کد خبر: ۲۰۷۳۵۳
تاریخ انتشار: ۱۰ تير ۱۳۹۷ - ۱۵:۰۱
بالاگرفتن شکاف و اختلافات در دولت؛
این که چگونه تغییری در آن ها صورت نمی پذیرد جای بسی سوال است؟ چگونه می توان این حجم از بیکاری، رکود و تورم را دید، اما تدبیری نیاندیشید؟ چگونه می توان التهاب نجومی در بازارهای مهم از جمله طلا، سکه، ارز، مسکن، خودرو و ... را تجربه کرد، ولی برای رئیس دولت مهم نباشد؟ چگونه می توان این حجم از فشار اقتصادی و روانی بر مردم را دید و همچنان بر مواضع ناکارآمد خود و مدیران خود تاکید کرد؟ این ها و هزاران سوال، سوالاتی است که این روزها مردم و کارشناسان از خود و رییس جمهور دارند، سوالاتی که همانند بسیاری از وعده ها، بی پاسخ باقی مانده است.
بحث درباره نحوه تخصیص ارزهای دولتی به برخی واردکنندگان بالا گرفته و حتی اختلاف در این مورد به درون دولت و اعضای کابینه نیز کشیده شده است. هر چند در روزهای اخیر پالس هایی از این اختلاف شنیده می شد، اما این بار اختلاف علنی و آشکار شده و وزرا و اعضای کابینه یکدیگر را صراحتا مورد عتاب و خطاب قرار می دهند.

به گزارش اعتدال، از یک سو وزیر صنعت، معدن و تجارت اظهار داشت: ما به عنوان وزارت صنعت نمی توانیم که ثبت سفارش کنندگان را افشا کنیم، چراکه اینطور به جنگ بخش خصوصی رفته ایم، ما نمی خواهیم به جنگ اقتصاد کشور برویم و اقتصاد را به هم بریزیم، بنابراین با استفاده از نیروی عقل خدادادی، تصمیماتی خواهیم گرفت که به صلاح اقتصاد باشد.

شریعتمداری هم چنین گفت: بانک مرکزی تا پیش از آن مداخلات زیادی در بازار داشت، اما این آرایش جدید (اعلام نرخ ثابت ارز) آرایش خود خواسته نیست، بلکه در شرایطی اتخاذ شده است که جنگ اقتصادی را تجربه می‌کند. وی با اشاره به اینکه بانک مرکزی اسامی افرادی که ارز ۴۲۰۰ تومانی گرفته اند را در اختیار دارد، بنابراین ما به عنوان وزارت صنعت نمی توانیم که ثبت سفارش کنندگان را افشا کنیم، چراکه اینطور به جنگ بخش خصوصی رفته ایم، این در حالی است که لیست اعلامی از سوی وزیر ارتباطات، اسامی افرادی بود که تخصیص ارز داشتند و تامین ارز آنها صورت نگرفته بود، ما نمی خواهیم به جنگ اقتصاد کشور برویم و اقتصاد را به هم بریزیم، بنابراین با استفاده از نیروی "عقل خدادادی"، تصمیماتی خواهیم گرفت که به صلاح اقتصاد باشد. با اعلام اسامی افرادی که ارز ۴۲۰۰ تومانی گرفته و کالا وارد کرده اند، مخالفت نداریم و اتفاقا موافق با دریافت این اسامی از سوی نهادهای نظارتی هستیم.

از سوی دیگر، محمدجواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات با اشاره به اینکه برای انتشار لیست ارزبگیران برخی بهانه‌هایی می‌آورند که به هیچ وجه قابل قبول نیست، ابراز کرد: یک بار برای همیشه باید این روند به اتمام برسد و شفاف‌سازی‌های لازم انجام شود چون این شفاف‌سازی‌ها به رشد اقتصادی کشور کمک می‌کند. برای شناسایی ارزبگیران، هم بازرسی کل کشور و هم سازمان تعزیرات وارد عمل شده‌اند. از همکاران خود انتظار می‌رود به جای دستگاه قضا نسبت به انتشار لیست ارزبگیران در وزارتخانه متبوع خود اقدام کنند.

آذری جهرمی همچنین در توئیتی با برجسته کردن واژگان کلیدی شریعتمداری و در کنایه به او از انتشار لیست ارزبگیران نوشت:  با "ایمان قلبی" بر پایه "عقل خدادادی" است، میگویم: فساد، موریانه و عامل بی ثباتی اقتصاد کشور است. بخش خصوصی پاک‌دست از انتشارلیست ارزبگیران حمایت کرده و خواهد کرد. باید به جنگ اقتصاد رانتی رفت.

فارغ از این اختلافات و اظهارات کنایه آمیز دو عضو بلند پایه دولت، آن چه این اختلافات را وارد فاز جدید می کند، حمایت روحانی از توييت كنايه آميز وزير ارتباطات و لایک کردن آن بود. جدا از این که در انتشار اسامی لیست ارز بگیران حق با چه کسی است، با وزیر ارتباطات که از شریعتمداری این خواسته را داشته و آن را در راستای شفافیت می داند، یا با وزیر صنعت که این اقدام را وظیفه دستگاه های نظارتی و امنیتی دانسته و افشای آن را نوعی جنگ اقتصادی می داند، اختلاف علنی دو وزیر موضوعی قابل تامل است. گرچه در نهایت شریعتمداری در نامه به سیف خواستار انتشار این لیست شد و روز گذشته پس از کش و قوس فراوان بخشی از لیست ارزبگیران منتشر شد، اما نمی توان اختلافات درون کابینه را نادیده گرفت.

از سوی دیگر اختلاف بین وزیر اقتصاد و رییس بانک مرکزی نیز درباره مبانی رکود و تورم بالا گرفته است، کرباسیان با توجه به آموزه های فراموش شده اقتصاد در قرن گذشته، بر این اعتقاد است که مسیر رونق از تورم می گذرد. اما سیف که بسیاری از مشکلات اقتصادی موجود، بیکاری، سقوط ارزش ریال، تورم و... حاصل سیاست های اوست؛ نظر دیگری دارد، اختلافاتی که آن نیز بروز علنی داشته است.

وزرا و اعضای کابینه نیز یکی پس از دیگری اظهارات همدیگر را تکذیب می کنند. ‏نوبخت، سخنگوی دولت، خبر از افزایش ساعت کاری کارمندان دولت می دهد، جمشید انصاری، رئیس سازمان اداری کشور آن را رد می کند. جهانگیری خبر از حذف یارانه سه دهک می دهد، نوبخت رد می کند. 

از راه رو های بهارستان نیز خبرهای خوبی برای دولت دوازدهم به گوش نمی رسد. بیژن نامدار زنگنه و ربیعی، دو وزیر اقتصادی دولت در آستانه استیضاح قرار دارند. زنگنه درباره قرارداد نفتی با توتال و کرسنت استیضاح خواهد شد. ربیعی نیز که باید او را مرد استیضاح دولت نامید. وزیری که چندین و چند بار از مجلس کارت زرد گرفته و همواره گزینه اول استیضاح در دولت بوده، گرچه در چندین مورد از آن ها با لابی های گسترده و وعده به نمایندگان از تیغ استیضاح گریخته است. وی آخرین بار و در روزهای پایانی سال 96 نیز در یک رای گیری بحث برانگیز و پرماجرا و البته با یک رای ناپلئونی و با یک رای باطله توانست همچنان بر مسند وزارت باقی بماند.

همه شواهد و قرائن نشان می دهد دولت روحانی با چالش های جدی حتی در درون کابینه رو بروست. روحانی که روزی وعده های پرطمطراق برای اداره کشور می داد، امروز در اداره کشور که نه، حتی در اداره کابینه و هماهنگ کردن اعضای آن با هم دچار مشکل شده است. دولتی که به جرات می توان آن را یکی از ناهماهنگ ترین، ناموزون ترین و ناتوان ترین دولت های تاریخ معاصر ایران نامید. سیستم ناهمگونی که بارها و بارها کارشناسان در انتخاب ترکیب وزرا به روحانی گوشزد کردند، اما روحانی نه تنها از پذیرش آن ها ممانعت کرد بلکه بر منتقدین تاخت و وزرای پیشنهادی خود را بهترین افراد برای اداره کشور معرفی کرد. هنوز یک سال از استقرار دولت دوازدهم نگذشته که مشاهده می شود، تذکرهای بسیار به روحانی صحیح بوده، اما او بر عدم توجه به نظرات کارشناسی مصر باقی ماند و دولت ناهمگون وی، ایران را در شرایطی این چنین قرار داده است.

حال چگونه است که بهترین افراد روحانی برای اداره کشور، تدبیری برای برون رفت از وضعیت موجود ندارند؟ دولتمردانی که مدام مردم را به وفاق و همدلی توصیه می کنند، چگونه خود با همدیگر نمی سازند و مدام همدیگر را مورد عتاب و تکذیب قرار می دهند. به نظر می رسد روحانی و مردان مورد اعتماد او در کابینه، توان اداره فضای بحران زده اقتصادی کشور را ندارند و راهکار و تدبیری هم برای خروج از این بحران نیاندیشیده اند. اما آنچه مایه تعجب و تامل است اینکه روحانی تصمیمی هم برای تغییر در تیم اقتصادی دولت خود ندارد. مسلما تیم اقتصادی دولت، یکی از ناکارآمدترین تیم های اقتصادی در ادوار دولت های ایران و عامل اصلی بسیاری از بحران های موجود در اقتصاد ایران است. حال این که چگونه تغییری در آن ها صورت نمی پذیرد جای بسی سوال است؟ چگونه می توان این حجم از بیکاری، رکود و تورم را دید، اما تدبیری نیاندیشید؟ چگونه می توان التهاب نجومی در بازارهای مهم از جمله طلا، سکه، ارز، مسکن، خودرو و ... را تجربه کرد، ولی برای رئیس دولت و دولتمردان مهم نباشد؟ چگونه می توان این حجم از فشار اقتصادی و روانی  بر مردم را دید و همچنان بر مواضع ناکارآمد خود و مدیران خود تاکید کرد؟ این ها و هزاران سوال، سوالاتی است که این روزها مردم و کارشناسان از خود و رییس جمهور می پرسند، سوالاتی که همانند بسیاری از وعده ها، بی پاسخ باقی مانده است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: