‌هر‌حال اصولا هيچ قاعده قطعي و خط قرمزي وجود ندارد و همه چيز به ماهيت موضوع بستگي دارد.

کانال‌هاي دريافت خبر سخنگو از کجاست و چگونه فرايند دريافت اخبار انجام مي‌گيرد؟
اولا خود سخنگو بايد زمان زيادي را اختصاص دهد تا به صورت مستقيم اخبار را دريافت کند که اگر علاقه‌مند و جدي باشد، بايد حتما زماني کافي را صرف کند که بهترين راه اين است. بنده دائما در حال رصد اخبار از طريق فضاي مجازي، اينترنت و ديگر اطلاعاتي که به وزارت خارجه مي‌رسد، هستم.

پس گوشي شما مثل گوشي يک خبرنگار پر از صفحات روزنامه‌ها و رسانه‌هاست؟
همين‌طور است. گاهي اگر فرد نزديکی به من بخواهد موضوعي را مطرح کند، به‌قدري اخبار از کانال‌ها و گروه‌هاي مختلف سريع دريافت مي‌شود که اين پيام‌ها در انتهاي فهرست قرار مي‌گيرد و اگر به بنده از طريق ديگري اطلاع ندهد، ممکن است حتي يک هفته نيز آن پيام را نبينم و اين به نوعي براي بنده معضل محسوب مي‌شود. همچنين ما يک اداره کل رسانه داريم که متشکل از چهار اداره است که وظايف عمده آنها، رصد اخبار در سطح جهان در حوزه‌هاي گوناگون است. اداره کل اطلاع‌رساني و امور سخنگويي نیز به نوع ديگري اخبار را دريافت مي‌کند که در طول شبانه‌روز اين اقدامات را انجام مي‌دهد. از بعدازظهر تا هشت صبح فردا که ساعت اداري آغاز مي‌شود نیز همکاراني را داريم که به صورت کشيک تا صبح، اخبار را دنبال مي‌کنند و دائما اخبار در معرض ديد و رصد آنهاست.

غير از رصد رسانه‌ها و فضاي مجازي، منبع مهم ديگري نیز داريم که با توجه به اختلاف ساعاتي که وجود دارد، 24‌ساعته در حال فعاليت است و تعطيل‌بردار نيست که گزارش‌ سفارتخانه‌هاي ايران است. بسياري از اطلاعات را از طريق سفارتخانه‌هاي خود به صورت دائم دريافت مي‌کنيم؛ يعني چيزي حدود بيش از صد نمايندگي در جهان، به صورت دائمي مطالب خود را براي ما ارسال مي‌کنند. علاوه بر اين، آنها در يک سيستم تعريف‌شده که در وزارت خارجه داريم، روزانه اخبار را منتقل مي‌کنند. خبر سفارتخانه‌ها از سوی بخش‌هاي مختلف وزارت خارجه دريافت مي‌شود و در نهايت به بنده و همکارانم به تناسب ضرورت حتي اگر نيمه‌شب هم باشد، اطلاع داده مي‌شود.

پس تلفن‌هاي نيمه‌شب هم داريد؟
براي مسئولان وزارت ‌خارجه، پديده جديدي نيست و عمدتا به دليل اختلاف ساعتی است که با ساير کشورهاي جهان داریم؛ مثلا با اروپا در حدود دو‌و‌نيم تا سه‌ساعت‌و‌نيم ساعت اختلاف داريم يا با مناطق آمريکا چيزي حداقل هشت ساعت. البته در‌حال‌حاضر ارتباطات به صورت آسان‌تري صورت مي‌گيرد؛ نمايندگي‌ها با شبکه‌هاي مختلف، مسائل عادي‌تر خود را حتي با خود فرد به صورت مستقيم در ميان مي‌گذارند. اگرچه مراعات حال ساعت را دارند؛ مگر اينکه يک مسئله فوري باشد که مي‌تواند اتفاق بيفتد.

اتفاقي را به ياد داريد که موضع‌گيري درباره آن در سال 97 براي شما سخت بوده يا فرايند آن از لحاظ اداري بسيار طول کشيده يا از بُعد حسي و فکري شما را اذيت کرده باشد؟
کار سخنگويي عمدتا کار سختي است؛ به عبارتي، ممکن است بخش کمتري از آن، يعني حدود 40 درصد کار، آسان‌ باشد که حتما استرس کمتري دارد و آن‌هم به موضع‌گيري‌هاي مشخص و روشني بازمي‌گردد که در درون جامعه ما روي آن اختلاف‌نظر و اختلاف سليقه‌اي وجود ندارد؛ اما ساير موضع‌گيري‌هایی که به حوزه سياسي و به‌ويژه حوزه سياست خارجي و مسائل حاد منطقه‌اي و غيرمنطقه‌اي مرتبط است، همراه با استرس است و سختي‌هاي مخصوص به خود را دارد. زماني که سخنگو موضعي را اتخاذ مي‌کند، بايد چند ساعت منتظر عکس‌العمل موافق و مخالف روي آن باشد. عمدتا 50 تا 60 درصد موضع‌گيري‌ها، با توجه به تنوع آرا در مجموعه مردم و کشور ما و آثار متقابلي که ممکن است بر کشور مقابل داشته ‌باشد، اتخاذ مي‌شود. مواضع سخنگويان، مواضع رسمي دولت تلقي مي‌شود و يقينا نيز از سوی کشورهاي گوناگون دقيقا رصد مي‌شود؛ همان‌گونه که ما نيز به مواضع ديگر کشورها در وزارت ‌خارجه توجه کرده و آنها را تفسير و تحليل مي‌کنيم. به‌هر‌حال مي‌توانيم بر اساس آن مواضع، ارزيابي‌هاي مشخصي را در نظر ‌بگيريم که درباره موضوع مشخص، سمت‌و‌سوي جهان يا کشوری خاص در منطقه چگونه است. در نتیجه اين حساسيت روي نيمي از موضع‌گيري‌هاي ما وجود دارد؛ زيرا با يک‌سري سؤالات مواجه مي‌شويم که مي‌تواند از سوی شخصيت‌هايي در ايران مطرح شده باشد و از وزارت خارجه درباره آن سؤال مي‌شود که به دليل احترام و جايگاه آن شخصيت و متضادبودن موضع آن شخص با موضع رسمي کشور و موضع وزارت امور خارجه، نه مي‌توان سکوت کرد و نه مي‌توان موضع‌گيري نکرد؛ بنابراين بايد سخني گفته شود. اگر بخواهم سربسته صحبت کنم، در موضوع اخير پاکستان، در جلسات سخنگويي درباره برخي مواضعي که از سوی ديگر مقامات کشور مطرح شد، سؤالاتي پرسيدند؛ بنابراين مي‌توان روي اين مسائل بحث کرد و اختلاف‌نظر داشت، ولي نمي‌توان موضعي را برخلاف مواضع کشور و بدون در‌نظرگرفتن آثار بعدي آن بر کشور اتخاذ کرد. از سوي ديگر، وزارت امور خارجه با يک کشور خارجي روبه‌رو است که بايد حساب‌شده عمل کرد؛ زيرا اشتباه و خطاي ما مي‌تواند بر رابطه بين دو کشور چه مثبت و چه منفي اثر بگذارد و با منافع ملي و مصالح ملي کشور به‌شدت درگير شود. يک موضع‌گيري غلط، مي‌تواند روابط خوب دو کشور را تخريب يا سرد کند. شما مي‌توانيد دوستي‌ها را زياد کنيد، همچنين مي‌توانيد به‌سرعت به سمت تخريب حرکت کنيد. البته اصل، مصلحت و منافع کشور است.

از اين مثال شما استفاده مي‌کنم و سؤالم را اين‌گونه مطرح مي‌کنم؛ مبني بر اينکه موضع سخنگو در روزهاي گذشته به گونه‌اي بوده است که مثل هميشه تروريسم را محکوم مي‌کرد و خواهان پايبندي پاکستان به تعهدات خود و همچنين امن‌بودن مرزها بود، با‌این‌حال اندکي بعد با موضع‌گيري تند برخي مقامات نظامي مواجه ‌شديم؛ آيا وزارت‌ خارجه در اين‌گونه  مواقع، واکنشي درون‌سازماني به نگراني از ايجاد تنش در رابطه دو کشور نشان مي‌دهد؟
همواره ارتباط درون‌سازماني بين وزارت خارجه با ساير نهادها و بخش‌هاي دولت و ديگر بخش‌هاي غيردولتي وجود داشته است. اگر مواضعي اتخاذ شود که آثار منفي و نامطلوبي در قبال کشوري داشته باشد يا اين موضع‌گيري انجام شده باشد و اثرات خود را گذاشته باشد، يقينا مواضع، نظرات و ديدگاه‌هاي خود و همچنين آثار منفي آن موضع را در خارج از کشور، هم به شخصي که اين موضع‌گيري را اتخاذ کرده و هم به مقامات ذي‌صلاح کشور منعکس مي‌کنيم و اطلاع مي‌دهيم حساسيت‌هاي لازم را رعایت کنند؛ چراکه وزارت امور خارجه در صف نخست و ديده‌بان سياست‌ خارجي است و کشورها مي‌توانند به‌سرعت در قبال هرگونه موضع‌گيري‌‌ای که درون ايران صورت مي‌گيرد، عکس‌العمل‌هاي منفي و مثبت خود را داشته باشند؛ بنابراين طبيعي است ما ارتباطات درون‌سازماني داشته‌ باشيم و آنچه را که باعث عکس‌العمل يک کشور شده‌ باشد، به مقامات خود منعکس کنيم. ممکن است سفير آن کشور در تهران به وزارت امور‌ خارجه مراجعه کرده و حتي اعتراض و گلايه کند يا از طريق سفارتخانه ما در کشور خود، مواضع، ديدگاه‌ها، انتقاد و اعتراض خود را به اطلاع ما برساند. برای مثال، به‌تازگی يکي از ائمه محترم جمعه براي دفاع از انقلاب اسلامي ايران، انقلاب يک کشور دوست را شکست‌خورده و ناکام تلقي کرده بود؛ اين موضوع به‌شدت با اعتراض مقامات آن کشور همراه شد. او عمدي نداشت؛ اما نمي‌دانست بيان او چه اثر منفي‌ای بر روابط خارجي ما مي‌گذارد؛ بنابراین من مجبور شدم در مصاحبه‌اي، موضوع را حل‌وفصل کرده و مواضع ايران را در قبال آن کشور تشريح و مسئله را جمع کنم. از اين نوع اتفاقات بسيار است.

يکي از موضع‌گيري‌هايي که شما داشته‌ايد و براي جامعه رسانه کمي عجيب بود، واکنش وزارت خارجه به سفر بنيامين نتانياهو به عمان بود.به نظر کمي عجيب مي‌رسد و حتي مي‌توانست مداخله در امور داخلي آن کشور تلقي شود. چرا تصميم گرفتيد به سفر نتانياهو واکنش نشان دهيد؟ آيا تصميم شخصي بود يا تصميم مجموعه؟ دولت عمان واکنشي به اين موضوع نداشت؟
يقينا ايران در امور داخلي ديگر کشورها دخالت نمي‌کند و اين يک اصل مسلم است. بنده شخصا در‌اين‌باره با حساسيت بسيار برخورد مي‌كنم و مراقب هستم مواضع ما به گونه‌اي باشد که دخالت در مسائل داخلي آن کشورها تلقي نشود؛ چراکه ماهيت رژيم اسرائيل که در پي شکاف ميان کشورهايي مثل ايران و همسايگان آن است، روشن است؛ بنابراين مي‌توان به دولت عمان دوستانه توصيه کرد هوشيار باشند يا به این دولت توصيه کنيم به ديگران يا عناصر ثالث در حوزه روابط ما، در قبال مسائل جهان اسلام و آرمان‌هاي آن که مورد حساسيت توده‌هاي جهان اسلام نيز هست، توجه بيشتري کنند. اين صحبت‌ها دوستانه و برادرانه است و دولت عمان نيز خود متوجه اين مسئله مي‌شود که ايران از چه زاويه‌اي با آنها سخن مي‌گويد. در نتیجه آن موضع‌گيري چندان عجيب نبود.

ولي به نظر مي‌رسد از اقدام عمان و پذيرايي این دولت از نتانياهو غافلگير شده‌ايد؟
بنده در جايي گفتم که تقريبا ايران در جريان اين سفر قرار داشت و از قبل از آن مطلع بود.

يعني پادشاهي عمان از قبل به ايران اطلاع داده بود که آقاي نتانياهو قرار است به عمان سفر کند؟
ايران از طريق کانال‌هاي مختلف اطلاع داشت که اين سفر در حال انجام است.
 
کانال‌هاي مختلف يعني کانال‌هايي غير از سلطنت عمان؟
اين کانال مي‌توانست سلطنت عمان باشد يا کانال‌هاي ديگری حتي غير از سفارت ايران در عمان يا سفارت آنها در ايران. به‌هر‌حال در دنياي ديپلماسي و ارتباطاتي که در همه کشورها بين ديپلمات‌ها وجود دارد، مي‌توان اخبار را به آساني به دست آورد. جهان امروز کوچک‌تر از آن است که اخبار منتقل نشود.

واکنش فنلاند به نرفتن خانم فرشچي به مأموريت چه بود؟ واکنش دکتر ظريف چه بود؟ شما به‌تازگی در مصاحبه‌اي گفته‌ايد ايشان به دلايل شخصي منصرف شدند.
علت مطرح‌شدن اين بحث به علت انتصاب خانم ريگي به‌عنوان سفير بود. بسياري از دوستان رسانه که خبر را خوب رصد نکرده بودند، فکر مي‌کردند خانم ريگي سومين سفير از ميان بانوان ايراني است. اگرچه خانم فرشچي، سير پروتکل‌هاي لازم برای اعزام را طي کرده بود و حتي در سمينار سفرا در مرداد شرکت کرده بود؛ اما پس از سمينار در اواخر مرداد يا اوايل شهريور اعلام انصراف داده بودند. انصراف ايشان براي ما در وزارت خارجه روشن بود.

ولي اين موضوع اصلا رسانه‌اي نشده بود.
علتش اين بود که از ما سؤال نشد. ضرورتي هم به صدور بيانيه‌اي نداشت. اینکه ايشان به دلايل خانوادگي يا شخصي نمي‌توانند اعزام شوند، امري عادي بود. به‌تازگی و با مطرح‌شدن بحث خانم ريگي، ما محل سؤال واقع شديم که پاسخ لازم داده شد. مسئله پنهاني هم نبود؛ چيزی ساده و عادي بود.

آقاي ظريف به دلیل تلاشي که براي سفارت ايشان کردند، جا نخوردند؟
 حتي فردی معمولي هم براي کاري که براي آن وقت و زحمتي را صرف کرده باشد، حتي اگر يک روز را مصرف کرده باشد، ولي آن کار به ثمر نرسد، ممکن است با خستگي مواجه شود. يقينا برای آقاي دکتر ظريف که با اعتقاد راسخ تلاش داشتند در وزارت خارجه بيشتر از حضور زنان استفاده شود و تلاش زيادي شده بود تا سير تشريفاتي لازم براي سفارت ايشان طي شود، ولي به فرجام نرسيد، اقدام خوبي نبود. اگرچه دکتر ظريف با سعه‌صدر مطلبي بيان نکردند، ولي يقينا اين انجام‌نشدن کار خستگي بر دوش او گذاشته است. غير از اين تلاش، روند کاري سفارتخانه است که ممکن است با اين نرفتن‌هاي به‌موقع تحت تأثير قرار گيرد و سفارتخانه مدت بيشتري از داشتن سفير محروم بماند. به‌هر‌حال نقش و حضور بهنگام سفير در سفارتخانه يقينا مهم است.

طبق توافق آقاي ظريف و آقاي حناچي، قرار بود شب‌ها درِ باغ ملي از ابتداي بهمن باز شود؛ آيا اين کار انجام شد؟
من در آن نشست بودم، مسائل گوناگوني مطرح شد که يکي از اين مسائل، ميدان مشق بود که قبلا تفاهمي بين وزارت ‌خارجه و شهرداري صورت گرفته بود که در نهايت با گماردن نگهبان از ساعت هفت بعدازظهر تا 11 شب، ميدان مشق روي عموم باز باشد تا مردم عادي بتوانند در آن تردد کرده و از فضاي آن استفاده کنند. به دلیل تأمین‌نشدن نیرو از سوی شهرداری، این تفاهم اجرا نشد. در نتیجه در آن جلسه تفاهم شد شهرداری نیروها را تأمین کند. بحث دیگری نیز که در آن جلسه مطرح شد، این بود که طبق تفاهم‌نامه‌ای که سال‌ها پیش بین میراث فرهنگی، وزارت خارجه و شهرداری انجام شده بود، قرار بود به‌طور‌کلی این منطقه تحویل داده شود و در نهایت در اختیار سازمان گردشگری و میراث فرهنگی قرار گیرد تا به منطقه موزه‌ای تهران تبدیل شود و ساختمان شماره‌یک به‌عنوان تاریخ دیپلماسی در اختیار وزارت‌ خارجه باقی بماند، ولی این منوط به این بوده که شهرداری و دیگران، ساختمانی مناسب در نقطه‌ای مناسب از شهر در اختیار وزارت خارجه قرار دهند و این اتفاق تاکنون نیفتاده است. در آن جلسه درباره این موضوع بحث و قرار شد ابتدا چند اقدام اولیه صورت گیرد، ولی در نهایت مقرر شد شهرداری روی این پروژه در درازمدت کار کرده و آن را بررسی کند.

آیا عازم پاریس می‌شوید یا خیر؟
(می‌خندد) در زمان لازم انتخاب هر سفیری و روند اعزام او پس از طی مراحل تشریفاتی خود، از سوی سخنگو اعلام خواهد شد.

اما من این سؤال را از فردی که گزینه سفارت است و اکنون سخنگو نیز هست، می‌پرسم.
ما در وزارت خارجه یاد گرفته‌ایم فردی را سفیر تلقی کنیم که به محل مأموریتش رسیده باشد؛ یعنی سوار هواپیما شده و از گیت فرودگاه عبور کرده باشد و در محل سفارت قرار گیرد؛ چراکه هر لحظه ممکن است این روند، چه به دلایل سیاسی و چه به دلایل دیگری متوقف شود. در نتیجه نمی‌توان قطعی در‌این‌باره سخن گفت؛ زیرا در برخی مواقع، فرد در مراحل اولیه انتصاب خود است و مراحل متعددی پیش‌روی او قرار دارد که آن مراحل به دلایل مختلف انجام نمی‌شود، ولی وقتی نام فرد را بر سر زبان‌ها می‌اندازید. ممکن است در جایی با او مخالفت شود یا انجام نشود یا خود فرد منصرف شود که در نهایت به نقل و حدیث کشیده می‌شود و فرد با مشکلات بسیاری مواجه می‌شود و این اقدامی انسانی و اخلاقی نیست.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: