کد خبر: ۲۰۵۷۱۲
تاریخ انتشار: ۱۰ خرداد ۱۳۹۷ - ۰۹:۴۶
پشت پرده سیاست های منطقه ای آمریکا علیه ایران؛
اکنون اعراب خواهان این هستند که این بار این اقدام برای مهار و محدودیت ایران را آمریکا یا اسرائیل انجام دهند اما این برای امریکا به دلائل زیادی ایده بدی است. بزرگترین دلیل آن این است که هیچ حمایت سیاسی از آمریکا در جنگ علیه ایران وجود ندارد. بنابراین مسیر مهار ایران چیست؟ احتمالا این مسیر از مسکو عبور میکند. منافع روسیه در منطقه پیچیده است از یک سو در کنار ایران برای حفظ سوریه می جنگد و از سوی دیگر با اسرائیل، عربستان سعودی و امارات متحده عربی دارای روابط دیپلماتیک و اقتصادی گسترده است.
نشریه «نشنال اینترست» نوشت: چرا آمریکا در سال ۲۰۰۳ میلادی به عراق حمله کرد؟ پاسخ آسان است به این دلیلی دروغین که صدام سلاح های کشتار جمعی را ذخیره می کند. پس از جنگ اما اثری از چنین سلاح‌هایی پیدا نشد.

به گزارش اعتدال؛ در این میان سه مسیر وجود دارند که نشان می دهند امریکا همان گونه که با عراق وارد جنگ شد خواستار تکرار آن سناریو علیه ایران است که «نشنال اینترست» به آن اشاره می کند:

نخست آن که کاخ سفید تلاش کرد تا عراق را به مشکلات اصلی منطقه ربط دهد. از جمله حمایت از تروریسم، مخالفت با کشورهای عرب حوزه خلیج فارس و تهدید اسرائیل. این بدان معنا نیست که عراق در فعالیت های خود با شفافیت عمل کرده است. امروز امریکا در حال تکرار همان موضوع در قبال ایران است. «نیکی هیلی» سفیر امریکا در شورای امنیت سازمان ملل متحد در تاریخ ۱۵ مه گفت که درگیری های یمن، سوریه و اقدامات حماس همگی موضوعات مشترک نشان دهنده رفتار بی ثبات کننده ایران هستند و پمپئو وزیر خارجه امریکا نیز در سخنرانی خود در تاریخ ۲۱ مه ایران را عامل بی ثباتی در منطقه خواند. اما واقعیت آن است که در  صورت خروج ایران از سوریه و یمن به ناگهان صلح و ثبات به آن کشورها باز نمی گردد. در مورد مسئله فسلطینی ها و مخالفت آنان با انتقال سفارت امریکا از تل اویو به قدس این موضوع نیز لزوما ربطی به نفوذ ایران ندارد.  

دوم آن که کاخ سفید و جورج دابلیو بوش و حامیان جنگ عراق، این ایده را تقویت کردند که در میان عراقی ها حمایت قابل توجهی دارند. در این میان «برنارد لوئیس» که اخیرا در سن ۱۰۱ سالگی درگذشت، سهم مهمی داشت. او مورخ برجسته‌ای بود که پس از ۱۱ سپتامبر به دولت بوش درباره خاورمیانه آموزش می داد. لوئیس در سال ۲۰۰۱ میلادی توضیح داد در کشورهایی نظیر عربستان سعودی و مصر که دولت‌های‌شان متحدان امریکا محسوب می شود در میان مردم‌شان  خشونت علیه امریکایی‌هاست و در ایران و عراق روند معکوس است بدان ترتیب که دولت ها در آن کشور مخالف امریکا هستند و  مردم امریکا را دوست دارند. این معادله او را وسوسه کرد تا بیشتر درباره تغییر رژیم تحت رهبری امریکا بگوید و از این ایده حمایت کند. حمله موفق امریکا به افغانستان و سرنگون ساختن طالبان امریکا را بیشتر ترغیب به تکرار این موضوع در کشورهای دیگر کرد.

علاوه بر آن «لوئیس» معتقد بود که در هر دو کشور عراق و ایران که نظام‌های سیاسی ضد امریکایی دارند عطش رسیدن به دموکراسی در میان‌شان بیشتر است چرا که خواستار دسترسی به جهان آزاد هستند. پس از خروج ترامپ از برجام، پمپئو از حمایت آمریکا از مردم ایران گفت و از اعتراصات حمایت کرد. دقیقا در مسیری مشابه با آن چه لوئیس گفته بود.

سوم آن که کاخ سفید و مدافعان تغییر رژیم تاکید می کنند که جنگ علیه عراق خوب بود که البته بیشتر یک شوخی است. آنان معتقدند که امریکا هنوز هم می‌تواند تغییر رژیم در دیگر کشورها را عملیاتی کند.
هیچ کس نباید آمریکا را وارد جنگ دیگری کند 

اندیشکده بروکینگز در تحلیلی به قلم بروس ریدل نوشت: رابرت گیتس وزیر سابق دفاع آمریکا در کتاب خاطرات خود، یک خاطره به یادماندنی از دیدارش با ملک عبدالله پادشاه سابق عربستان در سال 2007 نقل کرده است. در این دیدار پادشاه عربستان از سیاست های ایران اعتراض کرده و درصدد این بود که آمریکا را به یک حمله نظامی تمام عیار فراتر از تاسیسات هسته ای ایران تحریک کند. وی در این کتاب تعریف می کند که من از این اظهارات عصبانی شدم زیرا که پادشاه عربستان می خواست امریکا فرزندان خود را به جنگ با ایران بفرستند فکر کرده که ما سربازان مزدور آن ها هستیم چنان که گویی برای انجام این کار سربازان آمریکایی توسط دولت های خاورمیانه خریدنی هستند.

در ادامه این تحلیل آمده است: وی در بخش دیگر خاطرات خود به دو جنگ گذشته آمریکا در منطقه اشاره می کند. گیتس بر این تاکید کرد که هیچ کسی نباید آمریکا را وارد جنگ دیگری کند که در خدمت منافع کشورهای منطقه است. وی در این مسئله معتقد است که خونسردی خود را از دست دادم و با عصبانیت به وی واکنش نشان دادم.

بروس ریدل در این یادداشت بر این تاکید می کند که احتیاط نشانه ضعف نیست بلکه مبتنی بر عقلانیت و منطق است. جنگ همیشه دارای پیامدهای ناخواسته ای است که برای جلوگیری از آن ارزش از دست دادن خونسردی را دارد. متاسفانه ما در گذشته به صدای آژیر جنگ در خاورمیانه گوش داده ایم و همواره زمینه شروع جنگ یکسان بوده است. آن ها با این فرض که جنگ علیه کشور X می تواند زمینه ایجاد خاورمیانه مرفه، صلح و بدون تروریسم ایجاد می کند جنگ را آغاز کرده اند. در حالی که دو جنگ گذشته تنها به نفع ایران بوده است و زمینه افزایش قدرت این کشور را فراهم کرده است.

برای نمونه در سال 1982 آریل شارون وزیر دفاع اسرائیل بر این تاکید کرد با حمله اسرائیل به لبنان می تواند زمینه نابودی جنبش های فلسطینی، خروج سوریه از لبنان، قدرت یابی دولت مسیحی مارونی و زمینه صلح لبنان همانند اردن با اسرائیل را فراهم کند اما در عوض ما شاهد این بودیم که اسرائیل در بیروت گرفتار شد و دولت مسیحی پس از بمب گذاری و کشته شدن رهبرش سقوط کرد و سفارت آمریکا در این کشور دوبار بمب گذاری شد و سربازخانه دریای ایالات متحده ویران شد. در نهایت رئیس جمهور رونالد ریگان این پروژه را رها کرد. ایرانی که قبلا تحت حمله عراق منزوی شده بود توانست زمینه تاسیس حزب الله را ایجاد کند. پس از دو دهه اکنون حزب الله توانست به طور کامل اسرائیل را از جنوب لبنان بیرون براند و هیمنه ارتش اسرائیل را در جنوب لبنان تخریب کند. علاوه بر این اکنون ایران در سوریه و لبنان به بازیگر قدرتمند تر از گذشته تبدیل شده است.

دیگر در سال 2003 احمد چلبی رهبر اپوزیسیون عراق بر این تاکید کرد که اگر آمریکا به عراق حمله کند مورد استقبال مردم عراق قرار می گیرد و زمینه ایجاد صلح عراق با اسرائیل را فراهم می کند و علاوه بر آن درهای تغییر حکومت دمشق و تهران را باز می کند. اما این فاجعه دیگری را ایجاد کرد که آمریکا درگیر جنگی شده است که هنوز نمی تواند از آن رهایی پیدا کند و علاوه بر این که هیچ صلحی هم بین اسرائیل و عراق شکل نگرفت. در عوض ایران به یک بازیگر برجسته در ساختار داخلی عراق تبدیل شد. سعودی ها بر این تاکید کردند که تهاجم آمریکا به عراق و سرنگونی صدام حسین؛ عراق را در یک سینی نقره ای تقدیم ایران کرد. ایران به قدرت برجسته در عراق تبدیل شد و این بار سعودی ها هشدار داده بودند که آمریکا با جنگ علیه صدام؛ عراق را در یک سینی نقره ای به ایران پیشکش کردند و زمینه توسعه نفوذ ایران در هلال بارور را فراهم کرد. ایران با استفاده زیرکانه از کارت های بازی خود توانست بخش بزرگی از اهداف خود برای کسب هژمونی منطقه ای را در طی سال 1982 و 2003 را تامین کند.

تصمیم دونالد ترامپ در خروج آمریکا از برجام زمینه خشنودی دولت های سعودی و اسرائیل را فراهم کرد و آن ها حداقل خواهان تغییر رفتار ایران از طریق زور و حداکثر تغییر حکومت ایران هستند. بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل و محمد بن سلمان ولیعهد سعودی هر دو در حال حاضر خواهان انجام کار بیشتری از نابودی توافق هسته ای هستند. آن ها هر دو اکنون در جنگ داخلی سوریه و یمن با ایران و متحدانش درگیر هستند. درس های نشست سال 2007 گیتس با ملک عبدالله می تواند با وضعیت امروز مشابه باشد. اگر امروز در دولت کسانی بیش از حد مشتاق هستند تا آمریکا را به مسیر تخیلات خود سوق دهند مردم آمریکا باید هوشیار باشند و خونسردی خود را از ( شروع جنگ دیگر) از دست بدهند. بنابراین تصمیم دولت ترامپ برای خروج از برجام می تواند مسیر فاجعه آمیز حوادث سال 1982 و 2003 را هموار کند.


چرا اعراب به اقدامات ترامپ علیه تهران امید بسته اند؟ 

دیوید ایگنیشس نیز در واشنگتن پست نوشت: رهبران عرب علاقه مند به این ایده ای هستند که رئیس جمهور ترامپ درصدد ضربه زدن به ایران باشد. اما آیا کاخ سفید واقعا درصدد این است که قدرت ایران در منطقه خاورمیانه را به چالش بکشد؟ در بهترین حالت شواهد برای پاسخ به این پرسش با پیچیدگی همراه است.

در ادامه این مطلب آمده است: کشورهای عربی از تصمیم ترامپ در خروج از برجام با اشتیاق حمایت کردند. این در حالی است که نابودی توافق هسته ای ایران می تواند برای منطقه ای که در حال حاضر بشکه باروت است خطرناک باشد. به بیان صریح رهبران عربی علاقه مند ایده مجازات ایران توسط آمریکا هستند.

شاهزاده ترکی الفیصل رئیس سابق اطلاعات عربستان سعودی بر این عقیده است که شاید در آینده ایران همانند کیم جونگ اون رهبر کره شمالی دکمه بزرگتر ترامپ را بپذیرند. وی افزود: « در آینده آن ها در مواجهه با خواسته های ترامپ در مورد امتیازات طولانی شدن مدت توافق هسته ای، برنامه موشکی و مداخله منطقه ای تغییر ذهنیت دهند.

نویسنده بر این عقیده است که استراتژی مناسب آمریکا در مقابل ایران کاهش قدرت ایران در منطقه است مشروط به این که برجام به عنوان عنصر ثبات منطقه ای حفظ شود. این در حالی است که غرایز ترامپ خلاف این نظر است. استراتژی جدی برای کاهش نفوذ ایران از سوریه آغاز خواهد شد. آمریکا موضع نظامی قوی خود در شرق رودخانه فرات را حفظ کرده و نیروهای نظامی خود در نقاط دیگر جنوب سوریه را افزایش داده است. هر چند که وی در اظهارات عمومی بارها خواهان خروج نیروهای آمریکا از سوریه بوده است اما این امر قدرت مداوم ایران در سوریه را تضمین خواهند کرد.

نقطه دیگر فشار بر ایران برای کاهش نفوذش عراق است. پیروزی گروه مقتدی صدر در انتخابات می تواند برای ایران نگرانی بیشتری ایجاد کند چرا که وی به طور آرامی درصدد توسعه روابط با عربستان سعودی است. این جنبش ممکن است بهترین فرصت را برای حفظ عراق عرب در مقابل ایران ارائه دهد با این فرض که واشنگتن به طور جدی از سعودی ها در مقابله با نفوذ منطقه ای ایران حمایت کند.

اگرچه عقب راندن یک رقیب ( ایران) غیرممکن به نظر می رسد اما با رجوع به گذشته در دوران ریاست جمهوری رونالد ریگان ؛ آن ها توانستند شوروی را ابتدا از جهان سوم و سپس از اروپای شرقی و در نهایت در کشور خود با شکست روبرو کنند. پس از یک دهه قدرت اتحاد جماهیر شوروی فروپاشید. اما تلاش های گذشته برای مهار ایران با موفقیت همراه نبوده است. حمله صدام حسین به ایران در سال 1980 یک باتلاق هشت ساله ایجاد کرد ؛ حمله عربستان به یمن در سال 2015 علاوه بر ایجاد حمام خونین، منجربه حملات موشکی حوثی های مورد حمایت ایران به سرزمین سعودی شد. همچنین جنگ نیابتی در سوریه فاجعه بار بوده است.

اکنون اعراب خواهان این هستند که این بار این اقدام برای مهار و محدودیت ایران را آمریکا یا اسرائیل انجام دهند اما این برای امریکا به دلائل زیادی ایده بدی است. بزرگترین دلیل آن این است که هیچ حمایت سیاسی از آمریکا در جنگ علیه ایران وجود ندارد. بنابراین مسیر مهار ایران چیست؟ احتمالا این مسیر از مسکو عبور میکند. منافع روسیه در منطقه پیچیده است از یک سو در کنار ایران برای حفظ سوریه می جنگد و از سوی دیگر با اسرائیل، عربستان سعودی و امارات متحده عربی دارای روابط دیپلماتیک و اقتصادی گسترده است.

آندری بیستریتسکی تحلیلگر سیاست خارجی روسیه گفت: «ایران متحد تاکتیکی ماست روسیه نیازمند مجموعه ای از شریک است» آندری فدوروف مدیر مرکز تحقیقات سیاسی روسیه گفت: «بر خلاف ایرانی که خواهان ماندن در سوریه هستند مسئله اصلی برای ما این است که چگونه این کشور را ترک کنیم»

نویسنده در پایان بر این تاکید دارد که دونالد ترامپ ماموریتی را علیه ایران آغاز کرده که فاقد هدف مشخص و روشنی است. اما پیشنهاد درست(!) برای مقابله با ایران ترکیب صحیح مبارزه با نفوذ منطقه ای این کشور همراه با حفظ کنترل تسلیحات آن است.


نام:
ایمیل:
* نظر:
عکس خبری