کد خبر: ۲۱۵۱۷۴
تاریخ انتشار: ۰۲ دی ۱۳۹۷ - ۰۹:۴۱
صادق ملکی
پنجمین نشست شورای راهبردی ایران و ترکیه در آنکارا برگزار شد. این نشست در حالی تشکیل شد که منطقه شاهد تحولاتی مهم و در عین حال پیچیده و چند وجهی است. اعلام خروج امریکا از سوریه و آغاز احتمالی عملیات ترکیه در شرق فرات و … از جمله این تحولات است. روحانی و اردوغان در این نشست هر دو بر راهبردی بودن روابط ایران و ترکیه چون نشست های قبلی تاکید کردند. اگرچه سفر روحانی به آنکارا و تشکیل شورای راهبردی میان دو کشور دارای پیام و بار سیاسی بوده و باید از ان استقبال کرد اما به نظر می رسد اشاره روسای جمهوری دو کشور بر روابط راهبردی بیش از آنکه یک واقعیت حاکم بر روابط باشد، یک تعارف سیاسی است. روابط راهبردی کشورها مبتنی بر مولفه هایی است که روابط تهران و آنکارا در حال حاضر خالی از آن مولفه هاست. دقت در محتویات سخنان روحانی و اردوغان پس از نشست پنجم نشان می دهد که این سخنان در بخش های مهمی تکرار سخنان نشست های قبلی است. واقعیت آن است تا زمانی که ذهنیت رهبران ایران و ترکیه نسبت به یکدیگر تغییر نکرده و از ذهنیت سلبی به ذهنیت ایجابی تغییر نکند، روابط نمی تواند به سطح راهبردی ارتقا یابد. فارغ از آن باید دقت کرد که ایران و ترکیه در دو سوی معادلات حاکم بر نظام جهانی قرار دارند. در حالی که ایران پیوند چندانی با مولفه های حاکم بر روابط بین المللی نداشته و در بخش هایی در چالش جدی با آن است، ترکیه بخش مهمی ازحلقه اتصال این مولفه ها بوده و با مد نظر قرار دادن ظرفیت خود و با مدیریت کارآمد، برای خویش در نظام جهانی تعریف خاص ایجاد کرده و توانسته است به موقعیت مناسبی برسد.

هرکس ایران و ترکیه را دوست بدارد باید به ضروت راهبردی شدن روابط تهران و آنکارا بیندیشد. به تشکیل شورای روابط راهبردی میان ایران و ترکیه باید از این زاویه نگریست.

شاید نام نهادن این نشست ها تحت عنوان حرکت ایران و ترکیه به سوی روابط راهبردی بیشتر با واقعیت حاکم بر روابط دو کشورهمخوانی داشته باشد. توجه داشته باشیم دیر یا زود الزامات ناشی از تاریخ و ریشه های فرهنگی مشترک و از آن مهمتر تحمیلات حاصله از جغرافیا، همگرایی میان ایران و ترکیه را ضرورتی اجتناب ناپذیر خواهد کرد. در واقع نشست های شورای راهبردی گام برداشتن در این مسیر است. دقت کنیم که روابط راهبردی ایران و ترکیه نباید فقط تحت تاثیر نیازهای گذرای شرایط حاکم بر سیاست داخلی، منطقه ای و بین المللی دو کشور باشد. با این دید که ایران در دوره تحریم و مشکلات و ترکیه به هدف بازی و امتیازگیری از واشنگتن نگاه ابزاری به نشست های شورای راهبردی داشته باشند، راهبردی کردن روابط میان تهران و آنکارا، تحقق نخواهد یافت.

از سوی دیگر بهتر است ایران واقعیت حاکم بر معادلات جهانی را دریافته و بیش از آن که از موضع پایین و ضعف به ترکیه و … برای رفع و رجوع امور مراجعه کند، با امریکایی کنار بیاید که آنکارا خود نیز در سیاست های کلان، هماهنگ با سیاست های آن است.

توجه و درک راهبردی داشته باشیم که آنکارا عضو ناتو و شریک راهبردی غرب است. ترکیه علیرغم همه اختلافات با امریکا، دارای روابط ویژه با واشنگتن بوده و بطور کلی سیاست ها و رفتارهای استراتژیک ترکیه را باید در چارچوب غرب تعریف کرد. پرواضح است ترکیه در نقطه انتخاب نهایی میان ایران و امریکا با وجود همه مشکلات، نه تهران بلکه واشنگتن را انتخاب خواهد کرد. این انتخاب آنکارا نه از روی عشق و یا تمایل قلبی بلکه از روی اجبارهای حاکم بر صحنه سیاست در راستای تامین منافع خواهد بود. به شعارهای مقامات ترکیه در عدم رعایت تحریم های ایران توجه نکنید، به همزمانی سفر روحانی به ترکیه و اعلام خروج امریکا از سوریه و چراغ سبزواشنگتن به آنکارا برای عملیات در شرق فرات توجه کنید. اگر بخش هایی از تحریم ایران نیز توسط ترکیه رعایت نشود، با مجوز امریکا خواهد بود. قبل از برجام نیز با اندکی تساهل این چنین بوده است. تحریم ایران برای ترکیه چون دوران جنگ فرصت ساز رشد و توسعه و بعضا شکل گیری منافعی است که در یک روابط عادی امکان تحقق آن وجود ندارد. به پدیده ضراب و زنجانی در گذشته توجه کرده و آینده را دریابیم. در دوران دور زدن تحریم ها نسبت به هدیه هجده میلیارد دلاری که اردغان آن را در سال ۲۰۱۲ مائده آسمانی عنوان کرد تعمق کنیم وشرایط امروز و فردا را ارزیابی کنیم. در شرایط امنیتی و اقتصاد درگیرتحریم ایران، اردوغان برات آل باراک، داماد خود که در عین حال وزیر دارای ترکیه است را مسئول کمیسیون مشترک و پیگیر روابط با ایران معرفی کرده و از سوی روحانی نیز معتمدترین و نزدیکترین فرد یعنی واعظی انتخاب شده است که این انتخاب ها نیز در جای خود، تحلیل دارد. توجه داشته باشیم در فضای امنیتی، سیاه، تاریک و بدون پرسش تحریم اقتصادی ایران، تحریم اگر برای مردم درد و رنج دارد، می تواند برای برخی نان داشته باشد، البته نانی که می تواند دو سویه باشد.

دقت کنید و دلخوش به نشست های راهبردی و شعارهای پس از این نشست ها نباشید. این نشست ها تاکنون هیچ طرح و همکاری راهبردی را در پی نداشته و اهداف اعلامی این نشست ها تحقق نیافته است. قبل از تشکیل شورای راهبردی در سال ۲۰۱۵ توافقنامه ترجیحی که سال ها مذاکرات آن به طول انجامید میان ایران و ترکیه منعقد شده و هدف ۳۵ میلیارد دلاری در روابط تعریف شد که نه تنها تحقق نیافت، بلکه حجم روابط کاهش نیز یافت. در سال های اخیر نیز در روابط ایران و ترکیه نه تنها هدف سی میلیارد دلاری تحقق نیافته بلکه به آن نزدیک هم نشده ایم.

روابط راهبردی میان ایران و ترکیه زمانی تحقق می یابد که امنیت و توسعه دو کشور به هم گره خورده و توسعه و امنیت یکی، توسعه و امنیت دیگری شود. علیرغم شعارها و تعارفات هنوز میان ایران و ترکیه فاصله ای عمیق در سیاست اعلامی و اعمالی وجود دارد. کلنگی شدن سوریه حاصل سیاست های رقابتی و سلبی آنکارا علیه محور ایران بود که به سال ها جنگ نیابتی میان تهران – آنکارا انجامید. شکست و بن بست های میدانی در سوریه اگرچه در در برخی عرصه ها تهران و آنکارا را وادار به عقب نشینی از مواضع کرد، اما این عقب نشینی های از سر اجبار تا نتواند سب ساز عقلانیت رفتن به سوی روابط راهبردی شود، گره گشا نخواهد بود.

نکته آنکه در قاره سبز از خاکستر سال ها جنگ و رقابت، اتحادیه اروپا با مهندسی آلمان و فرانسه برخواسته و توانسته است صلح و پیشرفت پایدار دراین اتحادیه ایجاد کند. اگر روزی روابط ایران و ترکیه به معنای واقعی کلمه راهبردی شود نه تنها خاورمیانه می تواند از رقابت وجنگ دور شود، بلکه با ایجاد ثبات به توسعه نیز دست یافته و اتحادیه خاورمیانه نیز پی ریزی می شود. این تحول اگر تحقق یابد بر قفقاز و آسیای میانه نیز تاثیرات بسیار سازنده خواهد داشت.
منبع: دیپلماسی ایرانی 
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
اخبار داغ