کد خبر: ۲۰۰۹۲۴
تاریخ انتشار: ۱۷ اسفند ۱۳۹۶ - ۰۹:۴۷
حسین نجفی
آنچه از سیاست در عرصه اجرا آموخته ایم،اتخاذ تدبیر در لحظه لحظه های ایام است.تدبیر امور جاری میتواند برآمده از روزمرگی باشد ویا انعکاس تصمیم سازی ها.اما در واقعیت،سیاست جز تدبیر در تداوم لحظه های جاری نیست.هر لحظه یک "موقعیت" دارای شرایط منحصر بفردی است که چیدمان و تدبیر این موقعیت ها در امتداد یکدیگر، راهی جز سیاست ندارد و روشنفکر چگونه از ساحت اندیشه و احتمالا "ذهن آزاد از ارزش/پیش فرض" به ساحت بازی در موقعیت هجرت خواهد نمود؟ 

نقد دائم و تغییر و آگاهی به تغییر،صفت بارز روشنفکر و ذهن بی خانمان است و "موقعیت" در دنیای واقعی،شرایطی ست که بسیاری را درخود جای میدهد.موقعیت/سیاست/قدرت،دربیعت اندیشه آزاد نخواهد بود.تضاد میان تغییر دائم(ساحت روشنفکری) با ثبات و آرایش موقعیت (سیاست) ناهمساز است.

روشنفکر آفریننده ارزش های جدید و نقاد همان ارزش هاست وسیاست عرصه تثبیت ارزشها وهژمونی عقاید است. جمله ای اخیرا طنین انداز رسانه ها شد که جای تامل دارد.(با چپ باید برخاست و با راست باید نشست) معنای دیگر آنکه با اندیشه و ایدئولوژی و رویکردهای چپ بایدبه نقد وضع موجود رفت و پس از حلول شرایط جدید،با اندیشه های راست و رویکردهای حفظ وضع موجود وراهکارهای تثبیت و همسویی با موقعیت موجود باید مدیریت نمود. معنای واقعی این جمله چیست؟ اپورتونیسم و پیمانکاری سیاسی؟ پوپولیسم وعوامفریبی روشنفکرانه؟ اعتدال و میانه گرایی؟ یکی از دغدغه های جدی جامعه،مدگرایی اپوزیسیون بودن است.

اینکه حقانیت همیشه در جریان منتقد است و مدعیان حفظ وضع موجود وحامیان شرایط، ناحق اند والبته این زاییده سیاهچاله های ذهنی ماست.

اگر لفاظی های اپوزیسیون درشرایط خاص کشور به دقت و بدور ازجریانگرایی بررسی شود کاملا مشهود است آنانکه انتقادات بسیار بنیادین و ضد ساختار و بعضا دارای نظم و منطق گزاره های درون گفتمانی خودشان را مطرح میکنند،حتی از تجربه یک روزه مدیریت یک سازمان یانهاد یا اداره یک کتابخانه بی بهره اند.

تفاوت و تضاد اصلی در میانه "آیین مملکت داری" و اپوزیسیون گرایی و اندیشه های ایده آلیستی ست.آنچه بعضا نهضت ها و جنبش های اجتماعی را در دوره های متنوع خودپس از تثبیت، دچار انحطاط،انحراف از شعارها و آرمان های اولیه،ریزش یا شکست میکند، ایده آلیسم گرایی غلیظ و نفی مطلق وضع موحود است.

باتجربه ای که خاصه در جنبش دانشجویی و آرمانگرایی دانشجویی حاصل شد کاملا مشهود است که خلاء واقعی،ناآشنایی با آیین مملکت داری ست.عدم دیدگاه ساختاری وعدم آشنایی تسلط برپیچیدگی شرایط منجر به آن شده که یک کلیپ تلگرامی از فلان منطقه سیل زده یا حادثه دیده باعث انکار و نفی کامل خدمات وعملکرد ستاد بحران میگردد.حق پنداشتن هرآنچه یک سیل زده یاحادثه دیده میگوید وتخریب کامل نیروهای خدمات رسان،به نوعی تبدیل به عادت رفتاری وملکه ذهن گردیده است. فارغ ازآنکه نقش مشارکت جامعه هدف،محیط آسیب دیده،عوامل محلی قبل از حادثه و بطور کلی شرایط چند لایه نقطه حادثه دیده میبایست ملحوظ گردد.درنقل قولی آمده است که منتقدین رادیکال را درگیر اموراجرایی کنید تا عقلانی تر انتقاد کنند واز پوپولیسم وشعارزدگی درنقد جداشوند. 

یکی ازمباحث انتقادی در دوران دانشجویی،ضرورت دموکراسی برای همه و تجربه جمعی مشارکت درامور بوده که همان دانشجو با آن ذوق دموکراسی خواهی،اگر بر مسند مدیریت یک روستای دورافتاده قرار گیرد،مطمئنا آسیبهای طائفه ای/قبیله گرایی و عدم جمع گرایی توسعه محور و عدم تشریک مساعی و برنامه پذیری را ملموس تر تجربه میکند تاشاخص های مثبت دموکراسی درآن روستا را.البته ما در تمام سطوح جامعه نیاز به تجربه و طی طریق اجتماعی داریم اما موضوع اصلی،پرهیز از روشنفکرگرایی غلیظ درعرصه مدیریت است."آیین مملکت داری" درسی ست که هرمنتقدی را سرعقل می آورد و اگرچه انتقاد همیشه جایی برای بروزدارد اما درمیانه واقعیت اندیشیدن کجا و در دنیای الگوهای ذهنی زیستن کجا.

انسانی که یک عمر در دانشگاههای معتبر دنیا تحصیلات آنچنانی را طی نموده و استاد اندیشه های چپ شده،امروز پس از بازگشت به محل زندگی خود در روستا،شاهد تقاضای عمومی اهالی برای مسندنشینی ومدیریت اوست فلذا آموزه های تضاد کارفرما و کارگر، چه جایی را برای عملکردومدیریت موقعیت در روستای مذهبی با بافت سنتی که سالها طوائف آن بدلیل عدم ازدواج فلان دختر ازمحله بالا بافلان پسر ازمحله پایین و مشکلات آب بین اهالی میان محله راست و چپ روستا میگذارد؟

در سیراندیشه های بشری شاهد ظهور مکتب محافظه کاری هستیم که معتقداست احترام وضع موجود وفهم اهمیت ریشه های شکل گیری"موقعیت فعلی"ضروری ست اما برخورد گزینشی باتمدن فکری و اندیشه های بشری،ما را درسیاهچاله های اندیشه های ذهنی وایده آلیستی گرفتار نموده است.روشنفکرانی ازاین دست در جویبار لحظه ها یاشناکردن را میآموزند و یاغرق میشوند وبعضا برای توجیه حقانیت خود،جامعه را نخبه کش مینامند.اگرچه جامعه شناسی نخبه کشی دور ازواقعیت نیست اما آیین مملکت داری و فهم وضع موجود ومدیریت موقعیت،درسی ست که روشنفکران و پیشتازان تحول بایدتجربه کنند.

 حسین نجفی- کارشناس ارشدجامعه شناسی سیاسی

نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
اخبار داغ