کد خبر: ۲۰۲۷۰۲
تاریخ انتشار: ۲۲ فروردين ۱۳۹۷ - ۱۳:۱۹
بانک مرکزی حیات خلوت بازنشستگان و ژن های خوب؛
بحران ارزی نشان داد در حال حاضر بانک مرکزی به صورت جزیره ای جداگانه از دولت مدیریت می گردد و نه تنها در روهای ملتهب بازار ارز خود را از ماجرا کنار می کشد و تنها سکوت پیشه می کند، بلکه کوچکترین هماهنگی نیز با سایر بخش های اقتصادی دولت نداشته و همواره خود را جدا از دولت نشان می دهد تا کمترین گزندی از بحران های اقتصادی و تبعات آن نصیب بانک مرکزی و مدیرانش نگردد.
آغاز سال 97 همان گونه که پیش بینی میشد،  با اخبار بد اقتصادی همراه شد. مهمترین آن تداوم نابسامانی در بازار ارز بود. در نوردیدن مرز 6000 تومان توسط دلار آمریکا و نزدیک شدن یورو به 7000 تومان و پوند انگلیس به 9000 تومان از جمله شاهکارهای تیم اقتصادی دولت بود.

به گزارش خبرنگار اعتدال، افزایش قیمت ارز در زندگی مردم به خصوص اقشار آسیب پذیر، بیمارانی که نیاز به داروهای وارداتی دارند، آثار تورمی در بخش خودرو، مسکن لوازم خانگی و سایر سبد مصرفی خانوارها آثار سوئی خواهد داشت. آثاری که به راحتی مهمترین دستاورد و شاید تنها دستاور اقتصادی دولت روحانی یعنی کاهش تورم را به باد خواهد داد.

عملکرد بانک مرکزی در طول سالیان اخیر و شاید در تمام دوران پس از انقلاب اسلامی، یکی از ضعیف ترین کارنامه ها را از خود به جای گذاشته است. یکی از ریشه های این ناکارآمدی مدیدران منصوب شده در بانک مرکزی است. هر حوزه ای که مدیدران ضعیف تری حضور دارند، خروجی آن نیز ضعیف بوده است.

نه تنها سیف، بلکه احمدی، دبیر کل بانک مرکزی و عراقچی، معاون ارزی بانک مرکزی باید توضیح دهند در طول مدت بحران ارزی چه کرده اند؟ و چه عملکردی برای سامان بخشیدن به بازار لجام گسیخته ارز داشته اند؟ چگونه است که دو ماه بازار ارز کشور در التهاب است و هیچ اقدام موثری صورت نگرفت؟

البته بانک مرکزی سالهاست که به بی تفاوتی به رسانه ها و افکار عمومی عادت کرده است و این مجموعه را حیات خلوتی برای بازنشستگان و ژن های خوب کرده است.

وقتی بانک مرکزی در چینش مدیران خود دچار افراط و تفریط است، چگونه می توان انتظار داشت تعادل را در بازار پولی کشور حاکم کند؟!

در یک سمت یک بازنشسته با 35 سال سابقه و کمترین سواد آکادمیک را بر کرسی دبیر کلی بانک مرکزی می نشاند و از یک طرف دیگر ژن خوب با کمترین سابقه و نداشتن پختگی لازم برای مدیریت سیستم ارزی این بانک منصوب می شود.

عدم کارآیی یکی از بارزترین خصوصیت های بانک مرکزی است به گونه ای که هزینه هر اقدام این مجموعه را دولت و شخص رییس جمهور و معاون اول وی باید پرداخت کنند.

در موضوع برخورد با موسسات اعتباری غیرمجاز که یک حرکت خوب بود، نهایت هزینه ها از سوی دولت و روحانی پرداخت شد و سیف و مدیران ناکارآمدش به جای تبیین مواضع، توپ را به زمین حسن روحانی انداختند و تنها به نظاره نشستند.

در ماجرای ارز نیز سیف حتی حاضر نشد بار روانی اعلام دلار 4200 تومانی را بر عهده بگیرد و جهانگیری، معاون اول رییس جمهور، علیرغم تمام تلاش ها برای کم رنگ کردن نقشش در دولت در ماه های اخیر، مجبور شد مصوبات جلسه فوق‌العاده ستاد اقتصادی دولت برای مدیریت بازار ارز را اعلام کند و مورد هجمه از سوی رسانه های مخالف دولت قرار بگیرد و عکس یک دلاری وی به صورت طنز در شبکه های اجتماعی دست به دست شود.

بحران ارزی نشان داد در حال حاضر بانک مرکزی به صورت جزیره ای جداگانه از دولت مدیریت می گردد و نه تنها در روهای ملتهب بازار ارز خود را از ماجرا کنار می کشد و تنها سکوت پیشه می کند، بلکه کوچکترین هماهنگی نیز با سایر بخش های اقتصادی دولت نداشته و همواره خود را جدا از دولت نشان می دهد تا کمترین گزندی از بحران های اقتصادی و تبعات آن نصیب بانک مرکزی و مدیرانش نگردد.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
اخبار داغ