کد خبر: ۲۱۰۹۹۸
تاریخ انتشار: ۰۹ مهر ۱۳۹۷ - ۰۸:۰۲
مشکل اصلی بانک مرکزی این است که احیاء اعتماد، سخت و زمانبر است. برای بازگشت آرامش به برخی بازارها و احیاء اعتماد اصلی است که گویی بانک مرکزی آن را فراموش کرده و تلاشی برای جبران اعتماد از دست رفته نمی کند. در چنین شرایطی انتظار می رود که دولت کمی در سیاست های بی اثر خود بازنگری کرده و راه های تازه ای برای جبران پیکر آسیب دیده اقتصاد کشور در پیش بگیرد. پس از اینکه دلار 4200 تومانی از سوی دولت مطرح شد در زمان کوتاهی دولت هم به اشتباه تاریخی خود پی برده و دانست که راه کنترل بازار از مسیر سرکوب نرخ ها نمی گذرد.
اعتدال؛ فهیمه اکبری صحت- نوسانات قیمت ارز دوره های پر نوسانی را پشت سر گذاشته از دولت سازندگی تا دولت اصلاحات و ازدولت دهم تا دولت دوازه در بازه های زمانی مختلف بازار ارز  نوسانات قیمتی شدیدی را تجربه کرده و بار سنگینی را بر دوش مردم و دولت گذاشته است. در شش ماه اخیر هم میزان رشد قیمتی به گونه ای بود که بازار به صورت لحظه ای رشد کرده و تقریبا لحظه ای بدون حرکت نمانده است. رشد سه برابری نرخ ارز در کمتر از شش ماه  یکی از سخت ترین دوره های  بحرانی را برای دولت و مردم به ارمغان آورده و بانک مرکزی را در برابر تصمیم های سخت و دشوار قرار داده است.

بخشی از این بحران، ناشی از سیاست عوام پسند تثبیت نرخ ارز در دولت یازدهم است.  دولت در چهارسال اخیر هر چه در توان داشت گذاشت  تا نرخ ارز روند رو به افزایش نداشته باشد و از سوی دیگر  رکود اقتصادی عمیق را گویی جدی نگرفت. ماحصل این تصمیم ها چیزی نیست جز دلار 16 تا 17 هزار تومانی در حالیکه دولت می توانست با مدیریت بازار از کنترل دستوری بازار ارز پرهیز کرده و شاید در این صورت ارز نهایتا 8 تا 10 هزار تومان در بازار به دست مشتریان می رسید. بخش دیگری از این بحران، ناشی از سرمایه اجتماعی اندکِ بانک مرکزی است (مازاد بر ۱۰ هزار تومان را می توان به حساب این بخش گذاشت).

سرمایه از دست رفته بانک مرکزی فقط اقتصادی نیست
شکل گيري و توسعه سرمايه اجتماعي  بانک مرکزی که عاملی برای  بالا رفتن بهره وری است همچنین هر چه سرمایه های اجتماعی بانکها بالاتر برود بهره وري بانک ‌ها از جهت جذب مشتري، ميزان سپرده گذاري و در نتيجه رقابت جويي موثر تر و بهتر می شود. اما اهیمت و جایگاه سرمایه های اجتماعی در بانک مرکزی بیشتر مهم تر از آن چیزی است که بتوان تصورش را داشت. در نامه های متعددی که از سوی اقتصاد دانان و اساتید و فعالان مختلف حوزه های اقتصادی به بانک مرکزی نوشته است  توجه ویژه ای به اعتبار و شهرت بانک مرکزی شده است. بسیاری از اساتید و فعالان اقتصادی بر خلاف تصور مردان دولتی معتقدند که آنچه به عنوان سرمایه اجتماعی بانک مرکزی مطرح می شود میزان ذخائر و ارز های مختلف نیست بلکه سرمایه اصلی اعتمادی است که مردم نسبت به رئیس کل، مدیران و تصمیم گیران بانک مرکزی و تصمیمات آنها دارند که متاسفانه این سرمایه روز به روز در حال از دست رفتن است.

سرمایه ها را چگونه حفظ کنیم؟
برخورد   مدیران تصمیم گیران با سرمایه های اجتماعی می تواند یک برخورد  ناموسی و  بسیار جدی باشد.به عبارت بهتر مجموعه تصمیم ها در هر شرایطی بهبود اوضاع و حفظ سرمایه های اجتماعی باشد در غیر این صورت می توان زنگ خطر از دست رفتن سرمایه را نواخت.  وقتی مسئولان وعده کاهش قیمت ها و کنترل بازار ارز در میان التهابات  ارزی به مردم می دهند مردم با عطش بیشتری استیاق به خرید ارز و تبدیل سرمایه های خود کالاهایی گران قیمت دارند تا به اصطلاح سرمایه های خود را بر باد ندهند و این همان نقطه ای است که باید برای سرمایه از دست رفته بانک مرکزی و  مسئولان مرثیه خواند. البته  مجموعه عوامل و رفتارهاست که سرمایه های اجتماعی بانک مرکزی را بر باد می دهد برای مثال زمانی که مردم را تشویق می کردند تا در بخش سپرده های ارزی سرمایه گذاری کنند نباید معادل ریالی، با قیمت غیر بازاری پرداخت می شد.  این همان جایی است که بی اعتمادی مردم سرمایه را بر باد می دهند. 

پیش فروش هایی که سرمایه ها را بر باد داد
بسیاری از کارشناسان در اولین روزهایی که سکه از مرز یک و نیم میلیون تومان گذشت کنترل این بازار را یک اقدام ناموسی برای بانک مرکزی دانستند و بارها نسبت به خطر افتادن آن هشدار دادند. کم نبودند کسانی که در این دوران کارت ملی در دست برای  پیش خرید سکه صف کشیدند و  سیاست های بانک مرکزی را به صورتی آشکارا غیر قابل اتکاء دانستند.  اما بدتر از خرید های شگفت انگیز  سکه از سوی عده ای خاص بود که نهایتا آنها را به متهمان اصلی  التهابات بازار تبدیل کرد اما بانک مرکزی بازهم نتوانست از ماجرای پیش آمده  سربلند بیرون آید و گویی در این  کش مکش ناموسی بازهم بازنده بود.ادامه روند باخت سرمایه های اجتماعی بانک مرکزی زمانی سریال گونه شد که بانک ها در برابر  دستورالعمل  بانک مرکزی قد علم کردند و  بی توجه به آن از نرخ سود 15 درصدی سرباز زده و نرخ ها را با بهانه های مختلف   از مرز 20 درصد عبور دادند.  در این میان تاریخ تکرار شده و التنهابات بازار ارز به گردن جمشید بسم الله ها و سلاطین سکه انداخته شد. سوال اینجاست  سرمایه ها تا چه حدی بر باد رفته است که مردم هر چه گرانتر می شود بازهم می خرند و بازهم بی صدا فریاد می زنند که دیگر اعتمادی به بانک مرکزی و سیاست های آن ندارند. همین موضوع شرایط را آنقدر برای همه دشوار می کند که اقتصاددانان رسما اعلام می کنند، نمی دانند دلار در کدام  کانال آرام می گیرد و  دیگر وضعیت اقتصادی کشور برای هیچ کس قابل پیش بینی نیست.

اعتماد رنگ باخته به بانک مرکزی
هم اکنون مشکل اصلی بانک مرکزی این است که احیاء اعتماد، سخت و زمانبر است. برای بازگشت آرامش به برخی بازارها و احیاء اعتماد اصلی است که گویی بانک مرکزی آن را فراموش  کرده و  تلاشی برای جبران اعتماد از دست رفته نمی کند.  در چنین شرایطی انتظار می رود که دولت  کمی در سیاست های بی اثر خود بازنگری کرده و راه های تازه ای برای جبران پیکر آسیب دیده اقتصاد کشور در پیش بگیرد. پس از اینکه دلار 4200 تومانی از سوی دولت مطرح شد در زمان کوتاهی دولت هم به اشتباه تاریخی خود پی برده  و دانست که  راه کنترل بازار از  مسیر سرکوب نرخ ها نمی گذرد.

رئیس  کل جدید  هم  تاثیری نداشت
شاید تغییر رئیس کل بانک مرکزی را بتوان دومین گام دولت در راستای  احیاء اعتماد از دست رفته و  بازگشت آرامش به بازار ارز دانست اما این موضوع هم تاثیری نداشت و همچنان بازار ارز بر جان  اقتصاد کشور تاخت و سرمایه های بسیاری را در یک لحظه بر باد داد.

فرصت بر باد رفته صادرات
در تمام دوره های زمانی که نرخ ارز به یکباره شروع به افزایش می کند زمزمه هایی مبنی بر رشد صادرات و ارز آوری از محل صادرات به گوش می رسد اما اینکه ارزهای صادراتی چگونه مدیریت شده و به کدام بازارها تزریق می شوند جای سوال است. 

افزایش نرخ ارز فرصت بی نظیری در اختیار صادرکنندگان [اعم از دولتی و غیر دولتی] قرار داده است ولی مشکل اینجاست که صادرکنندگان انگیزه ای برای عرضه ارز ندارند. بانک مرکزی می بایست به صادرکنندگان اختیار دهد ارزشان را در بازار آزاد رقابتی عرضه نمایند. راه های دستوری تزریق ارز در سامانه نیما و یا بازار ثانویه تکرار اشتباهات تاریخی است که از آن درس گرفته نشده است.  در شرایط  کنونی برای از دست نرفتن هر چه بیشتر  سرمایه های اجتماعی بانک مرکزی باید  به صورت گسترده، عملیات بازار باز انجام و نقدینگی را کنترل کند. سرمایه های بانک مرکزی روز به روز در حال از دست رفتن که  این موضوع در بلند مدت گزان تر از بهای  اقتصادی خود خواهد شد
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
اخبار داغ