کد خبر: ۲۰۱۰۴۷
تاریخ انتشار: ۱۸ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۳:۲۵
چگونه است که برخی از نمایندگان اصلاح طلب، سابقه اصلاح طلبی ربیعی را دلیلی برای مخالفت با استیضاح وزیر کار می دانند؟ بهتر از این نمایندگان تکلیف خود را با مشی اصلاح طلبانه و حضور اصلاح طلبان در دولت مشخص کنند. یک بام و دو هوا با مشی اصلاح طلبی سازگار نیست. آیا صرف اینکه برخی از اصولگرایان موافق استیضاح وزیر کار هستند، کفایت می کند اصلاح طلبان خطاهای محرز در مجموعه مدیریتی وزارت کار را نادیده گرفته و از انتقاد از سوءمدیریت ها دست بکشند؟
امیرحسین میرزایی: طرح استیضاح سه وزیر راه و شهرسازی، جهاد کشاورزی و تعاون، کار و رفاه اجتماعی در هیات رییسه مجلس اعلام وصول شده و اظهارات برخی نمایندگان نشان از این دارد عزم نمایندگان برای استیضاح آخوندی، ربیعی و حتی حجتی جزم شده است. هفته آینده نیز استیضاح این سه وزیر در صحن علنی مجلس برگزار خواهد شد. 

به گزارش اعتدال، طرح استیضاح ربیعی و اخوندی از هفته ها پیش و به دلیل برخی سوء مدیریت ها در دو وزارت خانه راه و کار مطرح شده بود و نمایندگان بر استیضاح این دو وزیر به خصوص علی ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی اصرار دارند.

اما در این میان انچه قابل تامل است اظهارات برخی نمایندگان به خصوص برخی از نمایندگان اصلاح طلب در حمایت از ربیعی است. دلیل نیز ظاهرا مشخص  و موجه است، سابقه اصلاح طلبی وزیر کار. برخی نمایندگان با همراهی برخی از رسانه های همسو سعی بر این دارند با سیاسی جلوه دادن استیضاح وزیر کار و تلاش اصولگرایان برای این استیضاح، مانع از رای دادن سایر اعضای فراکسیون امید به استیضاح ربیعی در مجلس گردند. حال سوال این جاست صرف اینکه علی ربیعی سابقه حضور در  جریان اصلاحات را داشته، کافی است که این سابقه پوششی شود بر تمام سوء مدیریت ها در مجموعه وزارت کار؟ ضروری است به چندین سال قبل بازگردیم تا نتیجه حمایت های کورکورانه جناحی از دولتمردان به طور محسوس یادآوری شود. 

زمانی اصولگرایان چشم و دهان بر تمام اشتباهات احمدی نژاد و دولتمردان نهم و دهم بستند و کورکورانه از او و سیاست های نادرستش حمایت کردند، آن هم تنها به یک دلیل، روی کار آمد دولتی برآمده از اصولگرایان پس از دوران اصلاحات. همین تفکر کاملا گروهی و دوری از نقد ورزیدن اصولگرایان و تخریب منتقدان، فاجعه ای به بار آورد که در تاریخ ایران ماندگار شد و اثرات مخرب آن سال ها در زمینه های مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی کشور باقی خواهد ماند. حال چگونه است برخی اصلاح طلبان در مجلس اصرار دارند آزموده را یکبار دیگر و این بار در دولت دوازدهم بیازمایند؟ آیا صرف اینکه برخی از اصولگرایان موافق استیضاح وزیر کار هستند، کفایت می کند اصلاح طلبان خطاهای محرز در مجموعه مدیریتی وزارت کار را نادیده گرفته و از انتقاد از سوءمدیریت ها دست بکشند؟ اگر چنین است پس وظیفه نمایندگی و مسئولیت رای مردم را چه کسی بر عهده می گیرد. مگر نه آنکه حق و وظیفه نمایندگان است، که در مبارزه با کجروی ها در صف اول ایستاده باشند و فریاد انتقاد سر دهند؟ اگر چنین است چه فرق است میان برخی اصولگرای تندور که منافع ملی را به پای منافع حزبی و سیاسی قربانی کردند و برخی از اصلاح طلبان؟ حتی اگر هم تلاش اصولگرایان برای استیضاح ربیعی سیاسی باشد، آیا دلیل می شود که اصلاح طلبان مجلس از وظیفه خود چشم بپوشند و با ضعف های مدیریتی در وزارت کار همراه شوند؟

نکته قابل تامل این که طراحان اصلی استیضاح وزیر کار از اصلاح طلبان به نام مجلس و از اعضای فراکسیون امید هستند. از چه زمانی تاجگردون  به عنوان یکی از نمایندگان پیگیر و طراحان استیضاح، اصولگرا شده و از اصلاح طلبان جدا شده است؟ حضور بهرام پارسایی، نماینده شیراز و سخنگوی فراکسیون امید، محمدعلی وکیلی نماینده فراکسیون امید در هیات رییسه مجلس و عبدالکریم حسین زاده در میان طراحان استیضاح به خوبی نمایان می سازد، استیضاح ربیعی سیاسی نبوده و عزم اصلاح طلبان برای اصلاح از درون جدی است. رویکردی که اتفاقا با مشی اصلاح طلبانه کاملا سازگار است. اصلاح طلبان ابتدا به انتقاد از خودی ها می پردازند و از کجروی ها در مجموعه خود جلوگیری به عمل می آورند، تا از فجایعی هم چون دوران احمدی نژاد و روی کار آمدن و ماندن اشخاصی چون مرتضوی و سیدشمس الدین حسینی ممانعت به عمل آورند. افرادی هر یک برای به قهقرا بردن، سیاست و اقتصاد ایران کافی بود.

عجیب آنکه برخی نمایندگان اصلاح طلب، مخالف استیضاح ربیعی هستند تا از تعداد وزرای اصلاح طلب در دولت کاسته نگردد، حال آنکه برخی از این نمانیدگان به عنوان نمونه  موسوی بیوکی نماینده یزد که اکنون مخالف جدی استیضاح ربیعی است، در جریان رای اعتماد به وزرای پیشنهادی کابینه دوازدهم در مخالفت با حبیب الله بیطرف، گزینه پیشنهادی وزارت نیرو و وزیر 8 ساله در دوران اصلاحات، سنگ تمام گذاشتند و مانع از ورود  وی به دولت شدند. شخصی که به جرات می توان گفت اصلاح طلب ترین وزیر پیشنهادی کابینه دوازدهم بود. حال چگونه است که برخی از این اصلاح طلبان، سابقه اصلاح طلبی ربیعی را دلیلی برای مخالفت با استیضاح وزیر کار می دانند؟ بهتر از این نمایندگان تکلیف خود را با مشی اصلاح طلبانه و حضور اصلاح طلبان در دولت مشخص کنند. یک بام و دو هوا با مشی اصلاح طلبی سازگار نیست. شاید هم ماجرا چیز دیگری است و اصلاح طلب بودن تنها پوششی است برای رسیدن به مقاصد دیگر. شاید بتوان دلیل برخی از مخالفت ها با استیضاح ربیعی را در اظهارات اکبری نماینده بجنورد یافت که می گوید: " دوماه پیش مشاوران ربیعی با ارائه وعده های توخالی به برخی از استیضاح کنندگان، آن ها را مجبور به پس گرفتن امضاء های خود کردند. حتی این مشاوران سراغ بنده هم آمدند اما من قبول نکردم ."

سوال دیگر آنکه آقای موسوی بیوکی به عنوان یکی از مخالفان استیضاح وزیر کار و سایر دوستان همراه ایشان، چرا حساسیتی در قبال سایر وزرای اصلاح طلب که در صف استیضاح قرار دارند، از خود نشان نمی دهد. وزرایی که سابقه فعالیت اصلاح طلبانه آن ها اگر بیشتر از علی ربیعی نباشد مسلما کمتر هم نیست. چرا شائبه های سیاسی بودن استیضاح حجتی و آخوندی، که هر دو از وزرای اصلاح طلب هستند توسط این نمایندگان مطرح نمی شود؟ مگر نه آنکه حجتی سابقه چندین دوره وزارت در دوران اصلاحات و سازندگی را دارد؟ مگر آخوندی از اصلاح طلبان محسوب نمی شود؟ پس چرا تنها شائبه سیاسی بودن استیضاح وزیر کار مطرح می شود؟ این موارد است که اظهارات نماینده بجنورد را قابل تامل تر می سازد.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
اخبار داغ