کد خبر: ۲۱۱۹۴۳
تاریخ انتشار: ۲۹ مهر ۱۳۹۷ - ۰۹:۳۵
رضا باکری

رضا باکری دبیر انجمن صنایع لبنی ایران، نامی شناخته برای فعالان صنایع غذایی. با او درباره حال ناخوش صنعت لبنیات کشور به گفتگو نشستیم. او نیز همجون برخی فعالان عرصه تولید از ضعف مدیریتی و تصمیمات غیر کارشناسی در بدنه دولت گلایه دارد. به عقیده وی سیستمی هماهنگ و با حمایت از منابع قدرت در حال قاچاق یارانه هایی هستند که قرار بود به دست دامداران و در نهایت در بر سر سفره مردم بیاید. رشد ناهمگون صنایع وابسته به شیرخام و عدم آینده نگری وزارت کشاورزی در این حوزه از دیگر انتقادات وی به این همکاران محمود حجتی بود. در ادامه مشروح مصاحبه باکری با سایت اعتدال را مطالعه خواهید نمود.

س: چندی است که شاهد افزایش قیمت محصولات لبنی هستیم و با وجود این افزایش قیمت‌ها تولیدکنندگان از یکسو با کمترین ظرفیت خود در سالهای اخیر تولید می کنند و از سوی دیگر مدعی هستند به دلیل مشکلات مالی به علت تعطیلی برخی خطوط تولیداشان باید دست به تعدیل نیرو بزنند. دلیل چیست؟

به طور کلی تا زمانی که در مباحث اقتصادی کلیه ذی نفعان زنجیره به طور کامل دیده نشوند و مسایل و تصمیمات متخذه برای همه این آنها همسویی منافع و همگرایی آنها فراهم نشود و به تعامل با یکدیگر واداشته نشوند، به اجبار به تضادهای منافع هر کدام از این حلقه های زنجیره منتهی خواهد شد.


زنجیره صنایع لبنی شیر در واقع شامل کشاورزان و واردکنندگان علوفه و نهاده های دامی دامداران به عنوان تولید کنندگان شیرخام و مصرف کنندگان علوفه و نهاده های دامی، صنایع لبنی به عنوان در واقع به عنوان صنعت فرآوری کننده شیر خام و بخش حمل و نقل و در نهایت شبکه فروشگاهی و توزیع و سرانجام مصرف کننده. بدیهی است تصمیماتی که در وزارت جهاد کشاورزی اتخاذ می شود اگر صرفا با نگاهی که تا به امروز داشته است نگاه بخش کشاورزی و دامداری و احساس و رسالت در این بخش و نادیده گرفتن سایر حلقه های زنجیره، بخواهد ادامه پیدا کند مدام به تقابل منافع بین حلقه های مختلف زنجیره منجر خواهد شد و بحران از این زنجیره بیرون نخواهد رفت تا زمانی که هم جهت و همسو نشده است منافع هر کدام از این حلقه ها یا علوفه بحرانی است یا وضعیت دامدار بحرانی است یا صنایع لبنی و حمل و نقل دچار بحران خواهد شد و یا در حقوق مصرف کننده و شهروندان اجحاف خواهد شد.


با وجود اینکه قانون انتزاع در سال 89 توسط مجلس شورای اسلامی تصویب شد، با این دیدگاه که وزارت جهاد کشاورزی را مسئول این یکپارچگی این ذی نفعان و خروج این ها از تضاد منافع به همسویی منافع تصویب و ابلاغ شد و با وجود اینکه در سال 1394 هیئت محترم وزیران مجددا مصوبه ای را در اجرای تشکیل زنجیره تامین شیر مصوب و به وزارت جهادکشاورزی جهت اجرا ابلاغ کرد، متاسفانه هیچ گام مثبتی تا به امروز در این زمینه از سوی وزارت جهاد کشاورزی برداشته نشده است و این رو در رویی منافع در واقع آسیب های مکرر در هر دوره ای به یکی از این ذینفعان زنجیره وارد کرده است که در نهایت دود آن به چشم قشر آسیب پذیر جامعه چه در بخش مصرف کننده نهایی و چه دامداران خرد می رود.


گاهی منافع واردکنندگان علوفه تامین می شود و اجحاف در حق دامدار می شود و گاهی منافع دامدار تامین می شود و اجحاف در حق صنایع لبنی صورت می پذیرد. اما متاسفانه باید گفت نا بسامانی‌های در صنایع غذایی به حلقه نهایی که همان حلقه مصرف‌کننده است منتقل می‌شود.


از سال 1389 که قانون هدفمندسازی یارانه مصوب و ابلاغ شد تا به امروز مدام شاهد کاهش قدرت خرید مردم و خانوارها هستیم و سفره مردم در اثر تحولات ارز کوچک و کوچکتر شده و می‌شود. یعنی اگر بخواهیم کلی نگاه کنیم از ابتدای اجرای قانون هدفمندی با در نظر گرفتن شاخص قیمت دلار که از 980 به حدود 10000 تومان در سامانه نیما رسیده، خانوار ایرانی 60 درصد قدرت خرید خود را از دست داده است.


به طور خلاصه بخواهم بگویم یکی از عوامل مهم، عدم اتخاذ سیاست‌های درست در وزارت جهادکشاورزی عامل اصلی بی ثباتی در وضعیت معیشتی مردم است. به گونه ای که هیچ بخشی از زیر مجموعه های مرتبط با وزارت جهادکشاورزی نیست که در درون زنجیره مصرف دچار تنش نباشد. حلقه تولید و فرآوری کننده و کارخانجات تولیدی و شبکه توزیع و فروشگاهی و در نهایت مصرف کنندگان دایم در حال تنش و درگیری هستند.


وقتی به کارنامه وزارت جهاد کشاورزی نگاه می‌کنیم می‌بینیم که هیچ سالی را بدون بحران زنجیره ها نگذرانده‌ایم. لذا لازم است که این وزارت خانه تشکیل کارگروه های زنجیره های غذایی را باید در دستور کار خود قرار دهد و به سرعت بتواند منافع مصرف کننده را با منافع تولیدکننندگان همسو و یکنواخت کند و برای دولت هم امکان نظارت و ساماندهی را فراهم کند وگرنه مدیریت و تنظیم بازار نیز خود به خود از دولت سلب خواهد شد.


اما اگر بخواهیم به صورت جزيی تر به صنایع لبنی بخواهیم نگاه کنم باید بگویم که بنابر فشار و اصرار وزارت جهادکشاورزی برای شیرخام نرخ ۱۴۴۰ تومان به اجبار تصویب گردید. در حالیکه باید معادل افزایش قیمت شیر خام یعنی معادل ۳۲ درصد قیمت فراورده های لبنی نسبت به سال ۱۳۹۲ نیز افزوده می شد تا بتواند اختلاف قیمت ۱۱۱۰ تومان تا ۱۴۴۰ تومان را جبران کند که صنایع لبنی بتوانند پول دامدار را بدهند.


متاسفانه در ان مقطع برای صنایع لبنی به جای ۳۲ در صد تنها افزایش ۱۵ درصدی تصویب گردید. خوب مشخص بود وقتی قیمت مواد اولیه یک کارخانه اضافه شود و آن صنعت نتواند قیمت های خود را به نسبت افزایش هزینه های خود بیفزاید مطمئنا در تامین نقدینگی و پرداخت هزینه های خود اعم از حقوق کارگران و هزینه های جاری و همچنین بدهی های خود بابت مواد اولیه دچار مشکل خواهد شد.


در این حال وزارت کشاورزی، شرکت های تولید لبنی را مقصر عدم پرداخت مطالبات دامداران معرفی کردند. در حالی که به اعتقاد من این وزارتخانه مقصر اصلی بی اعتمادی و تنش های ایجاد شده بین دامدار و تولیدکنندگان صنایع لبنی بودند و اگر از همان اول مناسبات بین حلقه های زنجیره های لبنی را درست تدوین می کردند، مشکلات ایجاد نمی شد و تمام فضای دوقطبی ایجاد شده به نوعی خروجی تصمیمات مدیران این وزراتخانه بود.


بعد از اینکه در سال۹۶ و بعد از گذشت سه سال، قیمتی برای محصولات لبنی در ستاد تنظیم بازار مصوب نشد. همچنان قیمت شیر خام ۱۴۴۰ تومان در نظر گرفته می شد، عملا صنایع لبنی به تعزیرات معرفی و صدها میلیارد علهی آنها رای صادر شد و این صنایع محکوم شدند. در سال جاری پس از پی گیری ها ی مداوم، قیمت شیر خام 1590 تومان مصوب و سایر محصولات لبنی بر این اساس قیمت گذاری گردید.


سازمان های دولتی به خصوص وزارت جهادکشاورزی صنایع لبنی را متهم به عدم پرداخت 1440 تومان به دامدار معرفی می کنند، در حالی که همزمان جلوی افزایش قیمت محصولات را گرفته اند. عدم رشد قیمت محصولات لبنی متناسب با افزایش قیمت شیر عملا باعث شد تا کارخانجات نتوانند دیون خود ار به دامداران بدهند و به نوعی دامداران در مقابل تولیدکنندکان صنایع لبنی قرار گرفتند. این همان جایی است که من می گویم بر اثر بی تدبیری وزارت جهاد تعارض منافع بین اجزای زنجیره شیر به وجود آمده است.


اما بالاخره با تلاش انجمن لبنی شرکت های تولیدی محصولات لبنی مورد حسابرسی سازمان حمایت از مصرف کنندگان قرار گرفتند و در نهایت در دی سال 96 قیمت های جدید محصولات لبنی توسط این سازمان تعیین و به ستاد تنظیم بازار ارسال شد. اما در همین زمان دولت تصمیم داشت تا از افزایش قیمت ها در پایان سال و نزیدک به ایام نوروز جلوگیری کند لذا اجرای این مصوبه به بهار سال 1397 موکول شد و پس از بررسی نهایی در تاریخ 2/5/1397 این قیمت های جدید اعلام شد که متاسفانه تاریخ اعلام این قیمت های جدید همزمان شد با نوسانات ارزی.


لذا با وجود سخنان وزیر جهادکشاورزی 2.5 میلیارد دلار ارز برای نهاده های دامی تخصیص داده شده بود با ارز 3800 و 4200 تومانی و بایستی این نهاده‌ها در اختیار دامداران قرار می گرفت عملا با 1570 تومان قابل عرضه به صنایع می بود ولی بازار نهاده های دامی را وزارت جهادکشاورزی نتوانست مدیرت و کنترل کند و نهایتا دامدار مدعی گران خریدن نهاده های دامی و علوفه شد و بنابراین از تیرماه تقریبا وضعیت بازار شیر خام دچار دگرگونی در عرضه و تقاضا شد کارخانجات با کاهش تدریجی دریافت مواجه شدند و در مردادماه به اوج خودش رسید و عدم دریافت شیر خام تا 20 الی 25 درصد در کارخانه ها موجب تعطیلی خطوط تولید و کاهش تولید و لاجرم به جای توسعه اشتغال منجر به تعدیل نیروی کار شد.


امروز این مساله به حدی بحرانی شده است که کارخانه های تولیدکننده شیر خام قادر به خرید شیر خام حتی به قیمت 2200 تومان هم نیستیم. یعنی اگریک کارخانه لبنی قیمت 2200 یا حتی 2300 تومان را حاضر باشد به ازای هر کیلو شیر خام پرداخت کند با این قیمت شیر خام نمی تواند پیدا کنند.


در حقیقت وزارت جهادکشاورزی با تصمیماتی که در سالهای قبل اتخاذ کرده بود رشد بی قواره و غیر متناسب صنعت شیر خشک و توسعه بی قواره کارخانه های فرآوری کننده لبنیات که یکدفعه ظرفیت سازی علی رقم اینکه 12میلیون تن ظرفیت قبلا در صتایع لبنیات ایجاد شده بود و تقریبا با نیمی از ظرفیت خود کار می کردند، 50 درصد مجددا ظرفیت سازی در سالهای 94، 95 و 96 صورت گرفت که در سال 1397 خیلی از اینها به بهره برداری رسیدند و متناسب با این ظرفیت سازی مناب تامین شیرخشکی تامین نگرید


سایر عواملی که تولید شیر را محدود می کند، به گفته وزارت جهاد کشاورزی از 5.7 بیشتر رشد در این بخش تامین نگردید، بنابراین این کمبود در صنعت لبنیات شکل گرفت و بخش کارخانجات شیر خشک کنی شروع به جذب 3000 تن در روز شیرختم کردند در حالی که کارخانجات صنایع لبنی که شیر و سایر محصولات لبنی را را مستقیم به مصرف کننده عرضه می کردند، با کمبود دریافت شیر خام مواجه شدند. به تبع سیاست هت اگر همگون و همیو و در زنجیره اتخاذ نگرد به تضادهای درون صنعت، بین صنعت و دمداری و صنعن و مصرف کننده منتهی خواهد گردرد. کما اینکه اکنون شاهد هستیم هنگامی که شیر خام به نرخ مصوب 1570 و حتی با 2200 تومان هم به کارخانجات و صنایع لبنی عرضه نمی گردد، با افزایش قیمت محصولات در بازار مواجه خواهیم شد و در حالی که مصرف کننده باید از توسعه دامداری و صنعت بهره ببرد و محصولات را با قیمت پایین دریافت کند، به عکس با با افزایش بهای شدید محصولات لبنی ناشی از افزایش قیمت شیر خام و افزایش قیمت مواد پتروشیمی مواجه گردید. به گونه ای که در 2.5 ماه گذشته ده ها جلسه در وزارت صنعت، معدن و تجارت جهت تنظیم بازار مواد پتروشیمی رخ داد و تا حد سهمیه بندی پیش رفت و در نهایت هیات وزیران با مصوبه ای در شهریور ماه ابلاغ کرد و سقف قیمتی مواد پتروشیمی در بورس را حذف کرد .

بنابر این بین 3 تا 7 برابر با توجه به نوع مواد مواد پتروشیمی، قیمت ها افزایش پیدا کرد و حداقل اثر گذاری این افزایش قیمت روی بسته بندی محصولات لبنی از 300 تومان تا 600 تومان به ازای هر کیلو از محصولات لبنی بوده است. مجموعه این عوامل این صنعت را با کاهش دریافت شیر خام مواجه کرده به گونه ای که امنیت غذایی سبد مواد خانوار را به مخاطره انداخته و بحث تامین کالا که عامل ابتدایی تامین امنیت غذایی جامعه نیز هست به مخاطره افتاده است. از این رو کاهش 20 تا 25 درصدی تولید و در نتیجه افزایش قیمت محصولات لبنی همزمان با افزایش تورم ناگهانی، قدرت خرید مردم را کاهش داده و به ناچار کاهش مصرف را در این بخش در پی خواهد داشت.


س: با توجه به توضیحات کامل و مبسوط شما، یعنی اکنون اگر صنایع لبنی بابت هر کیلو شیرخام 2200 و 2300 تومان هم به دامدار پرداخت کنند، دامداران شیر به آنها نمی فروشند؟ پس آنها شیر خود را به به چه کسانی و یا به کدام صنایع می فروشند؟


با جذب حداقل 3000 تن در روز در کارخانجات شیر خشک کنی، شیر به چرخه کارخانجات لبنی که کالاهای مصرف خانوار را تولید می کنند، وارد نمی شود و شیر خشک تولیدی با قیمت 19400 تومان به ازای هر کیلو در بازار داخلی و از طریق بورس و با 9 درصد مالیات ارزش افزوده و نهایت بخش از این شیر خشک تولیدی در صنایع تولید بیسکویت و شیرینی و شکلات، قنادی ها و صنایع تولید سوسیس و کالباس مصرف شده و بخش ی در صنعت بستنی مصرف شده و مابقی آن هم چه به صورت قاچاق و چه به صورت رسمی، البته تا ابتدای شهریور که صادرات شیر خشک با مصوبه ستاد تنظیم بازار ممنوع گردیده، از کشور صادر شده است. علی ای الحال هم چنان کمبود در دریافت شیر خام در صنایع لبنی وجود دارد.


س: با توجه به اظهارات شما دولت یارانه ارزی را به واردات علوفه تخصیص می دهد، شیر در دامداری ها تولید شده، اما این شیر تولیدی به جای عرضه به صنایع تولید لبنیات وارد صنعت شیرخشک کنی شده و در نهایت این شیر خشک باید یا در صنعت شیرینی یا سوسیس و کالباس مصرف شده یا وارد صنعت لبنیات گردد. اما با این حال همچنان به صنعت لبنیات کشور وارد نمی شود.


بله این شیر خشک تولیدی عمدتا از کشور قاچاق می گردد.


س: آیا صنایع تولیدی شیر خشک الزامی به عرضه محصول خود به بازار دارند یا نه؟


این صنایع، کارخانه های فرآوری تلقی می شوند که با پشتیبانی وزارت جهاد کشاورزی در 3 سال اخیر توسعه زیادی یافته اند، چون سابق بر این تعدادی از کارخانه های لبنی، واحد شیر خشک کنی هم داشتندو شیر خشک مصرفی صنایع لبنی و بستنی و ... را تامین می کردند. با این حال اکنون با گسترش واحدهای شیرخشک کنی مستقل از کارخانه های لبنی و با مازاد تولیدی که در شیر خشک صورت گرفته است. به گونه ای که در سال 95 ، 24000 تن به طور رسمی صادرات شیر خشک داشتیم و در سال 96 ، 37000 تن. در حالی که در سال های قبل از آن اصلا صادرات شیر خشک نداشته ایم و در دهه 80 تا سال 94، به طور میانگین، سالانه حدود 7800 تن شیر خشک وارد کشور شده و نیاز مصر داخلی را تامین می کرده است. 

پس از سال 95 این رابطه معکوس شده و واردات شیر خشک متوقف شده و حتی صادرات داریم. البته امسال کلا صادرات محصولات لبنی 18 درصد کاهش پیدا کرده و صادرات رسمیقانونی ! شیر خشک هم به موانع قانونی به وجود آمده با 20 درصد کاهش مواجه شده است. اما آنچه مهم است که واحدهای شیرخشک‌کنی روزانه 3000 تن شیر خام دریافت کرده و در این شرایط محرکی برای افزایش قیمت شیر هستند و عملا شیر خشک تولیدی نیز یا قاچاق یا احتکار می گردد.


س: یعنی در حال حاضر از لحاظ منطقی احراز تخلف آشکار شده است. با توجه به اینکه این مجموعه ها زیر نظر وزارت کشاورزی فعالیت می کنند، پاسخ این وزارت خانه در این مورد چیست؟


بله، پروانه های تاسیس این کارخانه ها عموما توسط وزارت جهاد کشاورزی صادر شده و بایستی سریعا به این مسئله رسیدگی شود. اتحادیه هم در نامه های متعدد به سازمان حمایت این مسئله را منعکس کرده و خاستار رسیدگی به ایم موضوع شده است. بنابراین اگر قاچاق می شود، باید جلوی آن گرفته شود، اگر برای سوء استفاده از تشدید تحریم ها در آبان ماه و افزایش قیمت، احتکار می شود، باید با آن برخورد گردد. از این باید مقاصد این کالا پس از تولید، اعم از انبارهای داخلی یا قاچاق شناسایی شود. از سوی دیگر قیمت واقعی شیر خشک در بازار از 10000 تومان بوده و در نهایت با در نظر گرفتن تمامی موارد حداکثر به 13000 تومان می رسد، نه اینکه در بورس به قیمت 19400 تومان عرضه گردد.


س: البته مشکل این چنینی هم درباره مرغ و تخم مرغ و مرغداری ها رخ داد و در نهایت دولت مجبور به وادرات تخم مرغ از کشور ترکیه شد، آیا یا این تفاسیر احتمال بروز مورد مشابه در صنایع لبنی و واردات محصولات لبنی همانند ماست و پنیر و ... وجود دارد؟


قطعا اگر وزارت جهاد کشاورزی رشد صنایع تبدیلی، رشد دارمداری ها و عرضه علوفه موردنیاز و افزایش قدرت خرید خانوار را مد نظر قرار ندهد و این موارد را در یک مجموعه نبیند و همزمان برای همه آن ها اهداف خاص خودشان را تعریف نکند، همه این مواردی که اشاره شد، قابل پیش بینی است. چرار که ارگ قیمت شیر خام با این روندی که اکنون دارد افزایش پیدا می کند، همچنان رشد داشته باشد و با توجه به شرایط کنونی پایانی نمی توان برای آن متصور بود و ماه به ماه قیمت ان افزایش پیدا می کند، به طبع در یک نقطه مزیت قیمتی محصولات لبنی داخل کشور از بین رفته و کالاهای داخلی گرانتر از مشابه خارجی آن تولید خواهد شد، آن نقطه ایست که به اجبار درهای واردات باز شده و واردات محصولات لبنی صورت خواهد گرفت.

 این موضوع از نتایج جبری ندیدن کل زنجیره و عدم تنظیم رابطه ذی نفع ها در این چرخه است. مگر اینکه به موقع وزارت جهاد به مصوبه هیات وزیران و مجلس عمل کرده و صندوق حمایتی شیر را تشکیل داده و کل این ذیفع ها در این زنجیره را همزمان مورد توجه قرار داده و در نهایت بهره مصرف کننده مد نظر این وزارت خانه باشد. نکته مهم این است که هر بخشی از این زنجیره دچار مشکل شود، دود آن در نهایت به چشم مصرف کننده می رود و قدرت خرید او را کاهش می دهد.


س: در اصل یارانه هایی که دولت تحت عنوان نهاده های دامی به بخش دامداری ها پرداخت می کند برای اینکه قیمت محصولات لبنی افزایش پیدا نکند و سفره های مردم کوچک نشود، از سر جیب مافیای شیر خشک در می آورد؟ آیا می توان این واسطه ها را با عنوان مافیا عنوان کرد یا هنوز به این حد بزرگ و دانه درشت نشده اند که تحت عنوان مافیا قرار گیرند؟


ببینید وقتی نظارت در بازار نباشد و تنظیمی صورت نگیرد، یارانه های دولت در نهایت سر از جایی در می آورد که افرادی به قاچاق شیر خشک می پردازند. اما در حال حاضر شناخت کاملی از سرمایه های خارج از صنعت که پشتبیان این موضوع هستند در دست نیست، چون این مسئله سه ماه بیشتر نیست که شکل گرفته است. بنابراین نمی دانیم که این سرمایه ها تا چه میزان هست یا به قول شما و به اصطلاح مافیایی عمل کنند که دامدار را ترغیب کنند به جای اینکه شیر تولیدی خود را با قیمت 1570 تومان بفروشد، با قیمت 2200 یا 2300 تومان به کارخانه شیر خشک کنی بدهد تا در مرحله بعد از کشور قاچاق شود. در حقیقت اگر سازمان حمایت و سازمان بازرسی وزارت صنعت، معدن و تجارت بتوانند رد این شیرخشک های تولیدی را بگیرند که اینها در داخل کشور به سمت احتکار رفته یا به سمت قاچاق و خروج از کشور، بهتر می توان در باره تامین کننده و پشت پرده این سرمایه ها نیز اظهار نظر کرد. از سویی همه می دانیم دامداران فاقد ان توانایی مالی هستند که شیر را به کارخانه بدهند و پس از پرداخت دستمزد کارگران و سایر نهاده های تولیدی، شیر خشک را در انبار احتکار کنند. از این رو آن چه مشخص است اینکه سرمایه ای خارج از دامداری ها این مسئله را تامین مالی می کند. اگر هم به قاچاق منتهی شده باشد که آن منبع مالی، پول شیر را بالاتر از نرخ بازار به دامدار پرداخت کرده و با تبدیل به شیر خشک از کشور خارج کرده است.


س: دامدار که چنین ساز و کاری ندارد. 90 در صد دامداری های کشور حتی برای تامین علوفه، مشکل دارند. اکنون مسئله ای که مطرح هست اینکه کارخانهد های شیر خشک کنی، پول را به موقع می دهند، اما صنایع لبنی به موقع پول شیر دریافتی را نمی دهند، چرا چنین مشکلی پیش آمده است؟

ببینید این بحث را بارها و بارها مطرح کرده اند، ولی کدام کارخانه است که پول شیرش را به موقع پرداخت نکرده باشد، به ویژه کارخانجات بزرگ که 60 درصد شیر کشور را تولید می کنند. 5 کارخانه بزرگ مثل پگاه، کاله، میهن، پاک و دامداران که در تناژ بالا فعالیت می کنند، پول شیر دریافتی را پرداخت کردند. در حقیقت دامدار طلبی بابات پول شیر خام تحویلی ندارد. الآن هم نزدیک به 3 ماه است که پرداخت هزینه های شیر کاملا نقدی شده یعنی اگر نقد پرداخت نشود، اجازه تخلیه شیر را نمی دهند. بنابراین همچین ادعایی درست نیست. حال آن تامین کننده پشت پرده هم که در موضوع شیر خشک مطرح شد، قطعا نقدی پرداخت می کند و گرنه شیری نیز دریافت نمی کند. اکنون مشکل اینجاست که گران خریدن از دامدار رویه ای شده که شیر خام به سمت خشک شدن سوق پیدا کند و در نهایت به احتکار یا قاچاق.


س: وزارت کشاورزی و دولت (حاکمیت در کل) دو وظیفه عمده در صنایع لبنی دارند، یکی آنکه متوجه باشد که سفره مردم دچار نوشان و کوچک تر نشود، دیگر آنکه کارگران شاغل در صنایع لبنی دچار مشکل نباشند. در قسمت مصرف کننده و قدرت خرید مردم به وضوح مشخص است که نتوانسته کنترلی داشته باشد. گرانی های اخیر و مشکلاتی که حتی با پرداخت 2.5 میلیارد یارانه در قالب ارز دولتی در این صنعت وجود دارد، مانع از کنترل شرایط برای دولت شده است. حال این سوال مطرح است که در بحث شاغلین آیا توانسته کاری انجام بدهد یا خیر؟


صنعت لبنیات در کشور سهم قابل توجهی را در بحث اشتغال به خود اختصاص داده بود و طی سال های اخیر تا همین تیرماه امسال هم سهم خود را در توسعه اشتغال ایفا می کرد.

س: چند نفر در این صنعت اشتغال داشتند؟


به طور مستقیم در کارخانجات در حدود 140 هزار نفر که اگر با خانواده شان در نظر بگیریم نزدیک به نیم میلیون نفر تحت پوشش این صنعت قرار داشت. به طور غیر مستقیم و اگر بخش حمل و نقل و شاغلین در فروشگاه ها نیز به آن اضافه گردد، نزدیک به 800 هزار نفر را در بر می گرفت. ولی اخیرا با تعطیل شدن خطوط برخی کارخانجات متاسفانه تعدیل نیروی کار در حال شکل گیری است و باید هر چه سریعتر به این موضوع رسیدگی گردد.


س: با همین رشد تا پایان سال چند در صد از نیروها را مجبور خواهند شد تعدیل کنند؟


اگر با همین روندی که من می بینم، پیش رویم 10 تا 12 درصد ریزش نیروی شاغل خواهیم داشت که معادل 14 تا 20 هزار نفر خواهد شد.


س: یعنی چیزی در حدود 14 تا 20 هزار نفر بیکار می شوند؟ از یک سوی دیگر به این مساله نگاه کنیم، اگر شیر خشک را وارد می کردیم و صادرات محصولات لبنی به کشورهای دیگر صورت می‌گرفت، چقدر ارزش افزوده تولید می کرد؟


ببینید این موضوع را بارها انجمن صنایع لبنی مطرح کرده است. ورود مواد اولیه صنعت به منظور صادرات کالای فرآوری شده باید آزاد باشد تا تولید کننده که صادر کننده هم هست، با توجه به بازارهای هدف بتواند محصول خود را عرضه کند. چتانچه مواد اولیه اعم از مواد تشکیل دهنده، تا فراورده و مواد بسته بندی، در بازارهای جهانی ارزان تر از مواد اولیه در داخل کشور باشد، باید دسترسی آزاد داشته باشد. در مقاطعی هم که در بازار داخل ارزان تر در اختیار تولید کننده قرار می گیرد، از داخل تامین گردد تا تولیدکننده داخلی بتواند با رقبای خارجی توان رقابت داشته باشد. اما باید به این موضوع نیز توجه شود که ما در داخل کشور هنوز فاصله صد درصدی با میزان مصرف استاندارد فرآورده های لبنی داریم، یعنی اگر برای کشور توسعه یافتته حداقل 165 کیلو مصرف توسط سازمان بهداشت جهانی تعریف شده، هر فرد در ایران 80 تا 85 کیلو مصرف مواد لبنی دارد. 

بنابراین صد درصد باید افزایش مصرف لبنیات در سفره خلانوار اتفاق بیافتد. با چنین نیازی در داخل کشور برای توسعه تولید و مصرف لبنیات بدیهی است که ما برای صادرات همواره مشکل خواهیم داشت و باید از طریق ورود موقت دائما صنایع صادرکننده را مرتبا پشتیبانی کنیم. صنایعی که اتفاقا محدود هم هستند و 400 تا 500 کارخانه لبنی فعال وجود دارد که بایستی با آزاد کردن ورود موقت مواد اولیه و مواد بسته بندی و فقط با هدف توسعه صادرات از آن ها حمایت گردد.


س: ساز وکار شما در این باره چیست؟ آیا در این موضوع با وزارت کشاورزی به توافق رسیدید؟

نهایت تقاضای ما همین تشکیل صندوق حمایتی زنجیره تامین هست که برنامه معین و مشخصی در دولت برای توسعه مصرف و سبد خانوار مواد غذایی و تامین امنیت غذایی رخ بدهد. پیشنهادی را هم انجمن صنایع لبنی چندیدن ماه است که مطرح کرده و تقریبا 6 تا 7 میلیون خانوار کم درآمد و آسیب پذیر که حدود 25 میلیون نفر را پوشش میدهد، سه محصول شیر، ماست و پنیر با بسته بندی یکسان و با فرمول واحد با ظرفیت 1.2 میلیون تن در سال و برای هر محصول 400 هزار تن به کارخانجات سفارش داده شود و این محصول با قیمت تمام شده بدون احتساب سود و با قیمت کارخانه تولید و از طریق رفاه کارت های اعتباری و توسط وزارت کار در اختیار این اقشار –خانوارهای تحت پوشش بهزیستی و کمیته امداد و خانوارهای کارگری- قرار گرفته، و از طریق فروشگاه های زنجیره ای و تعاونی های مشخص شده بین این اقشار توزیع گردد.

 یعنی اگر در کل صنعت لبنیات 6 تا 7 میلیون تن فرآورده لبنی تولید می شود، بتوانیم حداقل 20 درصد در اختیار این اقشار قرار گیرد. در حقیقت با ارزان دادن این کالا، یارانه ای داده شود، لااقل یارانه ای که دولت به نهاده های دامی یا سایر اقلام این زنجیره می دهد، در سفره 25 میلیون نفر بنشیند.


س: یعنی با همین شرایط شما حاضر هستید این کا را انجام بدهید یا اینکه شیر خشک وارد بشود؟


تامین مواد اولیه شرط اصلی تولید است، حالا به اعتقاد من باید در درجه اول سازمان های نظارتی ببینند که 3000 تن شیر خامی که روزانه به صنعت شیر خشک وارد می شود، تعیین تکلیف و با احتکار و قاچاق آن برخورد لازم صورت گیرد و به چرخه تولید و مصرف خانوارها باز گردد. حال اگر کمبودی هم مشاهده گردید، پشنهادی که انجمن مطرح کرده این است که 25 هزار تن شیر خشک به عنوان اهرمی برای تنظیم بازار وارد شود. اگر عرضه با تقاضا همسان نباشد، قیمت کالا رشد خواهد داشت و چون محصولات لبنی از کالاهای اسایس است به آسیب عمومی منجر خواهد شد. این 25000 تن واردات شیر خشک تنها نقش تنظیم بازار را خواهد داشت و ترمزی است بر رشد بی رویه شیر خشک.


س: از این 3000 تن شیر خامی که روزانه در اختیار کارخانجات تولید شیر خشک قرار می گیرد و با توجه این که طبق محاسبت شما روزانه 257 تن شیر خشک تولید می گردد، چه میزان در اختیار صنایع لبنی قرار می گیرد و چه میزان در اختیار سایر صنایع تبدیلی از جمله صنایع بیسکویت، بستنی، سوسیس و کالباس؟


20000 تن سالانه در صنعت بستنی مصرف می گردد. 20000 تن هم در تولید ماست برای تامین ماده خشک استاندارد، مصرف می گردد. صنایع لبنی حدود 40000 تن سالانه یعنی حدود 110 تن روزانه و معادل 43 درصد شیر خشک را مصرف می کنند، مابقی آن نیز به صنایع شیرینی و شکلات، سوسیس و کالباس و قنادی ها اختصاص دارد. در حقیقت 57 درصد از این شیر خشک تولیدی در سایر صنایع به غیر صنایع لبنی مصرف می گردد.


س: آیا از سایر صنایع هم اطلاعی دارید که برای تامین شیر خشک مشکلی دارند یا خیر؟


تولیدات لبنی با توجه به اینکه قیمت مصوب دارند، اگر در قیمت مصرف کننده تغییر بدهند با برخوردهای تعزیراتی مواجه می شوند. ولی چون شیرینی و شکلات محدودیت قیمت عرضه مصرف کننده را ندارند، اگر شیر خشک را به جای 14000 تومان، 20000 تومان هم بخرند، مشکلی ندارند چون روی قیمت های محصولات خودشان اعمال می کنند. صنایع سوسی و کالباس هم کم و بیش همین وضعیت را دارند ولی صنایع لبنی معضل دارند.


س: یعنی برای تولید پنیر و بقیه محصولات را از شیر خشک استفاده نمی کنید؟

از شیرخام یا همان شیر تازه برای تولید شیر پاستوریزه، پنیرو ماست استفاده می شود. فقط در تولید ماست برای تامین پروتئین استاندارد، 2 درصد از شیر خشک استفاده می گردد. صنایع بستنی هم که به اجبار برای تامین غلظت لازم از 7 درصد شیر خشک استفاده می کنند.


س: این 25 هزار تنی که در خواست دادید، کل نیازهای شما را تامین می کند؟


این 25 هزار تن نقش تنظیم بازار را دارد، در طول سه سال گذشته به هیچ وجه وادرات شیر خشک نداشتیم و کارخانه های شیر خشک داخل کشور، نیاز بازار را تامین می کردند. الان هم اگر مشکلات احتکار و قاچاق حل شود، شرایط به حالت عادی برخواهد گشت و این 25 هزار تن تنها نقش تنظیم بازار را دارد. در حقیقت مانع از افزایش قیمت شیر خشک به 20 هطزار تومان می شود و آن را به قیمت واقیع خود که همان 13 یا 14 هزار تومان است بر می گرداند.


س: پس برای تامین شیر پاستوریزه در بازار الزاما باید از شیر خام تولیدی یا وارداتی استفاده کرد و نمی توان شیر خشک را جایگزین آن کرد؟

مشکل اینجاست که وزارت جهاد کشاورزی مدعی است سالانه 10 تا 10.5 میلیون تن شیر تولید می شود، در حالی که حداکثر نیاز صنایع لبنی 7 میلیون تن در سال معادل 19000 تن روزانه است. بحث با جهاد کشاورزی هم اینجاست که 19000 تن شیر برای تولید محصولات سفره مردم در صنایع لبنی باید تامین شود، 3000 هزار تن هم برای تولید شیر خشک لازم است، جمعا خواهد شد 22 هزار تن. اگر این 22 هزار تن شیر خام تحویل کل صنعت اعم از صنعت شیر خشک و صنایع لبنی شود، همچون سال 95 و 96 کمبودی نخواهیم داشت، یعنی هم محصولات لبنی تولید می شود و هم شیر خشک را از داخل تامین خواهیم کرد. ولی چون اکنون 3 ماه است که این مقدار تامین نمی شود مشخص است که مشکلی ایجاد شده، که آن هم چیزی نیست جز شیر خشک.


س: مشخص است که برای حفظ آن این میزان شیر، راه دیگری جز خشک کردن ندارد چون در عرض چند روز فاسد خواهد شد.


مصرف داخلی شیر خشک در کل صنایع لبنی، سوسیس و کالباس، شیرینی و شکلات، قنادی و بیسکویت معمولا 65 هزار تن است. این مقدار به صنعت شیر خشک انتقال پیدا کند 750 هزار تن شیر در سال و 2000 تن در روز خواهد شد. حال اگر روزی 2000 تن به صنعت شیر خشک انتقال یابد، برای تامین نیاز بازار خواهد بود ولی اگر بیش از این مقدار باشد باعث کمبود شیر در بازار خواهد شد. با این حال مشخص نیست دقیقا چه مقدار شیر خام به صایع شیر خشک وارد می شود ولی ظرفیت این صنایع 5000 تن در روز است. ولی نکته اینجاست که کمبود شیر دریافتی در کارخانجات صنایع لبنی 3800 تن در روز است. یا این مقدار را برای صنایع لبنی باید تامین کنند یا اجازه واردات شیر خشک را برای تنظیم بازار بدهند.


از سویی وزارت جهاد کشاورزی امار تولید شیر را 10.7 تا 10.8 میلون تن اعلام می کند و از سوی دیگر نیاز داخل کشور برای شیر 22000 هزار تن روزانه معادل 8 میلیون تن است. با این احتساب باید مازاد شیر خام داشته باشیم و نه تنها قیمت شیر خام افزایش نیابد بلکه کاهش نیز داشته باشد، ولی این چنین نیست. در حالی که صنایع لبنی با 20 درصد کاهش دریافتی شیر خشک مواجه هستند، ضمن اینکه صادرات شیر خشک نیز ممنوع شده و بخش گسترده ای از این شیر خام به شیر خشک تبدیل و قاچاق یا احتکار می گردد.












نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: